| تحليل نقش متقابل آرمان خواهي و انتظار موعود در انديشه حضرت آيت الله خامنهاي | ||
| حسن ملايي | ||
![]() |
||
| چكيده «آرمان خواهي» يكي از اميال فطري است كه مديريت آن نقش بسزايي در موفقيت انسانها دارد و عدم كنترل آن باعث تلخ كامي در زندگي خواهد شد. از طرفي، در مجموعه معارف اسلامي با آموزهاي به نام «مهدويت» و «انتظار» روبهرو هستيم كه همپوشاني فراواني با اين ميل فطري دارد. اين مقاله در صدد است با تدوين كتابخانهاي بيانات رهبر معظم انقلاب اسلامي و تحليل آن به روش «توصيفي-تحليلي»، ضمن استخراج ماهيت دو مقوله آرمانخواهي و انتظار موعود در سخنان امام خامنهاي، به اين پرسش پاسخ دهد كه در انديشه حضرت آيت الله خامنهاي، نقش متقابل آرمان خواهي و انتظار موعود چيست. بررسيها نشان ميدهد كه در منظومه فكري ايشان، در دو مقوله آرمانخواهي و انتظار ظهور و نيز در نسبت بين اين دو، نكات بديع و نوآوريهاي قابل توجهي وجود دارد. در انديشه ايشان، آرمان خواهي ديني با ايدئاليسم غربي داراي تفاوت اساسي است؛ كما اينكه بين انتظارعرفي و انتظار اصطلاحي تفاوتهاي مهمي يافت ميشود. علاوه بر آن و در نقش متقابل اين دو موضوع، از منظر مقام معظم رهبري، همان گونه كه ميل آرمان خواهي در اوج خود، آدمي را به سوي آرمان اسلامي مهدويت سوق ميدهد؛ انتظار موعود و فرهنگ برخاسته از آن نيز، آيين صحيح آرمانخواهي را به انسانهاي كمال طلب، آموزش ميدهد و آنها را به حفظ الزاماتي موظف ميكند. واژگان كليدي: آرمان خواهي، مهدوي، انتظار، امام زمان، آيت الله خامنهاي، ايدئاليسم. مقدمه يكي از جهاتي كه سبب ميشود بتوان گفتماني بين المللي و حتي فراديني از آموزه مهدويت ارائه كرد، وجود موضوعات فطري در اين آموزه سترگ است. مروري بر معارف مهدوي نشان دهنده آن است كه در مهدويت، عناصر فراواني وجود دارند كه تحريك كننده اذهان عموم انسانها هستند و با مطرح كردن آنها، ساير عناصر راهبردي مهدوي را نيز به موازات آن ميتوان به گفتمان گذاشت. «آرمان خواهي» يكي از همان موضوعاتي هست كه در بين همه انسانها مشترك است و در صورت پردازش صحيح و ارتباط آن با عنصر انتظار موعود - كه يكي از موضوعات مهم مهدوي است و روايات زيادي را به خود اختصاص داده است- توفيق فراواني در نهادينه كردن فرهنگ انتظار و نيز آثار فردي و اجتماعي آن به دست خوهيم آورد. يكي از علما و شخصيتهاي معاصر كه توانسته است نكات بديعي را در حوزههاي مختلف و از جمله دو مقوله آرمان خواهي و انتظار موعود، به جامعه ديني عرضه كند؛ حضرت آيت الله خامنهاي است؛ رهبر فرزانهاي كه با داشتن نظام فكري اسلامي منسجم خود، تحسين دوستان و حتي برخي دشمنان را نه تنها در ارائه دقيق مباحث نظري اسلام، بلكه در اداره جامعه ديني بر اين اساس؛ بر انگيخته است. ايشان ضمن تبيين جوانب گوناگون انقلاب اسلامي، به مباحث مهدويت و انتظار پرداخته است و همچون اوايل بيانيه گام دوم انقلاب اسلامي، ظهور ولايت عظماي حضرت وليعصر را كلان آرمان انقلاب اسلامي معرفي ميكند. همچنين در بيانات مختلف، به ويژه در ديدار با جوانان، آرمان خواهي را يكي از موضوعات قابل توجه عنوان و آن را بررسي و تبيين كرده است. مقاله پيش رو تلاش ميكند با روش «توصيفي- تحليلي» و با استفاده از دادههاي كتابخانهاي مبتني بر بيانات ايشان، به جواب جامعي به اين مقوله كه «نقش متقابل آرمان خواهي و انتظار چيست»، دست يابد. گفتني است كه در مقالاتي آموزه «انتظار» در انديشه مقام معظم رهبري مورد بررسي قرار گرفته است، لكن نسبت آن با مقوله «آرمان» مورد توجه قرار نگرفته است. البته نويسنده اين سطور داراي مقالهاي با عنوان «كلان آرمان انقلاب اسلامي و الزامات آن از منظر رهبر معظم انقلاب اسلامي» است كه در شماره اول دوفصلنامه پژوهشنامه موعود چاپ شده است. چنين به نظر ميرسد كه اگر ماهيت دو موضوع آرمان خواهي و انتظار موعود و نيز نسبت بين اين دو مقوله در انديشه مقام معظم رهبري مورد واكاوي دقيق قرار گيرد؛ دستاورد آن، در حوزه نظري و عملي بسيار رهگشا خواهد بود. از اين رو، ماهيت شناسي و جايگاه شناسي آرمان خواهي و انتظار موعود و نيز نقش متقابل اين دو موضوع، سه گامي است كه در چينش اين نوشتار لحاظ شده است. الف) مفهوم شناسي آرمان خواهي و انتظار موعود در بحث «مفهوم شناسي» كليدواژگان اصلي اين نوشتار، ابتدا «آرمان» و «آرمان خواهي» و سپس «انتظار موعود» را مورد واكاوي قرار خواهيم داد: 1. مفهوم آرمان و آرمان خواهي 1-1. آرمان و آرمان خواهي در لغت و اصطلاح «آرمان» را در لغت به آرزو، اميد، و حسرت (دهخدا، 1373: ج2، ص30) معنا كردهاند و در موارد فراواني، مترادف ايدهآل، شعار، مقصود، هدف و كمال مطلوب استفاده شده است. اين واژه در علوم مختلف و به ويژه در علوم انساني مورد استفاده قرار گرفته و تعاريفي از آن ارائه شده است. علامه جعفري مينويسد: آرمان عبارت است از آن حقيقت مطلوب كه اشتياق وصول به آن، محرك انسان است و او را به انجام كارها و انتخاب وسيلههايي سوق ميدهد كه آن حقيقت را قابل وصول مينمايد (جعفري: 1362: ج1، ص80). نويسندهاي ديگر آن را در مقايسه با اهداف زندگي معنا كرده و توضيح ميدهد: «هدفهاي مجموعههاي مختلف زندگي... بايد هم سو به طرف يك سرانجام و آماجي نشانه گرفته شوند... اين هدف نهايي و آماج زندگي را آرمان