مرکز مجازی مهدویت
شنبه 5 اسفند 1396

ابدال

 

ابدال در لغت و اصطلاح

ابدال از نگاه شيعه، رابطه ابدال و مهدويت

ابدال از نگاه اهل سنت

كليد واژه ها: ابدال، مواليه، اوتاد، نجباء، ...

مقدمه

ابدال در نظر شيعه به صالحان و افراد شايسته اي گفته مي شود كه جزو اصحاب و ياوران امامان معصوم هستند و تعداد سي نفر از آنها همواره ملازم و همراه امام زمان4 مي باشند و عده اي از ان ها كه گويا اهل شام هستند در زمان ظهور حضرت حجت4 با آن حضرت بيعت مي كنند.

 

اما ابدال در نظر اهل سنت از احاديث نبوي و علوي نشئت گرفته است هرچند فعاليت هاي تحريف آميز معاويه و ديگران آن ها را تا حد حجت الهي بالا برده است.

 

ما براي بررسي اين دو ديدگاه ابتدا به معناي لغوي و اصطلاحي ابدال پرداخته و سپس در روايت فريقين به جستجو خواهيم پرداخت.

 

ابدال از منظر معنا شناختي

 

ابدال در لغت:

 

ابدال: جمع بدل(بفتح دال) يا بدل(بكسر باء وسكون دال) به معناي جانشينان است و نيز به معناي كريم و شريف[1] و در كتاب العين ابدال چنين معنا شده است:

 

البدل خلف من الشيء و التبديل التغيير و استبدلت ثوباً مكان ثوب و اخاً مكان اخ و نحو ذلك المبادلة[2].

 

بدل جانشين يك چيز و تبديل يعني تغيير و لباسي را به لباس ديگر تبديل كردم و همين طور برادر را به برادر ديگر تبديل كردم و مانند آن است به معناي تغيير المبادلة.

 

البدل بفتحتين و البدل بالكسر و البدل كلها بمعنا و الجمع ابدال.[3]

 

ابدال در اصطلاح

 

در كتب لغت چندان بحثي از معناي لغوي ابدال نشده و آن را مفروغ عنه گرفته اند و بيشتر، همان معاني اصطلاحي ارائه شده است.

 

معاني اصطلاحي ذيل در كتب مختلف از ابدال ارائه شده است.

 

1. لسان العرب: قوم من الصالحين بهم يقيم الله الارض. اربعون في الشام و ثلاثون في سائر البلاد. لا يموت منهم احد الا قام مكانه آخر، فلذلك سمّو ابدالاً[4].

 

ابدال قومي از صالحان هستند كه خداوند به وسيله آن ها زمين را حفظ مي كند چهل نفر از آن ها در شام و سي نفر در ساير شهر ها مي باشد يكي از آن ها نمي ميرد مگر آن كه ديگري به جاي او بر مي خيزد و بخاطر همين جانشيني، ابدال ناميده شدند.

 

2. مجمع البحرين: قوم من الصالحين لاتخلوا الدنيا منهم، اذا مات واحد ابدل الله مكانه آخر[5]

 

ابدال قومي از صالحان هستند كه دنيا از آن ها خالي نمي شود زماني كه يكي از آن ها بميرد خداوند ديگري را جانشين او مي كند.

 

3. العين: قوم يقيم الله بهم الدين و ينزل الرزق[6]

 

گروهي كه خداوند بوسيلة آن ها دين را حفظ مي كند و روزي مي فرستد.

 

از تعاريف ارائه شده ، ويژگي هاي ذيل براي ابدال بدست مي آيد:

 

اولاً: آنان بندگان صالح خدا هستند.

 

ثانياً: هيچ گاه زمين از وجود آنها خالي نيست.

 

ثالثاً: تعداد آن ها هفتاد نفر است.

 

نكته اي كه در اين تعاريف جلب توجه مي كند نزديكي بيش از حد اين تعاريف با تعريف شيعه از "حجت" است كه هيچ گاه زمين از وجود حجت خالي نيست.[7]

 

در بيان معصومين7 هم عباراتي آمده كه به نحوي اوصاف و ويژگي هاي ابدال را براي ما متجلي تر مي كند و مي توان آن ها را در معناي اصطلاحي ابدال گنجاند.

