مرکز مجازی مهدویت

سيماي وجودي حضرت مهدي در ادعيه و زيارات

مقدمه :

 شناخت ابعاد و شئون حضرت مهدي به عنوان انسان کامل، موجب ارتباطي وثيق ومطمئن با اين آموزه در عصر غيبت خواهد شد؛ چرا که موعود در اندیشه اسلامی دارای چهره ای معین وماهیتی مشخص می‌باشد. جستار در ادعيه و زيارات نشان مي‌دهد مي‌توان در سايه متون غني وقوي آنها آموزه امامت ومهدويت به ويژه شخصيت امام دوازدهم را تبيين کرد و چهره‌اي نيکو از اين مسأله ترسيم نمود. در اين قسمت از پژوهش تلاش خواهد شد سيماي وجودي حضرت در ادعيه و زيارات مورد واکاوي قرار گيرد.

1.ماهیت مهدي موعود در ادعیه وزیارات

الف) نام حضرت مهدي هم نام پيامبر است

 نام امام دوازدهم در ادعيه و زيارات حضرت، همان نام پيامبر اعظم(است. در ادعيه و زيارات وارد شده است: « اللهم فاظهر لي وليک و ابن بنت نبيک المسمي باسم نبيک»[1]در بعضي از ادعيه انشايي نيز اين مضمون وارد شده است: «فاظهر اللهم لنا وليک و ابن وليک و ابن بنت نبيک المسمي باسم رسولک ‌»[2] بنابر اين حضرت، هم نام پيامبر است. به جهت اشاره به اين مطلب در دعاي شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان آمده است: «اللهم کن لوليک القائم بامرک الحجة، محمدبن الحسن المهدي»؛ بنابراين دعا، نام وجود مبارک حضرت مهدي «محمد» است[3]

ب) نسب حضرت مهدی

مهدي از نسل پيامبر

 حضرت مهدي در امتداد سلسله جليله امامت به عنوان آخرين امام در بيت امام عسکري) متولد شد. طبق آنچه در روايات وارد شده و در تاريخ مورد تأييد قرار گرفته است، حضرت مهدي از نسل پيامبر) است؛ همان گونه که در ادعيه و زيارات مهمي همانند زيارت آل يس و دعاي ندبه آمده است: «سلام علي آل يس»[4] به نظر همه کارشناسان و صاحب نظران تفسير، مراد از «يس» پيامبر خاتم است؛ همان گونه که از اين زيارات استفاده مي‌شود نسب امام دوازدهم( به پيامبر) مي‌رسد.

 در دعاي بعداز ظهر روز جمعه، هم از امام باقر در خصوص نسب حضرت آمده است «اللهم اشتر مني نفسي الموقوفة عليک المحبوبة لامرک بالجنة مع معصوم من عترة نبيک » طبق اين دعا نيز امام عصر( از عترت پيامبر اعظم) است.[5]

 عترت از ماده «عتر» به معنی حلقه اتصال جدایی ناپذیر است واین فراز گویای این واقعیت است که تصور مهدویت بدون توجه به خاندان وحی و بیت امامت معنی نخواهد داشت؛ چرا که مهدویت بدون ایشان، به نوعی گرایش به انحراف ومدعیان دروغین است.

 در دعاي ندبه درباره نسب امام دوازدهم آمده است: «اين ابن النبي المصطفي و ابن علي المرتضي و ابن خديجة الغراء و ابن فاطمة الکبري» در ادامه به صورت شفاف مي‌فرمايد: «و صل علي محمد جده و رسولک السيد الاکبر و علي ابيه سيد الاصغر و جدتة الصديقة الکبري فاطمة بنت محمد»[6]

 بنابر اين همان گونه که در ادعيه و زيارات آمده است، حضرت مهدي( از نسل پيامبر خاتم است. ايشان فرزند علي و فاطمه زهرا (ودر ميان فرزندان ايشان از نسل سيد الشهدا) است. همان گونه که در دعاي شب سوم شعبان در اشاره به اين حقيقت مي‌فرمايد:

«اللهم اني اسئلک بحق المولود في هذا اليوم الموعود بشهادته قبل استهلاله و ولادته بکته السماء و من فيها والارض و من عليها و لايطاء لابتيها قتيل العبرة و سيد الاسرة الممدود بالنصرة يوم الکرة المعوض من قتله ان الائمه من نسله و الشفاء في تربته»[7]

 طبق اين دعا ديگر توجيهي براي مهدويت از نسل امام حسن مجتبي باقي نمي‌ماند! و اين همان دانش افزايي ادعيه و زيارات است.[8]

 آنچه در ادامه مي‌توان گفت و از ادعيه و زيارات بر مي‌آيد بنوت امام دوازدهم( براي امام عسکري) است؛ همان گونه که در ادعيه و زيارات به جهت اشاره به اين مطلب آمده است:«سلام الله و برکاته و تحياته علي مولاي صاحب الزمان… و خلف الحسن الاما م الموتمن و القائم المعتمد»[9]در دعاي ديگري آمده است: «وصل علي ولي الحسن وصيه ووارثه»[10]

بنابراين در خصوص نسب حضرت در ادعيه و زيارات مي‌توان چنين نتيجه گرفت که امام دوازدهم( فرزند امام حسن عسکري)است و اين سلسله منتهي به سيد الشهدا، امير المؤمنين و فاطمه زهرا و سر سلسله آن خاتم انبيااست، بنابراين حضرت مهدي از سادات بني‌هاشم و حسيني است و فرزند امام حسن عسکري مي‌باشد.