ميناميم» (كافي، 1396: ص125). اگرچه تعبير كردن از هدف نهايي و بزرگ به آرمان در اين بيان، تا حدي مورد پذيرش است؛ با بررسي كاربردهاي مختلف اين واژه به نظر ميرسد كه نوعي عنصر تقدس نيز در بهكار بردن اين واژه بايد اشراب شده و يا لااقل اين عنصر ميتواند در ادبيات ديني مورد لحاظ قرار گيرد. حاصل سخن آنكه آرمان، يعني هدف عالي و يا الاهي كه قابليت تحقق خارجي دارد و محور و جهت اصلي در تمام تصميمگيريها، انتخابها، رفتارها و نظاير آن در زندگي است. طبيعتاً مراد از آرمانخواهي نيز، توجه و گرايش هميشگي به آرمان، براي دستيابي به آن خواهد بود. 1-2. مفهوم آرمان در انديشه حضرت آيت الله خامنهاي در انديشه و بيانات رهبر معظم انقلاب نيز «آرمان» به همان معناي هدف بزرگ و عالي در زندگي و در مواردي با تقدس، يعني خارج از منافع مادي و براي خداي متعال به كار رفته است. ايشان در ضمن تبييني در مورد هدف زندگي، آن را مشتمل بر اقسامي دانستند و در مورد كيفيت زندگي برخي افراد كه در زندگي داراي هدف والايي هستند، چنين تصريح فرمودند: در اين نوع زندگي، هرچه ميگذرد انسان احساس ميكند كه عمرش تلف نشده است؛ چون براي يك هدف عالي زحمت كشيده است. اگر اين هدف يك هدف الاهي باشد؛ به بشريت برگردد، به آرمانهاي خدايي برگردد، به صلاح و خير بشر برگردد، به استقرار عدالت و به مبارزه با ظلم و جور مربوط شود؛ احساس ميكند كه به هدف نزديكتر شده است. در پايان راه هم وقتي به پشت سر خود نگاه ميكند، ميبيند فرسنگها به هدف نزديك شده است. لذا حسرت ندارد و احساس لذت ميكند. اين، زندگي واقعي است؛ زندگي براي آرمانها و هدفهاي والا (بيانات در ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش 19/11/1371). البته آرمان حقيقي هميشه تحقق خارجي خواهد داشت، حتي اگر وصول آن با دشواري همراه باشد. 2. تفاوت آرمان خواهي و ايدئاليسم نكته مهمي كه بعد از تبيين آرمان و آرمان خواهي ضروري مينمايد، فهم دقيق «ماهيت آرمانخواهي» است؛ چرا كه اگر اين معنا به درستي فهم نشود خود، مانعي فكري در حركتهاي بعدي ايجاد ميكند. لذا علاوه بر آنچه در قبل بيان شد، رهبر معظم انقلاب در يكي از بيانات خود بعد از تأكيد بر جايگاه آرمان خواهي، شبهه مهمي درباره ماهيت آرمان خواهي مطرح كرده و چنين توضيح ميدهند: يكعدّهاي تبليغ ميكنند و وانمود ميكنند كه آرمانخواهي مخالف واقعگرايي است؛ نه آقا، آرمانخواهي مخالف محافظهكاري است، نه مخالف واقعگرايي. محافظهكاري، يعني شما تسليم هر واقعيّتي-هرچه تلخ، هرچه بد- باشيد و هيچ حركتي از خودتان نشان ندهيد؛ اين محافظهكاري است. معناي آرمانگرايي اين است كه نگاه كنيد به واقعيّتها و آنها را درست بشناسيد؛ از واقعيّتهاي مثبت استفاده كنيد، با واقعيّتهاي سلبي و منفي مقابله كنيد و مبارزه كنيد. اين معناي آرمانگرايي است. چشمتان به آرمانها باشد (بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان، 20/4/1394). البته پر واضح است كه در هدف گذاريها بايد به دنبال آرمانهاي حقيقي و به دنبال آن در جستوجوي راههاي عملي تحقق آن بود تا به دام تخيلات و ذهنيات گرفتار نشد؛ كما اينكه رهبر معظم انقلاب همين نكته منطقي را گوشزد كردهاند: «دنبال آرمانهاي حقيقي درقالب و لباس عملي آن بگرديد. نبايد دنبال ايدهآلهايي بود كه عملي و اجرايي نيستند و نبايد به كم قانع شد و از آن آرمانها دور ماند» (بيانات در ديدار نمايندگان مجلس، 27/3/1383)؛ اما اين مطلب به اصل آرمانخواهي ارتباطي ندارد. توضيح روشنگر ديگر براي شناخت ماهيت آرمان خواهي، آن است كه آرمان، معمولاً به كمال مطلوب و هدف بزرگي گفته ميشود كه كمترين عيب و نقص را داشته باشد و به همين دليل در اذهان مردم، معمولاً دستنيافتني است و لذا از آن، با واژه «ايده» ياد ميشود؛ كما اينكه در سده اخير، غربيها در مواجهه با اين موضوع، مكتبي به نام «ايدئاليسم[1]» را تأسيس كردهاند كه در ايران اين مكتب به آرمانگرايي ترجمه شده است؛[2]چون نزد آنها «ايده» همانا تصورات ذهني (حسي، خيالي يا عقلي) بوده است. از همينرو، مقصودشان از ايدئاليسم، عبارت است از مسلك كساني كه تنها تصورات ذهني را واقعي دانسته و به وجود جهان مستقل از ادراك قائل نيستند و بنابراين، ايدئاليسم را نقطه مقابل رئاليسم (واقع گرايي) قرار ميدهند. [3] با توضيحي كه درباره مقوله آرمان خواهي در انديشه رهبر معظم انقلاب بيان شد، بايد گفت كه ايشان با ترجمه ايدئاليسم به آرمانگرايي موافق نيستند و با نظر كساني كه آرمانخواهي را در مقابل واقع گرايي قرار ميدهند، مخالفت كرده و آن را خطاي بزرگي ميدانند و در توضيح آن ميفرمايند: چون آرمانگرايى، خودش واقعيتها را در جامعه مىسازد. يك مجموعه با آرمان و داراى هدفهاى بلند مىتواند واقعيتها را طبق آرمان خود شكل دهد و به وجود آورد... اين خودش بزرگترين واقعيت و قانون زندگى است (بيانات در ديدار جمعي از كشاورزان، 14/10/1382). شايد دقت در همين امر بوده كه سبب شده تا برخي از انديشمندان علوم تربيتي نيز در ترجمه ايدئاليسم، به جاي «آرمانگرايي» واژه «تصورگرايي» يا «پندارگرايي» را برگزينند (ابراهيم زاده، 1388:ص76). 