مرکز مجازی مهدویت http://mahdi313.com مرکز مجازی مهدویت خورشید http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1901 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1901 ]]> Thu, 01 Jan 1970 03:53:17
هر شب، منتظرِ طلوعِ خورشیدِ فردا هستیم؛ اما معناي انتظار خورشید، آن نیست که تا صبح در تاریکی به سر ببریم، بلکه تا آمدن خورشید، هر کس اتاق خود را روشن می کند. یا در زمستان، منتظر فرا رسیدن بهار هستیم؛ ولی معنایش این نیست که در طول زمستان از سرما بلرزیم و اتاق خود را گرم نکنیم.
امام زمان(عج) در زمان غیبت همانند خورشید پشت ابر است و ما منتظران دیدار خورشیدیم؛ اما این بدان معنا نیست که دست روي دست بگذاریم و هیچ کاري نکنیم، بلکه در زمان غیبت امام زمان(عج) باید به مقدار توان خود با ظلم مبارزه کنیم و در پی اصلاح خود و جامعه برآییم.


در روایت می خوانیم:

أَفضلُ الأعمالِ إنتِظارُ الفَرَج؛ بهترینِ اعمال، انتظار فرج [حضرت مهدي(عج)] است.
همان طو رکه می دانید افضل حالات و افکار نیست، بلکه افضل اعمال است. بنابراین انتظار یک عمل ساده و بی روح نیست؛ کسی که منتظر مهمان است، آرام نمی نشیند و خانه را براي آمدن مهمان آماده می کند. بنابراین آمادگی براي ظهور، با خودسازي، امر به معروف، دعوت به حق و آگاه سازي دیگران از وظایفی ممکن خواهد شد که در دوران غیبت امام زمان(عج) دارند.

]]>
آهن http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1899 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1899 آهنی که براي پل هوایی استفاده می شود، با آهنی که در یک ساختمان معمولی به کار می رود، تفاوت دارد بنابراین بارها آن را آزمایش می کنند و یا وقتی می خواهند آن را در هواپیما به کارببرند، باید نقطه ذوب بالایی داشته باشد و به زودي از
بین نرود و مانند فولاد محکم باشد.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 آهنی که براي پل هوایی استفاده می شود، با آهنی که در یک ساختمان معمولی به کار می رود، تفاوت دارد بنابراین بارها آن را آزمایش می کنند و یا وقتی می خواهند آن را در هواپیما به کارببرند، باید نقطه ذوب بالایی داشته باشد و به زودي از
بین نرود و مانند فولاد محکم باشد.
یاران امام زمان(عج) در هنگام ظهور، قلب هایشان مانند فولاد، محکم است چرا که می خواهند در یک هواپیماي خیلی بزرگ استفاده شوند. اگر این هواپیما که همه عالَم در آن وجود دارد، سقوط کند، همه چیز سقوط خواهد کرد؛ بنابراین باید
طوري باشند که آسیب نبینند و استحکام خیلی زیادي داشته باشند.

امام صادق علیه السلام در وصف یاران امام زمان(عج) می فرمایند:
آنان مردانی هستند که گویا دل هایشان پاره هاي آهن است و از سنگ سخت ترند و هیچ تردیدي در ذات خداوند ندارند.
این یاوران آن قدر با صلابت و استوارند که سختی ها و مصیبت ها، در آن خللی ایجاد نمی کند، بلاها و امتحانات، آرامش آن ها را به تلاطم نمی افکند و شبهات و سؤالات در آن ها هیچ رخنه اي ایجاد نمی کند؛ چراکه آنان از سرچشمه توحید ناب
سیرابند و به حضرت حق اعتقاد محکمی دارند.

]]>
نخ اسکناس http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1898 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1898
در متون دینی صاحب الزمان(عج) را حجّت عالمیان خوانده اند؛ آن چنان که اگر او نبود، دنیا اعتباري نداشت و هرگز به وجود نمی آمد؛

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00
در متون دینی صاحب الزمان(عج) را حجّت عالمیان خوانده اند؛ آن چنان که اگر او نبود، دنیا اعتباري نداشت و هرگز به وجود نمی آمد؛ مانند اسکناسی که بدون نخ بی ارزش و بی اعتبار است، امام زمان(عج) نخ هستی است، همانطورکه ارزش اسکناس به نخ آن است، ارزش هستی نیز در گرو وجود امام عصر(عج) است؛ چنانچه حجت نباشد، نظام هستی فرو می پاشد.

