مرکز مجازی مهدویت

نقش امام زمان (ع) در زندگي ما در عصر حاضر

مقدمه:

زماني كه ما در آن بسر مي بريم زمان غيبت امام زمان ارواحنا لتراب مقدمه الفداء است. زماني كه عموم مردم كرة زمين در ظلمات روحي و معنوي به زندگي سپري مي كنند و از نور هدايت بي بهره يا كم بهره هستند. آيا خداوند متعال بشر را براي چنين زندگي تاريكي خلق كرده و هيچ راه برون رفتي از اين ظلمات براي بشر قرار نداده است؟

آيا خداوند حكيم بشر را بي دليل در اين ظلمات رها كرده و او را به حال خود واگذاشته تا مثل چهارپايان بلكه بدتر از آنان بخورد و بياشامد و پس از چند صباحي بدون اينكه حقايق خلقت خودش را بفهمد حيات را بدرود گويد و سعادت ابدي خود را از دست بدهد و به شقاوت ابدي برسد؟

آيا زمان غيبت امام عصر (عليه السلام) مساوي است با زمان ظلمت مطلق و كوتاهي دست بشريت از هدايت حقيقي؟ اگر خداي تعالي اين جامعه ر ا به حال خود واگذارد در پرتگاه نيستي و پستي سقوط خواهد كرد و كسي را از اين مهلكه گريزي نيست مگر آنكه خود را حقيقتا به دست تواناي وليّ خدا و حجت او در زمين حضرت بقية الله الاعظم ارواحنا فداه بسپارد و اين سپردن ميسر نيست مگر به شناخت و معرفتي عميق و صحيح از آن خورشيد عالمتاب .

ما نيز بايد با كسب شناخت از آن حضرت قدمي به سوي نجات خويش برداريم كه رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمودند: من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميتة جاهلية هر كس در حالي از دنيا برود كه امام زمان خودش را نشناسد، به مرگ جاهلي از دنيا رفته است. پس بايد از خدا بخواهيم و بگوييم: الهي لاتُمِتْني ميتةً جاهليهً خدايا ما را به مرگ جاهلي از دنيا نبر.

انواع غيبت

غائب كيست؟ و معناي غيبت كدام است؟ چنانچه همه مي دانيم غيبت امام زمان (عليه السلام) به دو قسمت غيبت صغري و غيبت كبري تقسيم مي گردد، بعلاوه تقسيم ديگري نيز مي توان براي غيبت به طور عام ذكر كرد: غيبت كلي و جزئي گاهي مي گوييم: فلان شخص از ميان ما غايب است يعني اينجا نيست و حضور مادّي و فيزيكي اينجا ندارد و حضور معنوي هم اينجا ندارد، نه حاضر است و نه ناظر بر اتفاقات و گفتگوهايي كه اينجا انجام مي شود، اين غيبت كلي است، امّا اين غيبت در مورد امام عصر ارواحنا فداه صدق نمي كند.

بلكه با توجه به شئون و تصرفات گوناگون امام (عليه السلام) در جهان، به اين نتيجه مي رسيم كه غيبت حجت خدا، غيبت كلي نيست، بلكه غيبت جزئي است يعني عدم حضور در شأني از شئون ولايت، و آن شأن معاشرت با مردم و هدايت مستقيم اجتماع بشري و تشكيل حكومت حق است. امام زمان عليه السلام در عصر غيبت در همين يك شأن از شئون ولايت و مقامات و تصرفات خويش غايب هستند و در ديگر شئون، حاضر، نافذ و فعال هستند. از اين واقعيت در ابواب معرفت به غيبت شأنيه تعبير مي كنند.

