مرکز مجازی مهدویت
بغض بی رنگ
...
کعبه دل

دست افشان بسر كوى نگار آمده‏ام‏
پاى كوبان ز پى نغمه تار آمده‏ام‏

...
آتش عشق

كيست كآشفته آن زلف چليپا نشود؟!
ديده‌اي نيست كه بيند تو و شيدا نشود

...
طالع بيدار

سالها رفت و دلم در تب وتاب است هنوز
نقش مستوری من نقش بر آب است هنوز

...
گلزار زندگى

دل را زبي خودى سر از خود رميدن است
جان را هواى از قفس تن پريدن است

...
RSS