]]>
به بهانه نهم ربيع الاول، آغاز ولايت امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1897 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1897 Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

اي خداي عهدهاي ناگسستني!
قدم‌هامان را براي صداقت و ثبات، سرپنجه‌هامان را در تعهد و وفا و قلب‌هامان را در سرشاري مدام از مهرش مدد فرما.
اي خداي ميثاق‌هاي ماندني!
اطمينان ما را به او و يقينمان را به وثوقش بيافزاي. از ما شمشير زناني ساز كه نه در داغ خرما پزان، نه در سوز برف‌ريزان و نه در پوسيدگي پاييز، ربيع با طراوتش را با هيچ متاعي معامله نكنيم.
اي خداي قول‌هاي از ياد نرفتني!
بد عهدي ما را سبب‌ساز شكستگي‌مان مخواه و ناسپاسي‌هايمان را سبب سوز تَرَحُّمش مكن. به ما بفهمان كه نقض هر پيماني پس از او رواست و حالي‌مان كن كه قرار عاشقي همواره پا برجاست. ما را از مصالحه بر سر او باز دار و پايمان را گام‌زن كوچه‌اش بدار «و اقرن ثارنا بثاره».[1]
صلي الله عليك يا عزيز!
مرا درياب كه بوران، مرا از مرصد تصويرت دور انداخته است و ديده‌ام سوي آمدنت نمي‌شناسد، تا سياهي خود به پايش سپيد كند. مرا درياب تا ناقوس رهاييم را از قيد تو فرياد نزند، تا براي دمي آسودنت، حسرت به دل نمانم. مرا درياب كه در اجتهاد طاعتت شكست خورده­ام و بگذار تكاپو از سربگيرم. مرا درياب كه پابند هركه شدم از سرخويش بازم كرد و حالا راه برگشت را هم نمي‌دانم.
كوچك بودم؛ تنها قدمي آن طرف برايم پيدا بود؛ اما تو تا عمق افق را مي­ديدي؛ روي زانو مي­نشستي و برايم از نورستانت مي‌گفتي؛ خلعت خدمتت را در برم كردي؛ اما وقتي راه مي­رفتم به خاك مي­كشيد و من كوتاه بودم؛ زود بود برايم انگار، اما تو مي‌دانستي روزي قد مي‌كشم و آستين نصرت، از سرپنجه­ام پيش نمي­ماند و من هنوز هم كوتاهي‌هاي امروز را مي‌بينم و نمي‌فهمم. اگر دلهره‌هاي تو نباشد همين ردا به پايم مي‌پيچيد و زمين مي‌خورم. بگذار شكوفه شكوايم بر شمشاد نيوشايت جوانه زند؛ بعد هر چه مي‌خواهي ملامتم كن. بگذار لب برچيده‌ام، بغض‌هاي فروخورده را بيرون بكشد، آن وقت اگر رغبت مرا نكردي بيرونم انداز. مرا با تو سخني هست.
اگر از رنجيدنت امانم مي‌دهي مي‌گويم حس مي‌كنم دلت را زده‌ام و پايم دارد از ميهمانيت مي‌برد. دروغ نمي‌گويم حالا كه از زشت‌رويي‌ام بري شده‌اي، عتابت را لمس مي‌كنم، مي‌فهمم. اكنون كه ماتم گرفته‌اي و مدام محزوني، ولي من نيز مدعاي دروغين ندارم. نمي‌گويم اگر با هم از يك كوچه بگذريم، تنها رد پاي تو به جا مي‌ماند؛ لاف وفا نزده‌ام؛ يقين كرده‌ام كه هر سر تراشيده‌اي رسم قلندري نمي‌داند، هر شب‌گردي دل‌شدگي را تجربه نكرده است. من اگر سنگ تو را به سينه زده‌ام، اگر وقت و بي‌وقت عريضه برايت نوشتم، اگر نام تو را از نامردمان كتمان كرده‌ام، همه از شوري است كه از حقيقت مهر تو برآشفته؛ همه‌اش از وفور آن سر زندگي است كه از نفس‌هاي عميقم در ياس‌خانه‌ات دارم؛ نه براي از كسي جز تو حتي مرحبايي طلبيدن. مرا با تحويل نگرفتنت تأديب نكن. باوركن من از روي حماقت است كه خويش را به تغافل مي‌زنم، نه از سر تمرد. به من حق بده، كسي را در دربارت ندارم، يك سكه هم در توشه بارم نيست براي خريدن نازت؛ يا انيس! مي‌ترسم از آينده‌اي كه در هواي مه‌آلوده تقدير گم شده هراس دارم. نكند مرا محكوم كني به از دست دادنت نكند نابود شوم با هبوط از نينوايت.