3. مفهوم انتظار موعود 3-1. مفهوم انتظار در لغت و اصطلاح مفهوم ديگري كه در مسير بازشناسي نسبت بين آرمان و انتظار قرار ميگيرد؛ موضوع انتظار فرج و ظهور حضرت مهدي است. «انتظار» در فرهنگ لغت به چشم داشتن، ترقب و چشم به راه بودن معنا شده است (دهخدا، 1373: ج2، ص244)؛ اما بررسي دقيق مفهوم اين كلمه در فرهنگ سخنان اهل بيت (ع)، نشان دهنده آن است كه اين واژه نزد معصومان معناي خاصي دارد و در اصطلاح عبارت است از: «چشم به راه بودن ظهور واپسين ذخيره الاهي و آماده شدن براي ياري او در برپايي حكومت عدل و قسط در سراسر گيتي» (سليميان، 1388: ص76). نكته مهمي كه بايد در تبيين اين نوشتار به آن توجه داشت، آن است كه ائمه معصوم، انتظار را نه تنها يك حالت حب و اشتياق دروني ندانستهاند، بلكه آن را از مقوله رفتار و عمل دانسته و فرمودهاند: «اَفْضَلُ أَعْمَالِ أُمَّتِي انْتِظَارُ الْفَرَج (صدوق، 1397: ج2، ص644) ؛ با فضيلتترين اعمال امت من انتظار فرج است.» در حديث ديگري از امام صادق كوشش و تلاش در كنار انتظار ذكر شده است. ايشان فرمود:«…فَجِدُّوا وَ انْتَظِرُوا هَنِيئاً لَكُمْ أَيَّتُهَا الْعِصَابَةُ الْمَرْحُومَه (نعماني، 1397: ص200)؛ پس بكوشيد و انتظار بكشيد كه گوارايتان باد؛ اي گروه رحمت شده!» علت اين مطلب را نيز بايد در عناصر انتظار و از جمله در مقوله اميد دانست كه عناصر مذكور در حركت و عمل بروز پيدا خواهد كرد. توجه به اين نكته در فهم نسبت بين آرمان خواهي و انتظار بسيار مهم است؛ چنانكه حضرت آيت الله خامنهاي، مهدي باوران را به آن توجه داده و بيان دارند: اعتقاد به مهدي موعود دلها را سرشار از نور اميد ميكند. براي ما كه معتقد به آينده حتمي ظهور مهدي موعود (عج) هستيم، اين يأسي كه گريبانگير بسياري از نخبگان دنياست، بيمعناست. ما ميگوييم نخير، ميشود نقشه سياسي دنيا را عوض كرد؛ ميشود با ظلم و مراكز قدرت ظالمانه درگير شد و در آينده نه فقط اين معنا امكانپذير است، بلكه حتمي است. وقتي ملّتي معتقد است نقشه ظالمانه و شيطاني امروز در كلّ عالم قابل تغيير است، آن ملّت شجاعت مييابد و احساس ميكند دست تقدير، تسلّط ستمگران را براي هميشه به طور مسلّم ننوشته است (ملايي، 1396: ص66). علاوه بر توجه به عنصر عمل در ماهيت انتظار، بايد عنصر ديگري را ملازم با انتظار فرج دانست و آن عنصر جهاد است؛ زيرا همان گونه كه رسول اكرم فرمود: «أَفْضَلُ أَعْمالِ أُمَّتِي اِنْتِظَارُ الفَرَجِ مِنْ اللهِ عَزَّ وَجَلَّ» (صدوق، 1397: ج2، ص644)؛ با فضيلترين اعمال امت من، انتظار فرج است.» آن حضرت در حديث ديگري درباره انتظار فرج، جنس اين عمل را جهادي معرفي كرده و ميفرمايد: «أفضل جهاد أمتي انتظار الفرج (حراني، 1404: ص37)؛ با فضيلتترين جهاد امت من، انتظار فرج است». اين نوع نگرش به مقوله انتظار را جهادي و حماسي معرفي ميفرمايند. بنابراين، بايد گفت «اين انتظار، لفظ نيست؛ گفتن نيست؛ عمل است، حركت است، نهضت و مبارزه و جهاد است، صبر و شكيبايي و مقاومت است» (صافي گلپايگاني، 1391: ص74). اين نگرش همان نگرش رهبر معظم انقلاب است كه در ادامه خواهد آمد. نتيجه آنكه در مقام تعريف اصطلاحي «انتظار ظهور» بايد گفت انتظار، چشمبهراهي قيام قائم، توأم با جهاد و تلاش براي آمادگي فردي و زمينهسازي اجتماعي براي پذيرش بزرگترين حماسه تاريخي نبرد حق و باطل به رهبري حضرت و شركت در آن است. نكته مهم در اين زمينه، تفاوت بين رفتار معمول و رفتار جهادي است. قابل ذكر است كه چند ويژگي را ميتوان براي رفتار جهادي برشمرد كه بايد در مقوله انتظار ظهور لحاظ شود كه مهمترين آنها عبارت است از: اول، داشتن هدف والا؛ دوم، تـلاش، كـوشـش و تحمل سختى در راه رسيدن به آن هدف؛ سوم، تلاشي كه در مقابل موانع و دشمن و هجوم اوست؛ چهارم، انجام اين تلاش فـى سـبـيـل الله و به نيت امـتـثال تكليف الاهي و كسب رضاى خدا (ملايي، 1397: ص46). آگاهي از اين مؤلفهها در فهم حقيقت انتظار در زندگي و نسبت آن با آرمان زندگي بسيار مهم خواهد بود. 3-2. مفهوم انتظار در انديشه حضرت آيت الله خامنهاي مفهوم «انتظار» نيز در انديشه مقام معظم رهبري بسيار قابل توجه است. درباره ماهيت انتظار در فرهنگ سخنان اهل بيت صحبت شد و برخلاف برخي برداشتهاي ناصواب و ناقص، جهادي بودن آن اثبات گرديد. نگرش حضرت آيتالله خامنهاي به مقوله انتظار موعود، همين رويكرد جهادي است. ايشان در بررسي تحليلي انواع برداشتها از انتظار در ذهنها اين مقوله را به دو قسم تقسيم كرده و توضيح ميدهند: دو جور برداشت از قضيه انتظار و ترقّب ظهور امام زمان ميشود داشت: يك برداشت منفي و يك برداشت مثبت. برداشت منفي همان چيزي است كه استكبار و استعمار در طول سالهاي متمادي كوشش ميكردند به مردم تزريق كنند. برداشت منفي اين است كه مردم بگويند كه به ما چه و ما چهكاره هستيم كه در مقابل ظلم، فساد، كفر، بدي و شرارت بايستيم؟ ما منتظر خواهيم ماند تا امام زمان خودش بيايد و مشكل را حل كند؛ اين برداشت منفي است. اين همان برداشتي است كه در طول ساليان متمادي سعيكردند در ذهن مردم مسلمان اين را وارد كنند. سلب مسئوليت نسبت به همه شرارتها و بديهاي موجود در جامعه. يك برداشت، برداشت مثبت و صحيح است و آن اين است كه اگر امام زمان خواهد آمد، پس هر حركتي و هر مبارزهاي يك اميدي و يك آينده روشني براي خود خواهد داشت (ملايي، 1396: ص157). ايشان در بيانات مختلف خود بر ملازم بودن انتظار ظهور با عمل، تأكيد كرده و تلاش را زاييده همين اميد، دانستهاند: اگر امام زمان دنياى پر از عدل و داد درست خواهد كرد، پس ما بايد به سهم خودمان در زمينهسازى اين دنيا كوشش كنيم. اگر خورشيد منوّرى خواهد درخشيد و دنيا را روشن و منوّر خواهد كرد، اين بدان معنا نيست كه ما در شب تاريك وقتى نمىتوانيم خورشيد بيافرينيم چراغى هم روشن نكنيم ( بيانات رهبر معظّم انقلاب، 12/1/1367). رهبر معظم انقلاب اسلامي به همين امر بسنده نكرده و –همان طور كه در قبل توضيح آن گذشت- جنس اين تلاش را جهاد و مبارزه دانسته و اينگونه تصريح ميكنند: روح انتظار است كه به انسان تعليم ميدهد تا در راه خير و صلاح مبارزه كند. اگر انتظار و اميد نباشد، مبارزه معنا ندارد و اگر اطمينان به آينده هم نباشد، انتظار معنا ندارد (بيانات در ديدار با جمعي از مسؤولان و خانوادههاي معظّم شهدا، 22/12/1368). ب) جايگاه شناسي آرمان خواهي و انتظار موعود 1. جايگاه آرمان و آرمان خواهي 1-1. اهميت آرمان خواهي در زندگي «آرمانخواهي» يكي از وجوه متمايز بين انسان و سايرموجودات به حساب ميآيد و با توجه به تعريف ارائه شده درباره آن، ميتوان گفت كه اگر آرمان از انسان گرفته شود، انسان با حيوانات تفاوتي نخواهد داشت. اهميت اين مقوله در نظام تفكر ديني چنان مهم است كه سخنان فراواني از پيشوايان دين در مورد هدف گذاري و داشتن هدف عالي عنوان شده است؛ به گونهاي كه چنين برداشت ميشود كه معيار انسانيت داشتن اهداف متناسب با قيمت و قابليتهاي انسان است. در سخني گرانمايه، اميرالمؤمنين علي (ع)، ميزان ارزشمندي انسانها را با ميزان ارزشمندي آرمان وي داراي رابطهاي مستقيم ميدانند: «قدر الرجل علي قدر همته (رضي، 1414: ص477)؛ قيمت و ارزش انسان به ميزان همت او است.» داشتن همت والا با تعيين هدف عالي ملازم است كه از آن به «آرمان» تعبير ميشود. با توجه به اينكه انسان، اشرف مخلوقات محسوب ميشود چنين به نظر ميرسد كه به فعليت رسيدن اين خصوصيت آدمي در گرو داشتن و پي جويي هدف ويژه انساني و فراتر از اهدافي است كه ساير موجودات امكان دستيابي به آن را دارند. علاوه بر آن داشتن آرمان و هدف بزرگ، سبب ميشود مسير زندگي فردي و اجتماعي به درستي شناخته شود و حيرت و سرگرداني پيش نيايد. در اين زمينه در ادامه توضيحي خواهد آمد. 1-2. جايگاه آرمان و آرمان خواهي در انديشه امام خامنه اي لزوم داشتن آرمان در زندگي بيان شد؛ متون ديني اسلام نيز بر آن تأكيد دارند. اساساً دستيابي به آمال در دعاها و درخواستهاي معصومان ملاحظه ميشود: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ تَقَبَّلْ مِنَّا الْأَعْمَالَ وَ بَلِّغْنَا بِرَحْمَتِكَ جَمِيعَ الْآمَال (مجلسي، 1404: ج99، ص194)؛ خداوندا! بر محمد و آل محمد درود فرست و اعمالمان را بپذير و ما را به آرزوهامان برسان!» اين نكته امري ثابتشده است كه آرمان هر فرد و هر جامعهاي، موتور متحرك و انگيزه حركت و فعاليت آن است؛ كما اينكه آرمانها براي افراد و جامعه هويت ساز هستند. از همين روست كه به فرموده مقام معظم رهبري: «آرمانگرايى در اسلام و گرايش به سمت قلهها و اوجها و آرمانها، يك چيز قطعى و حتمى است» (بيانات در ديدار با اعضاى شوراى فرهنگى، اجتماعى زنان، 16/10/1369). بررسي بيانات حضرت آيت الله خامنهاي در اين مقوله نشان ميدهد كه ايشان توجه ويژهاي به بحث آرمان -در بعد فردي و اجتماعي- به عنوان جهت دهنده فعاليتهاي زندگي دارند. ايشان در يكي از ديدارها به نكته بسيار مهمي در اين باره اشاره كردند: بدون آرمان، نه ميشود درست زندگي كرد و نه تلاش انسان منضبط خواهد بود. بايد آرمان وخط روشن و افق واضحي در مقابل وجود داشته باشد كه به انسان جهت بدهد (بيانات در ديدار با دانشجويان و استادان استان كرمان، 19/2/1384). ايشان در ديدارهاي مختلف سپس به بسط اين انديشه پرداخته كه در بحث تأثير آرمان خواهي بر مقوله انتظار موعود به آن پرداخته خواهد شد. طبيعتاً به تبع طرح موضوع آرمان در زندگي، مقوله «آرمانگرايي» مطرح ميشود كه يكي از نكات برجسته سخنان مقام معظم رهبري، بهويژه در ديدار با جوانان و دانشجويان است. ايشان، علاوه بر سفارش همگاني به اين امر، در يكي از ديدارهاي دانشجويان با ايشان، به مطلب بسيار مهمي در اين باره تصريح كردند: «اوّلين فريضه دانشجويي عبارت است از آرمانخواهي» (بيانات در ديدار جمعى از دانشجويان، 20/4/1394). حضرت آيت الله خامنهاي در سخني ديگر و بسيار قابل توجه در حوزه آرمان گرايي تصريح كردند: «توجّه به اين آرمانها و رفتن به سمت اين آرمانها، درمان دردهاي كشور است» (بيانات در ديدار نمايندگان مجلس شوراي اسلامي، 4/3/1401). لذا چنين درخوست دارند: اين پرچم آرمانخواهي و مطالبهگري را زمين نگذاريد؛...ممكن است بعضي از اين چيزهايي كه شما مطالبه ميكنيد، عملي نباشد كه واقع قضيّه هم همين است؛ يعني وقتي انسان وارد عمل شد مشكلات كار ميداني براي او بيشتر آشكار ميشود، معلوم ميشود كه همه آن چيزهايي كه ميخواستيم، يا نميتوانسته عملي بشود، يا نميتوانسته به اين زودي عملي بشود؛ لكن خودِ اين آرمانخواهي باارزش است؛ براي اينكه اگر آرمانخواهي وجود نداشته باشد، راه را گم ميكنيم؛... اينها را از دست ندهيد و اينها را مطالبه كنيد، بخواهيد و روي آن فكر كنيد؛ البتّه مطالبهگري بايستي با شكلهاي منطقي باشد (بيانات در ارتباط تصويري با نمايندگان تشكلهاي دانشجويي، 28/2/1399). نكته مهم اين كه، ايشان پادزهر مقابله با مكر دشمن را در سطح نخبگان، همين آرمان خواهي مطرح كردهاند: «راه جلوگيري از فريب و اغواي دشمنِ نخبگي كشور، عبارت است از تقويت هويّت ملّي و تقويت آرمانخواهي در مجموعه نخبهها» (بيانات در ديدار نخبگان و استعدادهاي برتر علمي، 25/7/1397). 