| رويكردهاي گوناگون به مهدويت در سده اخير حوزه علميه قم | ||
| مجتبي كلباسي- محمدعلي فلاح شيخلري | ||
![]() |
||
| چكيده «مهدويت» در بين امت اسلامي، بهويژه علماي شيعه مورد اتفاق نظر است. در عين حال، تفاوت در نگرش به اين موضوع، در بين عالمان به چشم ميخورد؛ به گونهاي كه دانشمندان اسلامي را در طي اعصار مختلف ميتوان از اين زاويه بازشناسي و طبقهبندي كرد. در سده اخير نيز متفكران و دانشمنداني در جهان اسلام و از جمله در حوزه علميه قم، درعين وفاق در اصل عقيده مهدويت، منظر و زاويه نگاه آنان به موضوع متفاوت است. اين نگرشهاي مختلف به چند دسته كلي قابل طبقهبندي است: رويكرد روايي، عقلي، عرفاني، تاريخي، اجتماعي-سياسي و...، قابل طبقه بندي است. اين مقاله در صدد است با تبيين رويكردهاي مختلف به موضوع مهدويت و نيز معرفي چهرههاي شاخص در هر رويكرد، به سير اين خطوط در قرن چهاردهم شمسي، در حوزه علميه قم بپردازد. روش اين پژوهش تحليلي_توصيفي از طريق بررسي آثار مكتوب مهدوي قرن اخير درحوزه علميه قم است. واژگان كليدي: حوزه علميه قم، مهدويت، رويكردهاي مهدوي، سده اخير، رويكردشناسي. مقدمه «رويكرد شناسي» دانشي است درجه دوم كه شيوههاي بنيادين و روش تفكر در حيطه علوم را به صورت عام و كلي مورد بررسي و تحليل قرار ميدهد. اين نوشتار در صدد است به اين سوال پاسخ دهد كه در مطالعات و آثار مهدوي قرن اخير چه رويكردهايي قابل مشاهده است. روشن است كه هر رويكردي بر اساس مجموعهاي از اصول موضوعه و مبادي خاص تكوين يافته كه آن مبادي و اصول داراي پيشينهاي طولاني در تاريخ علمي حوزههاي علميه است. اين زمينهها در عرصه مهدويت، بستر لازم را براي گرايشها و رويكردهاي مختلف در اين موضوع فراهم كرده است. شناخت اين رويكردها و چارچوبها براي بازشناسي آنها ضروري است. بر اين اساس، ميتوان رويكردهاي مختلف به مهدويت را در قرن اخير در حوزه علميه قم مورد بررسي قرار داد. اين گونه پژوهشها بسترهاي شناخته شدهاي براي ادامه، توسعه و تكميل مطالعات مهدوي و رويكردهاي آن فراهم خواهد كرد. «رويكرد» واژه تركيبي جديدي است و درباره معناي لغوي از آن در منابع مربوط نكتهاي ذكر نشده است. براساس موارد استعمال، رويكرد به معناي راه و روش، برداشت، زاويه ديد، منظر، نظرگاه، نحوه نگاه، نوع نگاه و شيوه مطالعه آمده است. در كار برد اصطلاحي كه همان معناي لغوي است، رويكرد، به معناي زاويه ديد و نوع نگاه انديشمندان در بيان انديشه و فكر است.[1] مهدويت و رويكردهاي مختلف به آن در حوزه علميه قم اصولا هر نهاد فرهنگي و سياسي از ابتدا تا انتهاي حيات خود سه دوره مختلف را پشت سر ميگذارد كه با توجه به شاكله و ماهيت و رسالتي كه آن نهاد بر عهده دارد ميتوان اين دورهها را در حقيقت «رويكرد» آن نهاد دانست: اين سه دوره عبارتند از: دوره ايجاد و تكوين رويكرد، دوره رشد و رونق رويكرد و دوره اضمحلال. در خصوص حوزه علميه قم اين نكته امري بديهي مينمايد كه سده اخير را بايد دوران تجديد حيات حوزه مذكور دانست. آغاز آن قرن دوراني بسيار سخت براي حوزههاي علميه و ازجمله براي حوزه تازه جان يافته قم بوده است. با هجرت مرحوم آيتالله العظمي حائري يزدي، حوزه علميه قم رونق جديدي گرفت؛ ولي با روي كار آمدن رضاخان بر اساس رسالتي كه استعمار پير انگليس براي وي تعريف كرده بود او برنامههايي كه در مقابله با حوزههاي علميه و علماي شيعه و مذهب تشيع در پيش گرفت؛ و لذا از اين رهگذر فشارها و تضييقات شديدي بر پيكره حوزهها وارد شد. در يك نگاه كلي اين اقدامات استعمارگران و دست نشاندگان آنها كشورهاي اسلامي را در تيررس خود قرار داده بود و از آن جا كه كشور ايران، حوزههاي علميه اين كشور، مذهب تشيع و علماي مذهبي سردمدار و مبلّغ اسلام بودند، به زعم استعمارگران اين شخصيتهاي حقوقي بايستي در معرض خطر جدي قرار بگيرند و حتي اين شخصيتها و نهادها را تا مرز اضمحلال پيش ببرند. بر همين اساس، مشخصا حوزههاي علميه از دو زاويه مورد نظر بود: الف) مورد توجه استعمارگران بود تا آنان بتوانند با اقدامات ويرانگر فكري، فرهنگي و سياسي خود اين حوزه را از درون تهي كنند و مانند حوزهها علميه برخي از كشورهاي مسلمان آن را از استقلال و هدف اصلي خود بازدارند؛ ب) مورد توجه عالمان ديني بود تا با رونقبخشي به اين مركز مهم شيعي، وظايف آن و وظايف خويش را در برابر اسلام به انجام برسانند. به اين مورد ميتوان نيم نگاه دلسوزان ديگر را نيز افزود. از آن جا كه سنت خداست تا حق در برابر باطل استحكام و دوام خويش را نشان دهد بر خاكستر آتشهايي كه استبداد رضاخاني در حوزهها برافروخت، عنقاي انقلاب اسلامي به رهبري حضرت امام متولد شد و اين انقلاب در اواسط قرن چهاردهم شمسي به پيروزي رسيد. اين رخداد بزرگ فرصتهاي جديد علمي در برابر حوزه علميه قم قرارداد و حوزه در عرصههاي مختلف علمي، فرهنگي و سياسي حركت رو به رشد خود را ادامه داد و با ايجاد مراكز گوناگون تخصصي در زمينههاي كلام، تاريخ، فقه، اصول، تفسير، حكمت، فلسفه و ساير شاخههاي علمي رسالت ديني و اجتماعي خود را پي گرفت. در موضوع مهدويت نيز حوزه علميه شاهد تلاشهاي فراواني براي رشد و تعالي اين معرفت بوده است. در اين دوران همزمان با توسعه پژوهشها و آثار منتشر شده در اين زمينه، رويكردهاي جديدي نيز در زمينه استفاده از شيوههاي مختلف تبليغي و اضافه كردن اين شيوهها به رويكرد سنتي تبليغ شكل گرفت و همراه با رويكردهاي پيشين به رشد خود ادامه داد. در بررسي تاريخي نگاه به مهدويت، نخستين رويكرد كه داراي پيشينه طولاني در حوزههاست، بيشتر «رويكرد روايي» است و گفتمانش در اين دايره داراي تمركز بيشتري است. دستهاي ديگر از مهدي باوران با «زاويه عرفاني» به موضوع نگريسته و از اين دريچه مهدويت را مورد بحث قرار دادهاند. جمع سوم، با نگاه «كاربردي _ اجتماعي_سياسي» به مهدويت پرداخته و چشم اندازهاي جديدي در اين ميدان گشودهاند و گروه ديگر «رويكرد تاريخي» به آن داشته و فراز و نشيبهاي موضوع مهدويت را در گذر تاريخ مورد بررسي قرار دادهاند. البته خرده رويكردهاي ديگري مانند «رويكرد كرامت و ملاقات محور» نيز نشانهايي از خود برجاي گذاشتهاند كه به آنها اشاره خواهد شد. اين مقاله در صدد است با تبيين رويكردهاي مختلف به موضوع مهدويت و نيز معرفي آثار و چهرههاي شاخص در هر رويكرد؛ به ترسيم اين خطوط در قرن چهاردهم شمسي در حوزه علميه قم بپردازد. ريشه و سير رويكردهاي مهدويت عقيده مهدويت، وحياني است و در آيات قرآن و احاديث پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت (ع) ريشه دارد. بر اين اساس، نگاههاي اوليه به موضوع مهدويت، صِرفاً رويكرد روايي بوده است. در ادامه، پژوهشگران عرصه مهدويت با توجه به نيازهاي