صلي‌ الله عليك يا عشق!
 پاي بركه‌‌ات قرارمان براي وعده‌اي كه داده‌اي برايم عقدي از ثريا برچين تا عقدمان در نور مستور بماند. باغت اگر لاله داشت بياور تا شمعدانش كنيم آينه‌اي هم تا اگر نتوانستم خيره‌ات شوم عكست را چشم انداز تماشا كنم. برقع از روي بينداز؛ نقاب از چهره برگير و شكوه هويدا كن. تو با سركشي چون من، عقد اخوت نبسته‌اي، اما من روزي هزار بار بربنوت خويش سوگند خورده‌ام. تو من سياه‌كار و مسئ را نمي‌پسندي. اما من همه جا را گشته‌ام و تو محسن را گزيده‌ام. بيا اكنون كه سپيده از فراز شانه شب سَرَك مي‌كشد با من سر سفره‌اي كه با سليقه خودم چيده‌ام ميثاقي بدار. بيا و مرا از غُل و زنجيرها با بيعت خويش ابتياع كن. بيا از قفايم بگير و به مرزهاي خودت بسپار. مرا با حلقه ياس كه دستم مي‌كني متحول كن، زير و رويم ساز. مي‌خواهم آدم ديگري شوم. مي‌خواهم بلندم كني و راهم اندازي. تو هماني كه من مي‌خواهم بي‌‌تا‌بي بديل بي‌نظير؛ «رضيتك يا مولاي اماما و هادياً و ولياً و مرشداً لا ابتغي بك بدلاً».[2]
اگر آن پيمان زرين و عهد عتيق نبود كه ديروز در عالم ذر بستيم، كجاي امروز خبراز جستاري عاشقانه بود؟ گفتند به ربوبيت اقرار كنم و گردن بگذارم طاعت تو را آن دم كه پذيرا شدم. لؤلؤ شاهوار ولايت را پيشم به وديعت دادند. چه نفرين شدگانند آنان كه نقض ميثاق كنند. به راستي عاقبتي را برايشان رقم نزده‌اند جز خانه‌هايي كه از آن سعير زبانه مي‌كشد. وقتي عهدت مي‌شكنند كامت تلخ مي‌شود. با هريك نفري كه ابليس از ركابت مي‌ربايد، خيمه‌هاي سپيد سپاهت تنك‌تر مي‌شود. چيست دشواري اين معاهده كه غربال گون خبيث را از طيب تميز مي‌دهد؟ سختي‌اش به تحمل طعنه‌هاست. به قناعت در غناي تو را داشتن و از جرگه غلامانت عزلت نگزيدن. تهمت ديوانگي شنيدن و سنگ طفلان خوردن به خويشتن را پاي تو پير كردن و حيات را وسيلة مواسات تو دانستن ... و سر اين شدايد را تنها آناني درخواهند يافت كه لب به لب مودّت تو تر كرده باشند. (إِنَّما يَتَذَكَّرُ أُولُوا اْلأَلْبابِ الَّذينَ يُوفُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَ لا يَنْقُضُونَ الْميثاقَ).[3]
كسي كه مي‌انديشد ستودن تو آسودگي دارد، بيايد و از دور ميثمي را بنگرد. بر چكاد دار ابتلا قصيده وصل تو سرودن و مثنوي وصف تو خواندن آسان نيست، خودت مي‌داني... .
حجر الاسود را مي‌شناسم؛ نخست ملكي بود كه مقر به عهد الست آمد تا پروردگارش ميان مخلوقات، امين قرار دهد او را، بدل به سنگي ساختند ساكن در ركن بيت تا حاجيان تجديد قول و قرار نزد او امانت نهند. و اي دل غافل مباش كه امين الله تو در مطاف است ـ همو كه ثقل ميثاقش در تسليم حجر مي‌كني ـ نگاه كن، كعبه تبرك از استلام او مي‌جويد. ديده به خانه دوختي مات صاحبخانه هم باش. دست سوي او فراگير و بركبرياي او تكبير گوي و آن گاه: «امانتي اديتها وميثاقي تعاهد انه لتشهد لي بالموافاة؛[4] امانتم را ادا كردم و ميثاقم را از عهده برآمدم تا گواهي دهي به وفايم».[5]

