logo ارائه مقالات و محتوای مهدوی
طرح معناي امام و شرايط امام از ديدگاه قرآن


مقدمه:

براي دست يافتن به معنا و مفهوم واژه «امام» ابتداء به لغت و مفهوم لغوي اين كلمه مي‌پردازيم و پس از آنكه معني لغوي بدست آمد، آيات شريفه قرآن را كه اين لفظ در آنها به كار رفته، مورد بررسي قرار مي‌دهيم تا بتوانيم با مفهوم «امام» از نظر قرآن آشنا شويم، و بدنبال آن، شرائط امام را با توجه به خصوصيات و صفاتي كه قرآن كريم براي اين جايگاه ومنصب عالي بيان داشته است بدست آورده و تبيين نمائيم.

« امام» از نظر لغت

 الامام: كل من اُقتدِي به وقُدّم في الامور. والنبي(صلی الله علیه واله) امام الائمه والخليفة امام الرعيه، والقرآن امام المسلمين.[1]
امام كسي است كه به او اقتدا مي­ شود و در امور مقدم داشته مي­شود. پيامبر، امام امت و خليفه، امام مردم و قران، امام مسلمانان است.
راغب می­ گويد: امام آن است كه از به وي پيروي و اقتدا شود، خواه انسان باشد يا كتاب يا غير آن، حق باشد يا باطل، جمع آن ائمه است.
الامام: المؤتم به، انسانا كان يقتدي بقوله و فعله، او كتابا او غير ذلك محقا كان او مبطلا.[2]
امام: پيشوا، جلودار، مقتدا.« اني جاعلك للناس اماما» من تو را پيشواي مردم قرار مي‌دهم. جمع: ائمه.[3] ناگفته نماند معني جامع، همان مقتدا بودن است،« در قاموس گفته: امام آن است كه از وي پيروي شود، رئيس باشد يا غير آن، ريسماني كه بنّاء به ديوار مي‌كشد تا راست بنا كند، راه، متولي امر، قرآن، پيغمبر، خليفه، فرمانده لشكر، و آنچه هر روز بچه ياد مي‌گيرد، و نمونه اي كه از روي آن نظير آنرا مي‌سازند و...» همه پيشوا و مقتدايند.[4]

كاربردهاي «امام» در آيات قرآن کریم

1.در قرآن كريم، واژه امام در امور محتلفي بكار رفته است كه به برخي اشاره مي شود.
پيشواي انساني افرادي از انسانها كه از جانب خداوند به عنوان امام برگزيده شده‌اند. (پيشوايان الهی) وَإِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِيمَ رَبُّهُ بِكَلِمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنِّي جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَمِن ذُرِّيَّتِي قَالَ لاَ يَنَالُ عَهْدِي الظَّالِمِينَ( بقره:2/124)
و به ياد آور هنگامي كه خداوند ابراهيم را به اموري چند امتحان فرمود و او همه را بجاي آورد، خدا بدو گفت يقينا من تو را به پيشوائي خلق برگزينم، ابراهيم عرض كرد؛ اين پيشوائي را به فرزندان من نيز عطا خواهي كرد؟ فرمود: عهد من هرگز به مردم ستمكار نخواهد رسيد.
ائمه. در چند مورد لفظ ائمه در آيات كريمه بكار رفته است كه هم به پيشواي نور و به پيشواي نار اطلاق شده است.

2. ابراهيم و لوط و اسحق و يعقوب كه از پيامبران بودند، به عنوان ائمه و پيشوايان حق قلمداد شدند:« ... و وهبنا له اسحق و يعقوب نافلة و كلا جعلنا صالحين و جعلنا هم ائمة يهدون بامرنا....» ( انبیاء/73) در آيات پيش از اين آيه، نام پيامبراني مانند ابراهيم و لوط و نيز اسحق و يعقوب كه به ابراهيم از طرف خداوند بخشيده شدند برده شده، سپس در اين آيه مي‌فرمايد: (انبياء/73) ما آنان را پيشواياني قرار داديم كه مردم را به دستور ما هدايت و راهنمايي كنند. و نيز قوم بني اسرائيل كه زير شكنجه وآزار فرعون قرار داشتند وعده پيشوائي داد : وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِينَ (قصص:5). ما (خداوند) اراده كرديم كه بر كساني كه مستضعف و بيچاره در روي زمين قرار گرفتند منت گذارده و آنها را پيشوايان زمين قرار دهيم و وارث (تاج و تخت فرعون) گردانيم. اماميه اين آيه شريفه را به كساني كه در آخر الزمان به دست ستمكاران زجر و شكنجه مي‌بينند و اميد به خروج امام عصر و قائم آل محمد(عجل الله تعالی فرجه الشریف) دارند تاويل مي‌نمايند و مربوط به آن امام محسوب مي‌نمايند، چنان كه اين معنا در كتاب غيبت شيخ طوسي، صفحه113 نقل شده است.