2.ويژگيهاي شخصي حضرت مهدي

تأملی در تفاوت کنيه، لقب وصفت

 ادعيه و زيارات مملو است از کنيه و القاب و صفاتي که هر يک به نوعي بيان گر شخصيت امام دوازدهم هستند؛ به رغم وجوه مشترکي که بين آنها وجود دارد، در پاره‌اي از موارد تفاوتهايي بين آنها ديده مي‌شود. هر چند هر يک از آنها فرق اساسي با ديگري ندارد و همه آنها در راستاي بيان شخصيت حضرت مهدي هستند؛ لکن به جهت تبيين بهتر ابعاد مسأله به تفاوتهايي ضمن توضيح آنها اشاره مي‌شود.

 کنيه: استفاده از کنيه در زبان عرب براي تعريف ويا براي تعظيم است، هرچند، گاه براي تحقيرشخص نیز مورد استفاده قرار می‌گیرد. به نظر مي‌آيد با توجه به فضاي مهدي ستيزي زمان امام دوازدهم کنايه، گزينه مناسبي براي معرفي مسأله امامت ومهدويت باشد؛ به خصوص که مي‌تواند به صورت غير مستقيم، عظمت آن حضرت را نيز براي اهلش بيان نمايد.

 لقب: لقب بر مسماي مشهور وفراگير اطلاق مي‌شود. القاب حضرت مهدي از تحقق کامل اهداف خلقت وکار کرد امامت به دست امام دوازدهم خبر مي‌دهند؛ چرا که با اقدامات آن حضرت، تمام ارزشها در جامعه مشهور ومعروف ونهادينه وفراگيرخواهد شد.

 صفت: صفت در مقام تمجيد ونکو داشت و بزرگداشت استفاده مي‌شود، در حقيقت صفات بيان گر حالات نيکوي امام هستند. بنا بر اين، صفات نمي‌توانند همانند القاب به اقدامات فراگير حضرت بپردازند و از کنايه نمي‌توان انتظار داشت به مثابه صفات، تصوير روشني از امام ترسيم نمايند؛ هر چند در تمام آنها به بزرگي از آن امام همام ياد مي‌شود.[11]

- کنيه‌هاي امام دوازدهم

 سياست شوم عباسيان مبني بر قطع رابطه امام ( با مردم موجب شد، بخشي از زندگي امام دوازدهم) به دوران اختفا و پنهان زيستي اختصاص يابد. به همين لحاظ بيت امامت ناگریر به اتخاذ روشی غير مستقيم برای معرفی چهره موعود بر آمد که از مزایای آن، عدم جلب توجه دستگاه خلافت عباسي نسبت به تبيين ویژگی های شخصی امام دوازدهممی‌باشد.

  ساختار کنيه نزد عرب شامل کلماتي مي‌شود که در ابتدای آنها واژه « اب، ام، ابن، بنت» قرار می‌گیرد.[12] بنابراين معيار، کنيه‌هاي امام دوازدهمدر ادعيه و زيارات در این قالب شناخته شده‌اند. مرور ساختار ادبیات عرب نشان می‌دهد «کنایه» راهکار مناسبی برای شناسایی معارف این آموزه به شمار می‌آید و می‌تواند رسالت تبیینی مناسب از این مسأله را بر عهده گیرد؛ چرا که شیوه ویژه ای درانتقال معارف به مخاطب در این ساختار لحاظ شده است. به همین روی، استفاده از «کنايه» به اين امر مهم اختصاص يافت.

 بررسی «کنایه» نشان می‌دهد استفاده از این واژه براي تعریف وتبیین مکنی است و همان هدفی رانشانه می‌رود که اسم آن را نسبت به مسمی اثبات می‌کند؛ با این تفاوت که «کنایه» برای تعظيم وگاه نیز برای تحقیر به کار می‌رود. تحقیقات نشان می‌دهد «کنایه» همیشه مأثور نیست ودر پاره ای از موارد غیر مأثور است؛ به عنوان نمونه می‌توان به کنیه «ابا صالح‌» برای امام دوازدهم اشاره کرد که در منابع روایی وارد نشده است و این امر موجب اختلال در بیان سیمای مکنی نمی‌شود؛ هر چند «کنایه» وارده در احادیث و ادعیه و زیارات، قدرت بسیار زیادی در تبیین ویژگی های شخصی مکنی دارند؛ چرا که از زاویه ای دقیق و عمیق به آموزه مورد نظر پرداخته‌اند. به جهت اشاره به آنها در مسأله مهدویت در ادعیه وزیارات فرازهایی آمده است که به آنها ضمن مطلب اشاره خواهد شد.

 کاوش فضای سیاسی حاکم بر آموزه امامت ومهدویت نشان می‌‌دهد دشمنان هرگز قادر به مبارزه صریح و آشکار با این مسأله نشدند و جامعه اسلامی نیز چنین ستیزشی را تحت هیچ شرایطی تحمل نمی نمود؛ از این رو دشمنان در پی تخریب این مسأله بر آمدند ودر پی تخریب وستیزش امامت ومهدویت فتنه‌ها بر افروختند تا بتوانند در سایه آن از عظمت و ابهت مهدویت بکاهند. به جهت اشاره به این مطلب در حدیثی نبوی آمده است «بابی ابن خیرة الاماء ابن النوبیة الطیبة الفم المنتجبة الرحم ویلهم لعن الله الاعیبس وذرصاحب الفتنة  لعن الله الاعیبس».[13]

 ساختار کنایی موجود در دعا وزیارت می‌تواند به خوبی با سیاه نمایی مهدی ستیزان مبارزه نماید؛ چرا که ادبیات آن اگر چه ازسوی عرب گاه برای تحقیر مورد به کار برده می‌شود ولکن کنایه همواره در مقام تعظیم شخص مورد استفاده قرار گرفته است و می‌تواند در مسأله مهدویت بر شکوه هر چه بیشتر آموزه مهدویت و اهمیت آن در اندیشه اسلامی به عنوان اندیشه راهبردی تأ کید نماید و ساختار آنها موجب می‌شود به عنوان یک مسأله اساسی وبنیادین از سوی جامعه مورد استقبال قرار گیرد.

