مرکز مجازی مهدویت

دين قبل از ظهور در ادعيه و زيارات مهدوي

مقدمه :

سرنوشت دين چه خواهد شد ؟مردم در آخر الزمان چگونه ديندار خواهند بود ؟آيا در آخر الزمان دين در زندگي بشر نقشي نخواهد داشت ؟امام زمان عليه السلام چگونه دين را از نابودي نجات مي دهد؟آيا حضرت، دين جديدي مي آورد؟و...
اينها سوالاتي است كه شايد بارها به ذهن شما رسيده باشد وممكن است دنبال جوابي براي آن باشيد.
در مورد دين در زمان ظهور روايات زيادي وجود دارد.كه ويژگي ها و خصوصيات دين درعصر ظهور را بيان مي كند و ما مي توانيم با مراجعه به آنها بفهميم دين در عصر ظهور چه خصوصياتي دارد.وپاسخ سوالاتمان را از لابلاي روايات پيدا كنيم .
به عنوان مثال روايتي از امام صادق (عليه السلام) است به اين مضمون كه مي فرمايديا اين روايت از همان حضرت :
حدود الهي تعطيل مي شود وبر اساس هواهاي نفساني واميال عمل مي گردد.
اما در اين نوشتار سعي ما بر اين است كه بررسي كنيم آيا در ادعيه و زيارات هم در باره دين در آخرالزمان و آنچه در مورد دين اتفاق مي افتد مطلبي بيان شده يا نه .هدف ما اولا بررسي ادعيه وزيارات است البته در برخي موارد براي روشن شدن مطلب از آيات واحاديث هم استفاده كرده ايم و در اين راه از خداي متعال توفيق مي خواهيم.

ويژگي هاي دين در آخرالزمان

1- ديني كه سنت پيامبر (صلي الله عليه وآله) در آن مرده است.
در دعاي "اللهم ادفع عن وليك" مي خوانيم:
"واقصم به....ومميتة السنة" .
خدايا به وسيله او ميراننده سنت را بشكن.
معلوم مي شود كه در آن زمان سنت مرده است كه از خدا مي خواهيم كه به وسيله آن حضرت محو كننده سنت را بشكند. همچنين در جاي ديگر از همين دعا آمده است :"و احي به سنن المرسلين" خدايا به وسيله او سنت مرسلين را زنده كن. گوئي نه تنها سنت پيامبر اكرم (صلي الله عليه وآله) بلكه سنت تمام پيغمبران (عليهم السلام) از بين رفته است.

2- از بين رفتن ومحو شدن بعضي از دين.

در همان دعا آمده است:وجدّد به ما امتحي من كتابك به وسيله او آنچه كه محو شده از كتابت را تازه كن.نمونه اي از محو شدن دين را در حديثي از حضرت امام صادق (عليه السلام) مي خوانيم كه فرمودند:
"ورأيت بيت الله قد عطل ويؤمر بتركه"
"(در آخر الزمان) خانه خدا تعطيل مي شود و به مردم دستور داده مي شود حج را ترك كنند."
وقتي حج با آن عظمت و ابهّت كه مشاهده مي كنيد هرساله ميليون ها نفر از اقصي نقاط جهان در آن شركت دارند، تعطيل شود تعجبي نخواهد بود اگر نماز و روزه و امثال آن راهم رها شده ببينيم. لذا امام صادق(علیه السلام) در بيان علائم آخرالزمان فرمودند: وَ رَأَيْتَ الصَّلَاةَ قَدِ اسْتُخِفَّ بِهَ...
...و ديدي كه نماز سبك شمرده مي شود.

3- عوض شدن حكم خدا.

باز در همان دعا مي خوانيم "واصلح به ما بدل من حكمك" وبه وسيله او آنچه از حكمت را كه تبديل يافته، اصلاح كن.
فرق است بين انجام دادن كار حرام ، وحلال شمردن آن؛ در اولي ممكن است كسي گناهي مرتكب شود با اين حال علم به حرمت آن ومجرم بودن خودش دارد وممكن است با اين علم در آينده از گناه خودش توبه كند. ولي در دومي وقتي حرام حلال شد ديگر حكم عوض شده وشخص ،خود را خطا كار نمي بيند كه بخواهد از آن توبه كند .فرياد از زماني كه كار حرام مستحب يا واجب شمرده شود كه در اين صورت مردم براي انجام آن از هم سبقت هم مي گيرند .مثل جماعتي كه اجتماع كردند بر قتل سيد الشهدا عليه السلام ودرآن كار تقرب به خدا را مي جستند.
امام جعفر صادق(علیه السلام) فرمودند:

... وَ رَأَيْتَ الْخَمْرَ يُتَدَاوَى بِهَا وَ يُوصَفُ لِلْمَرِيضِ وَ يُسْتَشْفَى بِهَ

وديدي كه با شراب مداوا صورت مي گيرد وبراي مريض تجويز شده واز آن شفا طلب مي شود.
و باز فرمودند:

... وَ رَأَيْتَ الْحَرَامَ يُحَلَّلُ وَ رَأَيْتَ الْحَلَالَ يُحَرم.