 

عن موسي بن اسماعيل معنعنا عن علي بن ابي طالب 7قال رسول الله9 : من دعا للمؤمنين و المؤمنات في كل يوم خمساً و عشرين مرة نزع الله الغل من صدره و كتبه من الابدال. ان شاء الله.[8]

 

اگر كسي هر روز بيست و پنج بار براي مؤمنين و مؤمنات دعا كند خدا كينه را از دل او مي برد و او را جزء ابدال مي نويسد.

 

بحار الانوار: في خطبة المخزون لعلي7 :اللهم فإنا التائبون الخاشعون الراكعون الساجدون فهم الابدال الذين وصفهم الله عزوجل «ان الله يحب التوابين و يحب المتطهرين و المطهرون نظرا وهم من آل محمد9»[9]

 

خدايا پس ما توبه كنندگان و خشوع كنندگان و ركوع كنندگان و سجده كنندگان هستيم. همان ابدالي كه خداوند آن ها را چنين توصيف كرده است. همانا خداوند توبه كنندگان و طهارت جويان را دوست دارد...

 

پس به موارد گفته شده قبلي اين ويژگي ها را هم بايد اضافه كرد كه ابدال مداومت در دعا براي مردم دارند و توبه و خشوع و ركوع و سجده و طهارت از ويژگي هاي دائمي آنان است.

 

ابدال از نگاه شيعه

 

در اين فصل مي توانيم ابدال را ذيل سه عنوان فرعي مطالعه كنيم:

 

الف. اصل وجود ابدال

 

ب. جايگاه ابدال

 

ج. رابطه ابدال و مهدويت

 

الف. اصل وجود ابدال :

 

روايت زير در صدد بيان اصل وجود ابدال و بيان مصاديق آن است.

 

عن خالد بن الهيثم قال: قلت لابي الحسن الرضا7 ان الناس يزعمون ان في الارض ابدالاً فمن هولاء الابدال قال صدقوا الابدال الاوصياء جعلهم الله عزوجل في الارض بدل الانبياء اذا رفع الانبياء و ختمهم محمد 9 [10]

 

خالد ابن هيثم گويد: به امام رضا7 عرض كردم مردم فكر مي كنند زمين داراي ابدالي است. آنان چه كساني مي باشند؟ حضرت فرمود: راست مي گويند. ابدال، اوصياء مي باشند. خداوند ايشان را بدل از انبياء قرار داده است. هنگامي كه وفات مي يابند وايشان را به محمد9 (ص) خاتمه داد.

 

2. عن محمد بن سويد الاشعري قال: دخلت انا و فطر بن خليفه علي جعفر بن محمد فقرب النيا تمرا فاكلنا و جعل يناول فطراً منه ثم قال له كيف الحديث الذي حدثتني عن ابي الطفيل رحمه الله في الابدال فقال فطر: سمعت اباالطفيل يقول سمعت علياً اميرالمؤمين 7 يقول: الابدال من اهل الشام و النجباء من اهل الكوفه يجمعهم الله لشر يوم لعدونا فقال جعفرالصادق7 رحمكم الله، بنا يبدا البلاء ثم بكم و بنا يبدا الرخا ثم بكم رحم الله من حبّبنا الي الناس و لم يكرّهنا اليهم.[11]

 

محمد بن سويد الاشعري مي گويد: من و فطر بن خليفه بر امام صادق 7 وارد شديم. امام مقداري خرما پيش ما نهاد و ما از آن خورديم و خود حضرت چند دانه اي به فطر داد. پس به او فرمود: حديثي كه از ابي الطفيل در بارة ابدال براي من گفتي چگونه بود؟ فطر گفت: از ابي طفيل شنيدم كه مي گفت: از علي 7 شنيدم كه فرمود: ابدال اولياء و بندگان بزرگ خدا از اهل شام و نجباء از اهل كوفه اند. خداوند همگي آنها را در روزي كه بدترين روزگار براي دشمن ماست گردهم خواهد آورد. امام صادق7 فرمود: خدا شما را رحمت كند، بلا وگرفتاري از ما شروع مي شود و سپس به شما مي رسد و آسايش نيز از ما شروع مي شود و سپس به شما مي رسد. خدا رحمت كند كسي را كه ما را محبوب مردم سازد و ما را مبغوض آن ها نگرداند.

