مقدمه:
با توجه به روایات وارده در بحث مهدویت، بخش زیادی از روایتها مربوط به نشانههای قیام حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است. و در میان این نشانهها، «ندا یا صیحه آسمانی» از جایگاه ویژهای برخوردار است؛ زیرا، هم احادیث فراوانی از فریقین پیرامون آن به دست ما رسیده است، و هم با این ندا، نام و نسب و برحق بودن حضرت مهدی (عجل الله تعالی فرجه الشریف) و پیروانش برای جهانیان اعلان میشود و مردم از زمان ظهور آگاه میشوند. مطرح شدن این مطلب در روایات فراوان، تطبیق آیاتی از قرآن توسط اهلبیت (علیه السلام) بر آن، مطرح شدن آن در آخرین توقیع، حتمی بودن و آغاز ظهور حضرت به وسیله ندا، نشان از اهمیت این مطلب است. بررسی ندای آسمانی از نگاه عامه موضوعی است که نوشتار حاضر بدان پرداخته است.
الف) ويژگيهاي نداي آسماني
يكم: زمان ندا
در ميان احاديث نداي آسماني، سه روايت، زمان مشخصي را براي آن مطرح ميكنند. روايت اول، حديثي است كه از شهر بن حوشب از پيامبر اكرم (صلی الله و علیه و آله و سلم) نقل شده است. اين حديث با سه تعبير متفاوت و هر سه در كتاب الفتن ابن حماد مروزي به عنوان اولين مصدر آن آمده است. و زمان ندا در هر سه حديث، ماه محرم معرفي شده است كه با عبارت «و في المحرم ينادي مناد من السماء» به بيان آن ميپردازد. البته شهربن حوشب، خود نميتواند از پيامبر گرامي اسلام نقل حديث كند؛ زيرا از تابعين بوده که پیامبر را درک نکرده است.
حديث دوم كه از اصبغ بن نباته از اميرمؤمنان علي(علیه السلام) نقل شده است، زمان نداي آسماني را ماه مبارك رمضان ميداند.
روايت سوم، زمان ندا را هنگام موسم حج ميداند. اين حديث از ابن شهاب نقل شده است:
«فاذا كانوا بالموسم سمعوا منادياً من السماء؛ پس وقتي مردم در موسم حجّ هستند، ميشنوند منادي از آسمان ندا ميدهد».
دوم: مكان ندا
تقريباً تمام احاديث مربوط به ندا، مكان آن را آسمان معرفي ميكنند و اين امكان وجود دارد كه قيد آسماني بودن ندا به دليل پخش شدن آن از آسمان يا از طرف خداوند بودن آن و يا هر دو باشد.
سوم: ندا دهنده
تنها در يك حديث به ندادهنده اشاره شده و آن را جبرئيل امين(علیه السلام) معرفي كرده است و آن روايت مرسلي است كه از امام محمد باقر(علیه السلام) نقل شده و «مقدسي شافعي»، آن را از كتابهاي حديثي شيعي نقل كرده است.
چهارم: محتواي ندا
عبارتهاي مختلفي به عنوان محتواي نداي آسماني در روايات عامه آمده است و محوريت در آنها معرفي حضرت مهدي (علیه السلام) و حقانيت اوست و همچنين بيان امارت و حكومت و پيروي از او.
در اينجا به بيان عبارتهاي مختلف محتواي نداي آسماني خواهيم پرداخت:
1. شهر بن حوشب از پيامبر (صلی الله و علیه و آله) و سلم نقل ميكند: «الا إن صفوة الله من خلقه فلان فاسمعوا له و اطيعوا»؛ آگاه باشيد همانا برگزيده خدا از آفريدگانش، فلاني است، سخنش را بشنويد و از او اطاعت كنيد.
2. «إن الحق في آل محمد». ابي رومان از حضرت علي (علیه السلام) و جابر جعفي از ابي جعفر علیه السلام آوردهاند.
3. «الا ان الامير فلان» و «ان اميركم فلان»، از زهري و سعيد بن مسيب و ابن شهاب و عمار ياسر و از طلحة بن عبيد الله از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) نقل شدهاند.
4. «الا إن اولياء الله اصحاب فلان يعني المهدي» از زهري نقل شده است.