... و ديدي فعل حرام، حلال وحلال ،حرام شود.

4- گمنام بودن دين.

در زيارت حضرت صاحب الامر(عجل الله تعالي فرجه) آمده است:
"اللهم واعز به الدين بعد الخمول"
خدايا دين را به وسيله او بعد از گمنامي عزيز كن.
چهره اي كه از اسلام امروز در برابر ديدگان جهانيان نشان داده مي شود اسلام واقعي نيست تا اينكه كسي بگويد دين كه گمنام نيست همه آن را مي شناسند،ديني كه غالب افراد جهان آن را به عنوان اسلام مي شناسند واز طريق رسانه هاي تحت نفوذ استكبار به مردم معرفي مي شود، وهابيت است يا همان اسلام آمريكائي، ديني كه در كنار ظالمين جهان به كشتن مسلمانان و چپاول اموال آنان مشغول است. ديني كه ريختن خون ساير مسلمانان را حلال بلكه واجب مي شمارد و مرتكب آن را مستحق بهشت مي داند. معلوم است كه اين دين گمنام نيست واصلا مستكبرين نمي گذارند اين دين گمنام بماند زيرا بقاي آنها به باقي بودن چنين ديني است.
اما ديني را كه امام (عليه السلام) از گمنامي در مي آورد وعزيز مي كند ديني است كه ظلم ظالمين را بر نمي تابد .با مظلوم همدردي كرده ،از او دفاع مي كند حقوق همه افراد را محترم مي داند.واين چنين ديني در گمنامي است و به آن اعتنائي نمي شود.

5- ديني كه درآن سنت خدا تغيير كرده است.

در دعا ي در غيبت امام زمان (عجل الله تعالي فرجه) آمده است:

"وغير من سنتك"

يعني امام زمان (عليه السلام ) هر چه از سنت را كه تغيير يافته ، اصلاح مي كند.
از سنت در دو مقوله بحث مي شود :
1- سنت هاي الهي ، كه ناظر به تكوين است .
2- سنت هاي نبوي ، كه ناظر به تشريع است.

ويژگي سنت هاي الهي :

سنت هاي الهي از ويژگي هايش اينست كه علاوه برشيوع و اطراد ، دگرگوني ندارد ، بلكه هميشگي وهمه جايي است، وهم چنين قابل تبديل وجايگزيني نيست ، كه بدل داشته باشد. آيات ذيل اين صفات را بيان مي كند:
سُنَّةَ مَنْ قَدْ أَرْسَلْنا قَبْلَكَ مِنْ رُسُلِنا وَ لا تَجِدُ لِسُنَّتِنا تَحْوِيلاً.
اين سنت خداوند در اقوام پيشين است و براى سنت الهى هيچ گونه تغييرى نخواهى يافت.
... فَلَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَبْدِيلاً وَ لَنْ تَجِدَ لِسُنَّتِ اللَّهِ تَحْوِيلاً .
هرگز براى سنت خدا تبديلى نخواهى يافت ، و هرگز براى سنت الهى تغييرى نمى يابى !

ويژگي سنت هاي نبوي :

سنت نبوي در واقع همان سنت خداست اما در حوزه تشريع كه شامل بعضي از واجبات و مستحبات مي شود كه در اين موارد مكلف با اختيار خويش به آنهاعمل كرده يا آنها را ترك مي كند .ومنظور ازتغيير يافتن سنت خدا در اين دعا اشاره به همين احكام وسنت هائي است كه پيامبر اكرم (صلي الله عليه آله) از جانب خداوند تشريع فرموده است.

6- ديني كه در آن حدود الاهي تعطيل شده است.

