مرکز مجازی مهدویت

غيبت امام زمان (علیه السلام) و علل آن

مقدمه:

غيبت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف)از امورى است كه عقل بشر به تنهايى از كشف همه‌ى اسرار آن ناتوان است و پيوسته مورد سؤال قرار گرفته و فكرها را مشغول نموده است: ولى بايد توجّه داشت كه بر اساس برخى روايات، علّت و فلسفه‌ى واقعى غيبت امام مهدى(عليه السلام)سرّى از اسرار الهى است كه حكمت آن بر بندگان پوشيده است و جز خدا و امامان معصوم(عليهم السلام)كسى از آن اطلاع كافى و كامل ندارد و تنها بعد از ظهور آن حضرت اين مطلب روشن خواهد شد. درمتن حاضر به مفهوم، پیشینه، فلسفه و برخی از حکمت‌ها و آثارغیبت امام عصر(علیه السلام) پرداخته شده است.

مفهوم غيبت

اولين نكته قابل طرح آن است كه غيبت به معني «پوشيده بودن از ديدگان» است نه حاضر نبودن. بنابراين در اين بخش، سخن از دوره‌اي است كه امام مهدي)عجل الله تعالی فرجه الشریف( از چشمان مردمان غايب است و آنها او را نمي‌بينند و اين در حالي است كه آن بزرگوار در بين مردم حضور دارد و در كنار ايشان زندگي مي‌كند. اين حقيقت در روايات امامان معصوم(علیهم السلام) با عبارات گوناگون بيان گرديده است.امام علي(علیه السلام) فرمود:

«سوگند به خداي علي، حجّت خدا در ميان مردم هست و در راهها (كوچه و بازار) گام برمي دارد؛ به خانه‌هاي آن‌ها سر مي‌زند؛ در شرق و غرب زمين رفت و آمد مي‌كند؛ گفتار مردم را مي‌شنود و برايشان سلام مي‌كند؛ مي‌بيند و ديده نمي‌شود تا وقت ( معين ) و وعده ( الهي )».[1]

البته نوع ديگري از غيبت نيز براي آن حضرت بيان شده است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«در صاحب اين امر سنت‌هايي از انبياء وجود دارد... اما سنّت او از يوسف(علیه السلام)، پنهان بودن است. خداوند بين او و مردم حجابي قرار مي‌دهد (به گونه اي كه) مردم او را مي‌بينند ولي نمي‌شناسند».[2]

بنابراين درباره حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غيبت به دو گونه روي مي‌دهد: آن بزرگوار در مواردي از ديدگان پنهان است و در مواردي ديگر ديده مي‌شود ولي شناخته نمي‌گردد اما در هر حال در ميان مردم حضور دارد.

پيشينه غيبت

غيبت و نهان زيستي، پديده‌اي نيست كه براي اولين بار و تنها درباره آخرين حجّت پروردگار روي داده باشد بلكه از روايات فراوان استفاده مي‌شود كه تعدادي از پيامبران بزرگ الهي، بخشي از زندگي خود را در پنهاني و غيبت بوده‌اند و اين امر به جهت حكمت و مصلحت خدايي بوده و نه يك خواسته شخصي و يا مصلحت خانوادگي.

بنابراين غيبت يكي از سنّت هاي[3] الهي است كه در زندگي پيامبراني همچون ادريس، نوح، صالح، ابراهيم، يوسف، موسي، شعيب، الياس، سليمان، دانيال و عيسي(علیهم السلام) جريان يافته است و هر يك از آن سفيران الهي به تناسب شرايط سال‌هايي را در غيبت بسر برده‌اند.[4]

به همين دليل است كه در روايات از غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) به عنوان يكي از سنت‌هاي پيامبران ياد شده است و يكي از دلايل غيبت آن حضرت، اجرا شدن سنّت انبياء(علیهم السلام) در زندگي حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) شمرده شده است.