زمان و بر اساس مذاق و مشرب علميِ خود، از زواياي مختلف به مهدويت نگريستهاند. محدثان به انديشه مهدويت، به نقل اخبار و تبويب آنها پرداختهاند. فيلسوفان و عقل گرايان با رويكرد عقلي و اهل معرفت با رويكرد عرفاني به موضوع مهدويت نگريستهاند. برخي از پژوهشگران نيز با رويكرد تاريخي به موضوع مهدويت، آن را رويداد محور مورد بررسي قرار دادهاند. جمعي ديگر از محققان نيز به مهدويت از زاويه نوعي پديده اجتماعي_سياسي نگريسته و با رويكرد سياسي _ اجتماعي به انديشه مهدويت ميپردازند. براين اساس، اين مقاله رويكردهاي مختلف عالمان و تربيت يافتگانِ حوزه علميه قم را به موضوع مهدويت در محدوده قرن چهاردهم شمسي مورد بررسي قرار ميدهد. يكم: رويكرد روايي برخي از مهدي پژوهان از دريچه آموزههاي روايي به موضوع مهدويت پرداختهاند. از اين نوع نگرش به مهدويت، به «رويكرد روايي» تعبير ميشود. پيشينه رويكرد روايي با بررسي و مقايسه رويكردهاي مختلف به مهدويت (رويكردهايي كه گفته شد) پرپيشينهترين نوع نگرش به مهدويت، «رويكرد روايي» است. گِردآوريِ رواياتِ مهدويت در مجموعههاي حديثي و تبويب آنها، نخستين تلاشهاي مهدي پژوهان بوده است. در عرصه اين رويكرد موضوع شخصيت از زواياي مختلف در بدنه روايات مورد كنكاش قرار گرفته است؛ عناويني چون زندگي و تبار امام مهدي (عج)، غيبت امام مهدي (عج) و مباحث آن، سفيران و نايبان امام مهدي (عج) در غيبت صغرا، وظايف مردم در عصر غيبت و امكان ملاقات امام مهدي (عج)، ادعيه و زيارات منسوب به امام مهدي (عج)، ظهور و انواع نشانههاي ظهور امام مهدي (عج)، تشكيل حكومت و سيره حكومتي امام مهدي (عج)، محورهاي اصلي مباحث در مجموعههاي حديثي است. حاصل اين نوع رويكردها به مهدويت، تأليف اولين مهدويت نگاشتهها در آثار اصحاب ائمه (ع) است؛ مانند «الملاحم»، از محمدبن ابي عمير(م 217ق) (نجاشي، 1418: ص326) و كتاب «الغيبه»، تاليف هشام اسدي(م210 يا220ق) (همان، ص280) و«اثبات الرجعه»، «الملاحم» و«القائم» از آثار فضل بن شاذان نيشابوري (همان، ص306) و كتابهاي ديگر كه اصل آنها به جز مواردي اندك از ميان رفته است (ر.ك: محمدي ري شهري، 1393: ج10، ص232)؛ ولي خوشبختانه احاديث آنها توسط علماي عصر غيبت صغرا و اوايل غيبت كبرا (قرن چهارم ق) نقل شده و در كتابهايي مانند كتاب «الامامه و التبصره من الحيره»، از علي بن بابويه قمي(م 329 ق) و «كتاب الغيبة»، از شيخ نعماني (م 360 ق) و كتاب «كمال الدين وتمام النعمۀ» از شيخ صدوق (م 381ق) منعكس شده است. در قرون بعدي نيز علامه مجلسي (م1111ق) در «بحار الانوار» و مرحوم بحراني(م 1148ق) در «عوالم» ادامه دهنده اين رويكرد بودهاند. اين نوع نگرش به انديشه مهدويت، در ادوار مختلف همواره متداول بوده و متوقف نشده و در هر دورهاي با نگاشتههاي جديد تداوم يافته است. نگاشتههاي روايي مهدويت در سده اخير در حوزه علميه قم «رويكرد روايي» به مهدويت، در قرن اخير در حوزه علميه قم نيز پر رنگتر و پر فروغتر از گذشته تداوم يافته و عمدتاً به صورت تأليف مهدويت نگاشتهها به سير خود ادامه داده است. انديشمندان و مهدي پژوهان بسياري در دوره معاصر، از منظر روايات به بحث مهدويت پرداختهاند. با عنايت به اين كه باور مهدويت از عقايد مشترك ميان همه فرقههاي اسلامي است؛ در تبويب و تنظيم احاديث مهدويت، افزون بر استناد به منابع حديثي شيعه، از منابع اهل سنت به وفور استفاده شده است و تأليفات ارزشمندي به اين بحث پرداختهاند. در ادامه به آثار مكتوب اين رويكرد كه در حوزه علميه قم نشر يافته، اشاره ميشود: 1. منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر (عج)، اثر آيتالله العظمي صافي گلپايگاني در قرن چهاردهم شمسي صاحب نظراني در عرصه مهدويت به نگارش آثاري دست زدند. يكي از مهمترين شخصيتهاي مطرح در قرن چهاردهم شمسي در حوزه علميه قم، حضرت آيتالله العظمي صافي گلپايگاني بودند كه كتاب ارزشمند و گرانسنگ «منتخب الأثر في الإمام الثاني عشر (عج)» را پديد آوردند. اين عالم ارزشمند در سال 1373 هجري، كتاب گرانسنگ «منتخبالاثر» را تأليف كردند. اين كتاب برگزيده احاديث از كتابهاي شيعه و سني است و در ده فصل تنظيم شده است. بخش اول آن به اثبات وجود و امامت امام مهدي (عج) اختصاص دارد. احاديث مربوط به زندگاني امام دوازدهم (عج)، نايبان آن حضرت، عصر غيبت، ظهور و حكومت جهاني، در فصلهاي بعدي قرار گرفتهاند. نويسنده در مواقع لزوم، توضيحاتي درباره بعضي از احاديث، در پاورقي ذكر كرده است. در بخش پاياني كتاب، به طرح برخي از شبهات در موضوع مهدويت پرداخته و پاسخ لازم را نيز به صورت متقن ارائه كرده است. اين ويژگي در مجموعههاي روايي ديگر چون «معجم أحاديث الإمام المهدي (عج)» ديده نميشود. اين كتاب در آغاز دريك جلد منتشر شد؛ امّا با اضافه شدن مقالات نويسنده، تكميل شد و در سه جلد انتشار يافت و با ترجمه فارسي اين كتاب توسط آقاي محسن احمدي در شش جلد منتشر شده است. قابل ذكر است كه نميتوان از اثر مذكور روايات مربوط به مهدويت را در همه موضوعات پيجويي كرد؛ زيرا هدف مؤلف از تأليف منتخب الاثر، جمع آوري همه احاديث در موضوعات مختلف مهدويت نبوده؛ لذا تنها به ذكر بعضي از احاديث در هر موضوعي بسنده كرده است (صافي گلپايگاني، 1422: ج 1، ص14). گفتني است آنچه در باره رويكرد كتاب منتخب الاثر گفته شد، وجه غالب كتاب است؛ وگرنه اين كتاب بهويژه نسخه تكميل شده آن، مشتمل بر مباحث اجتهادي و تحليلي است. لذا بايد توجه داشت كه اين اثر ارزشمند، صرفاً يك اثر نقل محور نيست، بلكه برخي از روايات كه از نظر مؤلف چالش برانگيز بوده و به تحليل نياز داشتهاند، مورد بحث و نظر قرارگرفتهاند. 2. معجم أحاديث الإمام المهدي (عج)، تاليف جمعي از پژوهشگران يكي ديگر از مجموعههاي روايي كه با رويكرد روايي در عصر كنوني و در حوزه علميه قم تدوين شده، كتاب ارزشمند «معجم أحاديث الإمام المهدي (عج)» است. اين موسوعه، حاصل كار گروهي از پژوهشگران عرصه مهدويت در حوزه علميه قم است كه تحت إشراف استاد علي كوراني سامان يافته است. محققاني كه در خلق اين اثر همكاري كردهاند، عبارتند از: محمد جعفر طبسي، محمد جواد طبسي، نجم الدين طبسي، سيد صالح مدرسي، عبادالله طهراني، عزت الله مولايي، حامد عبد الخالق و محمد امين پور اميني (كوراني، 1411: ج1، ص5). كتاب معجم أحاديث الإمام المهدي (عج)، مجموعهاي است هشت جلدي كه حاوي بيش از دو هزار روايت در موضوعات مختلف درباره امام مهدي (عج) از چهار صد منبع، از منابع عامه و خاصه است (همان، ص 4). از ويژگيهاي معجم أحاديث الإمام المهدي (عج) اين است كه احاديث اين مجموعه، از قديميترين مصادر أخذ شدهاند؛ مگر اين كه قديميترين مصدر موجود نباشد (همان، ص12). همچنين مصادر همه احاديث، اعم از مصادر شيعه و سني، بر اساس ترتيب زماني ذكر شدهاند (همان). 