2. جايگاه شناسي انتظار موعود 2-1. جايگاه انتظار در متون ديني درباره جايگاه انتظار حضرت مهدي موعود كه جهان را از عدالت پر خواهد كرد، عبارات بسيار مهمي را در روايات ميتوان يافت. پيشوايان ديني نه تنها انتظار فرج و ظهور را «افضل عبادات» شمردهاند: «أَفْضَلُ الْعِبَادَةِ انْتِظَارُ الْفَرَج» (صدوق، 1397: ج1، ص287)؛ بلكه امام جواد (ع)، انتظار موعود را در عصر غيبت، «واجب» دانستهاند: «قائم ما همان مهدي است كه انتظار در غيبتش و اطاعت در ظهورش واجب است» (صدوق، 1397: ج2، ص377). امام صادق (ع) نيز در ضمن سخني، انتظار را از «شرايط قبولي اعمال» شمردهاند: أَلَا أُخْبِرُكُمْ بِمَا لَا يَقْبَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْعِبَادِ عَمَلًا إِلَّا بِهِ؟ فَقُلْتُ: بَلَي؛ فَقَالَ: شَهَادَةُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ ...وَ الِانْتِظَارُ لِلْقَائِمِ (نعماني، 1397: ص200)؛ آيا به شما خبر ندهم به آنچه خداوند عمل بندگانش را بدون آن قبول نميكند؟ عرض كردم: بلي، پس ايشان فرمود: «شهادت به يگانگي خدا و رسالت حضرت محمد ...و انتظار حضرت قائم.» همه اين سخنان و عبارات مشابه، حاكي از اهميت انتظار ظهور امام زمان (عج) در زندگي انسان و آثار فوق العاده آن است. امام صادق (ع) خطاب به كساني كه سوداي سربازي امام قائم (عج) را در سر ميپرورانند، فرمودند: «كسي كه دوست دارد از ياران قائم ما باشد، بايد منتظر باشد...» (نعماني، 1397: ص200). همچنين در مورد جايگاه آرمان و انتظار موعود در سخنان امام خامنهاي نيز نكاتي وجود دارد كه در ادامه به آنها خواهيم پرداخت. 2-2. جايگاه انتظار در انديشه آيت الله خامنهاي براي فهم پيوستگي دو مقوله آرمان و انتظار در منظومه فكري رهبر معظم انقلاب، بايد نگاهي به جايگاه و ماهيت انتظار از منظر ايشان داشت. مروري بر بيانات مهدوي امام خامنهاي نشان ميدهد كه موضوع مهدويت و انتظار از چنان اهميتي برخوردار است كه ايشان در باره آن بيان داشتند: اگر مهدويت نباشد، معنايش اين است كه همه تلاش انبيا، همه اين دعوتها، اين بعثتها، اين زحمات طاقتفرسا، اينها همهاش بيفايده باشد، بياثر بماند... نيز تصريح كردند: «مسئله انتظار از كليدواژههاي اصلي فهم دين و حركت اساسي و عمومي و اجتماعي امت اسلامي به سمت اهداف والاي اسلام است» (بيانات در ديدار با اعضاي مركز تخصصي مهدويت به همراه مراكز ديگر تحت نظر حاج آقاي قرائتي، 18/04/1390). دقيق بودن اين سخن زماني معلوم خواهد شد كه مقوله انتظار موعود در تاريخ اسلام و تشيع مورد كنكاش قرار گيرد تا روشن شود كه تحركات اجتماعي و نهضتهايي كه در جوامع اسلامي رخ داده است، تا چه حدي از برداشت مسلمانان از ماهيت و معناي انتظار متأثر بوده است.[4] ج) نسبت آرمان خواهي و انتظار موعود از منظر مقام معظم رهبري نگاهي به دو مقوله «آرمان خواهي» و «انتظار»، نشان دهنده آن است كه ميتوان نقش متقابلي را براي اين دو در نظر گرفت. در ادامه تلاش ميشود اين نقشها مبتني بر آراي رهبر معظم انقلاب تبيين و تحليل شود: 1. تأثير آرمان خواهي بر مقوله انتظار موعود اگر افراد و نهادهايي به دنبال گرايش مخاطبان خود به فرهنگ مهدويت و انتظار منجي عالم بشريت هستند، بايد بدانند كه تحريك ميل به آرمان و تقويت فطرت آرمان خواهي از عوامل مهم گرايش به حضرت مهدي و انتظار ظهور و قيام آنها است. توضيح مطلب آنكه زندگي براي هر انساني، زماني معنا پيدا ميكند كه فرد، هدفي را براي خود در نظر بگيرد؛ اما همه انسانها در هدفگذاري براي زندگي خود بلند همت نيستند و بسته به شناختي كه از خود و جهان دارند، هدفي را منظور ميكنند كه تأمين كننده نيازهاي آنان است. در مقابل، عدهاي ديگر، پاي انديشه را فراتر گذاشته و با عمق بخشي به شناخت خود، اهدافي به وسعت نياز خويش و تأمين سعادت مورد نظر برميگزينند. يكي از شاخصترين سخنان رهبر معظم انقلاب در اين باره، در جمع نيروي هوايي ارتش است كه مصادف با ايام ولادت امام زمان –ارواحنا لهالفداه- بيان شده است.[5] آيتالله خامنهاي در اين ديدار با نگاهي كلان به مقوله هدف در زندگي، دو نوع زندگي را تبيين ميكنند: ايشان پس از بيان اولين نوع زندگي كه شخص در آن، به دنبال اهداف مادي است، به توضيح نوع ديگر زندگي كه ترسيم هدف آرماني است، پرداختند و در اين نوع دوم، انسان را از هدفي برخوردار ميدانند كه كلي و بسيار گسترده است. ايشان كار براي اهداف عالي را ارزشمند دانسته و بعد از آنكه در وصف مزاياي اين نوع از زندگي ميپردازند، اين نوع زندگي را از مقوله اهداف الاهي عنوان كرده و از مؤلفههايي صحبت ميكنند كه دقيقاً از مؤلفههاي زندگي مهدوي است. ايشان ادامه ميدهند: اگر اين هدف يك هدف الاهي باشد؛ به بشريّت برگردد، به آرمانهاي خدايي برگردد، به صلاح و خير بشر برگردد، به استقرار عدالت و به مبارزه با ظلم و جور مربوط شود، احساس ميكند كه به هدف نزديكتر شده است. در پايان راه هم وقتي