5. حذيفه از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) نقل ميكند كه فرمود: … محتواي ندا چنين است:
«ايها الناس إن الله عزوجل قد قطع عنكم مدة الجبارين و المنافقين و اشياعهم و اتباعهم و ولاكم خير أمة محمد صلی الله و علیه و آله و سلم ، فالحقوا به بمكة فإنه المهدي و اسمه احمد بن عبدالله»؛ اي مردم! همانا خداي عزوجل، زمان حكومت جباران و منافقان و پيروانشان را پايان داد و برترين فرد از امت محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم) ، وليّ شماست در مكّه به او ملحق شويد و نام او احمد بن عبد الله است.
6. «عليكم بفلان» از سعيد بن مسيب و ام مغيرة بن عبدالرحمن نقل شده است.
در احاديث ديگر اشاره شده است كه به اسم حضرت مهدي (علیه السلام) ندا ميدهد يا به اسم مردي از فرزندان ابوطالب و يا به اسم حضرت مهدي (علیه السلام) و نام پدرش و يا به اسم مردي از آسمان ندا ميدهد.
حديث پنجم، قسمتي از محتوا را بيان اسم حضرت و نام پدرش با عنوان «و اسمه احمد بن عبدالله» عنوان ميكند. اين حديث كه از منابع عامه، وارد كتب شيعه شده، بدون ذكر اين قسمت از حديث و با اندكي تفاوت در كتابهاي شيعه آمده است. براي مثال در منبع شيعه، لفظ «قائم» در اول حديث آمده، ولي در نقل عامه به جاي آن در محتواي ندا، نام «مهدي» اضافه شده است و اين مطلب حاكي از اين است كه بر اساس اختلاف عقيده، حديث تغيير كرده است؛ چون لقب «قائم» را عامه در مورد حضرت مهدي (علیه السلام) نميآورند.
پنجم: مخاطبان نداي آسماني
تنها يك حديث در ميان احاديث عامه، در همگاني بودن مخاطبان نداي آسماني صراحت دارد و آن حديثي است كه مقدسي شافعي از ابي جعفر محمد بن علي (عليهما السلام) در كتاب خود آورده است. اين حديث چنين است: «فيسمع من بالمشرق و من بالمغرب». اين روايت از منابع حديثي شيعه توسط ايشان نقل شده است. حديث ديگري كه از آن ميتوان استفاده همگاني بودن مخاطبان نداي آسماني را كرد، روايت حذيفة بن يمان از پيامبر گرامي اسلام (صلی الله و علیه و آله و سلم) است كه در بيان محتواي نداي آسماني آورده است: «ايها الناس…» و اطلاق ناس، دال بر همگاني بودن مخاطبان آن است. علاوه بر اين، در روايات ديگر، مخاطبان مخصوصي براي ندا معرفي نشده است.
ب) حوادث قبل از نداي آسماني
قبل و بعد از نداي آسماني، جهان در چه وضعي خواهد بود و چه اتفاقي رخ ميدهد؟ با شناسايي اين مطالب، دوران ظهور و زمان نداي آسماني براي ما بهتر نمايان ميشود.
1. ظهور سفياني و حاكميت او بر دمشق
در حديث حذيفه از رسول خدا (صلی الله و علیه و آله و سلم) آمده است: سفياني بعد از فساد علني كه در مسجد دمشق انجام ميدهد و مرد مسلماني، او را از آن كار زشت نهي ميكند و ميگويد: «إن هذا لايحل»، او آن مرد مسلمان و همفكران وي را در همان مسجد به قتل ميرساند. در آن هنگام، منادي از آسمان ندا ميدهد:
«فعند ذلك ينادي مناد من السماء؛ ايها الناس إن الله عزوجل قد قطع عنكم مدة الجبارين و… فالحقوا به بمكة فإنه المهدي»؛ در آن هنگام، منادي از آسمان ندا ميدهد: اي مردم، همانا خداي عزوجل، مدت حكومت جباران و منافقان و پيروانشان را برداشت و ولي شما برترين امّت محمد (صلی الله و علیه و آله و سلم) است. به او در مكه ملحق شويد؛ همانا او مهدي است.
2. ظهور فتنه و خاموش نشدن آن
در چند حديث به فتنهاي اشاره شده است كه فروكش نميكند و در آن هنگام، منادي از آسمان ندا ميدهد.
از طلحة بن عبيد الله از پيامبر گرامي اسلام (صلی الله و علیه و آله و سلم) چنين نقل شده است:
«ستكون فتنة لايهدأ منها جانب إلا جاش منها جانب حتي ينادي…»؛ فتنهاي خواهد آمد كه گوشهاي از آن آرام نميگيرد؛ مگر اينكه گوشه ديگر آن شعلهور ميشود تا اينكه منادي ندا ميدهد.