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«به راستي كه براي (امامِ) قائم از ما غيبتي است كه مدت آن طولاني خواهد بود. راوي گويد: دليل اين غيبت چيست‌اي فرزند رسول خدا (صلی الله علیه و آله)؟».

حضرت مي‌فرمايد:

«خداوند مي‌خواهد سنت‌هاي انبياء در غيبت هايشان درباره آن حضرت روي دهد».[5]

از سخن فوق اين نكته نيز آشكار مي‌شود كه سخن از غيبت امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) سال‌ها پيش از ولادت آن بزرگوار، مطرح بوده است و پيشوايان اسلامي از پيامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) تا امام عسكري (علیه السلام) از غيبت آن حضرت و بعضي از خصوصيات آن و آنچه در زمان غيبت اتّفاق خواهد افتاد، خبر داده‌اند و نيز وظايفي را براي مردم مؤمن در آن زمان بيان داشته‌اند.[6]

پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) فرموده‌اند:

«مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از فرزندان من است... براي او غيبتي است و حيرتي (پريشاني) تا آنگاه كه مردمان از دين‌هاي خود گمراه شوند پس در آن زمان مي‌آيد مانند شهاب ثاقب (ستاره‌اي روشن و تابان)؛ پس زمين را از عدل و داد پر مي‌كند همانگونه كه از ظلم و ستم آكنده باشد».[7]

فلسفه غيبت

به راستي چرا امام و حجّت خدا در پس پرده غيبت قرار گرفته است و كدام علت سبب گرديد تا مردم از بركات ظهور او محروم گردند؟

درباره اين موضوع سخنان فراواني گفته شده و روايات فراواني نيز در دست است ولي پيش از پاسخ گفتن به سؤال فوق لازم است به نكته‌اي اساسي اشاره كنيم:

ما ايمان داريم كه خداوند عالم هيچ كار كوچك و بزرگي را جز بر اساسِ حكمت و مصلحت انجام نمي‌دهد خواه اين مصلحت‌ها را بشناسيم يا خير. و نيز همه رويدادهاي خرد و كلانِ جهان با تدبير پروردگار و به اراده او انجام مي‌پذيرد كه يكي از مهمترين آن‌ها، حادثه غيبت امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. بنابراين غيبت آن سرور نيز مطابق حكمت و مصلحت است اگرچه ما فلسفه آن را ندانيم.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«بي‌ترديد براي صاحب الامر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) غيبتي است كه هر اهل باطلي در آن به شك مي‌افتد».

راوي از علت غيبت سؤال كرد. حضرت فرمود:

«غيبت به سبب امري است كه اجازه نداريم آن را براي شما بيان كنيم... غيبت، سرّي از اسرار الهي است ولي چون مي‌دانيم كه خداوند بزرگ حكيم است مي‌پذيريم كه همه كارهاي او(براساسِ )حِكمت است و اگرچه علّت آن كارها براي ما معلوم نباشد».[8]

البتّه چه بسا انساني كه همه افعال خداوند را حكيمانه مي‌داند و در برابر آن‌ها سر تسليم فرود مي‌آورد، به دنبال دانستن راز و رمز بعضي از رويدادهاي عالم باشد تا به سبب علم به فلسفه يك پديده، آرامش نفس و اطمينان قلبي بيشتري يابد. بنابراين به بحث و بررسي پيرامون حكمت‌ها و آثار غيبت حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي‌پردازيم و به روايات مربوط به آن اشاره مي‌كنيم:

تأديب مردم

وقتي امّت نسبت به پيامبر و امام قدر نشناسند و وظايف خود را در برابر او انجام ندهند بلكه اوامر او را نافرماني كنند، رواست كه خداوند، پيشواي ايشان را از آن‌ها جدا كند تا به خود آيند و در روزگار غيبت او، ارزش و بركت وجود او را دريابند و در اين صورت، غيبت امام به مصلحت امت است گرچه آن‌ها ندانند و درك نكنند.

