مرکز مجازی مهدویت
دوشنبه 31 اردیبهشت 1397

مهدي ياوران جوان (1)

جوانان، جوانه هاي سرسبز و شاداب و شكوفه هاي زيبا و دلپذير درخت زندگي و حيات انساني اند كه در دنياي پيچيده امروز، صحنه هاي تلخ و شيرين زندگي را از زلال نگاه ساده و صميمي و افق آرماني خويش تجربه مي كنند تا آرام آرام وارد دنياي بزرگي و بزرگ ترها شوند. در اين ميان جوان مؤمن بر آن است تا شوريدگي جواني را با شوق ايمان و عرفان در هم آميزد و سرّ زندگي خويش را با عبادت و نيايش و پويايي خويش را با طراوت اميد وتلاش همچنان زنده و پرحرارت نگه دارد.
با توجه به جايگاه مهم جوان و جواني؛ آموزه هاي ديني همواره بر اين موقعيت تأكيد فراواني كرده و بدان توجه نموده است.

گام هاي نخست، نگاهي به مبدأ
آنگاه كه جوان نخستين گام ها را در مسير مي نهد، آواي خوش فطرت، او را به جست و جوي آگاهانه آفريدگار مي خواند و در پس اين كنكاش است كه بارقه هاي الهي قلب او را به نور يگانه پرستي روشن مي سازد. و از اينجاست كه او به دنبال تقويت اين بينش ارزشمند، گام هاي استوارتري بر مي دارد.
بسي روشن است كه پيروي از آموزه هاي سفيران خداوند و جانشينان آنها، چراغي فروزان فرا راه او خواهد بود، تا اين استواري را با استقامت تمام استمرار بخشد.
آموزه هايي كه در جهت روشن ساختن فلسفه زندگي و شناخت هدف هاي اساسي آن و نيز پديد آوردن نشاط و اميدواري به آينده اي بهتر براي تداوم زندگي راهنمايي هاي ارجمندي را در دسترس نهاده است.
در اين گام هاي نخستين است كه جوان در پس انديشه در مبدأ آفرينش زيرساخت هاي شناخت هدف آفرينش را نيز در نهاد خود شكل مي دهد تا در پرتو اين دو باور، زندگي را بر شيوه اي سالم و دل پذير سامان بخشد.
بي گمان در اين مرحله حساس، عقل و فطرت سالم با ياري خواهي از آموزه هاي ديني ـ آيات قرآن و سخنان معصومان عليهم السلام ـ راه را بر رهروان هرچه روشن تر ساخته، او را براي رسيدن به كمال مطلوب آماده مي سازد.
انديشه سالم حكم مي كند ـ افزون برآنچه اشاره شد ـ گذر از راه هاي ناپيموده، نيازمند راهنمايان رهيافته است. آنان كه هم راه را مي شناسند و هم مقصد را.
اينان در اين مرحله مي توانند در آشنايي جوان با ويژگي هاي جهان بيني مذهبي و هدايت انديشه و تأملات مذهبي او، و نيز كامل كردن ساختار فكري او در بينش توحيدي و توانمند ساختن او در برابر شبهه هاي مربوط، نقش اثر گذاري داشته باشند که زندگي رهيافتگان سرشار از اين راهبري هاست.

يگانه پرستي در آينه تاريخ
عفيف كندي گويد: در زمان جاهليت به قصد خريد لباس و عطريات براي خانواده ام به مكه رفتم. بر عباس بن عبدالمطلب ـ كه تاجر بود ـ وارد شدم . روزي در مسجدالحرام نشسته و به كعبه نگاه مي كرديم، آفتاب در وسط آسمان بود. جواني روي به كعبه ايستاد، پسري آمد و در طرف راست او ايستاد بعد بانويي آمد و در پشت سر آنها ايستاد. جوان به ركوع رفت آن دو نيز به ركوع رفتند، جوان سر از ركوع برداشت آن دو نيز سر برداشتند، او به سجده رفت آن دو نيز به سجده رفتند.
به عباس گفتم: اين كار بزرگي است . عباس گفت: بلي كار بزرگي است. مي داني اين جوان كيست؟ او محمد بن عبدالله پسر برادرم است و آن پسر، علي فرزند برادرم ابوطالب است و آن بانو، خديجه دختر خويلد، همسر محمد است. برادرزاده ام مي گويد: پروردگار آسمان ها و زمين است كه او را به اين دين مأمور نموده است. به خدا سوگند در روي زمين، اين دين به جز اين سه نفر پيرو ندارد .1
و اين سرآغاز راه است. تا فرجام به کجا انجامد؟

اين راه همچنان ادامه دارد ....
______________________________
1. ابن اثير، اسد الغابه في معرفه الصحابه، ج3، ص546؛ ن.ك: ابن عبدالله بن عبدالبر، الاستيعاب، ج 3، ص1090.

پدید آورنده: خدامراد سلیمیان
عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
نشریه امان