مرکز مجازی مهدویت
یکشنبه 27 آبان 1397

بررسي اجمالي چند راوي احاديث مهدوي

نگارنده : علي رباني
چكيده

در اين نوشتار به بررسي پنج راوي كه بيشترين روايت را در سه منبع اوليه ي مهدويت (الغيبه نعماني، كمال الدين شيخ صدوق، الغيبه شيخ طوسي )دارند، پرداخته شده است. نظير اين گونه مباحث مي تواند ما را در كتاب شناسي منابع مهدوي و دست يافتن به نوع نگرش و مشي فكري مؤلفين كتب مهدوي و نيز ميزان تأثيرپذيري آنان از يك مكتب حديثي خاص كمك نمايد.

فصل اوّل

در بررسي هاي اوليه وقتي به سراغ كتاب غيبت نعماني مي رويم مشاهده مي شود ايشان بيشترين روايت را كه تعداد آن به 138 عدد مي رسد، بدون واسطه از ابن عقده نقل مي كند. مرحوم نعماني كه به عنوان كاتب مرحوم كليني شهرت يافته و بخش عمده اي از دانش خويش را از اين استاد گرانقدر دريافت كرده است، در كتاب الغيبة خود 74 روايت از مرحوم كليني نقل مي كند. حجم دو برابري روايات ابن عقده نسبت به روايت از مرحوم كليني، انگيزه اي مضاعف براي بررسي شخصيت ابن عقده به ما مي دهد.

مرحوم نعماني از افرادي غير از ابن عقده و مرحوم كليني بدون واسطه روايت نقل مي كند كه به ترتيب زيادي روايت عبارتند از 1. محمد بن همام با 65 روايت 2. علي بن احمد با 57 روايت 3. عبد الواحد بن عبدالله با 42 روايت 4. علي بن الحسين بن بابويه (پدر شيخ صدوق) با نزديك به 30 روايت. و افراد ديگري كه به دليل كمي روايت از آنها، از ذكر آنان صرف نظر كرده و از اين بين تنها به بررسي محمد بن همام خواهيم پرداخت.

احمد بن محمد بن سعيد معروف به ابن عقده
رجاليون تولد وي را 249 ق و وفات ايشان را 333 ثبت نموده اند كه مي توان گفت ايشان به صورت كامل غيبت صغري را درك نموده است. شخصيت اين محدّث به قدري مطرح بوده است كه رجاليّون شيعه و سنّي به ايراد سخن در مورد وي پرداخته و وجهه ي علمي ايشان را مدح نموده اند.

رجاليون اهل سنت با اذعان به چهرة علمي ابن عقده تنها مشكل او را مشكل اعتقادي دانسته اند؛ لذا ذهبي او را ضعيف مي شمارد و اين ضعف به جهت كذب و يا كم حافظگي نيست. بلكه به جهت آن است كه مثالب صحابه به خصوص شيخين را نقل نموده است. ابن حجر نيز فضل ابن عقده در علم و مطرح بودن چهره علمي ايشان را نمي پوشاند و به آن اذعان دارد.

با وجود زيدي بودن و از جاروديه بودن ابن عقده؛ به جهت تلاش علمي او و اينكه همه ي كتابهاي اصحاب ائمه را روايت كرده و حتي اسناد روايات را حفظ نموده است ؛مورد اعتماد و وثوق علماء شيعه قرار گرفته است. قابل توجه است كه نصف روايات ابن عقده كه نعماني در كتاب خود آورده ؛ يعني تعداد 69 روايت، از كلام گهربار امام صادق 7 است كه با توجه به زيدي مذهب بودن او، نقش روايتگري وي ، بيش از پيش به چشم مي آيد.

در نظر گرفتن فضاي زمان نگارش و املاء كتاب الغيبه كه در شهر حلب عراق بوده است و مطرح بودن شخصيت علمي ابن عقده در منطقه مي تواند ما را در فهم عنايت ويژه مرحوم نعماني به ابن عقده كمك نمايد و خرده گرفتن بر مذهب ابن عقده را دفع نمايد.

عنايت ديگر مؤلفين كتب مهدوي به ابن عقده

مرحوم صدوق در كمال الدين تنها به يك روايت از ابن عقده بسنده كرده است. شيخ طوسي نيز در كتاب الغيبه، دو روايت از ابن عقده و به واسطة او نقل مي كند. و طريق شيخ اگر چه در آن احمد بن محمد بن موسي الأهوازي معروف به ابن صلت وجود دارد امّا طريق صحيحي است به جهت آنكه ابن صلت از مشايخ نجاشي محسوب مي شود.