در روايت ديگري، وقتي مغيرة بن عبدالرحمن به مادرش ميگويد: در فتنه عبدالله بن زبير، مردم هلاك ميشوند، مادر او پاسخ ميدهد:
«كلا يا بنيّ و لكن بعدها فتنة يهلك فيها الناس لايستقيم امرهم حتي ينادي مناد من السماء عليكم بفلان»؛ هرگز چنين نيست فرزندم، ولي فتنهاي خواهد آمد كه مردم در آن هلاك ميشوند و امرشان سامان نمييابد تا اينكه منادي از آسمان ندا ميدهد بر شماست پيروي از فلاني.
و در حديث ديگري كه از سعيد بن مسيب نقل شده، به ظهور اين فتنه قبل از ندا اشاره شده است.
3. وقوع خسف قبل از ندا
در حديثي از ابي رومان از حضرت علي (علیه السلام) ، نداي آسماني، بعد از خسف مطرح شده است، ولي مشخص نيست آيا خسف بيداء، مراد است يا خسف ديگري. اما به دليل مشهور بودن خسف بيداء در روايات عامه و شيعه در ميان خسفها ميتوان مراد از خسف را در اين روايت، خسف بيداء دانست.
عبارت حديث:
«بعد الخسف ينادي مناد من السماء…»؛ بعد از خسف، منادي از آسمان ندا ميدهد.
4. هنگام مواجهه سپاه حضرت مهدي (علیه السلام) و سفياني
در حديثي، «زهري»، وقت ندا را هنگام رويارويي سپاه سفياني و حضرت مهدي (علیه السلام) معرفي ميكند:
«اذا التقي السفياني و المهدي للقتال يومئذ يسمع صوت من السماء ألا إن اولياء الله اصحاب فلان يعني المهدي»؛ وقتي سفياني و حضرت مهدي براي جنگ با هم روبهرو ميشوند؛ در آن هنگام، صدايي از آسمان شنيده ميشود كه آگاه باشيد همانا اولياي خدا ياوران فلاني، يعني مهدي هستند.
5. قتل نفس زكيه
بر اساس نقلي كه از عمار بن ياسر شده است، نداي آسماني را بعد از قتل نفس زكيه معرفي ميكند و ميدانيم كه قتل نفس زكيه، پانزده روز قبل از قيام حضرت مهدي (علیه السلام) رخ خواهد داد. در اين حديث آمده است:
«اذا قتل النفس الزكية و اخوه، يقتل بمكّة ضيعة، نادي مناد من السماء إن اميركم فلان و ذلك المهدي الذي يملأ الارض حقاً و عدلاً»؛ وقتي نفس زكيه و برادرش كشته ميشوند، در مكه، خونشان بيجهت ميريزد، منادي از آسمان ندا ميدهد قطعاً امير شما فلاني است و آن مهدي است؛ كسي كه زمين را سرشار از حق و عدل ميكند.
اين حديث از منابع عامه در منابع حديثي شيعه وارد شده است. البته شيخ طوسي، آن را با اضافات و مقداري اختلاف، از عمار بن ياسر نقل كرده است.
ج) نداي شيطاني پس از صیحه آسمانی
از طرف ديگر اهل باطل بيكار نمينشينند و شيطان بر آنان ندايي ميدهد و آنها را به دنبال خود ميكشد. در روايات عامه به صورت محدود و مجمل به نداي ابليس اشاره شده است.
در حديث ابي رومان از حضرت علي (علیه السلام) آمده است:
«بعد الخسف ينادي مناد من السماء انّ الحق في آل محمد في اول النهار، ثم ينادي مناد في آخر النهار، إن الحق في ولد عيسي و ذلك نخوة من الشيطان»؛ بعد از خسف، منادي از آسمان ندا ميدهد: قطعا حق با آل محمد است و اين در اول روز است. پس در آخر روز منادي ندا ميدهد همانا حق با فرزندان عيسي است و آن فريبي از طرف شيطان است.