پی نوشت ها:

[1]. خون ما را قرين خون او كن، (مصباح المتهجد، ص 842).
[2]. مولاي من راضيم به اين كه تو امام و هادي و ولي من و راهنماي من باشي و جايگزيني برايت نمي‌جويم. (مفاتيح الجنان، زيارت سرداب مطهر‌).
[3]. جز اين نيست كه صاحبان خرد تذكر مي‌يابند، همانان كه به عهد خدا وفا مي‌‌كنند و پيمان را نمي‌شكستند. (رعد/19و20).
[4]. جمله‌اي كه مستحب است حجاج هنگام استلام حجر بخوانند.
[5]. ميثاق وسپيده، ص 63- 67 با تلخيص.


 پدیدآونده:سعيد مقدس
 

]]>
نهم ربيع، تجدید بیعت http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1896 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1896 عده‌اي منتظر بودند، مترصد ولادت پيامبر صل الله عليه و آله و سلم، مترصد تولد وعده الهي، با خود عهد كرده بودند، به او ايمان آورند، ياري‌اش كنند اما وقتي موعود الهي، پيامبر آخرالزمان متولد شد، آنان نه آيمان آوردند، نه ياري كردند، نه بر پيمان خود ماندند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17 عده‌اي منتظر بودند، مترصد ولادت پيامبر صل الله عليه و آله و سلم، مترصد تولد وعده الهي، با خود عهد كرده بودند، به او ايمان آورند، ياري‌اش كنند اما وقتي موعود الهي، پيامبر آخرالزمان متولد شد، آنان نه آيمان آوردند، نه ياري كردند، نه بر پيمان خود ماندند. نه بيعت كردند و نه عهد و پيماني يادشان آمد. با آن‌كه كاملاً او را مي‌شناختند؛[1] همه چيز را انكار كردند.
برخي ايمان آوردند و پيمان بستند ولي آن‌گاه كه پاي مصالح آمد، عهد و پيمان و پيمانه رفت، به جاي صف ياري، در مقابل نشستند.
برخي با پيامبر صل الله عليه و آله و سلم بودند، همراهي كردند. با او عهد كردند كه نه تنها سخن او را بپذيرند، او را ياري نيز كنند، خواسته او را مقدم بر خواسته خود كنند. جانشين او را پذيرا شوند و هر كه او به اذن و اراده الهي گفت مولاي شماست، مولاي خود بدانند و جانشين رسول خدا. اما وقتي نام علي عليه السلام آمد؛ نام ائمه عليهم السلام آمد. همه چيز را منكر شدند. حتي درخواست عذاب كردند،[2] چرا علي عليه السلام امام شود؟ با او نه عهد بستند و نه پيمان بستند. برخي پيمان بستند يا بيعت هم كردند. «بخ بخ»[3] گفتند اما وقتي پاي منافع آمد، هم عهد شكستند و هم پيمان به فراموشي سپردند و بيعت يادشان رفت.
با آن‌كه عمارها، سلمان‌ها، ابوذرها تلاش كردند، بر پيمان خود تا پاي جان ايستادند اما بيعت‌شكنان و پيمان‌شكنان كاري ديگر كردند.
طلحه و زبير‌ها، براي اين‌كه چند روزي زودتر به منصب و قدرت برسند و بر مسند تكيه زنند، خود آتش جنگ را بر عليه مولا و امام خويش شلعه‌ور ساختند.
به هر حال ائمه عليهم السلام با آن‌كه دشمنان مي‌خواستند فراموش شوند و نامي از آنان نماند يك‌يك درخشيدند و جلوه‌گر شدند. در اين ميان عده‌اي چون حبيب بن مظاهر‌ها، زاره‌ها، هشام‌ بن الحكم‌ها با جان و مال و هستي خود با آنان بيعت كرده و بر اين پيمان پاي فشردند و با جان و خون خود فرياد زدند «بابي انتم و امي و اهلي و مالي و اسرتي و جميع ما خوّلني ربي» پدر و مادر و اهل و فرزندانم و هر آن‌چه خدا به من ارزاني كرده، فدا و ارزاني شما باد.
و عده‌اي پيوسته با ديگرانشان عهد بود و با شيطان پيمان تازه مي‌كردند. به هر بهانه از دين مي‌گريختند. برخي براي دنيا توقف كردند، در جا زدند؛ مثلا امام صادق عليه السلام كه شهيد شد، امام بعدي را نپذيرفتند. اسماعيل فرزند امام را كه قبلا از دنيا  رفته بود؛ به عنوان امام خواندند و خود را «اسماعيليّه» ناميدند. گروهي ديگر در امامت امام موسي كاظم عليه السلام درجا زدند و باقي ائمه را نپذيرفتند و شدند «واقفيه» و ... . نوبت به آخرين امام كه رسيد، شهادت امام حسن عسگري عليه السلام كه رخ داد، نوبت عهد و پيمان با امام عصر رسيد. نهم ربيع، عهد و پيمان با امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف. باز گروهي ايستادند. پيمان بستند و خستگي ناپذير تلاش كردند. «الدعاة الي دين الله سراً و جهرا»
با مهدي پيمان بستند، خواسته او را بر خواسته خود مقدم ساختند. و بيعت او را بر گردن نهادند.
اللهم اني أجدّدُ له في صبيحة يومي هذا وما عشتُ من ايّامي عهداً و عقداً و بيعةً له في عنقي …
غيبت كه رخ داد و اطاعت از نواب خاص، باز برخي خود مدعي شدند و نايبان را انكار كردند. غيبت كبري كه رخ داد؛ اين‌بار بايد به عالمان مراجعه مي‌كردند كه ائمه عليهم السلام فقط خصوصياتشان را گفته بودند نه اسمشان را؛ امتحان سخت‌تر بود؛ پيمان‌شكنان هم بيشتر شدند. عده‌اي عشق مهدي را مي‌گفتند اما به نايبان و عالمان مراجعه‌اي نداشتند. پيمانشان با هوي و هوس و خواسته دلشان بود، نه دستور امامشان. برخي به عالمان هم مراجعه كردند؛ اما بعد وقتي سختي‌هايي ديدند يا فكر كردند سختي وجود دارد به بهانه‌هايي در جا زدند.
مثل انقلاب اسلامي ايران، كه عده‌اي همراهي نكردند، عده‌اي همراهي كردند بعد به خاطر منافع مادي و غير‌مادي يا برخورد اشتباه يا برداشت اشتباه از فلان رفتار برخي، عهد و پيمان شكستند و از ميدان به در رفتند.
گاه كوچكترين زحمتي هم متحمل نشده بودند؛ نه خوني داده بودند نه زخمي خورده بودند. نه اسلحه‌اي به دست گرفته بودند و نه اسلحه‌اي به طرفشان نشانه رفته بود؛ اما فرياد غنيمت خواهي و توقع و طلب‌كاريشان، ميداني براي عهد و پيمان‌شان با امام و شهدا و رهبري و مردم نگذاشت.
به هر حال نهم ربيع، ميدان عهد و پيمان با امام است. تجديد عهد با او، همراهي با او و رفتاري مطابق خواسته ولي خدا. و در اين دنياي خونريزي‌ها و ستم‌ها و جنايات غزه و لبنان و افغانستان و عراق و همه عالم، در صف حق بودن و زمان شناس بودن و همراهي با امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و تشخيص سنگر حق از باطل و تلاش و حركت.