 

عن مقاتل عن اميرالمؤمنين علي بن ابي طالب7 قال: قال رسول الله 9 يا علي عشر خصال قبل يوم القيامة الا تسألني عنها؟ قلت بلي يا رسول الله. قال اختلاف و قتل اهل الحرمين و الرايات السود وخروج السفياني و افتتاح الكوفه و خسف بالبيداء و رجل منا اهل البيت يبايع له بين زمزم و المقام يركب اليه عصائب اهل العراق و ابدال الشام ونجباء اهل مصر...[12]

 

پيامبر9 فرمود : ده خصوصيت قبل از قيامت است... مردي از ما اهل بيت كه بين زمزم و مقام با او عصائب اهل عراق و ابدال شام و نجباء مصر بيعت مي كنند...

 

علاوه بر رواياتي كه گذشت در دعاي ام داوود در نيمه رجب عبارت «اللهم صل علي الابدال و الاوتاد و السياح و العباد»[13] را شاهد هستيم. با توجه به اينكه اين دعا از معصوم7 رسيده است، مي تواند تاييدي بر اصل موضوع نزد شيعه باشد.

 

ب. جايگاه ابدال

 

در مراجعه به روايات براي هر خواننده اي معلوم مي شود كه ابدال از جايگاهي حساس و تعيين كننده در معارف معصومين برخوردار هستند.

 

روايات ذيل شاهد صدق اين مدعا است :

 

1. قال رسول الله9 :ان الله تبارك و تعالي اختار من كل شيء اربعة... و اختار من امة محمد9 اربعة اصناف العلماء و الزهاد و الابدال و الغزاه...[14]

 

پيامبر اكرم9 فرمودند: خداوند از هرچيز چهار تا انتخاب كرده است... و از امت محمد9 چهار گروه علماء و زهاد و ابدال و جنگ جويان را انتخاب كرد...

 

2. قال رسول الله9 لعلي7... و ان جامعتها في ليلة الجمعة بعد صلاة العشاء فانه يرجي ان يكون لكما ولد من الابدال ان شاء الله.[15] رسول خدا 9 فرمودند: اگر در شب جمعه بعد از نماز عشاء مجامعت كني اميد است كه اگر فرزند بهم رسد از ابدال و رجال الهي باشد.

 

3. تكون قبل المهدي فتنة تحصرالناس حصراً. فلا تسبوا اهل الشام بل ظلمتهم، فان الابدال منهم. و سيرسل الله سبباً من السماء فيفرقهم حتي لو قاتلهم الثعالب و غلبتهم. ثم يبعث الله المهدي في اثني عشر ألفا إن قلوا و خمسة عشر الفا ان كثروا. و علامتهم أنهم إذا هجموا صرخوا:" أمت أمت!" ثم يظهر فيرد الي المسلمين الفتهم و نعمتهم.[16]

 

قبل از ظهور مهدي4 فتنه اي به وجود مي آيد كه مردم را در سختي و تنگنا قرار مي دهد. پس شما اي مردم! تمام شاميان را نفرين نكنيد و فقط ظالمان آن ها را نفرين كنيد، چرا كه در ميان آن ها انسان هاي نيكو كار نيز هست. خداوند به وسيله اي از اسباب الهي، جماعت آنها را متفرق مي سازد، به طوري كه اگر بخواهند با روباهان بجنگند، روباهان بر آن ها پيروز مي شوند. سپس خداوند مهدي4 را مبعوث مي كند كه دوازده تا پانزده هزار نفر سپاهي كه شعارشان "بميران بميران" است، آن ها را از اين سختي ها نجات مي دهند و انس، الفت و نعمت را به آن ها باز مي گرداند.