در روايت ديگري از جابربن يزيد جعفي از ابوجعفر محمد بن علي (علیه السلام) ميخوانيم:
«ينادي مناد من السماء، ألا إنّ الحق في آل محمد و ينادي مناد من الأرض ألا إن الحق في آل عيسي أو قال: لعباس- انا اشك فيه- و انما الصوت الأسفل من الشيطان ليلبس علي الناس، شك ابوعبدالله نعيم»؛ منادي از آسمان ندا ميدهد آگاه باشيد، همانا حق با آل محمد است و منادي از زمين ندا ميدهد: آگاه باشيد، همانا حق با آل عيسي است يا اينكه (ابوجعفر علیه السلام) گفت: حق با عباس است- من در آن شك دارم - و همانا صوت پايين از شيطان است تا مردم را گمراه كند. ابوعبدالله نعيم اين شك را دارد.
در دو حديث ديگر كه از زهري و ابن شهاب توسط ابن حماد نقل شده است، نيز اشارهاي به نداي زميني دارند.
اين احاديث، ندا را از جانب شيطان و زميني و در آخر روز معرفي ميكنند و حديث دوم، دليل نداي شيطاني را مشتبه كردن امر بر مردم بعد از نداي آسماني ميداند و محتواي نداي زميني را اعلان حق براي آل و فرزندان عيسي (علیه السلام) معرفي ميكنند؛ هر چند، روايت دوم، شكي در اين مورد مطرح ميكند. اما در مقابل صوت آسماني در ماه رمضان، روايت فيروز ديلمي از رسول خدا (صلی الله و علیه و اله وسلم) مطلبي دارد كه نشان از صوت شيطان در مقابل صداي جبرئيل امين (علیه السلام) است. در اين حديث آمده است:
«… و يتبعه (معه) صوت آخر، فالصوت الأول صوت جبرئيل و الصوت الثاني صوت الشيطان فالصوت في رمضان…»؛ و به دنبال آن، صوت آسماني، صداي ديگري است؛ پس صداي اول، صوت جبرئيل و صداي دوم، صوت شيطان است و صدا در رمضان است.
گرچه روايات صوت و اين حديث، محتوايي براي صوت ماه مبارك رمضان نياوردهاند، ولي اين عبارت ميرساند كه صوت در ماه مبارك رمضان بايد داراي محتوا باشد كه شيطان در مقابل آن، صوتي مطرح ميكند.
به هر صورت، همانطور كه مشاهده ميشود به سبب جانبداري از بني اميه، نامي از «سفياني» در نداي شيطان مطرح نيست و به جاي آن، «آل عيسي» و «بني عباس» مطرح ميشوند.
د) وظيفه مخاطبان نداي آسماني
وقتي نداي آسماني داده شد، مردم چه وظيفهاي در مقابل آن دارند؟ رواياتي از عامه، وظايفي را براي مخاطبان نداي آسماني مطرح ميكنند كه در اين قسمت به آنها ميپردازيم:
يكم: رفتن به سوي مكه
در روايت حذيفه از رسول خدا (صلی الله و عله و آله وسلم)، در محتواي نداي آسماني، دستور رفتن به مكه با اين عبارت «فالحقوا به بمكه» آمده است، يعني در مكه به او ملحق شويد و در برپايي حق، او را ياري كنيد.
دوم: اطاعت و پيروي از حضرت مهدي (علیه السلام)
در حديث شهر بن حوشب از پيامبر گرامي اسلام در محتواي نداي آسماني، اطاعت و پيروي ازحضرت مهدي (علیه السلام) مطرح شده است. در اين حديث آمده است: «فاسمعوا و اطيعوا»، يعني حرف او را بشنويد و از او اطاعت كنيد.
البته در دو حديث كه از منابع شيعه به منابع عامه راه يافته، اجابت نداي آسماني در پيروي از حضرت مهدي (علیه السلام) مطرح شده است. در يكي از اين دو روايت آمده است:
«فرحم الله عبداً سمع ذلك الصوت فأجاب»؛ خدا رحمت كند بندهاي را كه به آن صدا گوش دهد و آن را اجابت كند.
علاوه بر اين، عباراتي چون «عليكم بفلان» كه به عنوان محتواي نداي آسماني مطرح شدهاند، دالّ بر لزوم پيروي از حضرت مهدي (علیه السلام) هستند.
ه) شنیدن ندایي بعد از خروج حضرت مهدي (علیه السلام)
چند روايت به نداي فرشتهاي بعد از خروج حضرت مهدي (علیه السلام) در احاديث عامه اشاره دارند.
عبدالله بن عمرو از رسول خدا (صلی الله و علیه و اله و سلم) نقل ميكند كه فرمود:
«يخرج المهدي علي رأسه عمامةٌ، فيها ملك ينادي، هذا المهدي خليفة الله فاتبعوه».