به پشت سر خود نگاه ميكند، ميبيند فرسنگها به هدف نزديك شده است. لذا حسرت ندارد و احساس لذت ميكند. اين، زندگي واقعي است؛ زندگي براي آرمانها و هدفهاي والا (بيانات در ديدار جمعي از فرماندهان و كاركنان نيروي هوايي ارتش، 19/11/1371). نكته مهم و قابل طرح، اين كه ايران اسلامي نوع دوم زندگي را براي رسيدن به آرمانهاي والاي انساني برگزيده و اين امر در جريان قيام اين ملت بزرگ، از زمان شروع تا تأسيس جمهوري اسلامي و بعد از آن جريان داشته است و به قول رهبر معظم انقلاب: نظام جمهورى اسلامى، راه نوى را در دنيا به روى بشريّت باز كرد؛ راه نوى، طلبِ آرمانهايى كه هميشه بشر مشتاق و تشنه آنها بوده است و هميشه قدرتمندان مانع شدهاند كه دست بشر به آنها برسد. از ديرباز تا امروز، بشريّت آرمان عدالت، انصاف و برابرى بين انسانها و برچيده شدن بساط زورگويى از سطوح مختلف زندگى مردم را در دل پرورانده است؛ اما اين آرمان در كمتر برههاى از زمان محقّق شده است (بيانات در دانشگاه افسرى امام على (ع)، 3/ 09/ 1380). درنگي اندك در خصوصياتي كه ايشان درباره آرمان الاهي در زندگي مطرح ميكنند، ذهن جستوجوگر را به آموزه مهدويت رهنمون ميسازد؛ چرا كه به طور مكرر در احاديث معصومان به ويژگي زدودن ظلم و استقرار عدالت در جهان توسط حكومت مهدوي تصريح شده است: «...الْمَهْدِيُّ الَّذِي يَمْلَأُهَا قِسْطاً وَ عَدْلًا كَمَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً» (نعماني، 1397: ص61). بنابراين، مصداق كامل آرمان عدالت خواهي و ظلم ستيزي را بايد در مهدويت و انتظار حضرت موعود جستوجو كرد و از انبوه معارف مهدوي كه در آيات و روايات وجود دارد، بهره جست. به همين سبب در سخنان امام خامنهاي، تطبيق مفاهيم كلي آرمان و آرمان خواهي در مقوله مهدويت ظهور و بروز پيدا ميكند كه نمونههايي از آن ذكر شد؛ كما اينكه ايشان در اوايل بيانيه گام دوم انقلاب اسلامي، مهدويت و ظهور ولايت عظماي امام عصر (عج) را كلان آرمان انقلاب اسلامي معرفي كردهاند. نتيجه سخن آنكه «آرمان خواهي»، از عوامل مهم گرايش به مهدويت است و انسانهايي كه اين ويژگي را در خود پرورش دهند، به صورت فطري به انتظار منجي عالم گرايش خواهند كرد. البته آرمانخواهي بيضابطه، ممكن است موضوع انتظار موعود را دچار آفتهايي كند كه در ادامه توضيح و نيز پادزهر آن، بيان خواهد شد. 2. تأثير انتظار موعود بر مقوله آرمان خواهي فقط عنصر آرمان خواهي بر مقوله انتظار تأثير نميگذارد، بلكه اين تأثير دو سويه است و انتظار ظهور امام زمان (عج) بر آرمان خواهي افراد نيز تأثير خواهد گذاشت كه از جمله آنها، جهت دار شدن ميل آرمان خواهي است؛ لكن عمده اين تأثير را بايد در كيفيت آرمان خواهي دانست. توضيح آنكه چون انسانهاي آرمان خواه، دچار لغزش در مسير آرمان خواهي شده و گاهي در مقام نظر، به دنبال اهدافي تخيلي و گاهي در مقام عمل، به دنبال دستيابي سريع به هدف عالي و بدون فراهم كردن مقدمات هستند؛ همين امر سبب شده است كه اشكالات زيادي به آن گرفته و به چنين مكتبي كه «ايدئاليسم» ناميده ميشود، بتازند. اين، در حالي است كه هر كس كه در زندگي خود، آرمان و هدف عالي برميگزيند، لزوماً انساني ايدئاليست و تخيل گرا نيست. تفاوت انسانهاي آرمان خواه با تخيل گرا از همين جا قابل شناسايي است؛ چرا كه انسانهاي آرمان خواه، اولاً، به دنبال اهداف حقيقي و ثانياً، به دنبال فراهم كردن مقدمات عملي و متناسب دستيابي به هدف عالي خود هستند. 2-1. انتظار موعود و تعيين آرمان حقيقي، نه تخيلي يكي از آسيبهايي كه انسانهاي كمال گرا و آرمان خواه را تهديد ميكند، تعيين اهداف تخيلي و غيرواقعي است و همين امر موجب شده است تا نويسندگاني در غرب، چنين انسانهاي ايدئاليستي را افرادي مريض بدانند و كتابهايي براي درمان آنها بنويسند.[6] ما در گذشته نيز اثبات كرديم اساساً مكتب ايدئاليسم، به معناي ذهن گرايي و تخيل گرايي است و هر انسان آرمان خواهي را نميتوان ايدئاليست دانست و فقط كساني اينگونه هستند كه براي خود، هدفي تخيلي، نه حقيقي در زندگي برگزيدهاند. بنابراين، اگر كسي هدفي حقيقي را انتخاب كند، او از شمول اين امر خارج خواهد شد. به همين سبب، حضرت آيت الله خامنهاي توصيه ميفرمايند: «دنبال آرمانهاي حقيقي در قالب و لباس عملي آن بگرديد. نبايد دنبال ايدهآلهايي بود كه عملي و اجرايي نيستند و نبايد به كم قانع شد و از آن آرمانها دور ماند» (بيانات در ديدار نمايندگان مجلس، 27/3/1383). نكته مهم ديگر آنكه اگر بخواهيم منبع تعيين آرمان حقيقي را بشناسيم، بايد گفت كه يگانه منبع و مرجع هدايتكننده به اين آرمان، پروردگار و خالق انسان است كه پيامهاي او به وسيله پيامبرش در آموزههاي ديني انعكاس يافته است. از اينرو، امام خامنهاي حتي در تببين معارف انقلاب اسلامي به صراحت اعلام ميكنند: «هدفها و آرمانهاى اين انتخاب و اين حركت را اسلام بايد براى ما ترسيم كند» (بيانات در ديدار استادان و دانشجويان دانشگاههاى استان همدان، 17/4/1383). بررسي آيات قرآن كريم و احاديث معصومان (ع) نشان ميدهد آرماني را كه اسلام پيش روي بشر قرار ميدهد، آموزه مهدويت است. قرآن كريم در باره اين وعده حتمي در كتابهاي آسماني ميفرمايد: <وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ> (انبياء: 105)؛ در