امام عصر ارواحنا فداه در عصر غيبت داراي غيبت شأنيه و حضرت شئونيه هستند. يعني آن حضرت در يك شأن غايب و در بقيه شئون حاضر هستند. زيرا كه اين شئون و حضور ارتباط مستقيم با بقاء و امتداد تكوّن كائنات است.[1]

شباهت هاي خورشيد پشت ابر با امام عصر ارواحنا فداه


وجود امام (عليه السلام) هدف نظام خلقت است. يكي از سؤالات مهم كه در بين مردم مطرح است كيفيت استفاده و استفاضه از وجود مقدس امام زمان عليه السلام مي باشد كه در عصر غيبت چگونه ممكن خواهد بود، و حتي براي بعضي از افراد اين ذهنيت پيش آمده كه از خود مي پرسند: وقتي حواس پنجگانه ي ما حضور امام عليه السلام را درك نمي كند چگونه بهره برداري از وجود مقدسش توجيه پذير است؟

پاسخ اين سؤالات با ذكر چند روايت و توضيح آن روشن مي شود: در يك پيام از وجود مقدس امام عصر ارواحنا فداه پاسخ اين سؤال آمده است آنجا كه فرموده اند: و امّا وجه الانتفاع بي في غيبتي فكالإنتفاع بالشمس اذا غيبتها عن الابصار السحابُ [2] يعني كيفيت بهره برداري مردم از من در زمان غيبتم همانند بهره برداري مردم از خورشيد است هنگاميكه ابرها خورشيد را از ديدگان پنهان مي كنند.

همانگونه كه ابرهاي متراكم در روز مانع روشنايي خورشيد نمي شوند و همه مخلوقات حتي در روزهاي ابري از خورشيد بهره مي برند،(و البته فوائد خورشيد در اين مورد خلاصه نميشود.) همچنين است كيفيت بهره بردن از امام عصر ارواحنا فداه در زمان غيبت. البته هر كس به قدر معرفت خود اين بهره مندي را درك مي كند و شكرگزار اين نعمت بزرگ مي شود. لذا بايد در اين زمينه معرفت كافي و وافي كسب شود.

اين شأن از شئون ولايت در زمان غيبت و حضور امام عليه السلام وجود دارد. چنانكه امام سجاد (عليه السلام) فرمودند: ما امان اهل زمين هستيم چنانكه ستارگان امان اهل اسمانند، به واسطة ما است كه آسمان به زمين فرود نمي آيد... به واسطة ما باران رحمت حق نازل و بركات زمين خارج مي شود ما اگر روي زمين نبوديم زمين اهلش را فرود مي برد. [3]

حال آيا كسي مي تواند بگويد خورشيد پشت ابر، بودن و نبودنش مساوي است؟ لذا در حديث نورانيت كه سلمان و ابوذر از حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) شناخت و معرفت امام را به نورانيت سؤال كردند در قسمتي از آن حضرت اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمودند: غايب ما غيبت نكرده است يعني فقط به ظاهر غايب هستند.

گوشه اي از محبت هاي امام عصر ارواحنا فداه


1. تربيت گروه منتظر آگاه


معناي غيبت چنانچه در اين تحقيق نوشته شد اين است كه حضرت در شأني از شئون امامت كه حكومت ظاهري باشد غايب است اما در بقيه شئون حاضر مي باشد.

يكي از آن شئون اين است كه آن حضرت دل هاي آماده را انتخاب نموده و تحت تربيت قرار مي دهد. اين مطلب فقط به معناي ديدار ظاهري و جسماني با حضرت نمي باشد. يكي از اشتباهات اين است كه ارتباط با امام زمان (عليه السلام) را منحصر در ديدار جسماني با حضرت كنيم و آن را نيز منحصر در اوحديّ افراد كنيم لذا راه ارتباط با امام زمان عليه السلام را بر عموم مردم بسته معرفي نمائيم. بلكه ارتباط روحي و معنوي با حضرت است كه بيشترين تأثير را در زندگي افراد مي گذارد. لذا امام عصر ارواحنا فداه نيز دل هاي آماده را در نزديك و دور تحت تأثير جذبة مخصوص خود قرار داده و به تربيت و تكامل آن ها مي پردازند.

همانطور كه همه اشياء قادر نيستند كه قطب هاي مقناطيسي زمين را دريافت كنند اما امواج مغناطيسي آن بر روي عقربه هاي قطب نماي هواپيماها اثر خود را نشان مي دهد، همچنين دل هاي آماده اي كه شباهتي با امام زمان عليه السلام دارند تحت تأثير آن جذبه روحاني و معنوي قرار مي گيرند.