3. دانشنامه امام مهدي (عج) يكي ديگر از مجموعههاي روايي كه در دوره معاصر با محوريت روايات مهدوي در حوزه علميه قم تدوين شده، كتاب «دانشنامه امام مهدي (عج)» است. اين اثر ارزشمند، كه دايرةالمعارف مهدوي است، حاصل تلاش گروهي از حديث پژوهان، در حوزه علميه قم است كه تحت إشراف حضرت آيتالله محمد محمدي ري شهري در ده جلد، بر پايه قرآن، حديث و تاريخ نگاشته شده است. گرچه مباحث تاريخي و كلامي نيز در اين اثر وجود دارند؛ ولي محور اصلي آن، مباحث روايي است. پژوهشگراني كه در تأليف اين دانشنامه با مرحوم آيتالله ري شهري همكاري داشتهاند، عبارتند از: سيدمحمد كاظم طباطبايي، محمود كريميان، محمدرضا سجادي طلب، سيدمحمود طباطبايي نژاد و سيدروحالله سيدطبايي (محمدي ري شهري، 1393: ج1، ص10). ترجمه اين دانشنامه به قلم حجتالاسلام و المسلمين عبدالهادي مسعودي صورت گرفته است (همان) و ارزيابي علمي اين مجموعه نيز بر عهده آيتالله رضا استادي بوده است (همان). از ويژگيهاي دانشنامه امام مهدي (عج) اين است كه اَسناد روايات ذكر شده مورد ارزيابي قرار گرفتهاند و ميزان اعتبار آن اَسناد، در پا نوشت بيان شده است. بنابراين، نبودن ارزيابي سندي در پانوشتِ يك حديث، نشانه ضعف سند آن است (همان، ص44). استناد گسترده به منابع فريقين، نقد و ارزشيابي دلايل غير نقلي مهدويت، جامعيت و گزيده نگاري، تبيين و تحليل، نقد و بررسي، تبيين عقايد ديگران درباره منجي، جمع بندي و تحليل گزارشهاي متعارض، پاسخگويي به پرسشها و شبههها، تنظيم منطقي و آسان ياب، از ديگر ويژگيهاي اين دانشنامه است (همان، ص45). در اين دانشنامه سعي شده است نيازهاي فرعي پژوهشگر، از قبيل اعرابگذاري متون عربي، ترجمه متون عربي براي فارسي زبانان، شرح حال اجمالي اشخاص، توضيح الفاظ دشوار، توضيح درباره مكانها و نكات مبهم گزارشها نيز برطرف گردد (همان، ص50). براي نگارش اين دانشنامه، افزون بر استناد به منابع معتبر حديثي شيعه، از منابع اهل سنت فراوان بهره برده شده است. در اين مجموعه، به بيش از 985 كتاب در بيش از 3800 مجلّد مراجعه شده است (همان، ص45). دوم: رويكرد روايي_ اجتهادي يكي ديگر از رويكردها به موضوع مهدويت، در صد ساله اخير در حوزه علميه قم؛ «رويكرد اجتهادي _ تحليلي» به احاديث مهدويت است. گرچه محور اصلي در اين رويكرد روايات است؛ در رويكرد اجتهادي _ تحليلي، تنها به نقل روايات، بسنده نشده، بلكه علاوه بر نقل روايات، به تحليل و ارزيابي آنها نيز پرداخته شده است. در اين تحليل، با نگاهي جامع، روايات هر موضوع و جمع روايات متعارض و نظريههاي اجتهادي ارائه شده و محصول رويكرد تحليلي و اجتهادي به موضوع مهدويت، در قالبهاي تأليف و تدريس ارائه گرديده است. تفاوت اين رويكرد، با رويكرد روايي آن است كه در رويكرد روايي، اساس دسته بندي و تنظيم گري روايات است؛ گرچه به مناسبت گاهي به برخي مباحث تحليلي هم پرداخته ميشود؛ ولي در رويكرد روايي_اجتهادي، اصل بر بررسي دلالي و سندي روايات و جمع بين آنها و استنتاج از آنها به روش رايج اجتهادي است. شايان ذكر است نويسندگان و دانشمنداني كه در باره مهدويت به تاليف پرداختهاند، ممكن است يك يا دو ودر مواردي بيش از دو رويكرد داشته باشند؛ بدين صورت كه در طول تاريخ تلاش علمي خود، در مرحلهاي يك رويكرد را دنبال كرده و در زماني ديگر به رويكرد ديگري پرداختهاند. براي نمونه آيتالله صافي گلپايگاني در آغاز، مهدويت پژوهي خود را با رويكرد روايي آغاز كردند و سپس رويكردي روايي اجتهادي _ تحليلي را در پيش گرفتند. بنابراين، ممكن است يك مؤلف در زمانهاي مختلف رويكردهاي متفاوتي داشته و در آن قالب حركت كرده باشد. البته همانگونه كه در سطور گذشته اشاره شد روش اجتهادي بر روش روايي مبتني است و از توابع آن به شمار ميرود؛ گرچه با توجه به نتايج از يكديگر قابل تفكيك هستند. تأليفات مهدوي با رويكرد روايي_اجتهادي برخي از تأليفاتي كه به روش مذكور در قرن اخير حوزه علميه قم به رشته تحرير در آمدهاند، به شرح زير است. 1. سلسله مباحث امامت و مهدويت از جمله تأليفاتي كه نگاه روايي _ اجتهادي به مباحث امامت و مهدويت دارد؛ كتاب «سلسله مباحث امامت و مهدويت»، نوشته حضرت آيتالله صافي گلپايگاني است. اين كتاب با بهرهگيري از آيات، روايات، منابع تاريخي و كلامي، موضوع امامت و مهدويت را به صورت مستدل و تحليلي و اجتهادي مورد بررسي قرار داده است. اين اثر ارزشمند در چهار جلد منتشر شده است. 2. موعودي كه جهان در انتظار اوست از ديگر تأليفاتي كه رويكرد اجتهادي _ تحليلي به موضوع مهدويت دارد، كتاب «موعودي كه جهان در انتظار اوست» ميباشد. اين كتاب توسط مرحوم علي دواني تأليف شده است. نويسنده با استناد به آيات و روايات به صورت تحليلي و اجتهادي به بررسي موضوعات مهدويت و همچنين به نقض و ابرام آراي ديگران درباره مهدي موعود (عج) پرداخته است (دواني، 1385: ص 16). 3. تدريس مهدويت با روش روايي اجتهادي و آثار مكتوب آن تدريس مهدويت با روش اجتهادي ميتواند با رويكردي استنباط محور روايات مهدويت را در عرصه حوزه رونق ببخشد و صاحب نظراني را در اين زمينه تحويل دهد. بديهي است اين كار مستلزم ايجاد كلاسها و كارگاههايي است كه روايات مهدويت را به صورت اجتهادي بررسي كند و اين كار در حوزه علميه طي دهههاي اخير صورت گرفته است. «مركز تخصصي مهدويت» با ابتكاري جديد، اولين بار در طول تاريخ حوزههاي علميه، به برگزاري درس خارج مهدويت اقدام كرده است. با تشكيل اولين حلقه درس خارج مهدويت در حوزه علميه قم، فصل جديدي در شكوفايي و بالندگي مباحث مهدوي، گشوده شده است. درس خارج مهدويت، از سال 1386شمسي آغاز شد و اين سلسه دروس بيش از پانزده سال است كه همچنان توسط پژوهشگر نام آشناي عرصه امامت و مهدويت، حضرت آيتالله نجم الدين طبسي در مركز تخصصي مهدويت ارائه ميشود. اين درس كه به صورت تحليلي و استدلالي به مباحث ميپردازد، موضوعات مختلف مهدوي را با محوريت روايات، به صورت اجتهادي، مورد تجزيه و تحليل قرار ميدهد. از زمان آغاز اين درس تا كنون 1120 جلسه درسي در موضوع مهدويت برگزار شده است. در اين مدت چهل و پنج موضوع، از موضوعات مهدويت در اين حلقه درس مطرح شده و چهل و يك عنوان، به صورت جزوه درآمده كه پانزده عنوان آن به شرح زير به چاپ رسيده، و بقيه نيز در دست تدوين است.[2] 1. بررسي و نقد روايات يماني؛ 2. نقش علما در عصر ظهور؛ 3. سفياني؛ 4. سرنوشت يهود در عصر امام زمان (عج)؛ 5. دجال؛ 6. جريانات آذربايجان، قبل ز ظهور امام زمان (عج)؛ 7. توقيت؛ 8. بررسي روايات صيحۀ آسماني؛ 9. بحثي پيرامون رايات سود؛ 10. اصحاب امام زمان در دوران غيبت كبري؛ 11. اصحاب امام زمان (عج) در دوران غيبت صغري؛ 12. ادله ولادت؛ 13. ادله ولادت؛ 14. نفس زكيه و خراساني؛ 15. عباسيان. 