پي‌نوشت


1. الَّذِينَ آتَيْنَاهُمُ الْكِتَابَ يَعْرِفُونَهُ كَمَا يَعْرِفُونَ أَبْنَاءهُمْ وَإِنَّ فَرِيقاً مِّنْهُمْ لَيَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ؛ بقره/146.
2. سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ * لِّلْكَافِرينَ لَيْسَ لَهُ دَافِعٌ؛ معارج/1 و 2.
3 . روز غدير به علي عليه السلام گفتند: بخ بخ؛ مبارك باد.



پدیدآورنده: حجت الاسلام دكتر محمد صابر جعفری

]]>
رجعت‌كنندگان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1895 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1895 براساس روايات، گروه پيامبران(عليهم السلام)، امامان معصوم(عليهم السلام)، مؤمنان خالص و نيز كفار خالص، جزء كساني اند كه در زمان رجعت، به اين دنيا باز مي‌گردند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

براساس روايات، گروه پيامبران(عليهم السلام)، امامان معصوم(عليهم السلام)، مؤمنان خالص و نيز كفار خالص، جزء كساني اند كه در زمان رجعت، به اين دنيا باز مي‌گردند.

1. رجعت پيامبران و امامان(عليهم السلام)

روايات مربوط به انبياء(عليهم السلام)

الف) رواياتي كه بطور عام از بازگشت پيامبران و ائمه (عليهم السلام) سخن به ميان آورده اند مثل كلام امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه Gإِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ يقُومُ الْأَشْهَادُF. حضرت فرمود: به خدا سوگند اين آيه در زمان رجعت عملي خواهند شد آيا نمي‌دانيد كه پيامبران(عليهم السلام) در دنيا ياري نشدند و كشته شدند و نيز ائمه(عليهم السلام) كشته شدند اما اين ياري و پيروزي در رجعت تحقق خواهند يافت. ( 1 )

ب) رواياتي كه با ذكر عدد، رجعت انبياء را ياد آور شده است. امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: هنگامي كه امام حسين(عليه السلام) همراه با ياران شهيدش رجعت مي‌كنند، هفتاد نفر از پيامبران نيز با او رجعت مي‌نمايند چنانكه با موسي بن عمران هفتاد نفر از پيامبران همراه بودند. ( 2 )

ج) رواياتي كه بطور خاص از رجعت بعضي از پيامبران و امامان(عليهم السلام) با ذكر نام آنان، سخن به ميان آورده‌اند.

امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «همانا دانيال و يونس(عليهما السلام) هر دو در زمان رجعت اميرالمؤمين(عليه السلام) به دنيا باز مي‌گردند و اقرار به رسالت پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) مي‌نمايند و همراه آنان هفتاد نفر برانگيخته مي‌شوند.» ( 3 )

امام زين العابدين(عليه السلام) مي‌فرمايد: «يرجع اليكم بينكم و اميرالمؤمنين و الائمه( 4 )؛ پيامبر شما و اميرالمؤمنين و امامان معصوم(عليه السلام) به سوي شما مجدداً باز مي‌گردد. در مورد اينكه اولين فرد رجعت كننده كيست؟»

امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «اول من يرجع الي الدنيا الحسين بن علي( 5 )؛ اولين كسي كه به دنيا باز مي‌گردد حسين بن علي(عليه السلام) است.»

د) رواياتي كه از بازگشت افراد صالح از امت‌هاي گذشته و امت اسلام، خبر داده‌اند. براساس اين روايات از ميان امت‌هاي پيشين رجعت اصحاب كهف و مؤمن آل‌فرعون نام برده شده است. همچنين از ميان اصحاب پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه(عليهم السلام) افرادي مثل: سلمان فارسي، مقداد، مالك اشتر، ابو دجانه انصاري، مفضل بن عمر، عبدالله بن شريك عامري، اسماعيل بن جعفر(عليه السلام)، حارث، عقيل، جبير و... نام برده شده است. ( 6 )

 

پی نوشت ها:

1. معجم احاديث الامام المهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ج5، ص384.

2. همان، ج3، ص89.

3. بحارالانوار، ج53، ص62.

4. معجم احاديث الامام المهدي، ج5، ص327.

5. بحارالانوار، ج5، ص90.

6. الشيعة والرجعة، ج1، ص158، چشم اندازي به حكومت حضرت مهدي(عليه السلام)، ص95.

 

 

 

]]>
ويژگی های رجعت http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1894 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1894 جعت از روزهاي بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ايام الله» [= روزهاي خدا] ياد شده است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

از ميان روايات فراوان مي‌توان اين مطالب را درباره رجعت بيان کرد.