"اللّهم ...و اقم به الحدود المعطّله"
خدايا به وسيله او حدود شرع را كه تعطيل شده است اجرا فرما.
در اين مورد روايتي از امام صادق (عليه السلام ) است كه فرمودند:
" (در آخر الزمان )حدود الهي تعطيل مي شود وبر اساس هواهاي نفساني واميال عمل مي گردد."
از برخي عبارات اين دعا چنين بر مي آيد كه در آخرالزمان به احكام دين عمل نمي شود. "والاحكام المهمله" احكامي كه بدون عمل مانده است. مهمل درلغت به معناي بيهوده وبيكار گذاشته شده بر خلاف مستعمل آمده است. يعني در آخر الزمان بسياري از احكام دين بر اثر بي توجهي وغفلت مردم به آنها عمل نمي شود كه در روايات به برخي از آنها اشاره شده است مثل امر به معروف ونهي از منكر.
اقدامات حضرت ولي عصر ارواحنا فداه در رابطه با دين.
1- ظاهر ساختن دين
در دعاي بعد از زيارت آل ياسين آمده است
"واظهر به دين نبيك صلي الله عليه وآله"
خدايا به وسيله او (حضرت مهدي عليه السلام) دين پيامبرت را ظاهر فرما.
همچنين در دعاي افتتاح مي خوانيم "اللهم اظهر به دينك"
امام صادق (عليه السلام) در تفسير آيه شريفه:
" هو الذي ارسل رسوله بالهدي ودين الحق ليظهره علي الدين كله ولو كره الكافرون"
اوسـت خـدائى كه رسول خود را با دين حق به هدايت خلق فرستاد تا بر تمام اديان عالم تسلط و برترى دهد هر چند كافران ناراضى و مخالف باشند.
فرمودند:
"والله ما نزل تأويلها بعد ، ولا ينزل تأويلها حتى يخرج القائم عليه السلام فإذا خرج القائم عليه السلام لم يبق كافر بالله العظيم ولا مشرك بالامام إلا كره خروجه حتى أن لو كان كافرا أو مشركا في بطن صخرة لقالت : يا مؤمن في بطني كافر فاكسرني واقتله"
به خدا قسم تا كنون تأويلش نازل نشده ونمي شود تا اينكه (حضرت) قائم عليه السلام خروج كند ، پس زماني كه خروج كرد هيچ كافر به خداي بزرگ ونه هيچ مشرك به امام باقي نمي ماند مگر اينكه از خروج امام نا خشنود است حتي اينكه اگر كافر يا مشركي در دل صخره اي باشد هر آينه آن صخره مي گويد: اي مومن در دل من كافري است مرا بشكن و او را بكش.
2- ياري كردن دين
در دعاي بعد از زيارت آل ياسين به اين عبارت بر مي خوريم "وانتصربه لدينك" خدايا به وسيله او دينت را ياري كن.
همچنين در زيارت حضرت صاحب الامر آمده است"ذخرك الله لنصرة الدين" خداوند تو را براي ياري دين ذخيره كرده است.
يكي از القاب معروف حضرت مهدي (عجل الله تعالی فرجه ) كلمه بقية الله است كه در بسياري از ادعيه و زيارات، آن حضرت بدين نام شناخته شده اند و در حقيقت اين لقب برگرفته از نص صريح قرآن كريم اس:
خداوند در آيه ۸۶ سوره هود مي فرمايد:
بَقِيَّةُ اللّهِ خَيْرٌ لَّكُمْ إِن كُنتُم مُّؤْمِنِينَ
اگر مؤمن باشيد باقيمانده خدا براى شما بهتر است.
امام خميني (رحمت الله عليه ) دراين باره مي فرمايد:
در زمان ظهور مهدى موعود( سلام اللَّه عليه) كه خداوند ذخيره كرده است او را از باب اينكه هيچ كس در اولين و آخرين، اين قدرت برايش نبوده است و فقط براى حضرت مهدى موعود بوده است كه تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد، و آن چيزى كه انبيا موفق نشدند به آن با اينكه براى آن خدمت آمده بودند، خداى تبارك و تعالى ايشان را ذخيره كرده است كه همان معنايى كه همه انبيا آرزو داشتند، لكن موانع، اسباب اين شد كه نتوانستند اجرا بكنند، و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند كه اجرا بكنند، به دست اين بزرگوار اجرا بشود
"وارتضيته لنصر دينك"
وپسنديدي او را براي ياري دينت.بنابراين هر كسي نمي تواند ياري كننده دين باشد ،تنها كسي مي تواند كه خداي متعال او را انتخاب كرده وپسنديده باشد.