فقط كافي است كه زنگار غفلت و رذايل اخلاقي از چهره جان بزدائيم تا به اين توفيق بزرگ راهي پيدا كنيم.

از طرفي در قرآن مجيد يك راه هدايت ديگر هم معرفي شده است و آن از نوع هدايت حضرت خضر (عليه السلام) است. ايشان با آنكه ناشناس زندگي مي كردند اما از اوضاع زمان با خبر بود و اوضاع را طبق مصالح رهبري مي كرد.

جالب اينكه نه تنها شخص خود ايشان ناشناس بود بلكه تصرفات ايشان نيز از ديد مردم پنهان بود چرا كه اگر مردم اطلاع داشتند اجازه كار به او نمي دادند چنانكه پنهاني كشتي را سوراخ كرد و قتل نفس او از ديد مردم پنهان بود.

مهمتر از همه مقام هدايت و رهبري او بود. او با داشتن مقام ولايت، به انجام وظيفه و تكليف مي پرداخت كه گاهي با تصرف در اموال و نفوس اثر ولايت خود را ابراز مي داشت و گاهي با تعليم افرادي مثل حضرت موسي (عليه السلام) جامعه را رهبري مي كرد. پس نتيجه مي گيريم كه وليّ خدا طبق مصلحت در بعضي زمان ها پيدا و بعضي زمان ها پنهان است و در هر دو صورت وظيفه خطير رهبري خود را به احسن وجه به انجام مي رساند.

2. فريادرسي و كمك رساندن به شيعيان

حضرت بقية الله ارواحنا فداه در يك توقيع كه براي شيخ مفيد صادر گشته فرمودند: انا غيرمهملين لمراعاتكم و لاناسين لذكركم و لولا ذلك لنزل بكم اللواء و اصطلمكم الاعداء [4] يعني: قطعاً ما هيچ گاه براي مراعات حال شما كوتاهي نمي كنيم و ياد شما را هرگز از خاطر نمي بريم، و اگر اينگونه نبود بلاها بر شما نازل مي گشت و دشمنان از ريشه شما را نابود مي كردند. حضرت بقية الله ارواحنا فداه در زمان غيبت كبري هم بطور عموم از شيعيان حمايت مي كند و هم گاهي به اقتضاء حكمت خودشان از بعضي شيعيان گرفتار رفع مشكل ميفرمايند. نمونه هاي زيادي در اين زمينه وجود دارد كه مي توان به كتب ملاقات با امام عصر عليه السلام مراجعه نمود. چه بسا افرادي كه اطباء از آنان قطع اميد كرده اند ولي امام عصر ارواحنا فداه آنها را به اقتضاء حكمت و مصلحت شفا عنايت فرموده اند.

3. تلطّف و مهرورزي حضرت به ما


شاهد بر اين مطلب توقيع شريفي است كه از امام زمان عليه السلام صادر شده است آنجا كه فرمودند: بسم الله الرحمن الرحيم خداوند ما و شما را از فتنه ها محفوظ دارد و به ما و شما روح يقين عنايت فرمايد و از فرجام زشت پناه دهد و حفظ نمايد. از ترديدي كه دربارة دين و اولياء امرشان در دل جماعتي از شما راه پيدا كرده خبردار شديم و از اين جهت به خاطر شما نه به خاطر خودمان اندوهگين گشتيم زيرا خدا با ما است و با بودن او نيازي به ديگري نداريم. و در كافي از امام رضا (عليه السلام): الامام الانيس الرفيق و الوالد الشفيق امام با مردم انس و رفاقت دارد و پدر مهربان و دلسوز مردم است.

در روايت ديگري امام صادق (عليه السلام) به زيد شحام فرموده: ... انت من شيعتنا، الينا الصراط و الميزان و حساب شيعتنا، والله لأنّا ارحم بكم منكم بأنفسكم [5] يعني تو از شيعيان ما هستي، صراط و ميزان و حساب شيعيان ما به سوي ما است، به خدا قسم ما بر شما از خودتان بر خودتان مهربان تر هستيم.