  بررسی کنیه های امام دوازهم چنین می‌نماید كه استفاده از «کنايه» در ادعيه و زيارات به جهت ياد آوري ابهت و شکوه هر چه بيشتر مهدويت و جايگاه رفيع آن حضرت در انديشه اسلامي است. در باره راز تعدد آنها نیز می‌توان به این مطلب اشاره نمود که مجد و عظمت حضرت به اندازه‌ای است که بیان ویژگی‌های شخصی آن حضرت نیاز به استفاده از کنیه‌های متعددی دارد تا امکان ترسیم ویژگیهای شخصی امام عصر در سایه آنها پدید آید. به همین لحاظ در این قسمت از پژوهش به ویژگیهای شخصی حضرت در آنها به ترتیب ذیل به صورت کلی اشاره می‌شود:

 الف) نسب امام زمان: به جهت اشاره به آن در ادعیه آمده است«اين ابن النبي المصطفي وابن علي المرتضي و ابن خديجة الغراء و ابن فاطمة الکبري»؛[14] حضرت مهدي از خاندان پيامبري است که برگزيده خداوند متعال است و ذریه او در وصیش علی مرتضی قرار گرفته است. او فرزند خديجه کبري و فاطمه زهرا است، او فرزند بهترين بندگان مقرب خدا و نيکان روزگار است.

  ب) تبارشناسی امام زمان: حضر ت مهدی فرزند افرادي بخشنده و فداکار و کريم و وفادار است. اجداد طاهرین آن حضرت، همگي پاک و مطهر و معصومند؛ بنابر این هرگز شخصی قادر نخواهد بود با تظاهر به تشریفات بیت امامت جایگزین آن امام همام گردد. برای بیان این منظور در ادعیه آمده است: بابي انت و امي و نفسي لک الوقاء و الحمي، يابن السادة المقربين، يابن النجباء الاکرمين، يابن الهداة المهديين، يا بن الخيرة المهذبين، يا بن الغطارفة الانجبين، يا بن الاطائب المطهرين، يا بن الخضارمة المنتجبين، يابن القماقمة الاکرمين.[15]

 ج) سیمای پدیدارشناسی مهدی: رسالت کنیه، ترسیم تصویری شفاف وگویا از مکنی است. از آنجا که کنیه های امام زمان در مقام بیان ویژگی های شخصی حضرت وارد شده‌اند، در آنها به حقایقی پرداخته می‌شود که ماهیت و شخصیت آن امام را مورد شناخت قرار دهد. به همین روی طبق محتوای آنها امام عصر چون ماه تابان وچراغ فروزان و ستاره‌اي درخشان، راه مستقيم را به جويندگان حقيقت نشان مي‌دهد و همانند نشانه‌اي گويا، راهنماي جامعه به شمار می‌آید؛ به ویژه که حضرت مهدي از تبار صاحبان دانش و سنتهاي پسنديده است به جهت اشاره به این مطلب، در ادعیه مهدوی آمده است :يابن البدور المنيرة، يابن السرج المضيئة، يابن الشهب الثاقبة، يابن الانجم الزاهرة، يابن السبل الواضحة، يابن الاعلام اللائحة، يابن العلوم الکاملة، يابن السنن المشهورة، يا بن المعالم المأثورة، يابن المعجزات الموجودة، يابن الدلايل المشهورة، يابن الصراط المستقيم، يابن النباء العظيم، يابن من هو في ام الکتاب لدي الله علي حکيم، يابن الآيات البينات، يابن الدلايل الظاهرات، يابن البراهين الواضحات الباهرات يابن الحجج البالغات.[16]

 د) انسان کامل: مهدویت، استمرار نبوت وختم ولایت است؛ چرا که او دارای تمام فضايل اخلاقی وکمالات انسانی است. به جهت اشاره به این مطلب در ادعیه آمده است : يابن النعم السابغات، يابن طه و المحکمات، يابن يس و الذاريات، يابن الطور و العاديات، يابن من دني فتدلي[17]

 او عصاره نبوت و ثمره ولايت و مستجمع همه کمالات است. به گونه ای که حضور او در نظام آفرینش، تداعی بخش حضور دو باره پیامبر خاتم، علی مرتضی، فاطمه زهرا، وائمه هدی و همه‌ی خوبان است؛ چرا که او انسان کامل است و می‌تواند الگوی مجسم کمالات آرمانی جامعه قرار گیرد.