در نقل ديگر به جاي «عمامة»، «غمامة» ذكر شده و به جاي «ملك»، «مناد» آمده است.
ترجمه حديث: حضرت مهدي (علیه السلام) خارج ميشود درحالي كه بر روي سرش، عمامهاي (ابر سفيدي) است و در آن، فرشتهاي (منادي) ندا ميدهد: اين مهدي، خليفه خداست؛ از او پيروي كنيد.
در روايت ديگري با همين سند آمده است:
«يخرج المهدي و علي رأسه ملك ينادي إنّ هذا المهدي فاتبعوه»؛ حضرت مهدي (علیه السلام) خارج ميشود و بر روي سرش، فرشتهاي است كه ندا ميدهد همانا اين مهدي است؛ از او پيروي كنيد. عبدالرحمن بن أبي ليلي از حضرت علي (علیه السلام) و ايشان از رسول گرامي اسلام (صلی الله و علیه و آله وسلم) نقل ميكند كه فرمود:
«… فيخرج من اليمن من قرية يقال لها أكرعه، علي رأسه عمامة متدرع بدرعي متقلد بسيفي ذي الفقار و مناد ينادي هذالمهدي خليفة الله فاتبعوه…»؛ حضرت مهدي(علیه السلام) از يمن از روستايي به نام أكرعه خارج ميشود، بر روي سرش عمامهاي است؛ در حالي كه زره مرا پوشيده و شمشير مراذوالفقاربه كمر بسته است و منادي ندا ميدهد اين مهدي، خليفه خداست؛ از او پيروي كنيد.
نكته پاياني
در پايان متذكر ميشويم روايات ديگري در مورد نداي آسماني را مقدسي شافعي در كتاب «عقدالدرر» آورده است كه به نظر ميرسد ايشان از منابع شيعه گرفته باشد و جزء احاديث عامه محسوب نميشود. براي مثال به روايتي از حضرت علي(علیه السلام) به صورت مرسل اشاره ميكند كه در ذيل آيه 4 سوره شعراء حضرت مراد از «آية» را «فزعه» معرفي ميكند. اين حديث در منابع شيعه از داوود دجاجي از امام محمد باقر(علیه السلام) از حضرت علي(علیه السلام) نقل شده است.
يا در حديث ديگري، صاحب عقد الدرر براي حضرت مهدي (علیه السلام)، پنج علامت به نقل از امام حسين(علیه السلام) آورده است كه:
عن ابي عبدالله الحسين بن علي(عليهما السلام)، أنه قال: «للمهدي خمس علامات السفياني و اليماني و الصيحة من السماء والخسف بالبيداء و قتل النفس الزكيّه».
ولي اين روايت از امام جعفر صادق(علیه السلام) است كه به دليل يكي بودن كنيه ايشان با امام حسين (علیه السلام) ، «مقدسي شافعي» خيال كرده مراد از «ابي عبدالله»، امام حسين(علیه السلام) است؛ به خصوص اينكه در منابع شيعه به دليل كثرت روايات از امام جعفر صادق(علیه السلام)، كنيه ابوعبدالله، براي امام جعفر صادق(علیه السلام) عَلَم شده است و فقط ايشان را با اين كنيه و بدون ذكر نام ميآورند. همين روايت را منابع شيعي از امام جعفر صادق(علیه السلام) به صورت متعدد نقل كردهاند.
البته ايشان نيز قائل به وجود دو نداست و نظر خود را در باب شمارش علامات قيام، اينگونه بيان ميكند:
«و نداء من السماء يعمّ اهل الارض و يسمع كل اهل لغة بلغتهم و مسخ قوم من اهل البدع و خروج العبيد عن طاعة ساداتهم و صوت في ليلة النصف من رمضان يوقظ النائم و يفزع اليقظان و…»؛ و ندايي از آسمان كه تمام اهل زمين را فرا ميگيرد و هر كسي با زبان خود آن را ميشنود و مسخ گروهي از اهل بدعت و خروج بندگان از اطاعت مولاهايشان و صدايي در شب نيمه ماه رمضان كه افراد خواب را بيدار و افراد بيدار را به وحشت مياندازد.
نتیجه:
بنا بر آنچه بیان شد، روايات عامه، صيحه را آسمانی و توسط جبرئیل دانسته که همه مخاطبان را با اوصاف و حقانیت حضرت مهدی(علیه السلام) آشنا ساخته و آنان را به رفتن به سوی مکه واطاعت و پیروی از ایشان دعوت میکنند، در روایات