4. تحمل و صبر حضرت بر اذيت هاي ما


شديدترين دردها درد جهل است كه انبياء و اولياء خدا براي نجات مردم از اين درد بسيار تلاش كرده اند. اما در عوض مورد اهانت و تحقير مردم قرار مي گرفتند و گاهي كار به شكنجه و جسارت و آزار و اذيت نيز كشيده مي شد. مثلاً حضرت نوح را با سنگ زدن، آزار مي دادند. حضرت ابراهيم را در آتش نمرود افكندند و حضرت عيسي را بسيار كتك زدند و اين علاوه بر زخم زبانهاي آنها بود. در اين ميان بيشترين آزار نصيب پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) شد كه فرمودند: ما اوذي نبيٌّ مثل ما اوذيت هيچ پيامبري مثل من اذيت و آزار نديد. همچنين امام علي اميرالمؤمنين (عليه السلام) ، حضرت فاطمه ي زهرا (سلام الله علیها) و فرزندان معصومشان يكي پس از ديگري در اثر جهالت مردم مسلمان اذيت هاي فوق العاده اي ديدند كه روي جامعه بشري بخاطر اين ظلم ها سياه گرديده و آبروي انسانيت به خاطر اين كارها از بين رفته است. در اين زمينه شعر آقاي شمس واعظ لنگرودي بيانگر مطلب مي باشد.

روزگار است آنكه گه عزت دهد گه خوار دارد

چرخ بازيگر از اين بازيچه ها بسيار دارد

بهر يك ناپاك زن سر از تن يحيي بگيرد

مــبتلاي چنگ قومي ظالم و غدّار دارد

مصطفي را گوهر دندان به سنگ كينه خــسته

ريــسمان جور را بر گــردن كرّار دارد

آري يك يك انبياء و اولياء خدا مورد آزار و اذيت مردم زمان خود قرار گرفتند تا نوبت به آخرين حجت خدا خاتم الاوصياء حضرت بقية الله ارواحنا فداه رسيد كه فرمودند: قد آذانا جهلاء الشيعة و حمقاؤُهم و مَن دينه جناح البعوضة أرجح منه [6] يعني جاهلان و كم خردان و احمق هاي شيعه و كسانيكه بال پشه از دينداري آنان برتر و محكمتر است، ما را آزار و اذيت مي دهند. آيا وقت آن نرسيده كه ما هم به خود آييم و دقيق در اعمال، افكار، عقايد و اخلاق خود بررسي نماييم ببينيم آيا امام زمان عليه السلام از تك تك آنها رضايت كامل دارند يا خير؟!

بنابراين بايد به نداي الهي گوش جان بسپاريم كه فرموده: يا ايهاالذين آمنوا آمِنوا بالله و رسوله و الكتاب الذي نزَّل علي رسوله و الكتاب الذي اَنزلَ من قبل [7] يعني: اي كسانيكه (به زبان) ايمان آورده ايد (به حقيقت و از دل هم) ايمان آوريد به خدا و رسول او و كتابي كه به رسول خود فرستاده و كتابي كه پيش از او فرستاده است. 

5. قرار دادن حجت در زمان غيبت براي ما


از ديگر محبت هاي امام عصر ارواحنا فداه براي هدايت و رشد معنوي شيعيان و نجات شيعيان از مهلكات و خطرات معنوي و اصلاح امور شيعيان، اين است كه در زمان غيبت عده اي از علماء را بعنوان حجت خود بر ما قرار داده اند و به آنها منصب نيابت عامّه را عنايت فرموده اند.

در توقيعي كه از ايشان روايت شده است فرموده اند: و امّا الحوادث الواقعه فارجعوا فيها الي رواة حديثنا فإنّهم حجتي عليكم و انا حجة الله [8]

يعني: و اما حوادثي كه در زمان غيبت براي شما پيش مي آيد به راويان حديث ما رجوع كنيد كه آنها قطعا حجت من بر شما هستند و من حجت خدا هستم. در حديث ديگر امام صادق (عليه السلام) فرموده اند: و اما من كان من الفقهاء صائناً لنفسه حافظا لدينه، مخالفا علي هواه مطيعا لأمر مولاه فللعوام ان يقلّدوه [9] يعني: فقهايي كه نگهدارندة نفسشان باشند و محافظ دينشان و بر هواهاي نفساني خودشان غلبه كرده و از مولاي خود (حجت خدا در هر زمان) اطاعت و فرمانبري كامل دارند، مردم مي توانند از چنين فقيهي پيروي كنند.