3- تجديد كردن آنچه كه از دين محو شده
"وجدّد به ما امتحي من دينك"
خدايا هر آنچه را از دينت محو شده به وسيله او تجديد كن.
4- صحيح كردن دين
"صحيحا لا عوج فيه"
حضرت امام زمان (عليه السلام) بگونه اي دين را صحيح مي فرمايد كه هيچ گونه كجي وانحرافي در آن نباشد .
امروزه هركسي ازدين قرائت وبرداشتي دارد وآن را صحيح مي پندارد .وهمين برداشت هاي غلط و ناروا باعث پديد آمدن انحرافات وعقايد فاسد و تولد احزاب فراواني مي شود كه علي القاعده همه آنها هم صحيح نيستند وهركدام ازاين نحله هاي انحرافي پيرواني پيدا مي كنند.كما اينكه فرفه هاي انحرافي چون شيخيه ،بابيت ،بهائيت و...ازهمين برداشت هاي غلط ناشي شده است.
5- تازه وخرم كردن دين
" وعلي يديه جديدا غضا"
خداي متعال با دست حضرت حجت (عليه السلام) دينش را تازه وخرم مي كند كما اينكه اصل دين بايد اينگونه باشد .ديني كه خالص وپيراسته از خرافات باشد خرّم است وافراد را جذب مي كند ولي زماني كه چهره دين با خرافات و افزودني هاي شخصي كريه شد جاذبه خود را از دست مي دهد .قرآن را ببينيد چگونه دلها را به سمت خود مي كشاند آيا تا به حال فكر كرده ايد چرا هر كتابي را يك مرتبه يا دومرتبه مي خوانيم ديگر رغبتي به خواندنش نداريم اما قرآن را هر چه بخوانيم باز برايمان تازگي دارد ؟ اين نيست مگر بواسطه اينكه در قرآن تحريف راه ندارد وهرچه هست كلام خداست .واينكه مي بينيد حضرت صادق (عليه السلام ) فرموده:
" چون قائم آل محمد( صلی الله علیه و آله )  ظهور كند دستور تازه مى آورد چنانچه پيغمبر اكرم در آغاز اسلام، دستور تازه آورد".
در واقع حضرت، دستور تازه اي نمي آورد بلكه همان دستورات (رسول الله صلي الله عليه وآله) است ولكن از بس به آنها عمل نشده ومتروك واقع شده در نظر مردم جديد وتازه مي نمايد.
وهمانطور كه مي دانيد في كل جديد لذة در هر چيز جديدي لذتي است وبه همين دليل مردم نسبت به آن تمايل پيدا مي كنند.
امام صادق ( علیه السلام ) مي فرمايد:اذا خرج القائم يقوم بامر جديد و كتاب جديد و سنّة جديد و قضاء جديد."
هنگامي كه قائم خروج كند امر تازه ، و كتاب تازه و روش تازه و داوري تازه اي با
خود مي آورد.
يعني در آن زمان اسلام را آنچنان از لابلاي انبوه خرافات و تحريفات و تفاسير نادرست بيرون مي آورد كه گويي بنايي كاملا نو و جديد ساخته است
در مورد كتاب جديد نه مفهوم آن است كه يك كتاب آسماني جديد بر او نازل مي شود چرا كه امام قائم است و حافظ دين نه پيامبر و آورنده كتاب جديد بلكه قرآن را چنان از زواياي تحريفهاي معنوي و تفسيرهاي نادرست بيرون مي كشد كه مي توان نام كتاب جديد بر آن گذاشت .
شاهد اين گفتار علاوه بر صراحت قران در زمينه ختم نبوت در ايه 40 سوره احزاب و گذشته از رواياتي كه صريحا مساله خاتميت پيامبر اسلام را ثابت مي كند احاديث متعددي است كه تصريح مي كند او با همان روش پيامبر اسلام و كتاب و سنت و آئين او بر مي خيزد .
عبدالله بن عطا مي گويد : از امام صادق (عليه السلام ) پرسيدم روش و سيره مهدي (روحي له الفداه) چگونه است ؟ امام در پاسخ فرمود:
" همان كاري را كه رسول خدا انجام داد انجام مي دهد، برنامه هاي (نادرست ) پيشين را ويران مي سازد همانگونه كه رسول خدا اعمال جاهليت را ويران ساخت و اسلام را نوسازي مي كند.
و در كتاب اثبات الهدي مي خوانيم كه پيامبر (صلي الله عليه و اله )فرمود:
" قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف ) از فرزندان من است ....مردم را به پيروي من و آئين من وا مي دارد و آنها را به كتاب پروردگارم دعوت مي كند".