1. رجعت از روزهاي بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ايام الله» [= روزهاي خدا] ياد شده است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«ايام الله سه روز است: روز قيام قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) روز رجعت و روز قيامت. ( 1 )»

2. اعتقاد به رجعت از نشانه‌هاي شيعيان اهل بيت(عليه السلام) است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«از ما نيست کسي که به رجعت ما ايمان نداشته باشد.» ( 2 )

3. رجعت براي همه مردم نيست بلکه مخصوص مؤمنان خالص و کفار و منافقان خالص است. ( 3 )

4. از جمله مؤمنان رجعت کننده، پيامبران و امامان معصوم(عليه السلام) هستند و اولين امامي که در زمان رجعت و پس از امام مهدي(عليه السلام) حکومت عدل جهاني را برعهده مي‌گيرد، حضرت امام حسين(عليه السلام) است که سال‌هاي بسيار حکومت خواهد کرد. ( 4 )

5. براي همه مومنان و منتظران واقعي ظهور مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که پيش از ظهور آن عزيز از دنيا رفتند امکان رجعت به دنيا و ياري آن امام وجود دارد.

از امام صادق(عليه السلام) روايت شده که هر کس چهل بامداد خدا را با [دعاي] عهد بخواند از ياوران قائم، خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبرش بيرون آورد [و قائم(عليه السلام) را ياري دهد] ( 5 )...

6. کفار و منافقان هرگز به ميل و ارادۀ خود به دنيا باز نمي‌گردند بلکه از روي اجبار به رجعت تن مي‌دهند ولي رجعت مؤمنين اختياري به نظر مي‌رسد. امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: هنگامي که حضرت مهدي(عليه السلام) قيام کند مأمورين الهي در قبر با اشخاص مؤمن تماس مي‌گيرند و به آنها مي‌گويند: ‌اي بندۀ خدا! مولايت ظهور کرده است اگر مي‌خواهي به او بپيوندي آزاد هستي و اگر مي‌خواهي در نعمت‌هاي الهي (برزخي) متنعم بماني باز هم آزاد هستي. ( 6 )


پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج53، ص 63، ح53.

2. همان، ص92، ح101.

3. بحارالانوار، ج53، ص 39، ح1.

4. همان، ص 46 ، ح19.

5. ر. ک به مفاتیح الجنان، دعای عهد.

6. بحارالانوار، ج53، ص 95.

 

]]>
جايگاه رجعت در متون ديني http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1893 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1893 رجعت از عقايد مسلم شيعه است که پشتوانه آن دهها آيه قرآن و صدها روايت از پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

رجعت از عقايد مسلم شيعه است که پشتوانه آن دهها آيه قرآن و صدها روايت از پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) است.

محدث بزرگ مرحوم شيخ حرّ عاملي در کتاب خود «ايقاظ» 520 حديث درباره رجعت نقل کرده است و مرحوم مجلسي; مي‌فرمايد:

«اگر احاديث رجعت متواتر( 1 ) نباشد ديگر در هيچ موردي نمي‌توان ادعاي تواتر کرد.» ( 2 )

گذشته از آيات و روايات فراوان، همه علماي شيعه بر اين حقيقت اتفاق نظر دارند چنانکه مرحوم شيخ حرّ عاملي; به اين مطلب تصريح کرده و بلکه ثبوت رجعت را از ضروريات مذهب شيعه دانسته است. ( 3 )

 

 

رجعت، در قرآن و روايات

در آيات متعددي از قرآن، آشکارا جريان بازگشت افرادي از مردگان به دنيا مطرح شده است و روايات زيادي از اهل بيت(عليه السلام) در تفسير اين آيات وارد شده است.

از نمونه‌هاي بسيار روشن رجعت و بازگشت به دنيا جريان عزير است. او سپس از اين که صد سال مرده بود، به ارادۀ الهي زنده شده و به دنيا بازگشت و ساليان زيادي زندگي کرد. ( 4 )

خداوند در آيه 56 سوره بقره فرموده است:

«ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون»؛

آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا شايد سپاسگزار باشد.

اين آيه در مورد هفتاد نفر از برگزيدگان قوم موسي(عليه السلام) است که همراه آن حضرت به کوه طور رفتند تا گفت و گوي موسي(عليه السلام) با خداوند را ببينند و گرفتن الواح از جانب خدا را شاهد باشند. وقتي گفت و گوي موسي(عليه السلام) را با خدا ديدند گفتند: «اي موسي ما به تو ايمان نمي‌آوريم مگر اينکه خداوند را آشکارا ببينيم»

موسي(عليه السلام) آنها را از اين خواسته بي جا و غيرممکن باز داشت ولي آنها اصرار کردند و سرانجام به صاعقه الهي گرفتار شده و همگي مردند. موسي(عليه السلام) از اين واقعه ناراحت شد و نسبت به پيامدهاي آن در ميان بني‌اسرائيل نگران بود بنابراين از خداوند خواست که آنها را به زندگي برگرداند. درخواست او پذيرفته شد و مطابق آيه ياد شده خداوند آنها را به زندگي دنيا برگردانيد( 5 ) به گونه‌اي که طبق روايتي از امام علي(عليه السلام) ( 6 )، اين عدّه به خانه‌هاي خود بازگشتند و مدتي زندگي کردند و صاحب فرزند شدند و پس از رسيدن اجلشان از دنيا رفتند. ( 7 )

آياتي از قرآن نيز، دليل بر «رجعت به دنيا در آينده»است.