دليل اين كمي روايت همانطور كه مي تواند به خاطر مذهب ابن عقده باشد مي تواند به جهت برخورداري از اساتيد فرهيختة ديگري و يا مكتب حديثي ديگري غير از عراق باشد به طور مثال شيخ صدوق متأثر از مكتب حديثي قم و ري بوده است و بيشترين رواياتش را به واسطة پدر بزرگوارش روايت كرده است و اگر ايشان از ابن عقده روايات زيادي نقل مي كرد، جاي سؤال و ترديد وجود داشت. بنابراين با وجود اين احتمال، كمي روايت نمي تواند دليلي بر بي اعتقادي يا بي اعتنايي به اين راوي باشد.

محمد بن همام
كنية وي ابوعلي است و همانطور كه گذشت 65 روايت در الغيبه نعماني دارد. اسامي وي به همراه پسوندهاي مختلف در روايات عبارتند از: محمد بن أبي بكر همام ـ محمد بن همام الاسكافي ـ محمد بن همام البغدادي ـ محمد بن همام بن سهيل و... در مورد تاريخ وفات اين رواي بين مرحوم نجاشي و شيخ طوسي اختلاف است. مرحوم نجاشي تاريخ ولادت ابوعلي را 285هـ.ق و تاريخ وفات ايشان را 336 نگاشته است امّا شيخ طوسي در رجالش تاريخ وفات وي را 332 مي داند.

تعداد روايات شيخ صدوق در كمال الدين به واسطة محمد بن همام 12 روايت و تعداد روايات اين راوي در غيبت شيخ طوسي 13 روايت مي باشد كه البته بنا به گفتة آيت الله خوئي طريق شيخ به واسطة ابي المفضل ضعيف است. مرحوم نجاشي جرياني را به واسطة خود محمد بن همام نقل مي كند كه هر چند ناقل خود ابوعلي است امّا به جهت وثاقت وي، حكايت از عنايت ويژه امام عسكري (ع) به اين راوي و پدرش دارد.

فصل دوّم

محمد بن يحيي العطار ـ سعد بن عبدالله ـ احمد بن محمد بن عيسي

در برخي از اسناد كتاب شريف كافي اين سه راوي با همين ترتيب وجود دارد كه مرحوم كليني از آنان روايت نقل مي كند كه بيشترين تعداد؛ يعني 3872 روايت بدون واسطه از محمد بن يحيي نقل شده است و تعداد روايات سعد بن عبدالله 19 روايت است كه بيشترين آن بدون واسطه و برخي با واسطة محمد بن يحيي نقل شده است و همچنين روايات احمد بن عيسي 861 روايت مي باشد كه 693 مورد از آن به واسطة محمد بن يحيي العطار نقل شده است. رابطه اي كه بين اين سه راوي وجود دارد ما را بر آن داشت تا با رعايت ترتيب زماني به شرح حال اين سه بزرگوار در فصل جداگانه اي بپردازيم علاوه بر آنكه اين سه راوي قبل تر و متقدم تر از دو راوي در فصل اوّل نسبت به سه كتاب مورد بحث مي باشند.

محمد بن يحيي العطار
با توجه به اينكه وفات مرحوم كليني 329 و يا 328هـ.ق ثبت شده و اين راوي(محمد بن يحيي العطار) از مشايخ كليني بوده است و نيز با توجه به اينكه شيخ طوسي در كتاب رجال خود اين راوي را در زمرة كساني كه مستقيم از امام روايت نقل نمي كنند ]مِمَّن لم يرو عنهم [: آورده است، مي توان دوران زندگي وي را تخمين زد كه دوران غيبت صغري را شامل مي شود.در وثاقت و جلالت شأن ايشان هيچ شبهه اي نيست به طوري كه هر رجالي و فقيهي كه از ايشان نام برده است، ازايشان به بزرگي ياد نموده است.

ميزان روايات در كتب مهدوي

مرحوم نعماني در الغيبه 50 روايت با يك واسطه از ايشان نقل مي كند كه اين واسطه گاهي محمد بن يعقوب يعني مرحوم كليني است و گاهي علي بن الحسين است كه در برخي نسخه ها با قيد المسعودي آورده شده است اما به نظر مي رسد منظور علي بن الحسين بن بابويه قمّي يعني پدر شيخ صدوق باشد كه با توجه به طبقه راوي صحيح تر به نظر مي آيد.