6- پيرايش دين از بدعتها

"ولابدعة معه"حضرت با ظهورشان ديني را مي آورند كه از بدعت ها خالي باشد. يكي از نشانه هاي ظهور اين است كه بدعت در جامعه زياد مي شود. در احاديث پيشوايان معصوم عليهم السلام به اين موضوع اشاره شده است؛ از جمله: امام صادق (عليه السلام ) فرمود:
بدعت زياد مي شود و زنا آشكار مي گردد
و نيز فرمود:
بدعت و شرّ، هر سال بيش تر از سال قبل، رايج مي شود.
يكي از عوامل ايجاد بدعت در دين، در اين حديث شريف رسول بزرگ اسلام (صلي الله عليه و آله آمده) است:
اگر در ميان شما مردم، پنج چيز پديد آيد، به پنج چيز گرفتار مي شويد؛ اگر ربا بخوريد، ذلّت و خواري شما را مي گيرد و اگر زنا شيوع يابد، مرگ هاي ناگهاني فراوان رخ مي دهد و اگر حاكمان به ستم پرداختند، حيوانات مي ميرند و اگر مردم به همديگر ستم كنند، اقتدار و نظمشان مي شكند و اگر سنّت را ترك كنند، بدعت آشكار مي گردد
با اين حال وقتي حضرت ظهور مي فرمايند به كمك ياورانشان بدعت ها را ريشه كن مي سازند.
در حديث آمده است:"ويميت الله به وبأصحابه البدع والباطل"
خداي عزوجل به وسيله او واصحابش بدعت ها وباطل را از بين مي برد.
أَيْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدِيدِ الْفَرَائِضِ وَ السُّنَن
كجاست آن آقايي كه براي نو كردن واجبات و مستحبات، ذخيره شده است؟
اگر امام زمان(عليه السلام) پس از ظهورشان واجبات و مستحبات را تجديد مي كنند، گوياي اين حقيت است كه در زمان غيبت آنقدر احكام دين دستخوش تغيير شده اند كه ماهيت شان دگرگون شده است و بايد ولي خدا به ميدان بيايد و احكام الهي را احياء كند.
امام باقر(عليه السلام) چه زيبا مي فرمايد: وقتي قائم(عليه السلام) بپا خيزد بدعت ها را زايل مي سازد و سنت ها را برپا مي دارد. إِذَا قَامَ الْقَائِمُ... وَ لا يَتْرُكُ بِدْعَةً إِلا أَزَالَهَا وَ لا سُنَّةً إِلا أَقَامَهَا در همين راستا است آن چه در تفسير عياشي مي خوانيم كه امام صادق(عليه السلام) مي فرمايد: هنگامي كه قائم بپا خيزد هيچ ندائي غير از نداي لا إِلَهَ إِلا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللَّهِ باقي نمي ماند.
شيخ طوسي در كتاب تهذيب از علاءبن محمد نقل مي كند كه از امام باقر(عليه السلام )پرسيدم: قائم (عليه السلام) چگونه در ميان مردم رفتار مي كند؟ فرمود: به روش پيغمبر(صلي الله عليه وآله) عمل مي نمايد، تا آنكه اسلام را آشكارسازد . عرض كردم: روش پيغمبر چگونه بود؟ فرمود: پيغمبر آثار كفر جاهليت را از ميان برد و با مردم به عدالت رفتار كرد. قائم(عليه السلام) نيز هر موقع قيام كند هرگونه عمل نامشروع و بدعتي را كه هنگام صلح و سازش با بيگانگان اسلام در ميان مسلمانان مرسوم گشته از ميان مي برد و مردم را به عدالت گستري رهبري مي نمايد .
در اين حديث، امام باقر(عليه السلام) چنين تأ ويلاتي را پيش بيني فرموده و به روشني هويدا نموده كه در زمان صلح و سازش با كفار، بدعت هايي ـ از جمله همين ارزش ها و باورها ـ در ميان مسلمانان شايع مي شود كه قائم اهل بيت(عليه السلام) اينها را برمي اندازد. به جدّ بايد مراقب بود تا اگر در صف منتظران آن حضرت كه راغبان دولت كريمه و زمينه سازان عزّت اسلام و ذلت نفاق و اهلش هستند، قرار نگرفتيم، لااقل انتظار را به ضدّش تفسير نكنيم و جوانان شيعه را تحت عنوان انتظار موعود (عليه السلام) به راه و طريق دشمنان امام دعوت ننماييم.
بايد دانست كه حضرتش نه اصول دين را تغيير خواهد داد،و نه فروعش را؛ بلكه در حدود شريعت روشن گري خواهد كرد و دين اسلام را به وسيله ي علم بي منتها و لدنّي اش به تمامي حق جويان عالم معرفي خواهد كرد و جواب تمامي شبهات را خواهد داد. چه بسا از مقام ولايت تكويني اش باذن الله در اصلاح امور استفاده كند.