3. خداوند به برخي از بني اسرائيل كه به دستور خداوند راهنماي خلق شدند عنوان پيشوائي دادوَجَعَلْنَا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنَا لَمَّا صَبَرُوا وَكَانُوا بِآيَاتِنَا يُوقِنُونَ (نور:32/24) و قرار داديم بعضي از آنها (بني اسرائيل) را پيشواياني كه هدايت و راهنمايي كنند به امر و دستور ما به خاطر شكيبايي و صبري كه در راه حق نموده‌اند و به آيات ما نيز يقين پيدا كرده بودند. البته منظور آيه پيامبراني از قوم بني اسرائيل مي‌باشند.

4. كافران عهد شكن زمان رسول خد(صلی الله علیه و آله) پيشوايان كفر قلمداد گرديدند: در سوره توبه مي‌فرمايد: وَإِن نَّكَثُواْ أَيْمَانَهُم مِّن بَعْدِ عَهْدِهِمْ وَطَعَنُواْ فِي دِينِكُمْ فَقَاتِلُواْ أَئِمَّةَ الْكُفْرِ إِنَّهُمْ لاَ أَيْمَانَ لَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَنتَهُونَ (توبه/12) و اگر پيمان شان را شكستند پس از قراردادي كه بسته بودند، و در دين شما طعن و ضرري وارد نمودند، با پيشوايان كفر نبرد كنيد، زيرا آنها از كساني‌اند كه داراي عهد و پيمان و سوگند درست نمي‌باشند، بلكه عهد شكن هستند، شايد كه آنها از آسيب زدن به دين شما دست بردارند.

5. فرعون و فرعونيان پيشوايان گمراهي قلمداد شدند. در سوره مباركه قصص مي‌فرمايدوَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً يَدْعُونَ إِلَى النَّارِ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ لَا يُنصَرُونَ.وَأَتْبَعْنَاهُمْ فِي هَذِهِ الدُّنْيَا لَعْنَةً وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ هُم مِّنَ الْمَقْبُوحِينَ ( قصص /42-42)
ما فرعون و لشكر و اطرافيان او را پيشوايان گمراهي قرار داديم كه مردم را به آتش دوزخ مي‌خوانند و در قيامت ياري نمي‌شوند. و آنها را در اين دنيا (در نتيجه اعمالشان) لعنت ابدي فرستاديم و همه در آخرت و روز قيامت آنان را از زشت كاران و (مردودان درگاه خود) قرار داديم.

نتیجه:
نتيجه اينكه ما با دقت و توجه به كاربردهاي «امام» در آيات كريمه قرآن به همان معنايي مي‌رسيم كه مرحوم علامه حسن مصطفوي بيان كرده اند: امام بر وزن كتاب در اصل مصدر است. سپس بر هر چيزي كه مورد توجه و مقصود قرار گرفته اطلاق شده است و هر چيزي كه مصداق و مظهر كاملي براي اين معنا باشد امام ناميده مي‌شود، و امام با اختلاف موارد و قصد كنندگان و متوجهين و اعتبارات مختلف، تفاوت پيدا مي‌كند، مثلا امام جماعت، امام جمعه، امام هدايت، امام گمراهي، هر كدام با ديگري تفاوت دارد « امام» علي وزن كتاب هو في الاصل مصدر، ثم اطلق علي ما يتوجه اليه و يقصد و يكون مصداقا لهذا المعني و مظهرا تاما له، و يختلف الامام باختلاف الموارد و القاصدين و المتوجهين و الجهات و الاعتبارات، فيقال: امام الجمعه، امام الجماعة، امام الهداية، امام الضلالة.

پی نوشت ها :

1.سپسده سحر ، شماره 4

نگارنده: صفدر تشكيني