4. دوره آموزشي سطح سه و چهار مهدويت و دستاوردهاي آن علاوه بر درس خارج مهدويت، دوره آموزشي سطح چهار مهدويت با رويكرد تحليلي _ اجتهادي، طي چند سال اخير، در مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم در حال برگزاري است. اين دورهها طي سالهاي مختلف در گرايشهاي گوناگون برگزار شده و تعدادي از دانش پژوهان آن فارغ التحصيل شدهاند. همچنين اين سطح آموزشي در موسسه موعود در حال اجرا است. اين اقدامات بدون ترديد نقش بسيار موثري در توسعه نگاه اجتهادي و جامع به موضوع مهدويت داشته و خواهند داشت. دوره آموزشي سطح چهار مهدويت، از سال 1395 تا 1402 در سه گرايش، با عناوين مهدويت با رويكرد قرآن و حديث، مهدويت با رويكرد كلام و مهدويت با رويكرد سياسي _ اجتماعي در حال برگزاري است. همچنين سه گرايش، با عناوين مهدويت با رويكرد آينده پژوهي، مهدويت با رويكرد موعود در اديان و مهدويت با رويكرد تمدني، در مسير بررسي و تصويب در شوراي گسترش حوزه است. تا سال 1402، از 170 عنوان رساله علمي در سطح سه و سطح چهار دفاع شده و دهها رساله نيز در حال تدوين است. اين موارد تنها گوشهاي از اين دستاوردهاي علمي را نشان ميدهد.[3] بدون ترديد، اين تلاش علمي بارويكردهاي مختلف، سهم ارزندهاي در توسعه و تكامل علمي مباحث مهدويت خواهد داشت. بر اين اساس نگاه به روايت مهدوي و بررسي آنها در دو قالب بررسيهاي اجتهادي و دورههاي آموزشي دو اقدام اساسي است كه ميتواند روايت مربوط به مهدويت را رونقي ويژه دهد و فهم كلاسيك و روشمند را براي محققان اين عرصه ارزاني دارد. بديهي است اين امر و دستاورد مهم به ذات اجتهاد و ذات استنباط و نيز تدوين پايان نامهها و آثار قلمي ديگر برمي گردد و همان طور كه گفته شد اين دو رويكرد توانسته است در دههاي اخير رونقي ويژه به مقوله مهدويت بدهد. سوم: رويكرد عقلي سومين رويكردي كه انديشمندان اسلامي در مواجهه با انديشه مهدويت در پيش گرفتهاند، «رويكرد عقلي» است. بررسيهاي تاريخي نشان ميدهند كه اين رويكرد از قرن پنجم و از حوزه علميه بغداد آغاز شده است. نخستين انديشمنداني كه با رويكرد عقلي به مسئله مهدويت پرداختهاند، شخصيتهايي بودهاند چون شيخ مفيد (م413ق)، سيد مرتضي (م 436ق) و شيخ طوسي (م460ق). البته اين رويكرد در دورههاي بعد نيز ادامه يافته است. در قرن هفتم هجري خواجه نصيرالدين طوسي، و در قرن يازدهم صدرالدين شيرازي اين روش را ادامه دادهاند (همان، ص 58). تبيين رويكرد عقلي مقصود از «روش عقلي» اين است كه براي تبيين و اثبات آموزههاي اعتقادي و دفاع از آنها، از تفكر عقلي و استدلالات آن استفاده شود. پيشفرض اين روش آن است كه متكلم عقل را به منزلۀ ابزاري مستقل براي كسب معرفت بشناسد؛ يعني از نظر معرفتشناسي، توانايي عقلي را در كسب معرفت بپذيرد، و از جنبۀ شرعي نيز به حجيت عقل معتقد باشد (رباني گلپايگاني، 1385: ص33-44). در روش عقلي، اتكا تنها به تعبّد نيست. لذا كارايي اين روش به گروه خاص با اعتقادات معيّني اختصاص ندارد، بلكه براي همه انسانها راهگشاست. اين ويژگي، امتيازي براي روش عقلي است. روش عقلي به دو نگرش «مستقلات عقلي» و «غير مستقلات عقلي» تقسيم ميشود. روش عقلي همان مستقلات عقلي است كه هر دو مقدمات روش و استدلال، عقلي ميباشد. كاربست روش عقلي در مهدويت پژوهي از آنجا كه مسائل مهدويت پژوهي متنوع و متكثر و داراي شاخصههاي گوناگوني، نظير «كلي و جزئي»، «بيروني و دروني»، «فيزيكي و متافيزيكي» ميباشند؛ روش عقلي را نميتوان به طور كلي و يكسان در همه آنها ساري و جاري دانست؛ بلكه در ميان مسائل مختلف مهدويت برخي از آنها كه با رويكرد كلي، بيروني و متافيزيكي و با شاخصههاي ضروري، دوام و حتميت توجيه پذير ميباشند، قابل به كارگيري هستند؛ يعني مسائلي كه اين رويكردها و شاخصهها را داشته باشند، با روش عقلي ميتوان آنها را پردازش كرد. رويكرد عقلي به مهدويت، در يكصد سال اخير، در حوزه علميه قم، طرفداراني يافته است. البته بايد توجه داشت كه، اين نوع نگرش به موضوع مهدويت، در گذر زمان با تطوراتي همراه بوده است. در اين نوع نگرش، گاه از عقل كلامي محض، و گاه از عقل فلسفي محض بهره بردهاند. در ادامه به معرفي چهرههاي شاخص اين رويكرد ميپردازيم: 1. علامه طباطبايي از جمله اشخاصي كه با رويكرد عقلي به مقوله مهدويت نگريست، علامه سيد محمد حسين طباطبايي است كه رويكرد ايشان به مسئله مهدويت، عمدتاً رويكرد عقلي است. علامه طباطبايي فارغ از روايات، و با نگرش عقلي، بحث ظهور را قطعي شمرده و آيندهاي درخشان براي بشر ترسيم ميكند: بشر از روزي كه در بسيط زمين سكنا ورزيده، پيوسته در آرزوي يك زندگي اجتماعي مقرون به سعادت (به تمام معنا) ميباشد و به اميد رسيدن چنين روزي قدم بر ميدارد و اگر اين خواسته تحقق خارجي نداشت، هرگز چنين آرزو و اميدي در نهاد وي نقش نميبست؛ چنان كه اگر غذايي نبود، گرسنگي نبود واگر آبي نبود، تشنگي تحقق نميگرفت و اگر تناسلي نبود، تمايل جنسي تصور نداشت. از اين رو، به حكم ضرورت (جبر)، آينده جهان روزي را در بر خواهد داشت كه در آن روز جامعه بشري پر از عدل و داد شده و با صلح و صفا همزيستي نمايد و افراد انساني غرق فضيلت و كمال شوند و البته استقرار چنين وضعي به دست خود انسان خواهد بود و رهبر چنين جامعهاي منجي جهان بشري و به لسان روايات، «مهدي» خواهد بود (طباطبايي، 1394: ص 317). از همينرو است وقتي تفسير الميزان را در زمينه تحليل آيات و روايات، مورد بررسي قرار ميدهيم، نقش عقل به صورت ويژه در جاي جاي تفسير مذكور ملاحظه ميشود. [4] 2. آيتالله عبدالله جوادي آملي از ديگر شخصيتهاي برجسته حوزه علميه قم كه در عصر حاضر، با رويكرد عقلي به مسئله مهدويت پرداخته، حضرت آيتالله عبدالله جوادي آملي است. ايشان در تأليف كتاب «امام مهدي موجود موعود (عج)» با رويكرد عقلي در كنار نقل به مسئله مهدويت پرداخته است. در مقدمه اين كتاب مذكور آمده است: «كتاب حاضر با استعانت از عقل و استمداد از نقل جريان مهدويت شخصي حضرت حجتبن الحسن مهدي موجود موعود (عج) را ارائه مينمايد» (جوادي آملي، 1387: ص 18). البته ديدگاه آيت الله جوادي آملي به موضوع مهدويت، در اين كتاب، تنها رويكرد عقلي نيست؛ از منظر ايشان، بعضي از مسائل مهدويت، صرفاً با رويكرد عقلي قابل اثبات نيستند. در اين گونه مسائل، استمداد از نقل نيز لازم است. ايشان ميگويند: اثبات مهدويت شخصي با عقل صرف ميسور نيست؛ زيرا حكمت و كلام، خطوط كلي رهبري، اوصاف، شرايط و برنامههاي آن را تبيين مينمايند و عهده دار اثبات سِمَت خاص براي شخص مخصوص نيستند؛ چنانكه فقه نيز راجع به تعيين