مرکز مجازی مهدویت
پنج شنبه 28 دی 1396
یک روز

در روشنای چشم تو تطهیر می‌شوم 
آغاز یک جنون نفسگیر می‌شوم

...
یك هفته بى‏قرارى

در پاى سرو قدت سر مى‏نهم به زارى 
باشد كه یك قدم هم بر چشم من گذارى

...
التماست می کنم آقا

چرا دعا و اشک شب، به دل اثر نمي‌کند
به کلبه حقير من، کسي نظر نمي‌کند

...
شه سوار مكه

با بهاران، ابر باران‌زا فراوان مي‌رسد
گل بروید در چمن، شور بهاران مي‌رسد

...
صبحی دگر

صبحی دگر می‌آید ای شب زنده داران
از قله‌های پر غبار روزگاران

...
صداي عشق

 سرگشته در هوای فراقیم ای خدا 
کی می‌شود که دیده ببیند وصال را

...
صفای قدم یار

به صفای قدمت دیده گلزار شکفت
گل لبخند به شوق آمد و بسیار شکفت

...
طلسم غربت

حسرت نگاه پنجره‌ها را گرفته است
بغضی گلوی زخمی ما را گرفته است

...
شبی ستاره چشمش ظهور خواهد کرد

شبی ستاره چشمش ظهور خواهد کرد 
مرا ز غربت این کوچه دور خواهد کرد

...
RSS