3.القاب امام دوازدهم

 القاب گوناگوني براي امام عصر در ادعيه و زيارات وارد شده است. به رغم تکريم و تمجيد از امام دوازدهم  با زبان کنايي، القاب نيز بيان گر شخصيت جهاني وابعاد فراگير حضرت مهدي  هستند و به معرفي غير مستقيم ايشان مي‌پردازند. در اين قسمت از پژوهش به القاب حضرت اشاره خواهد شد:

1.حجت

  اين لقب را مي‌توان در دعايي که در دوران غيبت توصيه شده است يافت نمود که متن آنان چنين است: «اللهم عرفني حجتک فانک ان لم تعرفني حجتک ضللت عن ديني‌»[18]

 طبق این فراز، امام زمان حجت خداوند متعال را در عصر ظهور در سرتاسر مجموعه هستی تمام خواهد نمود

  1. ولي

 اين لقب به ضميمه القاب ديگر نيز در دعايي که به مناسبت غيبت، مورد توصيه قرار گرفته، وارد شده است و به ولایت عالم‌گیر حضرت مهدی بر همگان اشاره دارد. در ادعيه آمده است: «و امرک ينتظر و انت العالم غير معلم بالوقت الذي فيه صلاح امر وليک»

 -موارد ديگر

  1. رضيتك يا مولاي اماماً و هادياً و لياً و مرشدأ
  2. أنت الولوي الذي لا تدافع
  3. زيارت آل ياس
  4. خلف صالح

 لقب «خلف صالح» به جهت اصلاح جامعه جهانی در عصر ظهور نوید می‌دهد. در ادعيه چنين آمده است: «و صل علي الخلف الصالح الهادي المهدي» [19]

  1. موعود

  لقب موعود، تحقق وعده الهی آمدن موعود را بشارت می‌دهد. در دعاي شب نيمه شعبان در مورد آن چنین وارد شده است: «اللهم بحق ليلتنا و مولودها و حجتک و موعودها».[20]

  1. غائب مستور

 اين لقب در ادامه فرازهاي دعاي قبلي موجود است وبه آن چنين اشاره مي‌شود: «… نورک المتألق و ضياوک المشرق و العلم النور في طخياء الديجوز الغائب المستور جلّ مولده و کرم محتده».[21]  البته در بعضي ادعيه فقط به لقب «غائب» اشاره شده و چنين آمده است: «و الغائب في خلقک».[22]

6.قائم

  در خصوص لقب قائم که از القاب مشهور امام دوازدهم است، ادعيه و زيارات زيادي وجود دارند که نهضت فراگیر مهدوی را یاد آوری می‌نمایند؛ برای اشاره به این لقب در ادعیه مهدوی آمده است: «اللهم وصل علي ولي امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر»؛ [23]

 «اللهم بلغ مولانا الامام الهادي المهدي القائم بامر الله»؛[24] «اللهم کن لوليک القائم بامرک».2[25]

7.منتظر

 انتظار حضرت مهدي، پيشينه‌اي طولاني دارد و از دير زمان، انبياء و اولياء( به اميد آمدنش روزگار سپري کرده‌اند. ادعيه و زيارات در بيان اين حقيقت به لقب منتظر چنين اشاره مي‌کنند: «اللهم وصل علي ولي امرک القائم المومل و العدل المنتظر»؛[26] « و اتقرب اليک بالامام المنتظر المهدي».[27]

8.مهدي

  اين لقب مشهور، در ادعيه و زيارات زيادي وارد شده است وهدایت گسترده جهانی حضرت مهدی را خاطر نشان می‌سازد و در ضمن ادعيه‌اي که به مناسبت القاب ديگر به آنها اشاره شد، مورد توجه قرار گرفت. به همين جهت فقط به ذکر آدرس آنها اکتفا مي‌شود.[28] مرور مسأله مهدویت نشان می‌دهد کارکرد گرایی این آموزه، اختصاص به جامعه اسلامی ندارد ورسالت امام دوازدهم امری فرا ملیتی است ودامنه آن به ممالک اسلامی محدود نخواهد شد. به جهت اشاره به این مطلب در زیارت امام دوازدهم آمده است: «السلام علی مهدی الامم وجامع الکلم». تحلیل وبررسی القاب امام دوازدهم حکایت از جهانی بودن این آموزه دارد، به همین روی ادعیه وزیارات در مقام تبیین چهره ای کارکرد گرا در عرصه جهانی از موعود بر آمده وبر وابستگی نجات ورهایش جامعه از مشکلات به حرکت در سایه موعود تأ کید می‌نمایند وعامل اصلی نجات بخشی موعود باوران، شخص حقیقی موعود بر می‌شمارند. بنابر این رسالت القاب، تأکید بر کارکردگرایی فراگیر موعود در اندیشه اسلامی است، به نظر می‌آید این اندیشه در مقابل اندیشه منجی گرایان ومدعیان دروغین مقاومت نموده و بیان‌گر سیر تحول جوامع در آینده جهان به سوی موعود باوری می‌باشند

- شمايل حضرت مهدي

 شمايل حضرت مهدي در ادعيه و زيارات، نمود چنداني ندارد؛ چراکه درادعيه و زيارات، چهره آرايي از امام دوازدهم صورت نمي‌گيرد؛ ولکن با نگاهي گذرا مي‌توان شمايل حضرتش را در ادعيه و زيارات در فراز زير ارزيابي نمود و به دور نمايي از آن دست يافت. در دعاي عهد به جهت اشاره به آن آمده است: «اللهم ارني الطلعه الرشيدة و الغرة الحميدة».[29]

 امام دوازدهم چهره‌اي زيبا و درخشان دارد. نگاه به آن حضرت، چشم را مي‌نوازد و موجب ازدياد شور ونشاط در بينندگان آن سيماي نوراني خواهد شد. به رغم معني مذکور، اين فراز مي‌تواند اشاره به عصر طلايي ظهور با حضور نگين آفرينش در جامعه باشد که بر زيبايي جهان با رونمايي از چهره آفتاب مي‌افزايد؛ هر چند قبول معني اول نيز دور از واقعيت نيست.