مرجع تقليد چنين است كه ضرورت اصل مرجع از يك سو و شرايط و اوصاف و ويژگي او از سوي ديگر كاملاً در فقه ارائه ميشود؛ اما مرجعيت فلان شخص معين را پژوهشگري خبرگان اولاً، ومراجعه توده مردم به آنان ثانياً، تعيين ميكند (همان). چهارم: رويكرد عرفاني يكي ديگر از رويكردها به مسئله مهدويت، «نگاه عرفاني» به اين باور ديني است. انديشمنداني در عالم اسلام، يافتههاي باطني خود را مبناي اصلي مباحث مهدويت قرار دادهاند و از منظر كشف و شهود و نيز استدلالهاي عرفاني، به آموزه مهدويت مينگرند. از اين رويكرد و نگاه به مهدويت، به «رويكرد عرفاني» ياد ميكنيم. بررسيهاي تاريخي نشان ميدهند كه رويكرد عرفاني به انديشه مهدويت، از قرن هفتم در ميان مسلمانان شكل گرفته است (محمدي ري شهري، 1393: ج1، ص65). بر همين مبنا عرفاي اسلامي، مسئله مهدويت را با تكيه بر اصول متعدد عرفاني و از منظر مباني عرفاني، به مسئله مهدويت نگريستهاند. محور رويكرد عُرفا به مسئله مهدويت «انسان كامل» است. انسان كامل در عرفان اسلامي داراي جايگاه برجستهاي است؛ تا آنجا كه برخي، عرفان را بعد از توحيد، يعني شناخت خدا، شناخت مُوحّد، يعني انسان ميدانند، از اين رو بحث «انسان كامل» يكي از مهمترين مسائل عرفان است. از منظر عرفان نظري، انسان كامل چنين تعريف شده است: الإنسان الكامل: الذي هو الكون الجامع لحقائق الوجود كلها في نفسه والذي تتمثل فيه جميع الصفات والأسماء الإلهية؛ انسان كامل، كسي است كه همه حقايق وجودي را در نفس خود داشته و همه صفات و اسماي الاهي در او پديدار است (ابن عربي، بيتا: ج2، ص84). در طول تاريخ پرورش يافتگان مدرسه عرفان، از اين منظر به آموزه مهدويت نگريسته و امام مهدي (عج) را در عصر كنوني، مصداق انسان كامل ميدانند. پرچم داران اين رويكرد در قرن چهاردهم شمسي در حوزه علميه قم عبارتند از: 1. امام خميني امام خميني يكي از كساني است كه علاوه بر فقه، فلسفه و تفسير و اصول از آبشخور عرفان اسلامي جرعهها نوشيد و به همين دليل در مكتب عرفاني حوزه علميه قم سرآمد بودند. ايشان به تبع معاريف بزرگ عرفاي اسلامي، انسان كامل را مظهر جميع اسما و صفات خداوند متعال ميدانند و در اين خصوص ميفرمايند: «كسي كه انسان كامل است، مظهر جميع اسما و صفات حق تعالي است» (خميني، 1389: ج20، ص27). از منظر عارفان اسلامي، پيامبراكرم (ص)، به عنوان انسان كامل است. از منظر امام خميني، نيز پيامبراكرم (ص) مصداق اعلا و اتم انسان كامل ميباشد: «پيغمبراكرم (ص) كه اولين فرد انسانهاست و بزرگترين انسان كامل است» (همان، ج16، ص139). امام خميني به مسئله مهدويت همين رويكرد را دارند. ايشان از منظر انسان كامل، انديشه مهدويت را تحليل ميكنند. امام خميني معتقدند در عصر غيبت، امام مهدي (عج) مصداقِ انسانِ كامل هستند. همين رويكرد عرفاني، به مسئله مهدويت، در جاي جايِ بيانات امام خميني، نمايان است. ايشان در تفسير سوره مباركه عصر ميگويند: <وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ>؛ _ عصر _ هم محتمل است كه در اين زمان حضرت مهدي -سلام الله عليه- باشد يا انسان كامل باشد كه مصداق بزرگش رسول اكرم (ص) و ائمه هدا (ع)، و در عصر ما حضرت مهدي-سلام الله عليه- است (همان، ص170). امام خميني در جاي ديگر ميفرمايند: <وَالْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسَانَ لَفِي خُسْرٍ>، عصر انسان كامل است، امام زمان-سلام الله عليه- است؛ يعني عصاره همه موجودات. قسم به عصاره همه موجودات؛ يعني قسم به انسان كامل (همان، ج7، ص225). 2. علامه حسن حسن زاده آملي يكي ديگر از سرآمدان مكتب عرفاني حوزه علميه قم، در قرن اخير، حضرت آيتالله حسن حسن زاده آملي است. ايشان، به تبع معاريف بزرگ عرفاي اسلامي، با رويكرد عرفاني به مهدويت نگريسته و امام مهدي (عج) را معرفي ميكنند: امام زمان (عج) در عصر محمدى (ص) انسان كاملى است كه جز در نبوت تشريعى و ديگر مناصب مستأثره ختمى حائز ميراث خاتم به نحو اتم است و مشتمل بر علوم و احوال و مقامات او بهطور اكمل است و با بدن عنصرى در عالم طبيعى و سلسله زمان موجود است؛ چنانكه لقب شريف «صاحب الزمان» بدان مشعر است؛ هر چند احكام نفس كليه الاهيه وى بر احكام بدن طبيعى او قاهر و نشأه عنصرى او مقهور روح مجرد كلى ولوى اوست و از وى به «قائم» و «حجتالله» و «خليفهالله» و «قطب عالم امكان» و «واسطه فيض» و به عناوين بسيار ديگر نيز تعبير مىشود (حسن زاده آملي 1372: ص69 و همان، 1373: ص7). حضرت آيتالله حسن زاده آملي مينويسند: انسان كامل قطب عالم امكان است و همچنين خازن و منبع علم لدني است. انسان كامل عبدالله و عندالله است و صاحب مرتبه ولايت اعنى ولى الله است و قلب او اوعى و اوسع قلبها است و قطب عالم امكان و حجتالله و خليفةالله است و راسخ در علم و خازن و منبع علم لدنى و ينبوع حكم و زارع قلوب و شوراننده دفائن عقول و مأمون و امين الله است و متصرف در كائنات و مسخر جن و انس و وحوش و طيور و در عين حال، بى اعتنا به دنيا است و شجاع و در مرتبه يقين و بر طريق واضح و صراط مستقيم و مسير عدل و در افق اعلاى انسانى و عالم ربانى است و زمين هيچ گاه خالى از چنين انسان كامل نيست (حسن زاده آملي، 1372: ص 66). ايشان معتقدند، انسان كامل مايه كمال عالم كوني است و عالم كون هيچ گاه از انسان كامل خالي نيست: پس اگر عالم كونى و نشأه عنصرى را چنين انسان در همه وقت نباشد، بايد آن را بى كمال گفت چون شجر بى ثمر. لذا هيچگاه نشأه عنصرى كه عالم كونى است خالى از انسان كامل نيست (همان، ص197). ختم ولايت از عناوين ديگري كه در رويكرد عرفاني از محورها به شمار ميآيد، موضوع «ختم ولايت» است كه در آثار بزرگان اهل عرفان به تفصيل درباره آن بحث شده است. به تبع اهميت بحث ختم ولايت، مسئله خاتم الأوليا نيز اهميت بالايي در عرفان اسلامي دارد. بزرگان اهل معرفت، امام مهدي (عج) را خاتم الأوليا معرفي ميكنند. اين ديدگاه، در آثار عرفاي نخستين نيز مشهود است. همين ديدگاه در آثار ابن عربي نيز منعكس شده است. و اما ختم الولاية المحمدية فهي لرجل من العرب، من أكرمها أصلاً و يداً. و هو في زماننا اليوم موجود عرفت به سنة خمس و تسعين و خمس مائة، و رأيت العلامة التي له قد أخفاها الحق فيه عن عيون عباده، و كشفها لي بمدينة فاس حتي رأيت خاتم الولاية منه؛ اما ختم ولايت محمديه، از آن مردي از عرب است كه از گراميترين ايشان از حيث اصل و آغاز است و او امروز در زمان ما موجود است و مرا با او در سال 595 آشنا ساختند و من علامتي را كه خداي متعال در او از چشمان مردم پنهان ساخته بود، ديدم و در شهر فاس آن علامت را براي من آشكار كرد تا آن كه خاتم ولايت را از او مشاهده نمودم (ابن عربي، بيتا: ج12، ص 68). عرفاي معاصر