در آيه 83 سوره نمل مي‌فرمايد:

«و يوم نحشر من کل امۀ فوجاً ممن يکذب باياتنا فهم يوزعون»؛

روزي که از هر امتي گروهي را بر مي‌انگيزيم از آنها که آيات ما را تکذيب مي‌کردند، پس آنها بازداشته مي‌شوند.

در اين آيه سخن از روزي است که در آن گروهي از مردم برانگيخته مي‌شوند بنابراين اشاره به روزي غير از روز قيامت دارد زيرا که در قيامت همه انسانها از اولين و آخرين محشور مي‌شوند. مرحوم طبرسي ; در تفسير مجمع البيان نوشته است که براساس روايات بسيار از اهل بيت(عليه السلام) اين آيه مربوطه به گروهي از شيعيان حضرت مهدي(عليه السلام) و نيز عده‌اي از دشمنان آن حضرت است که در دوران ظهور او به دنيا باز مي‌گردند. ( 8 )

در يکي  از آن روايات آمده که از امام صادق(عليه السلام) دربارة اين آيه سؤال شد؛ آن حضرت فرمود: مردم در مورد آن چه مي‌گويند؟ راوي گفت: آنها مي‌گويند: اين آيه دربارۀ قيامت است. امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«آيا خداوند در روز قيامت گروهي را بر مي‌انگيزد و گروه ديگر را رها مي‌کند؟! [اينگونه نيست] اين آيه دربارۀ رجعت است. اما آيه قيامت اين آيه است[که خداوند مي‌فرمايد]: «و حشرنا هم فلم نغا در منهم احداً» [يعني: آنان را برانگيختيم هيچ کس از آنها را وانگذاشتيم]». ( 9 )

در آيه 95 سوره انبياء آمده است:

«و حرام علي قريۀ اهلکناها أنّهم لايرجعون»

ممتنع است- باز آمدن به دنيا بر مردم شهري که آن را هلاک کرديم که آنها بر نمي‌گردند. اين آيه نيز از مهم ترين دليل‌هاي رجعت است، زيرا در قيامت همه مردمان و از جمله اقوام هلاک شده به عذاب الهي برمي گردند. اين حقيقت در روايات متعدد بيان گرديده است.

امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) در تفسير اين آيه فرمودند:

«هر قريه‌اي که خداوند اهل آن را با عذاب هلاک کرده است در رجعت باز نمي‌گردند. اين آيه از بزرگترين دلائل رجعت است زيرا هيچ  کس از مسلمانان منکر آن نيست که همه مردم در قيامت بازمي گردند چه کسي که هلاک شده و چه کسي که هلاک نشده است پس سخن خداوند[که فرموده] لايرجعون [= باز نمي‌گردند] مربوط به رجعت است اما در قيامت [هلاک شدگان به عذاب الهي هم] باز مي‌گردند تا در آتش داخل شوند.» ( 10 )

 

 

رجعت در ادعيه و زيارت

قابل ذکر است موضوع رجعت در دعاها و زياراتي که از امامان معصوم(عليهم السلام) نقل شده نيز مطرح گرديده است. در زيارت جامعه کبيره که از امام هادي(عليه السلام) روايت شده مي‌خوانيم.

«معترف بکم، مومن باياتکم، مصدق برجعتکم، منتظر لامرکم( 11 )؛

(اي امامان و حجت‌هاي خدا) من به شما [و امامت شما] اعتراف مي‌كنيم و بازگشت شما را [به اين دنيا] باور دارم و رجعت شما را تصديق مي‌کنم و امر شما را انتظار مي‌‌کشم.»

در بعضي از زيارت‌هاي مخصوص به حضرت مهدي(عليه السلام) از جمله زيارت آل ياسين نيز اين موضوع با صراحت بيان گرديده است

 

پی نوشت ها:

1. متواتر به روایاتی می گویند که تعداد روایت کنندگان آنها به قدری زیاد است که احتمال اجتماع آنها بر دروغ را غیر ممکن می سازد.

2.خادمی شیرازی، رجعت، ص 140

.3  همان، ص 145.
4.بقره، 259.

5.ر. ک به تفسیر نمونه، ج1، صص 257-259.

6. بحارالانوار، ج53، ص 73 و 129.

7.آیات دیگری مانند بقره/259 و بقره /73 و بقره/243 نیز بر زنده شدن و بازگشتن به این دنیا دلالت دارد.

8. مجمع البیان، ذیل آیه 83 سوره نمل.

9. بحارالانوار، ج53، ص 51.

10. بحار الانوار، ج53 ، ص52، ح29.

11. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.

 

]]>
مفهوم و فلسفه رجعت http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1892 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1892 يکي از حوادث مهم هنگام ظهور، موضوع رجعت و بازگشت نيکان و بدان به دنياست که از جمله عقايد شيعه است و در آثار اسلامي از گذشته تا حال بحث‌هاي فراواني دربارۀ آن بيان گرديده است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17 يکي از حوادث مهم هنگام ظهور، موضوع رجعت و بازگشت نيکان و بدان به دنياست که از جمله عقايد شيعه است و در آثار اسلامي از گذشته تا حال بحث‌هاي فراواني دربارۀ آن بيان گرديده است.

