آينهدار بهار
خواهد آمد و آهوان رميده را ضمانت خواهد کرد و گرگهاي دريده را خجل خواهد ساخت.خواهد آمد و واژه ظ...
از پلک هایم خورشید می ریزد
ديشب، باز هم خواب تو را ديدم. خواب ديدم قيامت شده و همين نامههاي شبانه، شفاعت مرا کردند. به م...
سفري براي آن سفر كرده
وقتي با خبر شدم براي بار ديگر، توفيق سفر به سرزمين وحي نصيبم گرديده، نميداني چه حالخوشي...
خير سرمان، منتظر آقاييم
در احوال يكي از مشتاقان دلسوخته و شيفتگان چشمبهدر دوخته گفتهاند كه چهل...
مهمان عصمت
بی بی! ... سلام! باز هم آمده ام، با دلی لبریز از شوق، با چشمانی در انتظار، آمده ام تا یک بار دیگر د...
سلام اي طلوع تماشا
از بيقراري اندوه دوري تو، گاه ديوانه وار سر به بيابان ميگذارم، گاه از حاجيان سفر مكه، م...
به دنبال توأم
كي انتظار آمدن آن بهاري كه در خود شكفتن شكوفه نرگسي را به همراه دارد، به پايان ميرسد؟!