نيز، با همين رويكرد به بحث مهدويت پرداخته و امام مهدي (عج) را خاتم الأوليا ميدانند. خاتم الأوليا از منظر امام خميني امام خميني، چنين معتقد هستند كه موضوع ختم ولايت، يك اصل كلي بوده كه فرع بر موضوع ختم رسالت است. ايشان به تبع بزرگان عرفان، معتقدند: امام مهدي (عج) خاتم الأوليا هستند: همان طوري كه رسول اكرم (ص) به حسب واقع حاكم بر جميع موجودات است، حضرت مهدي (عج) همان طور حاكم بر جميع موجودات است. آن خاتم رسل است و اين خاتم ولايت، آن خاتم ولايت كلي بالإصالة است و اين خاتم ولايت كلي به تبعيت است (خميني، 1389: ج20، ص82). پنجم: رويكرد اجتماعي_سياسي يكي ديگر از رويكردها به موضوع مهدويت، «رويكرد اجتماعي_سياسي»، به اين انديشه ديني است. برخي از مهدي پژوهان، از منظر جامعه شناسانه به موضوع مهدويت نگريسته و موضوع ظهور امام مهدي (عج) را پديدهاي مهم اجتماعي قلمداد ميكنند و انقلاب آن حضرت را انقلابي سياسي فرض ميكنند. از اين نوع نگرش به موضوع مهدويت، به «رويكرد اجتماعي _ سياسي» تعبير ميكنيم. در قرن اخير، نگرش به ابعاد اجتماعي و سياسي انديشه مهدويت، از سوي انديشمندان حوزه علميه قم، مورد توجه بوده است. پس از پيروزي انقلاب اسلامي در ايران، چنين رويكردي به موضوع مهدويت، بيش از گذشته بروز و ظهور يافته است. 1. رويكرد اجتماعي _ سياسي امام خميني به مهدويت نگرش امام خميني به موضوع مهدويت، به نگاه عرفاني خلاصه نميشود. از آنجا كه ايشان داراي شخصيتي جامع و داراي ابعاد بودند؛ از زواياي مختلف به مسئله مهدويت مينگريستند. ايشان علاوه بر دارا بودن شخصيت علمي و عرفاني، در عرصه سياست نيز از سياستمداران برتر دنيا در عصر حاضر محسوب ميشوند. بر اين اساس، ايشان علاوه بر رويكرد عرفاني به مسئله مهدويت، رويكرد سياسي به اين موضوع دارند. مكتوبات و سخنرانيهاي ايشان، حاكي از رويكرد عميق سياسي ايشان به موضوع مهدويت است. امام خميني هنگام پرداختن به مسئله مهدويت، گاهي از مفاهيمي استفاده ميكنند كه رنگ و بوي اجتماعي _ سياسي به رويكرد ايشان ميدهد. توجه به اين مفاهيم سياسي در كلمات امام خميني، نوع ديدگاه ايشان را به مهدويت آشكار ميكند. عدالت گستري يكي از مفاهيمي كه در كلمات و مكتوبات امام خميني فراوان به چشم ميخورد، واژه «عدالت گستري» است. اجراي عدالت جزء اصليترين اهداف انبياي الاهي (ع) و ائمه معصوم (ع) و صالحان، در طول تاريخ بوده است. جريان عدالتگستري، جزء اهداف اساسي دولت كريمه مهدوي (عج) و حكومت جهاني امام مهدي (عج) است. امام خميني از جمله شخصيتهاي حوزه علميه قم است كه با اين رويكرد به موضوع مهدويت مينگرد. ايشان قلمرو عدالتگستري دولت كريمه امام مهدي (عج) را فراتر از ابعاد اقتصادي و اجتماعي و مانند آن كه نوعاً مورد توجه عمومي است؛ مطرح كرده است و اصلاح تمام شئون عالم و آدم را جزء قلمرو عدالتگستري آن حضرت خوانده و از اين رهگذر روزنۀ جديدي براي افراد محقق در مسئله مهدويت گشوده است تا جريان عدالتگستري امام مهدي (عج) را با استفاده از متون ديني با اين رويكرد نيز مورد تحقيق و تحليل قرار دهند (همان، ج12، ص207). انتظار فرج يكي ديگر از مفاهيمي كه در سخنرانيها و مكتوبات امام خميني متبلور است، مفهوم «انتظار فرج» است. ايشان در بيانات خود به تفسير جديدي از مفهوم انتظار پرداختهاند. تفسير جديدي كه امام خميني از مفهوم انتظار ارائه كردهاند؛ گوياي آن است كه انتظار فرج نه تنها تكليفي فردي نيست، بلكه كاملاً، برنامهاي كاربردي _ اجتماعي است. امام خميني پس از انقلاب اسلامي، تفسير كاملاً متفاوتي از مفهوم انتظار فرج ارائه كردند. در انديشه امام خميني، انتظار فرج، از كنج خلوت به صحنه اجتماع آورده ميشود. ايشان تلاش كردند با نقد برداشتهاي ناصحيح از مسئله انتظار، مفهوم درست و تفسير زنده و كارآمدي كه بتواند پاسخگوي انسان معاصر باشد ارائه كند (همان، ج 9، ص 202). 2. آيتالله العظمي ناصر مكارم شيرازي آيت الله العظمي مكارم شيرازي، نگرشي سياسي _ اجتماعي به موضوع مهدويت دارند. ايشان با تأليف كتاب «حكومت جهاني مهدي (عج)»، به بررسي ابعاد سياسي و اجتماعي حكومت جهاني پرداختهاند. برخي عناويني كه در اين كتاب مطرح شده و گوياي اين ديدگاه است، عبارتند از: انتظار عمومي تمام اقوام جهان در انتظار يك رهبر بزرگ انقلابي به سر ميبرند كه هر كدام او را به نامي ميشناسند؛ ولي همگي در اوصاف كلي و اصول برنامههاي انقلابي او اتفاق دارند... اسناد و مدارك موجود نشان ميدهد كه اين يك اعتقاد عمومي و قديمي، در ميان همه اقوام و مذاهب شرق و غرب است، اگر چه در پارهاي از مذاهب همچون اسلام، تأكيد بيشتري روي آن شده است (مكارم شيرازي، 1380: ص51). ايشان در بحث ضرورت انقلابي وسيع ميگويند: اگر بنا هست جهان كنوني پر از بيدادگري و ظلم و فساد، از لبه پرتگاه فنا و نيستي كنار رود، بايد انقلابي وسيع در آن صورت گيرد (همان، ص67). آيتالله مكارم شيرازي در بخشي از كتاب «حكومت جهاني مهدي» به بيان شاخصهها و ويژگيهاي حكومت جهاني و البته بيشتر به بيان شاخصههاي اجتماعي و سياسي حكومت جهاني پرداخته است (همان، ص260). 3. رويكرد اجتماعي_سياسي استاد شهيد مرتضي مطهري به مهدويت استاد شهيد مرتضي مطهري، همانند استاد خود، از مسائل اجتماعي و سياسي غافل نبود و در موضوع مهدويت از منظر سياسي _ اجتماعي مسائل آن را مورد تجزيه و تحليل قرار ميداد. اين رويكرد در مجموع سخنرانيها و مكتوبات شهيد مطهري انعكاس دارد. ايشان آرمان قيام و انقلاب امام مهدي (عج) را فلسفه بزرگ اجتماعي اسلامي معرفي ميكند (مطهري، 1387: ص50). تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده آل شهيد مطهري در بخشي از كتاب « قيام و انقلاب مهدي (عج)، به تقابل هميشگي حق و باطل اشاره و پيروزي حق بر باطل را مطرح ميكند و تشكيل مدينه فاضله توسط امام مهدي (عج) را نويد ميدهد. ايشان در اين خصوص مينويسد: انديشه پيروزي نهايي نيروي حق و صلح و عدالت بر نيروي باطل و ستيز و ظلم، گسترش جهاني ايمان اسلامي، استقرار كامل و همه جانبه ارزشهاي انساني، تشكيل مدينه فاضله و جامعه ايده آل، و بالاخره اجراي اين ايده عمومي و انساني به وسيله شخصيتي مقدس و عاليقدر كه در روايات متواتر اسلامي از او به «مهدي» تعبير شده است؛ انديشهاي است كه كم و بيش همه فرق و مذاهب اسلامي – با تفاوتها و اختلافهايي – بدان مؤمن و معتقدند (همان، ص13). انواع انتظار استاد مرتضي مطهري، در بخش ديگري از كتاب «قيام و انقلاب مهدي (عج)» به تفسير انتظار فرج ميپردازد. ايشان دو تفسير متضاد از انتظار فرج ارائه ميكند: انتظار فرج و آرزو و اميد و دل بستن به آينده دوگونه است: انتظاري كه سازنده و نگهدارنده است، تعهدآور است، نيرو آفرين و تحرك بخش است؛ به