زبور، بعد از ذكر [=تورات] نوشتيم كه بندگان شايستهام وارث [حكومت] زمين خواهند شد!» و حضرت محمد (ص) درباره اين آرمان بزرگ الاهي فرمودند: مهدي است كه زمين را از قسط و عدل پر ميسازد؛ همان سان كه از ظلم و جور آكنده شده بود. قسم به آن كه مرا به حق به عنوان پيامبر برانگيخت، اگر از عمر دنيا يك روز باقي مانده باشد، خدا آن را چنان طولاني ميسازد تا فرزندم مهدي قيام كند (صدوق، 1397: ج1، ص270). دوران حكومت مهدوي همان دوراني آرماني و دل خواه بشر است كه جهان سرشار از عدالت و معنويت و محبت و از ظلم و ستم در همه عرصهها پيراسته خواهد شد و اين دوران و نيز حاكم و رهبر آن، امري حقيقي است نه موضوعي خيالي و اين همان نكته كليدي است كه آرمان خواهي اسلامي را از تخيلات بشري جدا ميكند. لذا رهبر معظم انقلاب اسلامي در بيانات گوناگون خود، بعد از پرداختن به جنبه آرماني مهدويت، اين آموزه را موضوعي حقيقي و دوران ظهور را پايان ستيزه ميان حق و باطل ميدانند كه دنياي حقيقي بـشر و زندگي مطلوب انسان، پس از آن آغاز خواهد شد (بيانات در ديدار اقشار مختلف مردم در روز نيمه شعبان، 27/5/1387). ايشان با بهره گيري از متون روايي، بر مشخص بودن حضرت حجت با نام و نشان معين تصريح كرده و حضرت مهدي (عج) را داراي حيات فعلي دانسته كه به آلام مردم آگاه است نسبت به آنها همدردي ميكند (همان). بنابراين، اشكالاتي كه در مورد برخي آرمانهاي تخيلي گرفته ميشود؛ به هيچ وجه بر آرمان مهدويت وارد نيست. 2-2. انتظار موعود و ارائه آرمان خواهي عاقلانه همواره در مسير دستيابي به آرمانهاي بلند، مشكلاتي وجود خواهد داشت و همين امر سبب ميشود برخي افراد، به اشتباه، آن آرمان را به دليل سختي وصول به آن تخيلي و غير واقعي بدانند؛ در حالي كه اين مطلب اشتباه است و در واقع، بيتوجهي در الزامات دستيابي به هدف و دست نيافتن به آن، به جنبه حقيقي بودن آن هدف ارتباطي ندارد، بلكه بايد نسبت به مسير و بايستههاي وصول، آگاهيهاي لازم را به دست آورد و در حركت به سوي آن آرمان به آن لوازم پايبند بود؛ چنانكه رهبر معظم انقلاب همين نكته را به دانشجويان انقلابي و منتقد به عملكردهاي مسئولان گوشزد كرده و فرمودند: يك بخش ديگر از واقعيّات اين است كه شما وقتي آرمانگرا هستيد و ميخواهيد به سمت اين آرمان حركت بكنيد، بايد توجّه داشته باشيد كه اينجوري نيست كه انسان با معجزه خودش را به آرمان بتواند برساند؛ نه، مشكلاتي وجود دارد، موانعي وجود دارد؛ لابهلاي اين موانع بايد راه را پيدا كرد (بيانات در ديدار جمعي از دانشجويان، 17/3/1396). در مورد آرمان مهدويت همين اصل كليدي يعني توجه به راه و مقتضيات و موانع مسير در حين عمل، بايد در نظر گرفته شود. رهبر معظم انقلاب در يكي از سخنان مهدوي خود به اين نكته تذكر داده و بيان كردند: هرچند اعتقاد به حضرت مهدي-ارواحنا فداه- يك آرمان والاست و در آن هيچ شكي نيست؛ امّا نبايد مسئله را فقط به جنبه آرماني آن ختم كرد؛ يعني به عنوان يك آرزو در دل، يا حدّاكثر در زبان، يا به صورت جشن، نه. اين آرماني است كه بايد به دنبال آن عمل بيايد (ملايي، 1396: ص309). ايشان در يكي ديگر از سخنان خود ضمن آنكه آرمان خواهي را از نيازهاي حتمي دانستهاند به دو نياز مهم ديگر در كنار آن نيز تصريح كرده و آرمانخواهي را موتور پيشران حركت و اميد را، سوخت اين موتور ميدانند كه عقلانيّت نيز به مثابه فرمان اين موتور است و همگان بايد با خردورزي كار را به پيش ببرند (بيانات در ديدار رمضاني دانشجويان، 29/1/1402). بعد از تبيين لزوم عقلانيت در آرمان خواهي، چنانچه بخواهيم كيفيت حركت عاقلانه و هوشمندانه به سوي آرمان مهدويت را در يك كلمه بيان كنيم، آن كلمه همانا «انتظار» امام زمان و آيين برگرفته از آن است. طبق سخنان معصومان (ع)، فرهنگ انتظار موعود، همه الزاماتي را شامل است كه در عصر غيبت امام زمان (عج) بايد آن را شناخت و به آن پايبند بود. براساس آنچه درباره ماهيت انتظار صحبت شد؛ در انديشه امام خامنهاي نيز انتظار فرج به معناي كمر بسته بودن و آماده بودن است (ر.ك: بيانات در ديدار قشرهاي مختلف مردم در روز نيمه شعبان ۲۷/5/۱۳۸۷). ايشان در بياني به لزوم اصلاح و بازسازي زندگي به سمت ظهور اينگونه تأكيد كردند: «ما كه منتظر امام زمان هستيم، بايد در جهتي كه حكومت امام زمان _ عليهآلاف التحية والثناء وعجّلاللهتعاليفرجه _ تشكيل خواهد شد، زندگي امروز را در همان جهت بسازيم» (بيانات در ديدار مسئولان و اقشار مختلف مردم 22/12/1368). ايشان در سخني ديگر انتظار حقيقي را مقارن با تلاش و مجاهدت براي محو ظلم و ظالم دانستند و تصريح ميكنند: ما منتظريم، يعنى اين اميد را داريم كه با تلاش و مجاهدت و پيگيرى، اين دنيايى كه به وسيله دشمنان خدا و شياطين، از ظلمات جور و طغيان و ضعيفكشى و نكبت حاكميت ستمگران و قلدران و زورگويان پُرشده است، در سايه تلاش و فعاليت بىوقفه ما، يك روز به جهانى تبديل خواهد شد كه در آن، انسانيت و ارزشهاى انسانى محترم است و ستمگر و زورگو و ظالم و قلدر و متجاوز به حقوق انسانها، فرصت و جايى براى اقدام و انجام خواسته و هوا و هوس خود، پيدا نخواهد كرد ( بيانات در سالروز ميلاد امام عصر (عج)، 11/ 12/ 1369). توجه به اين ماهيت فاخر از انتظار ظهور و فرج حضرت ولي عصر (عج)، علاوه بر آنكه داراي