مرکز مجازی مهدویت
جمعه 4 اسفند 1396

مهدي ياوران جوان (6)

بي گمان حيات و بقاي يك انديشه، به پاسداشت و بزرگداشت شعائر و آداب و رسوم آن انديشه است. در اسلام بسياري از امور به عنوان شعائر معرفي شده اند. آياتي از قرآن مسلمانان را به تعظيم شعائر سفارش كرده است.
البته شناخت اين شعائر از اهميت فراواني برخوردار است چرا كه ممكن است برخي امور به عنوان شعائر معرفي شوند، در حالي كه در آموزه هاي ديني نيامده اند. بنابراين پرهيز از افراط و تفريط و توجه به پيرايه هايي كه همچنان در گذر زمان اصول شعائر مذهبي را تهديد مي كنند همواره يكي از دغدغه هاي بزرگان دين بوده است.
آن گاه كه باورهاي ديني در جان كسي رسوخ كند، به هيچ قيمت حاضر نيست دست از آنها بردارد. در اين جا دشمنان از دو راه نفوذ مي كنند: نخست باورهاي جوانان را سست مي كنند و در ادامه با كساني كه سرسختانه به حفظ ايمان خود پرداخته اند با انواع آزارها به مقابله برمي خيزند. تاريخ پر افتخار اسلام سرشار است از پايمردي ها و رشادت هاي انسان هاي آزاده در برابر اين دشمني ها.
سعد بن مالک يکي از جوانان پرشور صدر اسلام بود که در هفده سالگي مسلمان شد و در شرايط مشکل پيش از هجرت، همه جا همراه با ديگر جوانان مسلمان، مراتب وفاداري خود را به دين مقدس اسلام و نيز مخالفت خويش را با افکار جاهليّت ابراز مي کرد. اين کار باعث شد که مشرکان به اذيت و آزار او بپردازند. جوانان نيز براي اين که از شرّ آنان در امان باشند، روزها نمازهاي خود را در شکاف کوه هاي مکه برگزار مي کردند تا کفّار قريش آنان را نبينند.
در يکي از روزها گروهي از مشرکان، جوانان را مشاهده کردند که مشغول عبادت بودند. لب به سرزنش جوانان گشودند و به اعتقادات آنان توهين کردند. سعد بن مالک که از سخنان مشرکان به خشم آمده بود، با استخوان چانه شتري، سر يکي از مشرکان را شکست و از سر آن فرد، خون سرازير شد. اين اولين خوني بود که در راه دفاع از اسلام به زمين ريخت.
سعدگويد: من نسبت به مادرم بسيار علاقه مند و مهربان بودم، هنگامي که اسلام را پذيرفتم مادرم آگاه شد. روزي به من گفت: فرزندم، اين چه ديني است که پذيرفته اي؟ بايد آن را رها کني و بت پرست باقي بماني، يا اين که من از خوردن و آشاميدن خودداري مي کنم تا اين که از دنيا بروم و به سرزنش من پرداخت.
سعد که مادرش را بسيار دوست مي داشت، با کمال ادب و مهرباني به او گفت: من از دينم دست برنخواهم داشت و از شما نيز درخواست مي کنم که از خوردن و آشاميدن خودداري نکني! ولي مادر به سخن او توجهي نکرد، بلکه يک شبانه روز غذا نخورد. مادرش مي پنداشت که سعد از دين اسلام دست برخواهد داشت. اما سعد با همه علاقه اي که به مادرش داشت به مادر گفت: به خدا سوگند! اگر هزار جان در تن داشته باشي و يک يک از بدنت خارج گردد، من از دينم دست برنمي دارم! وقتي مادر ديد که او دين خود را با دل و جان پذيرفته است، غذا خورد.[i]
سران شرک، افزون بر آزار و اذيت پيامبر صلي الله عليه و آله و تبليغ عليه وي، ياران آن حضرت را نيز زير سخت ترين شکنجه ها و فشارها قرار دادند تا شايد آنها از آيين خود دست بردارند. اما آنان با مقاومت و پافشاري تمام بر باورهاي خود ايستادند.
يكي از اين انسان هاي آزاده بلال است. مشرکان مکّه طنابي به گردن او مي بستند و آن را به دست بچّه ها مي دادند تا او را در کوچه و درّه ها دوانده، مسخره کنند. همچنين اميّه بن خلف ارباب بلال، پس از آن که بلال را يک شبانه روز در گرسنگي و تشنگي نگه مي داشت، موقع ظهر او را برهنه روي ريگ هاي داغ و سوزان مکّه مي خواباند و سنگ بزرگي را روي سينه اش قرار مي داد و مي گفت: اين چنين خواهي بود تا بميري، مگر آن که به محمّد و دين او کافر شوي و بت هاي لات و عزّي را بپرستي. امّا بلال پايداري و مقاومت مي کرد و در زير شکنجه پيوسته مي گفت: اَحَد، اَحَد.[ii]
امروزه يكي از برجستگي هاي جوان در عرصه ايمان و معرفت، اهتمام ويژه او به شعائر ديني و آداب اسلامي است كه مهم ترين نماد آن حضور پرنشاط و چشم گير آنان در مراسم مذهبي است. حضور در مجالس محرم، ماه رمضان، ولادت ها و شهادت هاي معصومان عليهم السلام و ديگر مناسبت ها، نمونه هاي برجسته اين توجه است. اين حضور ارزشمند كه در جهت تعظيم شعائر است، از جمله زمينه هاي ارزشمند براي جذب هرچه بيشتر جوانان به آموزه هاي ديني به شمار مي آيد.

و همچنان ما را همراهي کنيد. ...
_____________________
[i] . ابن اثير، اسد الغابة، ج2، ص 215.
[ii] . ابن سعد، الطبقات الكبري، ج3، ص176

پدید آورنده: خدامراد سلیمیان
عضو هيئت علمي پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامي
نشریه امان