7- محكم كردن أعلام دين و سنت

در دعاي عهد مي خوانيم:
"ومشيّدا لما ورد من اعلام دينك وسنن نبيّك صلّي الله عليه وآله"
واستحكام بخش شعائر آئينت وسنت پيامبرت ..
ابا بصير از امام باقر (عليه السلام ) نقل مي كند كه فرمود:
اذا قام القائم ...فلا يترك بدعة الا أزالها، و لا سنة الا أحياها زماني كه قائم (عليه السلام) قيام كندهيچ بدعتي را رها نمي كند مگر اينكه آن را ازبين مي برد وهيچ سنتي نيست مگر اينكه آن را احيا مي كند.

8- برگرداندن شريعت از دست رفته

منتظران آن حضرت در صبح جمعه با اين زمزمه آشنا هستند كه "اين المتخير لاعادة الملّة والشريعة" كجاست آن كسي كه انتخاب شده براي برگرداندن ملت وشريعت مقدس اسلام.
درحديث است كه:
"يدعو الناس الي كتاب الله و سنة نبيه والولاية لعلي بن ابي طالب(عليه السلام ) والبرائة من عدوه"
مهدي (عليه السلام ) مردم را به كتاب خدا وسنت رسولش وولايت علي بن ابي طالب عليه السلام دعوت مي كند.
امام مهدي عليه السلام كه دانا ترين كس به علوم ومعارف الهي است آنچه را كه مورد نياز بشر است ،به مردم خواهد آموخت چرا كه پيشواي پنجم (عليه السلام )به جابر جعفي فرمود:"ان العلم بكتاب الله وسنّة نبيّه ينبت في قلب مهديِّنا كما ينبت الزرع عن احسن نباته"
علم به كتاب خدا وسنت پيامبر (صلي الله عليه وآله) در دل مهدي ما ريشه مي دواند آن چنان كه گياه در دل زمين ريشه مي دواند.
9- زنده كردن قرآن و حدود آن
باز در همان دعاي ندبه آمده است :
"اين المؤمّل لاحياء الكتاب وحدوده"
امامان شيعه، يكايك رسالتِ احياگرى دين را داشته اند و هر يك از مظاهر اسلام را كه از ياد مى رفته يا تحريف مى شده است، در چهره راستين و بى تحريفش مى نمايانده اند. درباره امام زمـان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) نـيـز تـعـبـيـر (مـحـيى شريعت) و از بين برنده (بدعت) به كار رفته است و در دعا از خـداوند مى خواهيم كه به دستِ آن منجىِ موعود، آنچه را كه به دست ظالمان از معالم و نشانه هاى ديـن و ديـنـدارى از مـيـان رفـتـه و مـرده اسـت، زنده سازد: (وَ أحْىِ بِهِ ما اَماتَهُ الظّالِمُونَ مِنْ مَعالِمِ ديـنـِكَ). در دعـاى ديـگـرى خـواسـتـار ظهور آن حضرت و احياء سنّت هاى پيامبران و تجديد ابعاد از ميان رفته دين و احكام تغيير يافته مى شويم.