6. استجابت دعاي ما و ورود به بهشت به خاطر آن حضرت[10]

از امام صادق (عليه السلام) از پدرانشان از رسول خدا (صلي الله عليه و آله) كه فرمودند: جبرئيل از پروردگار عزيز جل جلاله پيامي آورد كه مي فرمايد: كسيكه بداند و علم داشته باشد كه من به تنهايي خدا هستم (توحيد) و محمّد بنده و فرستاده من است (نبوت) و اينكه علي بن ابيطالب جانشين من است و امامان از فرزندان علي بن ابيطالب حجت هاي من هستند (امامت):

1. اُدخله الجنة برحمتي: او را به رحمت خود وارد بهشت مي نمايم.

2. انجاه من النار بعفوي: او را از آتش به بخشش و عفو خود نجات مي دهم.

3. اَبَحْتُ له جواري: جوار خودم را براي او مباح مي گردانم (قرب الهي)

4. اوجبتُ له كرامتي: كرامت خودم را براي او واجب مي گردانم.

5.و أتممْتُ عليه نعمتي: نعمت خودم را بر او تمام مي گردانم

6. و جعلته من خاصّتي و خالصتي: او را از خاصّه و خالصان خود قرار مي دهم.

7. اِنْ ناداني لبَّيْتُه: اگر مرا ندا كند او را لبيك گويم

8. و اِن دعاني أجبتُهُ: اگر دعا و خواسته اي از من داشته باشد اجابت نمايم

9. و إن سألني اعْطيْتُه: و اگر از من سؤال كند به او اعطاء نمايم.

10. و إن سكتْ ابتدَئْتُه: و اگر ساكت باشد و چيزي نخواهد خودم ابتداءً بدون در خواست به او بدهم.

11. و إن ساءَ رحمتُه: و اگر بدي كرد او را مورد رحمت و مهرباني قرار دهم.

12. و إن فرَّ منّي دعوتُه: و اگر از من فرار نمايد او را به سوي خود دعوت نمايم.

13. و ان رجع الي قلبتُه: و اگر به سوي من بازگردد او را قبول نمايم.

14. و إن فرغّ بابي فتحته: و اگر درب مرا بكوبد به روي او بگشايم [11]

در ادامه همين حديث كه در اكمال الدين به سند قوي كالصحيح نقل شده حضرت رسول (صلي الله عليه و آله) نامهاي ائمه را يك يك مي برد تا امام زمان (عليه السلام) و در پايان مي فرمايد: هؤلاء يا جابر! خلفائي و اوصيائي و اولادي و عترتي من اطاعهم فقد اطاعني و من عصاهم فقد عصاني و من انكرهم او انكر واحداً منهم فقد انكرني، بهم يمسك الله عزوجل السماء ان تقع علي الارض الّا بإذنه و بهم يحفظ الارض ان تميه بأهلها اي جابر آنها جانشينان من و اوصياء و اولاد و عترت من هستند و هر كس آنان را اطاعت كند مرا اطاعت كرده و هر كس عصيان آنها كند مرا نافرماني كرده و هر كس آنها را يا يكي از آنها را انكار نمايد مرا انكار نموده است. به وسيله ي آنها است كه خداوند عزوجل آسمان را نگاه داشته كه بر زمين واقع نشود مگر به اذن خدا و به وسيله ي آنها است كه خداوند زمين را حفظ فرموده كه اهلش را به خود فرو نبرد.

7. حق وجود و حق بقاء


حقوق و مرحمت هاي امام زمان (عليه السلام) بسيار زيادتر از آن است كه بتوانيم آنها را بشماريم. در مَثَل ،اين محبت ها مثل درياي عميق و پهناوري مي ماند. مگر آنكه قطره اي از آن دريا را بتوانيم درك كنيم.