 

آنچنان بحث ابدال داراي اهميت است كه علماء رجال هم در كتب رجالي خود كوشيده اند معلوم كنند كه فلان رجل از ابدال بوده است:

 

1. درباره حجر بن عدي كندي (ره) هم رجال شيخ صدوق[17] و هم رجال علامه حلي[18] تعبير به "كان من الابدال" را آورده اند.

 

2. رجال ابن داوود[19] و رجال علامه حلي[20] هر سه تعبير "كان من الابدال" را درباره زيد بن صوحان آورده اند.

 

3. در كتاب روضة الواعظين و بصيرة المتعظين، بابي تحت عنوان (مجلس في ذكر مناقب اصحاب الائمه و فضائل الشيعه و الابدال)[21] آمده است كه در آن از رشيد هجري، ميثم تمار، اويس قرن و ديگران مطالبي مي خوانيم.

 

ج. ارتباط ابدال و مهدويت

 

در اين بخش، جايگاه ابدال در مقولة مهدويت باز خواني مي شود تا معلوم شود كه آنان در زمان غيبت و هم زمان ظهور و پس از تشكيل حكومت امام زمان4 چه نقشي به عهده دارند. با اين توضيح مي توان پذيرفت كه اين بحث ذيل سه عنوان فرعي مطرح شود.

 

1. ابدال در زمان غيبت

 

در احاديث رسيده از امام باقر7 و امام صادق7 ضرورت وجود كساني كه كارگزار حضرت ولي عصر4 در زمان غيبت باشند مورد تصريح قرار گرفته است:

 

1. لابد لصاحب هذا الامر من عزله و لابد في عزلته من قوه و ما بثلاثين من وحشة و نعم المنزل طيبه.[22]

 

صاحب الامر ناگزير از عزلت است درعين حال اين عزلت بايد همراه با نيرويي باشد و با وجود سي نفر ملازم (همراه) وحشتي نيست و چه خوب منزليست طيبه.

 

2. قال ابوعبدالله7: للقائم غيبتان: احدهما قصيرة و الاخري طويلة الغيبة الاولي لا يعلم بمكانه الا خاصة شيعته و الاخري لا يعلم بمكانه الا خاصة مواليه في دينه.[23]

 

امام صادق7 فرمود: براي حضرت مهدي4 دو غيبت وجود دارد. اولي كوتاه و ديگري طولاني است. در غيبت اول جايگاه آن حضرت را نمي دانند مگر خواص از شيعيانش ودر ديگري جايگاهش را نمي دانند مگر كارگزاران مخصوص آن حضرت.

 

3. ان لصاحب هذا الامر غيبتين، احدهما تطول حتي يقول بعضهم مات و يقول بعضهم قتل، و يقول بعضهم ذهب، حتي لا يبقي علي امره من اصحابه الا نفر يسير، لا يطلع علي موضعه احد من ولده و لا غيره الا المولي الذي يلي امره.[24]

 

براي حضرت مهدي4 دو غيبت است يكي از آن ها آنقدر طولاني است كه بعضي مي گويند آن حضرت مرده است و بعضي ديگر مي گويند كشته شده است و بعضي مي گويند رفته است. باقي نمي ماند بر امر آن حضرت مگر تعداد كمي از اصحابش و خبر ندارد از جايگاه او كسي از فرزندانش و غير فرزند مگر كسي كه در پي كارهاي حضرت مي رود.

 

ابدال در زمان ظهور

 

چون اين بحث هم در شيعه وهم در اهل سنت مورد دقت خاص قرار گرفته است آن را ذيل عنوان مستقل ابدال الشام در منظر شيعه و سني در پايان اين پژوهش مورد مطالعه و دقت قرار مي دهيم. ان شاءالله.

 

ابدال پس از تشكيل حكومت ولي عصر4

 

يكي از ابزارهاي مهم حضرت ولي عصر4 براي حكومت فراگير جهاني، استفاده از همه توانائي هاي خارق العاده سيصد و سيزده نفر از انسان هاي برگزيده زمين است. بنابر روايت موجود، ابدال الشام بخشي از اين سيصد و سيزده نفر مي باشند كه در عنوان مستقل ابدال الشام از منظر شيعه وسني به لطف خدا، به اين بحث هم خواهيم پرداخت.