10- زنده وعزيز كردن دين و اهل دين

"اين محيي معالم الدين واهله"(كجا است زنده كننده نشانه هاي دين و اهل آن).
معالم: جمع مَعلم- بفتح ميم- به معناي علامت و نشانه اي است كه به وسيله ي آن راه رسيدن به هدف و مقصد معلوم و هويدا شود، و معالم دين همان احكام دين و اوامر و نواهي و هر چيزي است كه علامت و نشانه ي دين باشد، همچنان كه مشاعر هم جمع مشعر هم به معناي علامت و نشانه است أما علامت محسوس به شعور و حواس، نه از راه علم و معلوم كما قال الله تعالي: ان الصفا و المروة من شعائر الله البته صفا و مروه از نشانه هاي خدا هستند، نشانه هاي تشريعي و ديني نه تكويني. و در سوره حج نيز مي فرمايد: و البدن جعلناها لكم من شعائر الله لكم فيها خير و قربانيها را براي شما از مراسم حج قرار داديم كه در آن هم براي شما خيري است. و در آيه ي 32 همان سوره مي فرمايد: و من يعظم شعائر الله فانها من تقوي القلوب و هر كسي كه شعائر (قرباني هاي) خدا را بزرگ دارد البته اين از پرهيزكاري دلهاست. حاصل معني آنكه تعظيم و بزرگداشت شعائر الهي به سبب تقواي دروني دل است.
چون دين و احكام و دستوراتش به واسطه ي سلطه مردم هواپرست و دنياخواه به مرور زمان در ميان جامعه بشري و ملت مسلمان از ميان رفته و مي رود و فقط نامي از آن باقي مي ماند و تنها اسمي از آن برده مي شود. از اين رو گفت: محيي معالم الدين .
در روايتي از پيغمبر اكرم(صلي الله عليه وآله) است كه فرمود:
بدأ الاسلام غريبا و سيعود غريبا فطوبي للغرباء قيل يا رسول الله ثم يكون ماذا؟ قال: ثم يرجع الحق الي أهله
اسلام در اول أمر (به واسطه ي كم بودن مسلمانان و شيوع كفر و سنن جاهليت) غريب و تنها بود و به زودي به همان غربت أوليه خود بر مي گردد، پس خوشا به حال چنين أقليتي كه پيرو حقّند چه در اول ظهور اسلام، و چه بعد از آن، و در آخر الزمان. آنگاه از پيغمبر (صلي الله عليه و آله و سلم ) سوال شد پس عاقبت چه خواهد شد؟ فرمود: سرانجام ، حق به أهلش باز مي گردد.
بعضي گفته اند مراد از طوبي بهشت است و تخصيص دادن طوبي را به جماعت غرباء به سبب صبر و تحمل آنان در برابر ظلم ستمكاران و اذيت و آزار كافران و منافقان خواهد بود.
در روايتي از امام پنجم (عليه السلام )در تفسير اين آيه ي مباركه: اعلموا أن الله يحيي الارض بعد موتها است كه در تأويل آن فرمود: خداوند عزوجل زمين را به وسيله ي قائم آل محمد زنده مي گرداند پس از موت زمين. و مراد از موت زمين كفر و جور أهل آن است، و شخص كافر همان مرده است.
زنده دلا مرده نداني كه كيست آنكه ندارد به خدا اشتغال
در تفسير اين آيه ي مباركه ي و قاتلوهم حتي لا تكون فتنة و يكون الدين كُلّه لله (و آنها را بكشيد تا فتنه اي نباشد و همه ي دين از آن خدا شود) در كتاب تفسير عياشي روايتي از زراره نقل كرده كه امام صادق (عليه السلام) فرمود: راجع به اين آيه از پدرم سئوال كردند، پدرم فرمود: هنوز تأويل اين آيه محقق نشده است، اگر قائم ما قيام كند هر آن كس كه او را ببيند تأويل آن را به خوبي خواهد ديد. چون با ظهور و قيام آن حضرت دين اسلام چنان بالا گيرد كه شعاع آن در تمام روي زمين پرتو افكنده و گسترش خواهد يافت.
"اين معزّ الاولياء "
كجاست عزيز كننده اولياي خدا . آنكس كه به معناي واقع مي تواند اولياي خدا را عزيز كند صاحب الامر ارواحنا فداه است .
"السلام علي محي المؤمنين"
از صدر اسلام تاكنون هميشه مؤمنين درخوف وهراس بوده اند .كي به راحتي توانسته اند عقايدشان را ابراز كنند.در هر روز در جاي جاي اين عالم، شيعيان به خاطر عقايد نابشان مورد تحقير وآزار وكشته شدن قرار مي گيرند.
"السلام علي المدّخر لكرامة اولياء الله"
سلام بر آن كسي كه براي كرامت بخشيدن به دوستان خدا ذخيره شده است.
" ذخرك الله ...وإعزاز المؤمنين"
آري خدا تو را ذخيره كرده براي عزيز كردن مومنان

11- فرو شكستن نداهاي باطل

در صلوات بر آن حضرت آمده است:
"ولا منبرا الا احرقه" منبري نيست مگر آنكه آن را مي سوزاند
اين بدان معنا نيست كه حضرت منبر مي سوزاند .بلكه به اين معني است كه هر تريبوني كه بر عليه دين سخنراني كند،حرف بزند يا شعار دهد،يا هر رسانه اي را كه عليه دين تبليغ كند را ساكت مي كند.واينكه مي بيينيد حضرت از لفظ منبر استفاده فرموده به خاطر اين است كه در آن زمان مهم ترين محل براي ابراز عقايد وتاثير بر عقايد مردم منبر بوده است.

12- از بين بردن هر نماد بي ديني

"ولا صنما الا رضه ولا علما الا نكسه"
هيچ بتي نمي ماند مگر اينكه آن را خرد مي كند وهيچ علمي(بر عليه حضرت) نيست مگر اينكه آن را مي شكند.
همان گونه كه هرديني براي خود نماد ونشانه اي دارد بي ديني هم نمادي دارد .به عنوان مثال يكي از نمادهاي دين مسجد است كه تقدس وحرمتي دارد يا حجاب يكي ديگر از نمادهاي دين ماست اگر مي بينيد دشمنان اين قدر با حجاب مخالفند به خاطر اين است كه مي خواهند با دين مبارزه كنند وبراي اين كار، اول دنبال برداشتن نمادهاي ديني از جامعه هستند لذا با اين حال كه كوس دموكراسي آنها گوش جهان را كر كرده است ودم از آزادي عقيده مي زنند،دختران محجّبه را از مدارس ودانشگاه ها اخراج مي كنند.ما نيز بايد بدانيم اگر بخواهيم جامعه ما يك جامعه ديني شود اول بايد نمادهاي بي ديني را از جامعه پاك كنيم بعد شروع به ايجاد واحياي نمادها ونشانه هاي دينداري كنيم.و يكي از كارهائي كه امام عصر ارواحنا فداه مي كند همين است "ولا راية الا نكستها" هيچ پرچمي نيست مگر اينكه آن را واژگون مي كند.