- صفات امام مهدي

 حضور انسان کامل در هر عصر وبرای هر نسل، سنتی الهی وقانونی حاکم بر نظام آفرینش به شمار می‌آید؛ چراکه «لو بقیت الارض بغیر امام لساخت».[30] حضور انبیاء الهی در طول تاریخ به لحاظ این سنت الهی است. به همین روی پس از ختم نبوت و پایان رسالت، امامت استمرار رسالت شناخته شده است. مرور صفات امام در ادعیه و زیارات نشان می‌دهد تفاوت صفت با کنیه در نگرش جزئی آن به موصوف با رویکرد تمجید و ستایش است؛ به گونه ای که برای مخاطب، امکان ترسیم تصویری مناسب از موصوف فراهم می‌آید.

 صفات امام دوازدهم( در ادعيه و زيارات مهدوی در مقام توضیح وتبیین انسان کامل از ائمه) صادر شده‌اند و بیانگر نکاتی چون شباهت های حضرت مهدی به انبیاء گذشته و نظیر آن می‌باشند. این در حالی است که کنیه به ترسیم تصویری برابر مسمی با روي کرد تعظیم وگاه برای تحقیر به صورت کلی می‌پردازد و به بیان ابعاد شخصیت مسمی نمی پردازد.

 تفاوت صفت با لقب در این است که صفت دامنه مشخص ومحدودی رابرای موصوف تعیین می‌کند؛ به عنوان نمونه وقتی در دعاء امام عصر( به عنوان کشتی نجات توصیف می‌شود، نجات برای افرادی اتفاق خواهد افتاد که به امام زمان) گرایش پیدا کنند؛ لکن لقب به بیان ابعاد فراگیر، همانند قیام می‌پردازد.

 بررسی ساختار صفت نشان می‌دهد، توسعه بیان آن خصوصیت و شأن را نیز در بر می‌گیرد؛ هر چند می‌توان از تحلیل آن نتیجه گرفت که تفاوت صفت با شأن در این است که صفت به بیان ابعاد مشترک موصوف با همتای مشترک آن می‌پردازد و موضوع آن بررسی وجوه مشترک بین امام( و شخصیتی برابر او، نظیر پیامبر) است ولکن شأن به جایگاه اختصاصی امام) و علو مرتبه او می‌پردازد؛ به گونه ای که هیچ گزینة دیگری غیر از امام را بر نمی تابد.

 در تفاوت صفت با خصوصیت نیز می‌توان گفت: خصايص به بیان وصف اختصاصی وویژه به موصوف می‌پردازند ودرصورت عدم لحاظ این مطلب، خود وصفی از موصوف به شمار می‌آیند[31] ازاين رو در اين قسمت از نوشتار به صورت مستقل به صفات اشاره مي‌شود.

 صفات امام دوازدهم در ادعيه و زيارات را مي‌توان به دو دسته تقسيم کرد:

 دسته اول: اوصاف وجودي حضرت مهدي ( که در اين قسمت از پژوهش به تناسب سيماي وجودي امام عصر) از منظر ادعيه و زيارات به آنها اشاره مي‌شود.

 دسته دوم: اوصاف عمل‌کردي حضرت مهدي که به آنها در فصل بعدي این نوشتار به مناسبت بحث از سيماي عمل کردي امام عصر پرداخته خواهد شد.

 شايان ذکر است، به رغم تبيين شخصيت امام دوازدهم، در ادعيه و زيارات با استفاده از کنيه‌ها و القاب، صفات امام دوازدهم نيز به صورت شفاف‌تر و بر جسته‌تر و با روي‌کرد ستايش و بزرگداشت، بيان گر ابعاد، حالات و شئون حضرت مهدي) هستند و به نکوداشت امام دوازدهم از زبان معصومين مي‌پردازند. ازاين رو در اين قسمت از پژوهش به صورت مستقل به آنها اشاره مي‌شود.

  1. مؤيد و منصور

 در ادعيه و زيارات متعددي از حضرت مهدي به عنوان امامي مؤيد و منصور از جانب خداوند متعال ياد مي‌شود؛ در زيارت عاشورا به جهت اشاره به اين مطلب آمده است: «فاسال الله الذي اکرم مقامک و اکرمني بک ان يرزقني طلب ثارک مع امام منصور من اهل بيت محمد»[32]

 طبق آنچه در ادعيه و زيارات آمده است و اهل بيت تعليم مهدي باوران فرموده‌اند، نصرت و پيروزي خداوند متعال از آن مهدي آل محمد است. واهل ايمان با توجه به تحقق اين وعده الهي براي امام دوازدهم آن را از خداوند متعال طلب مي‌کنند.