كاركردهاي فوقالعادهاي در زندگي فردي و اجتماعي خواهد داشت در مسير آرمان خواهي نيز بسيار رهگشا است زيرا سبب ميشود كيفيت آرمان خواهي در مسير ظهور امام زمان هوشمندانه، عاقلانه و با برنامهريزي علمي و اقدامات عملي مناسب همراه باشد و از هر حركت عجولانه و جاهلانه جلوگيري شود. نتيجه گيري دو مقوله «آرمان» و «انتظار» از موضوعات مهمي هستند كه به دليل آثار مثبت و منفي آنها، به صورتي ملموس، در سالهاي اخير، مورد توجه انديشمندان قرار گرفتهاند. بررسيها نشان ميدهد كه دو مقوله مذكور، در مجموعه بيانات حضرت آيت الله خامنهاي وجود دارند و نه تنها در مواقعي ايشان در مورد هر يك به صورت جداگانه نكاتي را بيان كردهاند، بلكه در مناسبتهايي به اجمال، از تلفيق اين دو نيز نكاتي را متذكر شدهاند. بررسي منظومه فكري امام خامنهاي در اين دو موضوع مهم نشان ميدهد كه اولاً، ايشان در مواردي براي پاسخ به سؤالات مخاطبان، در تبيين مفهومي اين دو مقوله سعي نموده و ثانياً، در مورد نسبت اين دو با يكديگر مطالبي عنوان كردهاند. حاصل كنكاش در بيانات ايشان، اثبات ميكند كه دو موضوع آرمانخواهي و انتظار ظهور حضرت مهدي موعود (عج)، تأثير متقابلي بر يكديگر دارند. آرمان خواهي انسان، به ويژه در بحث عدالت خواهي و ظلم ستيزي، در صورتي كه با انديشه و پيگيري مستمر همراه باشد، انسان را به آموزه مهدويت و انتظار منجي عالم خواهند كشاند و انتظار موعود، با قرائت صحيح آن، سبب ميشود تا آرمان خواهي به صورتي عاقلانه و هوشمندانه و با التزام به رعايت بايستههايي صورت گيرد. بديهي است كه با اين ترابطي كه بين آرمان خواهي و انتظار موعود وجود دارد، علاقهمندان به هر كدام از اين دو مقوله، ميتوانند از ديگري براي رهيافتهاي علمي و عملي خود بهره ببرند. منابع قرآن كريم. 1. ابراهيمزاده، عيسي (1388). فلسفهتربيت، تهران، دانشگاه پيام نور. 2. حراني، حسن بن شعبه (1404ق). تحف العقول، قم، انتشارات جامعه مدرسين. 3. جعفري، محمدتقي (1362). ترجمه و تفسير نهج البلاغه، تهران، دفتر نشر معارف. 4. خميني، سيد روح الله (1378). صحيفه امام، تهران، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امامخمينى. 5. دهخدا، علي اكبر (1373). فرهنگ دهخدا، تهران، دانشگاه تهران. 6. رضي، محمدبن حسين (1414ق). نهجالبلاغه، قم، انتشارات هجرت. 7. سليميان، خدامراد (1388). فرهنگنامه مهدويت، تهران، بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (عج). 8. شافران، رز (1398). غلبه بر كمالخواهي، تهران، انتشارات ارجمند. 9. صافي گلپايگاني، لطفالله (1391). انتظارعامل مقاومت، تهران، بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (عج). 10. صدوق، محمد بن على (1397ق). كمال الدين و تمام النعمة، قم، دار الكتب الاسلاميه. 11. صفوي و شاهمرادي (بهار1396). «رسمهاي انتظار ظهور مهدي (عج) در جهان اسلام»، فصلنامه پژوهشهاي مهدوي. شماره20. 12. عميد، حسن (1363). فرهنگ عميد، تهران، مؤسسه انتشارات اميركبير. 13. كافي، مجيد (پاييز و زمستان1396). «هدفمندي و آرمانگرايي در سبك زندگي اسلامي»، دوفصلنامه پژوهش نامه سبك زندگي، شماره 5. 14. گايز، استيون (1400). چگونه كمالگرا نباشيم، مترجم: نرگس محمدي، تهران، انتشارات شمشاد. 15. مارتين ام، آنتوني (1398). دردسرهاي كمالطلبي، تهران، انتشارات آشيان. 16. مجلسي، محمد باقر (1404ق). بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء. 17. ملايي، حسن (1397). سبك زندگي منتظرانه، قم، مركز تخصصي مهدويت. 18. ___________ (1396). ما منتظريم(خورشيد مهدويت در منظومه فكري حضرت آيت الله خامنهاي)، تهران، انتشارات بنياد فرهنگي حضرت مهدي موعود (عج). 19. ___________ (بهاروتابستان1398). مهدويت، كلانآرمان انقلاب اسلامي و الزامات فرهنگي آن در انديشه امام خامنهاي، پژوهشنامه موعود، سال اول، شماره 1. 20. نعماني، محمد بن ابراهيم (1397ق). الغيبة، تهران، مكتبة صدوق. 21. خامنهاي، سيد علي، پايگاه اطّلاعرساني دفتر حفظ و نشر آثار حـضرت آيت الله العظمي سيد علي خامنهاي KHAMENEI.IR . 22. ________________، نرم افزار حديث ولايت: مجموعه سخنان حضرت آيت الله العظمي خامنهاي، مركز كامپيوتري علوم اسلامي نور. [1] . Idealism [2] . فرهنگستان زبان و ادب فارسي در حوزه هنرهاي تجسمي، برابر فارسي «idealism» را «آرمانگرايي» برنهاده است. [3] . گاهي «ايدئاليست» در ادبيات روزمره به فردي اطلاق ميگردد كه استانداردهاي بسيار بالا دارد؛ در حالي كه ممكن است اين استاندارد با توجه به اوضاع و احوال، غير واقعي يا غير قابل دسترس باشد. از اينرو، «ايدئاليسم» را ميتوان با مفهوم «پراگماتيزم» يا «عملگرايي» متضاد دانست. [4]. براي مطالعه بيشتر، ر.ك: «مقاله رسمهاي انتظار ظهور مهدي (عج) در جهان اسلام» نوشته صفوي و شاهمرادي، فصلنامه پژوهشهاي مهدوي، شماره20. [5]. جمله معروف ايشان در همين روز بيان شده است: «اي سيد بزرگوار ما! اي مركز عشق و محبت و سوز ما و اي نقطه اوج اميد بشر! اين نيروي هوايي كه ما در طول اين چهارده سال ديديم، سپاهيان تو هستند.» [6]. براي مطالعه بيشتر ر.ك: «چگونه كمالگرا نباشيم»، نوشته استيون گايز؛ «غلبه بر كمالخواهي»، نوشته رز شافران و «دردسرهاي كمالطلبي»، نوشته آنتوني مارتين ام. |
||
![]() |
||