گونهاي است كه ميتواند نوعي عبادت و حق پرستي شمرده شود؛ و انتظاري كه گناه است، ويرانگر است، اسارت بخش است، فلج كننده است و نوعي «اباحيگري» بايد محسوب گردد (همان، ص 15). ششم: رويكرد تاريخي يكي ديگر از رويكردها به مسئله مهدويت، «رويكرد تاريخي» به اين انديشه است. برخي از انديشمندان و پژوهشگران، از منظر رويدادي تاريخي، به موضوعات مهدويت پرداخته و مباحث مهدويت را رويداد محور دنبال كرده و فراز و نشيبهاي آن را در بستر زمان مورد تحليل و بررسي قرار دادهاند. اين نوع نگرش به بحث مهدويت، «رويكرد تاريخي» ناميده شده است. در اين مقوله ميتوان به مباحثي چون مدعيان دروغين مهدويت، مدعيان دروغين نيابت، مدعيان دروغين وكالت، فرقههاي انحرافي، جنبشهايي كه با شعار مهدويت به وجود آمدهاند و حكومتهايي كه با ادعاي زمينه سازي ظهور، تشكيل شدهاند، تاريخ عصرغيبت صغرا و كبرا اشاره كرد. در ادامه به معرفي برخي از آثار مكتوب با صبغه اين رويكرد ميپردازيم: 1. «اوضاع سياسي _ اجتماعي و فرهنگي شيعه در غيبت صغرا» اثر حسين شانه چي: شانه چي در كتاب خود اوضاع شيعيان در عصر غيبت صغرا را به تصوير كشيده است. گزارشهايي از وضعيت سياسي، اجتماعي و اقتصادي شيعيان و انشعابات فرقهاي در آن زمان در بخشهاي ديگر ارائه شده است. 2. «تاريخ تحليلي اماميه در غيبت صغرا»، مجيد احمدي كچايي: اين كتاب با رويكردي توصيفي، تاريخ سياسي آن عصر و اوضاع اجتماعي و سياسي امامت عسكريين (ع) و دولتهاي شيعي آن عصر را مورد بحث قرارداده و مكاتب فكري آن زمان را نيز مطرح كرده است. 3. «تاريخ عصر غيبت»، اثر پور سيد آقايي، محمدرضا جباري، حسن عاشوري وسيد منذر حكيم: اين كتاب با ترسيم شرايط سياسي، اجتماعي و اعتقادي عصر غيبت صغرا و توضيح سازمان وكالت و نواب اربعه، رويكرد تايخي را در بحث مهدويت دنبال كرده است. 1. «مهديان دروغين»، اثر رسول جعفريان: رسول جعفريان، با تأليف كتاب «مدعيان دروغين»، به معرفي مدعيان دروغين مهدويت در اعصار مختلف پرداخته است. ايشان پيشينه مدعيان دروغين را تا صدر اسلام و عصر پيامبر اكرم (ص) پي ميگيرد. هنگام رحلت پيامبر اكرم (ص)، برخي از صحابه معتقد شدند كه پيامبر اكرم (ص) رحلت نفرموده است و در آينده تمام زمين را فتح خواهند كرد (همان، ص50). «در منبع كهن ديگر اين تعبير آمده است: قال عمر: نظنّ أنّ رسول الله (ص) لا يموت حتي يفتح الارض لوعدالله؛ گمان ما اين است كه رسول خدا (ص) نخواهد مرد تا آن كه بر اساس وعده خداوند تمام زمين را فتح كند» (همان). نخستين سوء استفاده كنندگان از نام «مهدي» نيز به صدر اسلام و قرن اول بر ميگردد. در منابع معمول تاريخ اسلام، مانند تاريخ طبري، فرض بر اين است كه مختار، نظريه مهدويت محمد حنفيه (م81) را مطرح كرده و در برخي از نامههاي رسمي خود از اين لقب براي وي استفاده كرده است. آنان گفتهاند كه وي نهضت خود را با اين ادعا شروع كرد: «إني قد جئتكم من قبل المهدي محمد بن علي ابن الحنفيه» (همان، 51). در كتاب مهديان دروغين، مدعيان مهدويت از صدر اسلام تا قرن پنجم هجري (همان، ص49) و در فصول ديگر نيز از مدعيان ديگر قرنها تا زمان حاضر سخن به ميان آمده است. 5. «جريان شناسي مهدويت در فرقههاي» شيعي استاد حيدر مظفري: از جمله محققاني كه به صورت تخصصي به اين موضوع پرداخته، حيدر مظفري است، كه با تأليف كتاب «جريان شناسي مهدويت در فرقههاي شيعي»، به معرفي فرقههاي منحرف شيعي، كه با ادعاي مهدويت پديد آمدهاند، پرداخته است. هفتم: رويكرد آسيب شناسي يكي ديگر از رويكردها به موضوع مهدويت، «رويكرد آسيب شناسانه» به اين موضوع است. برداشتهاي انحرافي از مقوله انتظار فرج، افراط و تفريط در ارائه چهرۀ مِهر و قَهر از امام عصر (عج)، شتابزدگي و تعجيل، تعيين وقت ظهور، تطبيق نادرست نشانههاي ظهور، ملاقات گرايي، مدعيان دروغين مهدويت و نيابت خاصه و عامه، عدم پيروي از ولايت فقيه و نواب عام؛ باور مهدويت را در معرض آسيب و انحراف قرار داده است. موضوع آسيب شناسي مهدويت در دهههاي اخير، مورد توجه فعالان عرصه مهدويت در حوزه علميه قم قرار گرفته است. در اين زمينه، آثار مكتوب ارزشمندي ارائه و با اين حركت، گام بلندي در آسيب زدايي از چهره فرهنگ اصيل مهدويت و پيشگيري از آسيبهاي آينده برداشته شده است. برخي از آثار مكتوب عبارتند از: 1. «گفتمان مهدويت و چالشهاي آسيب شناسي»، عليرضا صدرا: يكي از آثار مكتوبي كه با رويكرد آسيب شناسي به موضوع مهدويت پرداخته، كتاب «گفتمان مهدويت و چالشهاي آسيب شناسي»، نوشته آقاي عليرضا صدرا است. مؤلف در اين اثر، به جنبه سياسي _ اجتماعي مهدويت پرداخته و موضوع مهدويت را با اين رويكرد آسيب شناسي كرده است. در اين اثر، آسيب شناسي سياسي _ اجتماعي عصر انتظار در رهيافت قرآني (صدرا، 1395: ص63)؛ همچنين در رهيافت روايي (همان، ص101) و نيز در رهيافت نظري _ سياسي (همان، ص 179)؛ مورد بررسي قرار گرفته است. 2. «آسيب شناسي جامعه منتظر»، اثر محمد ميرتبار: از ديگر آثار مكتوبي كه با رويكرد آسيب شناسي به موضوع مهدويت پرداخته، كتاب «آسيب شناسي جامعه منتظر»، نوشته سيدمحمد مير تبار است. مؤلف در اين اثر به آسيبهاي فكري_ اعتقادي و رفتاري جامعه منتظر پرداخته است (ميرتبار، 1390: ص25). در اين اثر، عوامل پيدايش آسيبها (همان، ص147) و نيز راهكارهاي مقابله با اين آسيبها (همان، ص 189)؛ مطرح شده است. 3. «آسيب شناسي جامعه منتظر در آينه روايات»، اثر فرج الله عباسي: ديگر اثر مكتوب كه با رويكرد آسيب شناسي به موضوع مهدويت پرداخته، كتاب «آسيب شناسي جامعه منتظر در آينه روايات»، نوشته فرجالله عباسي است. مؤلف در اين اثر، به آسيبهاي فردي (عباسي، 1395: ص55)؛ اجتماعي (همان، ص91) و سياسي فرهنگ مهدويت (همان، ص174) پرداخته است. هشتم: رويكرد ملاقات وكرامت محور ازجمله رويكردهايي كه در پرداختن به مهدويت نميتوان آن را ناديده گرفت «رويكرد ملاقات و كرامت محوري» است. اين رويكرد آثار مكتوب بسياري را در گذشته و حال به خود اختصاص داده است و برخي موارد آن به شكل مستندهاي تصويري نيز ارائه شده است (مانند مستند قرارسبز). صرف نظر از نقدهايي كه بر اين رويكرد وارد است، در ادامه به برخي آثار شاخص اين رويكرد در قرن اخير حوزه علميه قم اشاره ميكنيم. با جست و جو در كتابخانه مركز تخصصي مهدويت، حدود پنجاه اثر در اين زمينه منتشر شده كه بيشتر آنها در قم انتشار يافته و نگاشتههاي حوزويان است؛ گرچه افراد شاخص علمي در بين آنان نادر هستند. برخي از اين آثار عبارتنداز: «ميرمهر»، نگاشته مسعود پورسيدآقايي؛ «داستانها وكرامتهاي خواندني از امام زمان (عج) و...»