مرحوم شيخ صدوق در كمال الدين نيز 51 روايت با يك واسطه از اين راوي سند مي آرود كه اين واسطه گاهي پدرش و گاهي پسر راوي يعني احمد بن محمد بن يحيي العطار مي باشد افراد ديگري چون مرحوم كليني و محمد بن علي ماجيلويه و محمد بن موسي بن المتوكل و محمد بن الحسن بن الوليد نقش اين واسطه را ايفا مي كنند.

شيخ طوسي در كتاب غيبت خود تنها 8 روايت از اين راوي با طريق خود آورده است كه اين طريق در مشيخه التهذيب آورده شده است و غالب اين 8 روايت از طريق كليني بيان شده است.

در ميان پنج راوي مورد بحث تنها راوي كه تناسب ميان نقل روايت از آن ميان دو كتاب الغيبة نعماني و كمال الدين رعايت شده و هر دو كتاب به يك ميزان روايت نقل كرده اند، محمد بن يحيي العطار است. در مورد چهار راوي ديگر هميشه بين اين كتاب نتيجه معكوس مي باشد يعني هر كجا نعماني روايت فراوان نقل مي كند، شيخ صدوق آمارش پائين آمده و بر عكس هر كجا شيخ صدوق آماري بالا از روايات يك راوي برخوردار است، آمار نعماني پائين است و روايت كمي از راوي دارد.

سعد بن عبدالله بن ابي خلف الأشعري القمّي
در مورد تاريخ وفات اين راوي دو نظر وجود دارد برخي آن را سال301هـ.ق مي دانند و برخي آن را سال 299 هـ.ق ثبت كرده اند. مرحوم نعماني تنها 4 روايت از اين راوي نقل نموده است كه دو روايت آن به واسطه مرحوم كليني است اما مرحوم كليني كه مي تواند بدون واسطه از سعد بن عبدالله روايت كند تعبير ]عن عدة مِن اصحابنا[ و ]عن عدة مِن رجاله[ دارد و گويا خودش مستقيماً اين دو روايت را از اين رواي نشنيده است دو روايت ديگر يكي توسط يك واسطه يعني موسي بن محمد القمّي ابوالقاسم نقل شده كه در سال 313 اين روايت را بر نعماني خوانده است و ديگري روايتي است كه مرحوم نعماني با سه واسطه از سعد بن عبدالله مي آورد كه يكي از آن واسطه ها علي بن الحسين بابويه است.

مرحوم شيخ صدوق در كمال الدين بالاترين حجم روايت را از اين راوي دارد يعني 73 روايت در جلد اوّل و 74 روايت در جلد دوّم كه مجموعاً به 147 روايت مي رسد. شيخ طوسي نيز مجموعاً 37 روايت از اين راوي در كتاب غيبت خود مي آورد. جمعي از معاصران اين راوي محمد بن يحيي العطار و عبدالله بن جعفر الحميري و احمد بن ادريس هستند كه درخشش در ميان اين چنين فحولاني نشان از قدرت علمي اين راوي دارد.

داستان ملاقات سعد بن عبدالله با امام عسكري 7را مرحوم صدوق در جلد دوّم كمال الدين آورده است. افرادي كه منكر ملاقات سعد با امام عسكري 7به استناد اين روايت مي باشند، علاوه بر اشكال سندي بر محتواي اين روايت ايراد گرفته و آن را جعلي دانسته اند.

احمد بن محمد بن عيسي الأشعري القمّي
از راويان بزرگ و جليل القدر شيعه مي باشد كه شيخ طوسي وي را در اصحاب امام رضا 7 توثيق كرده است و نام او را در زمره ي ياران امام جواد 7 و امام هادي 7 ذكر مي كند و همچنين ابن نوح كه استاد نجاشي مي باشد ملاقات او با اين سه امام بزرگوار را تأييد مي كند. نجاشي و شيخ طوسي در توصيف وي مي نويسند: ابوجعفر احمد بن محمد بن عيسي، شيخ و بزرگ مردم قم و از شخصيت هاي بزرگ اين شهر و فقيهي بلا مدافع بود

ابطحي در توضيح فقيه غير مدافع مي نويسد: اين مدح بزرگي براي ايشان است ؛ زيرا غالباً شخصيت ها مورد حمله و تهاجم و انكار معاصرين و همكارانشان واقع مي شوند و كم هستند افرادي كه بر آنان هيچ خرده اي گرفته نشود. نامبرده، يكي از افراد نادر بود كه شخصيت علمي و فقهي و روايي و بقيه امورش مورد اتفاق و رضايت همگان بود. بنابراين او در رتبه اي عالي و منزلتي والا از جهت ورع و پرهيزگاري قرار داشت و داراي روش نيكوي معاشرت و بصيرت و دانايي بوده است.