 

ابدال در نظر اهل سنت

 

اين بحث ،ذيل سه عنوان تقديم مي شود:

 

الف. اصل وجود ابدال : از آنجا كه در اصل وجود ابدال، نظر مثبت شيعه نقل شد و اهل سنت هم با استناد به احاديث نبوي و علوي ابدال را پذيرفتند، پس ديگر در اصل وجود ابدال مناقشه اي با آنان نداريم و يكسره به جايگاه ابدال در نزد اهل سنت مي رويم.

 

ب. جايگاه ابدال:

 

1. الابدال في هذه الامه ثلاثون رجلاً قلوبهم علي قلب ابراهيم خليل الرحمن كلما مات رجل ابدل الله مكانه رجلاً (عن عبادة بن الصامت)

 

2. الابدال في امتي ثلاثون، بهم تقوم الارض و بهم تنصرون و بهم تمطرون. (عن عبادة)

 

3. الابدال في اهل الشام بهم ينصرون و بهم يرزقون. (عن عوف بن مالك)

 

4. الابدال بالشام و هم اربعون رجلاً، كلما مات رجل ابدل الله مكانه رجلاً يسقي بهم الغيث و ينتصر بهم علي الاعداء و يصرف عن اهل الشام بهم العذاب (عن علي)...

 

5.الابدال من الموالي، (عن عطاء بن ابي رباح)[25]

 

محمود ابوريه نويسنده معاصر اهل سنت در كتاب اضواء علي السنه المحمديه درباره اين روايات چنين مي گويد: اين سؤال ها را در باره اين احاديث از فقيه محدث السيد رشيد رضا پرسيدند كه اختصاص اهل شام به ابدال چه معنايي دارد؟ و معني برطرف شدن عذاب از اهل شام و ياري شدن آن ها و روزي رسيدن به آن ها به وسيله ابدال به چه معناست؟

 

و آيا از ميان همه اهل زمين، اهل شام روزي داده مي شوند؟ ياري مي شوند و عذاب از آن ها بر طرف مي شود ؟

 

ايشان در جواب گفتند: اين روايات از لحاظ روايت و درايت وسند و متن باطل است و اين گونه مطالب به عنايت اهل تصوف شيوع پيدا كرده است و اين احاديث را ابن جوزي در كتاب الموضوعاتش آورده و همة آن ها را رد مي كند، اما در بين كلمات متشابه مثل الغوث و الاوتاد و الاقطاب و الابدال مي گويد: فقط كلمه ابدال مرفوعاً از علي 7 به پيامبر9 نسبت داده شده است و مي گويد اين گونه روايات را معاويه بعد از اين كه با امام حسن7 صلح كرد و به شام آمد ساخته و به ديگران نيز دستور داد تا رواياتي در فضيلت شام بسازند.[26]

 

ابدال الشام

 

1. عن جابر الجعفي قال: قال ابوجعفر7 : يبايع القائم بين الركن و المقام ثلاثه مائه و نيف عده اهل بدر منهم النجباء من اهل مصر و الابدال من اهل الشام و لااخيار من اهل العراق فيقم ما شاء الله ان يقيم.[27]

 

اما باقر7 (ع) فرمودند: بيعت مي كنند با حضرت مهدي4 بين ركن و مقام سعيد و اندي به تعدا اهل بدر كه در آن ها نجباي مصر ابدال شام اخيار از اهل عراق هستند. پس مي مانند تا وقتي كه خداوند بخواهد.

 

2. عن ابي الطفيل عن علي7 : اذا قام قائم آل محمد جمع الله له اهل المشرق و اهل المغرب فيجتمعون كما يجتمع قزع الخريف، فاما الرفقاء فمن اهل الكوفه اما الابدال فمن اهل الشام.[28]

 

علي 7 فرمودند: زمانيكه حضرت مهدي4 قيام كنند خداوند اهل مشرق و اهل مغرب را براي او جمع مي كند پس جمع مي شوند مانند ابرهاي پائيزي و اما رفقاء‌ ،از اهل كوفه هستند و اما ابدال، از اهل شام مي باشد.