، نگاشته ميرزاعلي بابايي؛ «نسيم ظهور»، نگاشته محمدحسن استادي مقدم؛ «معجزات امام زمان»، نگاشته احمد متوسل؛ «امام زمان و سيد بحرالعلوم»، «امام زمان و سيدبن طاووس»، نگاشته سيد جعفر رفيعي و «داستانهايي از امام زمان»، نگاشته حسن ارشاد.[5] اين رويكرد گرچه از نظر اعتبار نقلها جاي نقد و بررسي فراوان دارد؛ به عنوان رويكردي است كه از سوي قشرهايي از جامعه مورد اقبال است و لذا بايد مورد مداقه و بررسي جدي پژوهشي قرارگيرد. نتيجهگيري با توجه به گستردگي مسائل موضوع مهدويت، رهيافتها و رويكردهاي مختلفي در حوزه مسائل مهدويت شكل گرفته است. اين رويكردها در منابع مكتوب مهدي پژوهان معاصر در حوزه علميه قم، همچون اسلاف اين حوزه منعكس است. در اين مقاله با مراجعه به منابع مكتوب و بر اساس روش تحقيق كتابخانهاي، رويكردهاي مختلف مهدويت پژوهي و مهدويت نگاري در قرن چهاردهم شمسي در حوزه علميه قم در هشت عنوان طبقه بندي گرديد. بر اساس گزارشهاي تاريخي، نخستين نوع رويكرد به انديشه مهدويت، «رويكرد روايي» بوده كه به جمع آوري مجموعههاي روايي در حوزه مباحث مهدويت انجاميده است. در قرن اخير نيز مجموعههاي حديثي متعددي، با محوريت روايات مهدوي، در حوزه علميه قم تأليف شده است. در دهه اخير رويكرد جديدي در حوزه علميه قم، ابداع شده كه بر اساس آن، موضوعات مهدوي، به صورت «اجتهادي» با محوريت روايات، استنباط ميگردد. سومين نوع رويكرد به انديشه مهدويت «رويكرد عقلي» است؛ كه از قرن پنجم هجري و از حوزه علميه بغداد آغاز شده است. اين رويكرد در دورههاي بعد نيز ادامه يافته است. رويكرد عقلي به مهدويت، در يكصد سال اخير، در حوزه علميه قم، طرفداراني به خود اختصاص داده است. از شخصيتهاي برجسته در حوزه علميه قم كه چنين رويكردي به انديشه مهدويت دارند، ميتوان از علامه طباطبايي و آيتالله جوادي آملي ياد كرد. چهارمين نوع نگرش به انديشه مهدويت «رويكرد عرفاني» است؛ كه در اين رويكرد، يافتههاي باطني مبناي اصلي مباحث مهدويت قرار گرفته و از منظر كشف و شهود و نيز استدلالهاي عرفاني، به آموزه مهدويت مينگرند. برجستهترين مناديان رويكرد عرفاني به مهدويت در قرن اخير، حضرت امام خميني و آيتالله حسن زاده آملي، هستند. پنجمين نوع نگرش به انديشه مهدويت، «رويكرد اجتماعي _ سياسي» به اين انديشه ديني است. برخي از مهدي پژوهان، از منظر «جامعه شناسانه» به موضوع مهدويت نگريسته و موضوع ظهور امام مهدي (عج) را پديده مهم اجتماعي قلمداد ميكنند و انقلاب آن حضرت را انقلاب سياسي فرض ميكنند. حضرت امام خميني، استاد شهيد مرتضي مطهري و آيتالله العظمي مكارم شيرازي كه از بزرگان حوزه علميه قم در قرن اخير هستند، چنين رويكردي به مهدويت دارند. ششمين نوع نگاه به انديشه مهدويت، «رويكرد تاريخي» به اين باور ديني است، كه مباحث مهدويت را، رويداد محور، دنبال كرده و فراز و نشيبهاي آن را در بستر زمان، مورد تحليل و بررسي قرار ميدهند. تأليفات متعددي با اين رويكرد در يكصد سال اخير در حوزه علميه قم تأليف شده كه ميتوان به «مهديان دروغين»، اثر رسول جعفريان و «جريان شناسي مهدويت در فرقههاي شيعي»، اثر حيدر مظفري اشاره كرد. هفتمين نگرش به انديشه مهدويت، «رويكرد آسيبشناسي» به موضوع مهدويت است. در اين رويكرد، برداشتهاي انحرافي فرهنگ مهدويت، زمينهها و عوامل پيدايش آسيبها و نيز پيامدها و راهكارهاي مقابله با اين آسيبها مطرح گرديده است. آخرين رويكرد به مهدويت «رويكرد ملاقات و كرامت نگارانه» است كه به دنبال مطرح كردن ملاقاتها و كرامتهاي حضرت مهدي (عج) در عصر غيبت است. اين رويكرد محل بحث و قائل جدي است و نميتوان به ادعاهايي كه در اين رويكرد ميشود به سادگي نگريست. منابع 1. ابن عربي، محيي الدين (بيتا). الفتوحات المكية، بيروت، دار صادر. 2. _____________ (بيتا). فصوص الحكم، محقق: ابو العلاء عفيفي، بيروت، دار الكتاب العربي. 3. اشعري قمي، سعدبن عبدالله (1360). كتاب المقالات و الفرق، مصحح: محمد جواد مشكور، مركز انتشارات علمي و فرهنگي. 6. جعفريان، رسول (1391). مهديان دروغين، تهران، نشر علم. 7. جوادي آملي، عبدالله (1387). امام مهدي (عج) موجود موعود، قم، أسراء. 8. حسن زاده آملي، حسن (1372). انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغه، قم، انتشارات قيام. 9. _____________ (1373). نهج الولاية، قم، انتشارات قيام. 10. خسروپناه، عبدالحسين (1389). فلسفه فلسفه اسلامي، قم، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي. 11. خميني، روحالله (1378). ولايت فقيه: حكومت اسلامي، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني. 12. ____________ (1389). صحيفه نور، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني. 13. دواني، علي (1385). موعودي كه جهان در انتظار اوست، قم، دبيرخانه دائمي اجلاس حضرت مهدي (عج). 14. رباني گلپايگاني، علي (پاييز1385). «جايگاه و گونههاي روش عقلي در علم كلام»، مجله معارف عقلي، شماره3. 15. صافي گلپايگاني، لطف الله (1422ق). منتخب الاثر في أحوال الإمام الثاني عشر (عج)، قم، مكتب المؤلف. 16. صدرا، عليرضا (1395). گفتمان مهدويت و چالشهاي آسيب شناسي، قم، پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي. 17. طباطبايي، سيدمحمد حسين (1394). شيعه در اسلام، محقق: محمد علي كوشا، قم، انتشارات ادباء. 18. عباسي، فرج الله (1395). آسيب شناسي جامعه منتظر در آينه روايات، قم، مركز نشر كتاب. 19. كوراني عاملي، علي (1411ق). معجم أحاديث الإمام المهدي (عج)، قم، مؤسسة المعارف الإسلامية. 20. محمدي ري شهري، محمد (1393). دانشنامه امام مهدي (عج)، قم، دارالحديث. 21. مطهري، مرتضي (1387). قيام و انقلاب مهدي (عج) از ديدگاه فلسفه تاريخ، تهران، انتشارات صدرا. 22. مظفري، حيدر (1392). جريان شناسي مهدويت در فرقههاي شيعي، قم، انتشارات دليل ما. 23. مفيد، محمد بن محمد (1414ق). أوائل المقالات، بيروت، دار المفيد. 24. مكارم شيرازي، ناصر (1380). حكومت جهاني مهدي (عج)، قم، انتشارات نسل جوان. 25. مير تبار، سيد محمد (1390). آسيب شناسي جامعه منتظر، قم، بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (عج). 26. نجاشي، احمد بن علي (1418ق). رجال، قم، نشر اسلامي. 27. نوبختي، حسن بن موسي (1404ق). فرق الشيعة، بيروت، دار الأضواء. [1]. ر.ك: عبدالحسين، خسروپناه، فلسفه، فلسفه اسلامي، قم، پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، 138۹ش، ص۷۳. [2]. استعلام شفاهي نويسنده از مديران آموزشي مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم. [3]. استعلام شفاهي نويسنده از مديران آموزشي مركز تخصصي مهدويت حوزه علميه قم. [4]. براي مطالعه اين موارد، ر.ك: تفسير الميزان ذيل بحثهاي روايي در مباحث پيشين. [5] ر.ك: امام مهدي در آيينه قلم. |
||
![]() |
||