غيبت نعماني 5 روايت و كمال الدين 58 روايت از وي نقل نموده است كه 13 روايت آن از طريق محمد بن يحيي العطار و 35 روايت از طريق سعد بن عبدالله آورده شده است. شيخ طوسي نيز 14 روايت در كتاب غيبت خود از وي بيان داشته است كه يك روايت از طريق محمد بن يحيي و دو روايت از طريق سعدبن عبدالله مي باشد. طريق مرحوم صدوق به اين راوي صحيح مي باشد امّا شيخ طوسي در الفهرست دو طريق به احمد بن محمد بن عيسي دارد كه هر دو ضعيف مي باشند ولي در المشيخه طريقي دارد كه آن طريق صحيح مي باشد.

فهرست منابع

محمد بن يعقوب، كليني، كافي، علي اكبر غفّاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 8 جلدي، چهارم، 1407هـ.ق.

محمد بن ابراهيم، نعماني، الغيبة، محمد جواد غفّاري، تهران، دارالكتب الاسلاميه، 1جلد، اوّل1378هـ.ق.

ابن بابويه محمد بن علي، شيخ صدوق، كمال الدين و تمام النعمة، قم، انتشارات مسجد مقدس جمكران، 2 جلدي، ششم، 1388هـ.ق.

احمد بن علي نجاشي، الرجال، قم، موسسة النشر الإسلاميه التابعة الجامعه المدرسين، 1جلد، ششم، 1365هـ.ش.

محمد بن حسن، طوسي، الرجال، قم، موسسة النشر الإسلامية، 1جلد، سوّم، 1373هـ.ش.

محمد بن حسن، طوسي، الغيبة، قم، انتشارات مسجد مقدس جمكران، 1جلد، سوّم، 1387هـ.ش.

محمد بن حسن، طوسي، فهرست كتب الشيعه، قم، ستاره، 1جلد، 1420هـ.ق.

ابوالقاسم موسوي خوئي، معجم رجال الحديث، قم، منشورات مدينة العلم، 24 جلدي.

عبدالله، مامقاني، تنقيح المقال. نجف، مطبعة المرتضويه، 3 جلدي، 1352هـ.ق.

سيد محسن، امين، اعيان الشيعه، بيروت لبنان، دارالتعارف اللمطبوعات، 11جلدي.

محمد بن احمد بن عثمان، ذهبي، تاريخ الاسلام، عمر عبدالسلام تدمري، بيروت، دار اكتاب العربي، سوّم، 1423هـ.ق.

احمد بن علي، ابن حجر عسقلاني، لسان الميزان، بيروت، مؤسسة الأعلمي للمطبوعات، دوّم، 1390هـ.ق.










. ذهبي، تاريخ اسلام، ج25، ص68.

. ابن حجر عسقلاني، لسان الميزان، ج1، ص263.

. نجاشي، الرجال، ص94 ، شيخ طوسي، الفهرست، ص69 ، خوئي ـ معجم رجال الحديث، ج3، ص22

. خوئي ـ معجم رجال الحديث،ج15 و ج18، ص244 و ص342.

. همان، ج15، ص244.

. نجاشي، الرجال، ص380

. محسن امين، اعيان الشيعه.

. مامقاني، تنقيح المقال، ج3، ص198

. نعماني، الغيبة، باب10فعل، ح9.

. همان، باب10، ح7.

. همان، باب4، ح5.

. همان، باب7، ح18.

. باب 43، ح22، ص190.

. مرحوم خوئي (ره)، معجم رجال الحديث، ج9، ص80.

. رجال طوسي، ص351 و 373 و 383.

. رجال نجاشي، ص82، رقم198؛ فهرست شيخ طوسي، ص68، رقم75.

. تهذيب المقال في تنقيح كتاب رجال نجاشي، ج3، ص300.

. خوئي، معجم رجال الحديث، ج3، ص85.

کلمات کلیدی :

نظر شما :