 در فرازهاي بسياري از ادعيه و زيارات به اين صفت اشاره شده است؛ از جمله در دعا براي سلامتي حضرت مهدي آمده است: «اللهم وليک فلان فاحفظه من بين يديه و من خلفه و عن يمينه و عن شماله و من فوقه ومن تحته».[33]

 در زيارت حضرت نيز آمده است: «السلام عليک يا محفوظا بالله».[34]در فرازي ديگر آمده است: «اللهم اني انشدک بايوائک علي نفسک لاوليائک لتظفرنهم بعدوک وعدوهم ان تصلي علي محمد» [35] و همچنين در دعا براي حضرت در شب بيست و سوم ماه مبارک رمضان چنين وارد شده است: «اللهم کن لوليک فلان بن فلان في هذه الساعة و في کل ساعة وليا و حافظا و ناصرا و دليلا و قاعدا و عونا» [36]

 در دعا براي تعجيل فرج نيز آمده است: « اللهم عجل فرجه و ايده بالنصر و انصر ناصريه و اخذل خاذليه»[37]

 در فراز ديگري اين گونه وارد شده است: «اللهم و الداعي اليک و القائم بالقسط من عبادک الفقير الي رحمتک و المحتاج الي معونتک… فاشدد اللهم ازره بنصرک»[38]

 در دعاي ديگري آمده است: «اللهم وصل علي ولي امرک القائم المؤمل و العدل المنتظر احففه بملائکتک المقربين و ايده بروح القدس يا رب العالمين»[39]

 به جهت اشاره به اين صفت همچنين آمده است: اللهم و عجل فرج آل محمد و اجعل صلواتک عليه و عليهم و استنقذهم من ايدي المنافقين المضلين و الکفرة الجاحدين و افتح لهم فتحا يسيرا و ا تح لهم روحا و فرجا قريبا و اجعل لهم من لدنک علي عدوک و عدوهم سلطانا نصيرا[40]

 در فراز ديگري آمده است: «والله ناصره و مويده اذا آن ميعاده و الملائکة امداده»[41]

 در فراز ديگري مي‌يابيم: «وايده بالنصر و انصره بالرعب »[42]

 در فراز ديگري به جهت اشاره به اين صفت آمده است:«السلام عليک ايها المنصور علي من اعتدي»[43]

 طبق ادعيه و زيارات وارده، حضرت مهدي از جانب خداوند متعال ياري مي‌شود و بر همه مشکلات فائق مي‌آيد و بر دشمنان پيروز مي‌شود.

  1. شبيه انبياء

 تبيين شخصيت امام دوازدهم درآن فضاي سياسي تعقيب گريز و مهدي ستيز، امري بس سخت و دشوار به نظر مي‌آمد كه پيامدهاي ناگواري به دنبال داشت؛ لکن امام دوازدهم)زماني متولد شد که باورهاي مذهبي به جهت حضور انبياء و اولياء در طول تاريخ بر اساس زندگي ايشان شکل گرفته و استحکام يافته بودو مردم شناخت اجمالي از شخصيت آنها داشتند و کم و بيش به تبادل و تکامل اطلاعات در خصوص پيغمبران الهي مي‌پرداختند. بنابراين با توجه به امامت ومهدويت در ادامه حرکت انبياء و امامت اولياء، زمينه توصيف غير مستقيم حضرت مهدي فراهم آمد و تشبيه حرکات و سکنات و ابعاد و شئون حضرتش به انبياء ميسر گرديد؛ از اين رو اهل‌بيت از اين بستر براي گسترش معرفت نسبت به مهدويت از ادعيه و زيارات بهره گرفتند و بدون تحريک دشمنان، به بيان سيماي وجودي امام زمان پرداختند. در نتيجه درباره شباهت‌هاي حضرت مهدي به انبياء در ادعيه و زيارات چنين آمده است: اللهم صل علي حجتک في ارضک… المرتقب الخائف و الولي الناصح سفينة النجاة و علم الهدي و نور الابصار و خير من تقمص وارتدي و مجلي العمي الذي يملأ الارض قسطا و عدلا [44]

 حضرت مهدي( همانند حضرت موسي) مخفيانه متولد شد و داراي دو غيبت است که يکي از آنها طولاني‌تر از ديگري است. حضرت مهدي( نيز نظير حضرت موسي) به دليل خوف از امت و اختلافات درون گروهي و برون گروهي که همواره دشمنان به آن دامن مي‌زدند، ناگزير به غيبت شد و پيروان و شيعيان او رنجهاي زيادي را تحمل کردند، تا زماني که زمينه ظهور فراهم گردد و روزگار رهايي برسد و دشمنان حضرت مهدي در زمين فرو روند؛ همان گونه که دشمنان موسي گرفتار شدند. حضرت مهدي همانند حضرت نوح عمري طولاني دارد. نوح پيامبر کشتي نجات ساخت و موجب رهایش جامعه ازهلاکت ونجات از عذاب الهی گردید؛ همان گونه که حضرت مهدي کشتي نجات امت پيامبر و حتي پيروان اديان است. به همین روی، هرگونه مقابله و ستيز با آن موجب هلاکت خواهد بود.

 از دیگر سو جامعه برای درک حقیقت ونیل به سعادت نا گزیر به گرایش به امام دوازدهم خواهد بود؛ چرا که آينده روشن و روزگار رهايي از آن مهدي آل محمد است؛ همان گونه که گشايش و فرج براي حضرت نوح اتفاق افتاد.

 حضرت مهدي بهترين گزينه‌اي است که مي‌تواند همانند و هماهنگ با همه انبياء گذشته مردم را هدايت کند و بر بينش و بصيرت مردم بيفزايد؛ چرا که او شبيه ترين مردم به انبياء است و مي‌تواند مانند آنها حرکت کند و با ضلالت و گمراهي مبارزه نمايد. امام دوازدهم تنها کسي است كه عدالت و برابري و مساوات را در تمام زمين بر پا مي‌کند و آن را از ظلم و ستم پاک مي‌نمايد.