 

3. عن ام سلمه زوج النبي9 قالت: قال يكون اختلاف عند موت خليفة فيخرج رجل من اهل المدينة هارباً الي مكة فيأتيه ناس من اهل مكه فيخرجون وهو كاره فيبايعونه بين الركن و المقام و يبعث اليه بعث الشام فتخسف لهم البيداء بين مكة و المدينة فاذا راي الناس ذلك اتاه ابدال الشام و عصائب اهل العراق فيبايعونه...[29]

 

آنچه در اين حديث، مهم است، بيعت ابدال الشام با حضرت مهدي4 است اگرچه روايات با مشكل روبرو است.

 

4. اخرج الحاكم في مستدركه عن ام سلمه قالت: قال رسول الله 9: يبايع لرجل من امتي، بين الركن و المقام كعدة اهل بدر فتاية عصب العراق و ابدال الشام...[30]

 

كتابنامه

 

1. احتجاج طبرسي

 

2. امالي مفيد

 

3. اصول كافي

 

4. اضواء علي السنة المحمدية

 

5. بحار الانوار

 

6. دايرة المعارف

 

7. رجال شيخ طوسي

 

8. رجال ابن داوود

 

9. رجال علامه حلي

 

10. كتاب العين

 

11. علل الشرايع

 

12. غيبت نعماني

 

13. غيبة طوسي

 

14. كشف الغمه

 

15. لسان العرب

 

16. مجمع البحرين

 

17. مفاتيح الجنان

 

18. من لا يحضره الفقيه

 

19. معجم احاديث الامام المهدي7

 

[1] . دايرة المعارف، ج2، ص384.

 

[2] . كتاب العين، ج8، ص45.

 

[3] . مجمع البحرين طريحي، ج5، ص319.

 

[4] . لسان العرب، ابن منظور، ج11، ص49.

 

[5] . مجمع البحرين، ج5، ص319.

 

[6] . كتاب العين، ج8، ص45.

 

[7] . لو لا الحجه لساخت الارض باهلها. مستدرك سفينة البحار، شيخ علي نمازي، ص5، ص278.

 

[8] . الجعفريات، ص223.

 

[9] . بحار الانوار، ج53، ص84.

 

[10] . احتجاج طبرسي، ج2، ص488، بحار الانوار، ج27، ص48.

 

[11] . امالي المفيد، ص30، بحار الانوار، ج52، ص34.

 

[12] . دلائل الامامه طبري، ص248.

 

[13] . مفاتيح الجنان، ص264.

 

[14] . روضة الواعظين، ج2، ص406.

 

[15] . من لا يحضرالفقيه، ج3، ص554 - علل الشرايع، ج2، ص517.

 

[16] . روز رهايي، ج1، 301.

 

[17] . رجال شيخ، ص61.

 

[18] . رجال علامه حلي، 59.

 

[19] . رجال ابن داوود، ص164.

 

[20] . رجال علامه حلي، ص74.

 

[21] . روضة الواعظين، ج2، ص288.

 

[22] . غيبه النعماني، ص170، غيبة الطوسي، ص162.

 

[23] . غيبة النعماني، ص175، اصول كافي، ج1، ص382.

 

[24] . غيبة شيخ، ص162، غيبة النعماني، ص176.

 

[25] . اضواء علي السنة المحمدية، ص120

 

[26] . اضواء علي السنة المحمدية، محمود ابورية، صص130-135.

 

[27] . غيبة الطوسي، ص476، ح504، معجم احاديث امام مهدي، ج4، ص445.

 

[28] . معجم احاديث امام مهدي، ج4، ص147، المهدي المنتظر، ص71.

 

[29] . كشف الغمه، ج4، ص207.

 

[30] . آثار الصادقين، ج29، ص393، عقدالدرر، ص70، مستدرك الحاكم، ج4، ص553.

 

نظر شما :