از جمله حقوق آن حضرت بر ما، حق وجود و حق بقاء است كه بر همه ي مخلوقات دارند. پايه اي از معرفت اين است كه بدانيم امام زمان (عليه السلام) سبب براي وجود ما و وجود هر موجودي هستند. و اگر ايشان نبود نه ما و نه هيچ مخلوقي خلق نمي شد. بلكه اگر ايشان نبود نه زمين و نه آسمانها خلق نمي گرديد. بر اين مطلب روايات زير دلالت دارند. از جمله توقيعي شريف كه از ناحيه مقدسه صادر گرديده كه فرمودند: و نحن صنايع ربنا و الخلق بعد صنايعنا [12] يعني: ما ساخته هاي پروردگارمان هستيم و مخلوقات بعد ساخته هاي دست ما هستند. براي توضيح اين روايت به روايت ديگري كه از ناحيه مقدسه صادر گشته متوسل مي شويم.

در زمان غيبت صغري، گروهي از شيعيان اختلاف كردند. گروهي معتقد شدند كه خدا عزوجل كارها را به ائمّه اطهار عليهم السلام تفويض كرده پس آنها خلق مي كنند و روزي مي دهند، اما گروهي ديگر گفتند كه اين محال است و بر خدا اينكار (تفويض امور) جايز نمي باشد. چون هيچ كس غير از خدا نمي تواند چيزي را خلق كند. گروه اول گفتند: خداوند متعال قدرت بر خلق و روزي دادن را به ائمه تفويض كرده است لذا آنها خلق مي كنند و روزي مي دهند. در اين مورد نزاع بالا گرفت تا اينكه يك نفر گفت: چرا به نائب خاص امام زمان عليه السلام محمد بن عثمان رجوع نمي كنيد و از او نمي پرسيد تا حقيقت برايتان آشكار گردد. چون او طريق به سوي امام عصر عليه السلام و صاحب الامر مي باشد. لذا به اين امر راضي گشتند و نامه اي به او نوشتند و شرح اختلاف را دادند و منتظر پاسخ شدند.

تا اينكه از ناحيه مقدسه ي امام زمان عليه السلام توقيع مباركي صادر گشت كه فرمود: انّ الله تعالي هو الذي خلق الاجسام و قسّم الارزاق، لأنه ليس بجسم ولا حالّ في جسم، ليس كمثله شيء و هو السميع البصير، فأمّا الائمّه عليهم السلام يسألون الله تعالي فيخلق و يسألونه فيرزق ايجاباً لمسألتهم و اعظاماً لِحقِّهِم. [13] يعني: خداي تعالي تنها كسي است كه اجسام را خلق كرده روزي ها را تقسيم نمود چون او جسم نمي باشد و حلول در جسم نكرده است و هيچ چيز مثل او نيست و او شنوا و بينا است، اما ائمه (عليهم السلام) از خداي متعال سؤال و درخواست مي كنند پس خدا خلق مي كند و ائمّه سؤال مي كنند پس خدا روزي مي دهد به خاطر پاسخ دادن به سؤال و درخواست ائمّه عليهم السلام و از جهت بزرگداشتن حق آنها. حاصل اين پاسخ اين است كه امام زمان عليه السلام و پدران بزرگوارشان (عليهم السلام) واسطه هاي بين مخلوق و خالق هستند در ايصال و رساندن فيوضات و نعمات الهي. چنانچه در دعاي ندبه به اين مطلب اشاره شده است آنجا كه آمده: اين السّبب المتّصل بين الارض و السّماء [14]

كجاست آقايي كه واسطة بين زمين (مخلوقات) و آسمان (خالق) است. چنانكه مي دانيم در ادبيات اين زياد پيش مي آيد كه فعل را به سبب و واسطه نسبت بدهند همچنين در عرف و لغت اين استعمال زياد مي باشد.