  1. وارث انبياء

 مسأله مهدويت در ادامه نبوت و امامت است. حضرت مهدي در ولايت بر جامعه و هدايت مردم، وارث انبياء و اوصياء گذشته است و راه ايشان را ادمه خواهند داد. در ادعيه و زيارات مهدوي آمده است: «و انت يا حجة الله و بقيته کمال نعمته و وارث انبيائه و خلفائه ما بلغنا من دهرنا»[44]

 در فرازي ديگر آمده است: «السلام علي مفرج الکربات… و المنتهي اليه مواريث الانبياء و لديه موجود آثار الاوصياء»[46]

 طبق آنچه در ادعيه و زيارات آمده است، به رغم وراثت امام دوازدهمنسبت به ميراث معنوي پيغمبران گذشته؛ ميراث علمي ايشان نيز در اختيار مهدي آل محمد  قرار مي‌گيرد. در اين خصوص در ادعيه و زيارات مهدوي آمده است: «السلام عليک يا وارث علوم النبيين»[47] امام دوازدهم به همراه ذخائر جميع انبياء الهي، به خصوص گنجينه علوم ايشان ظاهر مي‌شوند و تمام ويژگيهاي انبياء و اوصياء و ابزار و ادوات رسالت و امامت به ايشان به ارث مي‌رسد.

4.عليم وحکيم

 عقل و خرد در عصر ظهور به اوج رشد و کمال مي‌رسد. حضرت مهدي آگاه ترين مردم است و داراي شخصيتي عليم و حکيم است. درادعيه و زيارات مهدوي آمده است: انت الحکيم الذي لا تجهله الحمية، مجاهدتک في الله ذات مشية الله و مقارعتک في الله ذات انتقال الله و صبرک في الله ذو اناةالله و شکرک ذو مزيد الله و رحمته[48]

 سياست شوم بني عباس مبني بر قطع رابطه امام با مردم، موجب توقف عده‌اي در مقابل امامت و مهدويت شد؛ به گونه‌اي که به بازگشت ايشان به دوران جاهليت انجاميد و ممکن است مخالفت آنها با امامت ومهدويت تا عصر ظهور نيز ادامه يابد؛ به رغم اين ستيزش‌ها حضرت مهدي نه تنها اجازه بازسازي و بازيابي دوران جاهليت و تعصب و عصبيت نمي‌دهند و در عمل انجام شده قرار نمي‌گيرند؛ بلکه در اقدامي حکيمانه به مبارزه با ايشان بر مي‌خيزد و تمام تلاش و کوشش خود را به کار مي‌گيرد تا خواست خداوند متعال مورد پذيرش واقع شود و با سرکوب کردن دشمنان و ايجاد توجه و تنبه در ايشان، آنها را در مسير يکتا پرستي قرار دهد. امام دوازدهم با صبر و استقامت، اقدام به تلاش براي بازگشت ايشان به سوي خدا مي‌نمايد و به شکرانه و سپاس از خداوند متعال براي ترويج خداباوري و بهره مندي از رحمت واسعه الهي، مي‌پردازد و هرگز اقدامي، دور از شأن امامت نخواهد داشت؛ چرا که حضرت مهدي خزانه دار همه علوم است؛ همان گونه که در ادعيه و زيارات آمده است: «وانک خازن کل علم و فاتق کل رتق»[49]

 امام دوازدهم موضوعات پيچيدة علمي را بررسي و رموز آنها را باز گشايي مي‌نمايد. تمام علوم اولين و آخرين در اختيار مهدي آل محمداست. با ظهور آن حضرت، ابواب تمام علوم هستي گشايش مي‌يابد؛ همان گونه که در زيارات آمده است «سلام الله و برکاته و تحياته و صلواته علي مولاي صاحب الزمان… و عيبة علمه»[50]

 در فرازي ديگر از ادعيه وارد شده است: «السلام عليک يا معدن العلوم النبوية»[51]

 بنابراين گنجينه تمام علوم و معارف نظام آفرينش در اختیار امام دوازده ماست. از اين رو در عصر ظهور، انفجار علوم رخ خواهد داد و انقلاب علمي امام عصر باعث رشد و تکامل مي‌شود و امام، راهنما و الگو قرارمي گيرد؛ همان گونه که خداوند متعال او را راهنما قرار داده و در زيارات آمده است: «السلام عليک ايّها العلم المنصوب و العلم المصبوب»[52]

 با توجه به احاطه و اشراف حضرت مهدي برعلوم و معارف الهي خداوند متعال او را براي امر و نهي و مديريت جامعه و حکومت جهاني منصوب نموده است تا با آن دانش وسيع، جاي گزين سمبل‌هاي غير الهي شود و کانون توجه به خداي يکتا گردد.

5.مؤتمن

 حضرت مهدي ساحل امني است که کشتي ايمان و سکنه مؤمن آن مي‌توانند در آن پهلو گرفته، براي برپايي قسط و عدالت و رسيدن به سعادت و نيل به قله عبوديت و رشد و کمال و معنويت به او اعتماد نمايند؛ همان گونه که در زيارت سرداب آمده است: «سلام‌الله و برکاته و تحياته و صلواته علي مولاي صاحب الزمان… الامام الموتمن و القائم المعتمد» [53] امامت و مهدويت، تنها راه سعادتي است که مي‌شود از آن به حق و حقيقت کامل دست يافت.