مفهوم رجعت

رجعت در لغت به معني بازگشت است و در فرهنگ ديني مقصود از آن عبارتست از بازگشت حجّت‌هاي الهي و امامان معصوم(عليهم السلام) و گروهي از مومنان خالص و کفار و منافقان به عالم دنيا يعني ايشان به امر خداوند بار ديگر زنده مي‌شوند و به دنيا برمي گردند و اين دورنمايي از رستاخيز است که پيش از قيامت در همين عالم اتفاق مي‌افتد.


فلسفه رجعت

امام باقر(عليه السلام) در ضمن روايتي که دربارۀ رجعت آمده است فرموده‌اند:

«مومنان برمي گردند تا عزيز شوند و چشمان آنان روشن گردد و تبهکاران برمي گردند تا خداوند آنها را خوار کند.»( 1 )

درست است که جايگاه اصلي براي پاداش و کيفر انسانها، عالم آخرت است ولي خداوند اراده فرموده است که بخشي از اجر و کيفر آنها را در همين دنيا عملي کند.

هدف ديگر از رجعت برخورداري مومنان از سعادت ياري حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيان گرديده. اين مهم در ضمن دعاها و نيز بيانات بعضي از علما مطرح شده است.

مرحوم سيد مرتضي (متوفي436 ق) گفته است:

«همانا خداوند هنگام ظهور حضرت مهدي(عليه السلام) گروهي از شيعيان آن حضرت را که قبلاً از دنيا رفته اند برمي گرداند تا به ثواب ياري آن حضرت نائل شوند...». ( 2 )

و در زيارت امام عصر در سرداب مقدس سامراء آمده است:

«مولاي، فان ادرکني الموت قبل ظهورک فانّي اتوسّل بک و با بائک الطاهرين الي الله تعالي و اسئله ان يصلي علي محمد و آل محمد و ان يجعل لي کرّۀ في ظهورک و رجعۀ في ايامک لابلغ من طاعتک مرادي و اشفي من اعدائک فوأدي. ( 3 )

اگر پيش از ظهور تو مرگ، مرا دريابد، به وسيله تو و پدران پاکت به خداي بزرگ متوسل مي‌شوم و از او مي‌خواهم که بر محمد و خاندان او درود بفرستد و براي من بازگشتي در ظهور تو و روزگار [دولت] تو قرار دهد تا به مقصود خود در زمينه اطاعت تو نائل شوم و سينه ام را از [خواري] دشمنانت شفا دهم.»

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج53 ص64

2.رسائل، ج1، ص 125

3.مفاتیح الجنان: آداب سرداب مقدس ، زیارت دوم صاحب الأمر(عليه السلام)

 

 

]]>
مقبوليّت عمومي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1891 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1891 از ويژگي‌هاي اساسي حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همين است كه مورد قبول همه افراد و اجتماعات بشري است و نه تنها همه اهل زمين كه ساكنان آسمان نيز نسبت به آن حكومت الهي و فرمانرواي عدل گستر رضايت كامل دارند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

يكي از دغدغه‌هاي حكومت‌ها جلب رضايت عموم بوده است ولي به خاطر ضعف‌هاي بسياري كه در اداره مجموعه‌ها وجود داشته چنين رضايتي حاصل نشده است. از ويژگي‌هاي اساسي حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همين است كه مورد قبول همه افراد و اجتماعات بشري است و نه تنها همه اهل زمين كه ساكنان آسمان نيز نسبت به آن حكومت الهي و فرمانرواي عدل گستر رضايت كامل دارند.

پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«شما را بشارت مي‌دهم به مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف).. اهل آسمان و زمين از او (و حكومت او) راضي هستند. و چگونه ممكن است كه كسي از حاكميت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ناراضي باشد و حال آنكه براي همه جهانيان روشن مي‌شود كه صلاح امر بشر و سعادت او در همه جنبه‌هاي مادي و معنوي تنها در سايه حكومت الهي آن حضرت است.» ( 1 )

بجاست در پايان اين بخش كلام جاودانه امام علي(عليه السلام) را به عنوان حُسن ختام بياوريم:

«... خداوند او را (امام مهدي را) به وسيله فرشتگان خود تأييد مي‌كند و ياران او را حفظ مي‌كند و به وسيله نشانه‌هاي خود ياريش مي‌كند و او را بر اهل زمين پيروز مي‌گرداند به گونه‌اي كه (همه) با ميل و رغبت يا به اكراه به او مي‌گروند و زمين را از عدل و داد و از روشنايي و دليل پر مي‌كند. شهرها به او ايمان مي‌آورند تا اينكه كافري نمي‌ماند جز آنكه ايمان مي‌آورد و زشت كاري نمي‌ماند جز آنكه نيكو مي‌گردد و در حكومت او درندگان با هم آشتي مي‌كنند و زمين بركت‌هاي خود را بيرون مي‌ريزد و آسمان خيرات خود را فرو مي‌بارد و گنج‌ها (ي زمين) براي او آشكار مي‌گردد... پس خوشا حال آنكه روزگار او را ببيند و سخن او را بشنود.» ( 2 )


پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 51، ص 81.

2. اثبات الهداة، ج 3، ص 524.

 

 

]]>