حق بقاء در دنيا براي همه ي مخلوقات به واسطه ي امام زمان عليه السلام است اگر او نبود حتي لحظه اي هم نمي توانستيم در دنيا زنده باشيم. چنانچه در روايتي آمده كه به سند صحيح از وشاء كه اسمش حسن بن علي بود كه از ابالحسن الرضا عليه السلام پرسيدم: آيا زمين بدون امام باقي مي ماند؟ فرمود: نه. گفتم: ما روايت مي كنيم كه زمين بدون امام باقي نمي ماند مگر آن كه خداوند بر بندگان غضب مي كند. فرمود: نه، بدون امام زمين باقي نمي ماند در آن هنگام فرو مي رود.[15]

همچنين امام صادق (عليه السلام) فرمود: اميرالمؤمنين (عليه السلام) فرمودند: و اعلموا انّ الارض لاتخلوا من حجة الله و لكنّ الله سيعمي خلقه منها بظلمهم و جورهم و اسرافهم علي انفسهم و لو خلت الارض ساعة واحدة من حجة الله لساخت بأهلها [16] يعني بدانيد كه زمين هيچگاه از حجت خدا خالي نمي شود و لكن خداي تعالي به زودي چشم مردم را از ديدن حجت خدا محروم مي نمايد به خاطر ظلم و جور و اسرافشان بر خودشان، اگر زمين ساعتي از حجت خدا خالي شود زمين اهلش را در خود فرو مي برد.

در كافي باب نوادر حديث از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمودند: ... ان الله خلقنا فاحسن خلقنا و صورنا فأحسن صورنا و جعلنا عينه في عباده و لسانه الناطق في خلقه و يده المبسوطة علي عباده بالرأفة و الرحمة و وجهه الذي يؤتي منه، و بابه الذي يدل عليه و خزانه في سمائه و ارضه، بنا اثمرت الاشجار و اينعت الثّمار و جرت الانهار و بنا ينزل غيث السماء و ينبت عشب الارض و بعبادتنا عُبِدالله ولو لانحن ما عبدالله در يك كلام و خلاصه هر نعمتي كه به ما مي رسد خداوند متعال به ما عنايت مي فرمايد: امّا در روايت است كه ابي الله ان يجري الامور الابأسباب خداوند كارها را با واسطه انجام مي دهد و بر طبق دعاي ندبه اين السبب المتصل بين الارض و السماء واسطه خدا و مخلوق امام زمان (عليه السلام) هستند.

بنابراين هر نعمتي را كه خدا به ما مي رساند و هر بدي را كه از ما دفع مي كند به واسطه ي امام زمان ارواحنا فداه مي باشد و به تعبيري كه در زيارت جامعه و اولياء النعم هستند يعني صاحبان نعمت ها و به قول سعدي: هر نفسي كه فرو مي رود ممدّ حيات است و چون بر مي آيد مفرح ذات، پس در هر نفس دو نعمت موجود و بر هر نعمت شكري واجب، از دست و زبان كه بر آيد كز عهده ي شكرش به در آيد .[17] پس در هر نفس، امام زمان (عليه السلام) دو نعمت از جانب خداوند به ما مي رسانند.ايشان هيچگاه در مراعات حال ما كوتاهي نكرده و ياد ما را فراموش نمي كنند. روييدن گلها، باريدن باران، جاري شدن رودها، ميوه دادن درختان و... همه و همه به واسطه ي امام عصر ارواحنا فداه است پس بايد خطاب به ايشان گفت: هر كس هر چه دارد از خوبيها، به خاطر لطف و عنايت شما است پس هر كس كه تو را دارد چه ندارد و هر كس كه تو را ندارد چه دارد و كسي كه تو را ندارد جز بي كسي چه دارد.و امّا وظيفه ي ما شكر اين نعمت بزرگ- ولايت و محبت ايشان- است. هرچند كه از عهده شكر اين نعمت هرگز بر نخواهيم آمد اما به قدر وسع خود بايد بكوشيم شايد به وصال روحي و معنوي ايشان يا لااقل ملاقات حضرت دست يابيم، به قول حافظ;:گرچه وصالش نه به كوشش دهند هر قدر اي دل كه تواني بكوش[18]خداوند در قرآن كريم فرموده: واذا حُييتُم بتحيّةٍ فَحَيُّوا بِأحسنَ منها اَوْ ردّوها [19]