امام باقر(علیه السلام) فرمود:

«وقتي خداوند همراهي و همنشيني ما را براي قومي خوش ندارد ما را از ميان آن‌ها برگيرد».[9]

استقلال و نبودن تحت پيمان ديگران

آن‌ها كه به دنبال ايجاد يك تحوّل و انقلاب هستند به ناچار در ابتداي قيام با بعضي از مخالفان، عهد و پيماني مي‌بندند تا بتوانند اهداف خود را دنبال كنند، ولي مهدي موعود(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن مصلح بزرگي است كه در راه برپايي انقلاب و حكومت عدل جهاني با هيچ قدرت ستمگري سازش نخواهد كرد زيرا كه مطابق روايات فراوان او مأمور به مبارزه قاطع و آشكار با همه ظالمان است. به همين جهت تا آماده شدن شرايط انقلاب، در غيبت مي‌رود تا مجبور نباشد كه با دشمنان خدا عهد و پيماني ببندد.

در روايتي از امام رضا(علیه السلام) علت غيبت اينگونه بيان گرديده است:

«براي اينكه آن زمان كه با شمشير قيام مي‌كند، كسي بر عهده او امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف‌) بيعتي نداشته باشد».[10]

آزمايش مردم

امتحان كردن مردم يكي از سنّت‌هاي خداوند است. او بندگان خود را به اسباب گوناگون مي‌آزمايد تا ميزان استواريشان در مسير حق روشن شود. البتّه نتيجه امتحان براي خداوند معلوم است ولي در كوره آزمايشها اين بندگان هستند كه ساخته مي‌شوند و به جوهر وجود خود پي مي‌برند.

امام كاظم علیه السلام فرمود:

«هنگامي كه پنجمين فرزندم غايب شد، مواظب دين خود باشيد تا كسي شما را از آن بيرون نكند براي صاحب اين امر امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) غيبتي خواهد بود كه گروهي از پيروان او از اعتقاد خود دست بر مي‌دارند و اين غيبت، آزموني است كه خداوند با آن بندگانش را امتحان مي‌كند». [11]

حفظ جان امام

يكي از عواملي كه سبب كناره گيري پيامبران از قوم خود مي‌شد، حفظ جان خويش بود. آن‌ها براي اينكه بتوانند در فرصتي ديگر رسالت خود را به انجام رسانند در شرايطي كه مورد تهديد قرار مي‌گرفتند مخفي مي‌شدند همانگونه كه پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله) از مكّه بيرون رفت و در غار پنهان شد. البته همه اينها به دستور و اراده خداوند است.

درباره حضرت مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و علت غيبت او نيز در روايات متعدد چنين امري بيان شده است.

امام صادق(علیه السلام) فرمود:

«امام منتظر، پيش از قيام خود، مدتي از چشم‌ها غايب خواهد شد. از علّت آن سؤال شد. حضرت فرمود: برجانِ خويش بيمناك است».[12]

هر چند شهادت آرزوي مردان خداست ولي شهادتي مطلوب است كه در ميدان انجام وظيفه الهي و به صلاح جامعه و دين خدا باشد. امّا آنگاه كه كشته شدن فرد به معني به هدر رفتن و از دست رفتن اهداف باشد، ترس از قتل، امري عقلي و پسنديده است. كشته شدن امام دوازدهم كه آخرين ذخيره الهي است به معني فرو ريختن كعبه آمال و آرزوي تمام انبياء و اولياء(علیهم السلام) و تحقق نيافتن وعده پروردگار در تشكيل حكومت عدل جهاني است.

گفتني است كه در روايات نكته‌هاي ديگري نيز درباره علّت غيبت امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) بيان گرديده است كه براي رعايت اختصار از ذكر آن‌ها خودداري مي‌شود ولي آنچه مهم است اينكه همانگونه كه پيش از اين گذشت؛ «غيبت»، سرّي از اسرار الهي است و علت اصلي و اساسي آن پس از ظهور آشكار خواهد شد و آنچه بيان شد عواملي است كه در غيبت امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تأثير گذار بوده است.