13- نابود وذليل كردن دشمنان دين

دربسياري از ادعيه وزيارات مهدوي، امام زمان (عليه السلام) به عنوان نابود كننده دشمنان خدا و دشمنان دين خدا وانتقام گيرنده از آنان معرفي شده است به نمونه هائي از آنها اشاره مي كنيم
"اين ...ومُذلّ الأعداء"
كجاست ذليل كننده دشمنان.
"ومبير الكافرين"
وهلاك كننده كافران.
"السلام علي ... وبوار اعدائه"
سلام بر نابود كننده دشمنان خدا.
" ذخرك الله ... والانتقام من الجاحدين المارقين"
خداوند تو را براي انتقام از منكران سركش ذخيره كرده است.
مـمكن است برخى افراد، مجازات و قتل و نابودى ستمگران از سوى امام (علیه السلام) را سنگدلى و افـراط در كـشـتـار تـعـبـيـر كـنـنـد امـا در واقـع آن كـار مـانـنـد يـك عـمـل جـراحـى اسـت كـه براى پاكسازى جامعه اسلامى و ساير جوامع جهانى از لوث وجود سركشان و ستم پيشگان ضرورت دارد و بدون آن هرگز بساط ظلم برچيده نشده و عدالت حـاكـمـيـت پـيـدا نـمى كند و اگر امام (علیه السلام) با سياست ملايمت و گذشت با آنان رفتار نمايد هـرگـز ترفندها و توطئه هاى جديد استكبارى كه ادامه حياتشان به آنها بستگى دارد از بين نخواهد رفت . زيرا ستمگران در جامعه هاى كنونى همچون شاخه هاى خشكيده يك درخت ، بـلكـه مـانـنـد غده سرطانى هستند كه بايستى براى نجات بيمار، آن را ريشه كن نمود هر چند دشوار باشد.

نتيجه :

به حول وقوه الهي با استمداد از ادعيه وزيارات مهدوي دانستيم كه سرنوشت دين در آخر الزمان چه خواهد شد وتصويري از دين ودينداران در آن زمان ارائه داديم .همچنين براي خوانندگان اين مقاله بيان كرديم كه امام زمان عليه السلام چه ديني براي مردم مي آورد.البته در خلال بحث شايد خوانندگان جواب پرسشهاي ديگرشان را هم گرفته باشند كه اميدوارم اينگونه باشد البته بحث دين در عصر ظهور با اين رويكرد جاي تحقيق بيشتري دارد كه إن شاء الله بتوانيم به اين مهم نيز موفق شويم

پی نوشتها : 

1- قرآن كريم
2- مفاتيح الجنان،شيخ عباس قمي رحمه الله
3- بحارالانوار،محمد باقر مجلسي رحمه الله ،موسسه الوفاءبيروت،1403ه.ق
4- الارشاد، شيخ مفيد رحمه الله،انتشارات اسلاميه،1380ه.ش
5- كمال الدين،شيخ صدوق رحمه الله،نشر اسلامي،1422ه.ق
6- ارشاد القلوب ديلمي ، حسن بن ابى الحسن ديلمى، انتشارات شريف رضى، 1412 ه.ق ،نرم افزار نور الاحاديث 5/2
7- اعلام الوري باعلام الهدي ، امين الاسلام فضل بن حسن طبرسى،، دار الكتب الإسلامية تهران ،نرم افزار نور الاحاديث 5/2
8- حكومت جهاني مهدي (عجل الله تعالي فرجعه الشريف ) ، ايت الله العظمي مكارم شيرازي ، ج 11، انتشارات نسل جوان ، سال 1380
9- وسائل الشيعه، شيخ حر عاملى، مؤسسه آل البيت عليهم السلام قم، 1409 هجرى قمري، نرم افزار نور الاحاديث 5/2
10- صحيفه نور،موسسه نشر وتنظيم آثار امام،1385
11- فرهنگ فارسي عميد ، حسن عميد

نگارنده: محمد رحمان

کلمات کلیدی :