هرگاه شما را تحيت و سلامي گفتند شما نيز به تحيت و سلامي بهتر از آن يا مانند آن پاسخ دهيد. در روايت ديگري رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: هر كس به شما معروف و خوبي هديه كرد شما نيز جبران كنيد اگر پيدا نكرديد پس براي آن شخص آنقدر دعا كنيد تا اينكه علم پيدا كند كه شما محبت و معروف او را جبران نموده ايد و در قرآن كريم خداوند متعال فرموده: هل جزاء الاحسان الا الاحسان [20] آيا جزاي احسان و نيكوكاري غير از احسان و نيكوكاري خواهد بود؟

فوايد امام غايب[21]

وجود مقدس حضرت مهدي (عليه السلام) منافع بسياري براي ما دارد كه بر چند گونه است:

قسم اول: منافع آن حضرت چه غائب باشند و چه ظاهر و آن بر دو نوع است:

الف. تمام خلايق در آن شريك هستند. چون ايشان واسطة بين خدا و همة مخلوقات هستند.مانند زندگي و بقاي در جهان

ب. افاضات معنوي، علمي و عنايات رباني كه به مؤمنين اختصاص دارد مانند راهنمائي و هدايت باطني و معرفي راه حق و صواب.

قسم دوم: منافع زمان غيبت آن حضرت كه آن هم بر دو نوع است:

1. مخصوص به مؤمنين، و آن بسيار است مانند ثوابهاي بسياري كه بر انتظار زمان ظهور آن جناب مترتب است.

2. مخصوص كافرين و منافقين است و آن مهلت دادن و تأخير در عذاب آنها است.

قسم سوم: منافع ظهور آن حضرت و آن بر دو گونه است:

الف. براي زندگان و آن بهره وري از شرف حضور آن حضرت و استفاده از نور آن جناب و فرا گرفتن از علوم آن بزگوار و برطرف شدن بيماري ها و فقر و گرفتاري ها از ايشان است.

ب. براي مردگان: از جمله خوشحالي از ظهور آن حضرت در قبرهايشان و از جمله منافع براي اموات مؤمنين(مومنين خالص) زنده شدن آنها است.[22]

نتیجه:

پس ما بايد احسان امام زمان عليه السلام را نسبت به خود بشناسيم و به ديگران نيز بشناسانيم تا در قبال امام عصر ارواحنا فداه احساس مسئوليت و وظيفه شناسي بيشتري نسبت به قبل از اين داشته باشيم و دائماً در پي كسب رضايت آن حضرت برآييم تا مبادا جزء حق ناشناسان نسبت به ايشان قرار بگيريم. شكر اين نعمت، اطاعت و انجام واجبات الهي و تبليغ دين خدا و معرفت امام عصر ارواحنا مي باشد. خداوند توفيق ما را در انجام اين وظيفه ي بزرگ زياد فرمايد.

پی نوشت ها :

[1] . خورشيد مغرب، ص184.

[2] . كمال الدين، 485.

[3] . بحار، ج52، ص92.

[4] . احتجاج، ج2، ص3234.

[5] . مكيال، ج1، ص52.

[6] . احتجاج، ج2، ص474.

[7] . نساء آيه 136.

[8] . احتجاج، ج2، 383.

[9] . بحار، ج53، ص181.

[10] . مكيال، ج1، ص35.

[11] . كمال الدين، ج1، ص25.

[12] . احتجاج، ج2، ص278.

[13] . احتجاج، ج2، ص284.

[14] . مفاتيح دعاي ندبه.

[15] . اصول كافي. ج1، ص176.

[16] . غيبت نعماني.

[17] . گلستان سعدي.

[18] . حافظ.

[19] . نساء، آيه 86.

[20] . الرحمن، آيه 60.

[21] . مجتبي تونه اي، فرهنگ الفباي مهدويت ص529.

[22] . مكيال، ج1، ص271.

نگارنده : مسلم عباس پور