6.پناه و ياور مهدي باوران

 حضرت مهدي  پناه و ياور مهدي باوران است، در ادعيه و زيارات آمده است: «و الکهف والعضد و عماد الاسلام و رکن الانام»:[54] در دوران غيبت که از هر طرف و در هر لحظه، امواج خروشان فتنه و شبهات از راه مي‌رسد و بر حيرت ناشي از غيبت مي‌افزايد، عنايت به حضرت مهدي به عنوان ياور و پناه مهدي ياوران، ما را از کج تابه و انحراف مصون مي‌دارد؛ چرا که حصن حصين ولايت، دژي مستحکم و پناهگاهي امن در برابر آفات و آسيب‌هاي فرهنگي و اعتقادي است.

  1. وحيد فريد

 توجه و تمسک به امامت و مهدويت، تنها راه سعادت بشريت و نجات از مشکلات جامعه بشري است. رشد و تکامل و هدايت و تحقق همه آرمانها و نکوداشت تمام ارزشها با ظهور حضرت مهدي معني خواهد شد؛ همان گونه که در ادعيه و زيارات آمده است: «السلام عليک ايها الامام الفريد‌»[55]. با حضور امام دوازدهم بهترين دوران زندگي بشر شکل مي‌گيرد؛ چرا که امامت و مهدويت، درخشش خورشيد ولايت است و عصر ظهور مهدي آل محمد تجلي عبادت و اطاعت است. همان گونه که عدد يک، سر آغار ساير اعداد قرار مي‌گيرد، امام عصرنيز پس از غيبتي طولاني، آغازگر دوراني جديد و نويدبخش زندگي خواهد بود. با دميدن صبح اميد وارث انبياء ( و خاتم اولياء)به کامل‌ترين و بهترين شکل به مديريت مدينه فاضله مي‌پردازد. او تنها کسي است که تلاش انبياء گذشته از آدم تا خاتم را به ثمر مي‌رساند؛ همان گونه که در ادعيه و زيارات آمده است: «السلام عليک ايها الامام الوحيد و القائم الرشيد، السلام عليک ايها الامام الفريد»[56].

نتیجه:

 امام دوازدهم دردانه خداوند متعال و يگانه عصر ظهور و فرزانه روزگار است، بنابراين در توصيف شخصيت امام دوازدهم از منظر ادعيه و زيارات درمي يابيم او بي‌نظير است.

پی نوشت ها:

[1].المزار، ص665.

[2].بحار الانوار، ج83، ص285.

[3].اقبال الاعمال، ج1، ص191.

[4].الاحتجاج، ج2، ص316؛ المزار، ص752.

[5].مصباح المتهجد، ص375، ش502، 112.

[6].المزار، صص 583-579.

[7].مصباح المتهجد، ص826.

[8]. دليل اين که چرا بعد از سيد الشهدا امام بعدي در ادعيه و زيارات به عنوان حامل نسل امام دوازدهم وارد نشده، خارج از اين پژوهش است. و با وجود بيان سلسله امامت و روايات و تاريخ، خللي به اين بحث وارد نمي‌آيد؛ به خصوص که ادعيه و زيارات دانش مکمل و متمم روايات است و طبيعي است که به بعضي از موارد اشاره‌اي نداشته باشد، شايد هم به دست ما نرسيده است.

[9].مصباح الزائر، ص419؛ بحار الانوار، ج99، ص84.

[10].همان،441؛ بحار انوار، ج99، ص102.

[11].الفروق اللغوية، صفحات 458 و 345 و 52 .

[12].تاج العروس ، ج20، ص 134.

[13].کافی، ج1، ص323، ح14.

[14].المزار الکبیر، ص580.

[15].همان، ص580.

[16].همان.

[17].همان.

[18].کافي، ج1، ص337؛ الاحتجاج، ج2، ص317 بامتني متفاوت.

[19].غيبت طوسي، ص279.

[20].مصباح المتهجد، ص842.

[21].همان، ص842.

[22].بحار الانوار، ج99، ص102.

[23].مصباح المتهجد، ص580؛ بحار الانوار، ج 99، ص 102 با القائم بامرک.

[25].المزار الكبير، ص664؛ بحار الانوار، ج83، ص285.

[25].اقبال الاعمال، ص191.

[26].مصباح المتهجد، ص580.

[27].بحار الانوار، ج92، ص338.

[29].همان

[29].بحار الانوار، ج83، ص285.

[30].کافی، ج1، ص179، ح10.

[31].فروق اللغة ابو هلال، صص52 و 345 و 458.

[32].مصباح المتهجد، ص774.

[33].کافي، ج2، ص548

[34].المزار، ص569.

[35].کافي، ج3، ص325.

[36].همان، ج4، ص 162؛ اقبال الاعمال، ج1، ص191 با اندکي اختلاف.

[37].کمال الدين، ص513.

[38].مصباح المتهجد، ص159و160.

[39].همان، ص580.

[40].همان، ص783.

[41].همان، ص842.

[42].جمال الاسبوع، ص308.

[43].بحار الانوار، ج99، ص86.

[44].احتجاج، ج2، ص318.

[5].المزار الكبير، 568. در ص 590 نيز آمده است: « السلام علي وارث الانبياء ».

[46].مصباح الزائر، ص419؛ بحارالانوار، ج99، ص84.

[48].مصباح كفعمي، ص495.

[48].المزار الكبير، ص569.

[49].همان، 587.

[50].مصباح الزائر، ص419؛ بحار الانوار، ج99، ص84.

[51].المزار الكبير، ص586.

[52].احتجاج، ص316؛ المزار الكبير، ص568.

[53].مصباح الزائر، ص419؛ بحار الانوار، ج99، ص84.

[54].همان.

[55].همان، 421؛ بحار الانوار، ج99، ص86

[56].همان

- برگرفته از کتاب ابعاد شخصیتی حضرت مهدی (عج)