انواع غيبت

با توجه به مطالب گذشته، غيبت امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امري لازم و ضروري بود ولي از آنجا كه همه حركت‌ها و اقدام‌هاي پيشوايان بزرگ ما، در راستاي تقويت پايه‌هاي ايمان و اعتقاد مردم بود و بيم آن بود كه غيبت آخرين حجّت الهي، آسيب‌هاي جدّي و غير قابل جبران به ديانت مسلمين وارد آورد، دوران غيبت با روندي حساب شده و برنامه ريزي دقيق آغاز گرديده و ادامه پيدا كرد.

سال‌ها پيش از ولادت امام دوازدهم، سخن از غيبت آن بزرگوار و ضرورت آن بر سر زبان‌ها افتاد و نقل محافل ائمه معصومين (علیهم السلام) و اصحاب ايشان شد. همچنين روش ارتباط امام هادي و امام عسكري(علیهما السلام) با شيعيان در قالبي جديد و به شكل محدودتري انجام گرفت و پيروان مكتب اهل‌بيت (علیهم السلام) رفته رفته آموختند كه در بسياري از نيازهاي مادي و معنوي، مجبور به شرفيابي به محضر امام حاضر نيستند بلكه مي‌توانند با مراجعه به كساني كه از سوي امامان به عنوان وكيل و فرد مورد اعتماد معرفي شده اند، به وظايف خود عمل كنند. با شهادتِ امام حسن عسكري(علیه السلام) و آغاز دوره غيبت حضرت حجة بن الحسن(عجل الله تعالی فرجه الشریف) باز هم رابطه امام و امت به كلّي قطع نشد بلكه مردم به وسيله نائبان خاص امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) با مولا و مقتداي خويش در ارتباط بودند و در همين دوره بود كه شيعيان به رفت و آمد و ارتباط گسترده‌تر با عالمان ديني، خو گرفتند و دانستند كه در شرايط غيبت امام نيز راه شناخت وظايف ديني به روي آن‌ها بسته نيست. در اين بستر مناسب بود كه غيبت طولاني حضرت بقية اللّه(عجل الله تعالی فرجه الشریف) اتفاق افتاد و ارتباطي كه بين امام و شيعيان در زمان‌هاي گذشته معمول و رايج بود، قطع گرديد.

اينك درباره ويژگي‌هاي دو دوره كوتاه و بلند غيبت، مطالبي را خواهيم آورد.

غيبت كوتاه مدّت

با شهادت امام حسن عسكري(علیه السلام) در سال(260 هجري قمري)، دوران امامت امام دوازدهم (عجل الله تعالی فرجه الشریف) آغاز شد و از همين زمان، غيبت كوتاه مدّت آن گرامي كه به «غيبت صغري» معروف است شروع شد و تا سال(329 هجري قمري) - نزديك به 70 سال ـ ادامه يافت.

مهم ترين ويژگي دوره غيبت صغري آن است كه مردم از طريق نايبان خاصّ با امام مهدي (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در ارتباط بودند و به وسيله آن‌ها پيام‌هاي آن حضرت را دريافت مي‌كردند و پاسخ سؤالات خود را مي‌گرفتند.[13] گاهي نيز به واسطه نائبان امام، توفيق شرفيابي به حضور امام خويش را مي‌يافتند.

نائبان خاصّ امام(عجل الله تعالی فرجه الشریف) كه همگي از علما و بزرگان شيعه و برگزيدگان امام عصر(عجل الله تعالی فرجه الشریف) بودند، چهار تن هستند كه به ترتيب زمان نيابت خود عبارتند از:

1.

کلمات کلیدی :
مدتانواع غیبتانواعپیشینهمفهومفلسفهغیبتعلت