مرکز مجازی مهدویت
جمعه 29 دی 1396

جايگاه دکترين مهدويت در اسلام از منظر قرآن کريم

قرآن کريم روشي ويژه و منحصر به فرد براي مطرح نمودن دکترين مهدويت به کار گرفته است و تمام اصول خود را در اين الگو نهادينه نموده است. و با توجه به سنّتهاي تخلّف ناپذير الهي و نويد و تحقق اين آرمان بزرگ الهي را به بشريت داده است و منتظران راستين امام مهدي عجل الله فرجه اشريف را بينشي روشن و مسيري صحيح و انگيزه اي متعالي بخشيده است، و آنان را به سوي سازندگي همه جانبه در دوران انتظار دعوت نموده و شاخصها و ويژگيهاي منتظران را نيز ترسيم کرده است. کليد واژه ها:

  1. 1. قرآن کريم؛
  2. 2. اسلام؛
  3. 3. دکترين مهدويت.

1. قرآن کريم، يگانه مرجع وحياني اسلام است که به صورت تدوين شده و مکتوب نيز به دست ما رسيده است. اعجاز قرآن کريم، دسترسي انسانها به گزاره هاي وحياني آن را آسان نموده است. از جمله وجوه اعجاز قرآن، اعجاز علمي آن است که قرآن را کتاب علم و دانش، و منبعي سرشار و لايزال قرار داده است، و حقايق و قوانين هستي را در کنار سنّتهاي الهي حاکم بر جوامع بشري ـ به گونه اي بسيار گويا و قابل فهم ـ براي ما انسانها به ارمغان آورده، ما را به تحقيق و پژوهش در اين کتاب آسماني مدوّن و تحريف ناپذير دعوت نموده است.
بنابراين، براي دست يابي به ديدگاههاي آخرين آيين آسماني در باب حقايق جهان هستي و سنّتهاي حاکم بر آن بايد به قرآن کريم مراجعه کرده و از رهنمودهاي اين کتاب نامتناهي و معجزة هميشه جاويد اسلام پيوسته بهره مند شويم، و بسياري از اصول، فروع و نيز اسرار انسان و هستي را از متن و بطن قرآن کريم بيرون کشيده و در فضاي آشوب زدة علوم، عرضه اي زيبا و آراسته از حقايق قرآني داشته باشيم.

2. اسلام، قله هاي رفيع هستي، و قله هاي کمال انساني را بهم پيوند داده، و راهنماي انسان در تمام مراحل هستي بوده است و همواره بهترين و شايسته ترين طرح و برنامه، امکانات و مسير رسيدن به قله هاي کمال انساني را فرا روي انسان نهاده است و آخرين سخن خود را در آخرين آيات وحياني خود ـ براي تمام بشريت ـ به خوبي ترسيم کرده است. آنجا که پيامبر خاتم پس از ابلاغ آخرين پيام الهي، و پايه گذاري مهمترين عامل استقرار حاکميت الهي در جامعه بشري؛ يعني امامت، به دريافت آيه اي رسا از محکمات ام الکتاب نايل مي گردد و آن را براي بشريت به عنوان هديه اي الهي اما بسيار بزرگ و بي بديل به ارمغان مي نهد:(اليوم اکملتُ لکم دينکم و أتممتُ عليکم نعمتي و رضيتُ لکم الاسلام ديناً). 
در چنين روزي با پايه گذاري اصل متين و استوار امامت در نهاد جامعه اسلامي، کامل ترين دين (اسلام) و متمم نعمت هاي الهي (نعمت امامت) بر انسانيت سايه افکنده، و اسلام در اين چهرة زيبا و آسماني تجلي يافته، مترقي ترين آيين الهي براي بشريت گشته است. تمام نقشه هاي دشمنان اسلام، با بنيان گذاري اصل امامت، نقش بر آب شده و نويد پيروزي جهاني دين مبين اسلام، و شکست مفتضحانة بدخواهان اين رسالت آسماني، عليرغم همة تنگناها و مشکلات، امري مسلّم گشته، استقرار آيين حق در جامعه بشري بدون ترديد و بدون وقفه انجام مي يابد و بشريت به سوي اهداف از پيش تعيين شده در حرکتي پيوسته و تکامل زا و تکامل آفرين خواهد بود. (اليوم يئس الذين کفروا من دينکم، فلا تخشوهم واخشون). 
بنابراين، با توجه به استقرار اصل امامت در نهاد جامعه اسلامي و جامعه انساني، هيچگونه ترس و واهمه اي از تسلط کافران و بدخواهان بر اين مکتب و برنامه الهي، نداشته باشيد؛ زيرا که تمام اميدهاي آنان به يأس و نوميدي تبديل گشته و نبايد به خود هرگونه هراسي را راه دهيد، و به جاي ترس از آنان، از آفريدگار حکيم، دانا، مهربان و تدبير کنندة زندگي تان بترسيد، و در حقيقت از ضعفهاي خود در برابر تکاليف سنگين الهي که بر دوش شما گذاشته شده است و عدم حرکت در راستاي امامت راستين بايد بيم داشته باشيد.اين پيام بسيار رسا و حکيمانة قرآن کريم، مسير طبيعي و منطقي تمام انسانها را در عصر امامت راستين ـ که پس از ارتحال ملکوتي خاتم پيامبران، عهده دار رهبري جامعة انساني است ـ ترسيم نموده است، و نقش امامت راستين را در طول تاريخ تبيين مي نمايد.

3. مهدويت در اسلام از جايگاه رفيعي برخوردار بوده و آخرين قله از قله هاي امامت راستين براي بشريت است، که در جاي جاي آيات قرآن، ريشه و اصول و پايه هاي آن، و مصاديق و نقش هاي زيبا و حياتي آن گوشزد شده است.سوره هاي مکي و مدني قرآن، به طور پيوسته و بسيار نغز، حق مداري قوانين الهي و عدالت مداري برنامه هاي اسلام را مطرح مي کند، و ارزشي بودن اين حرکت پيوسته را در امامت راستين اسلام متجلّي نموده، و نمونة بي بديلِ حق گرايي و عدالت مداري را در مهدويت اسلامي خلاصه کرده است.
تجلّي اهداف بلند اسلام در امامت، و تجلّي امامت گسترده و فراگير در مهدويت، و تجلّي مهدويت در فردي از تبار خاتم پيامبران؛ يعني حضرت محمدبن الحسن العسکري عليه السلام به اين معناست که تمام اهداف انبياي پيشين را در مقطع زماني خاص جاري و ساري کرده و برگ زرّين اين پيروزي موعود را در دست قدرت، حکمت و رحمت خود گرفته، بشريت را به سر منزل مقصود مي رساند.

روش شناسي فرهنگ آفريني قرآن کريم
قرآن کريم براي آفريدن فرهنگي نوين، و زدودن فرهنگ جاهلي آميخته با واپس گرايي شرک و بت پرستي، لازم بود که جهشي نو و حرکتي پيوسته در جهت بازيافت توحيد ناب ـ و فراموش شده يا آلوده به مفاهيم مسخ شده و اساطير برخاسته از ذهنيتهاي حصار يافته با زنجيرهاي شرک و بت پرستي ـ را آغاز نمايد؛ به همين جهت، براي رسيدن به اين هدف بزرگ، روشي ويژه به کار گرفت.ترتيب نزول آيات و سوره هاي قرآن کريم در دوران 13 ساله مکه و ده ساله مدينه مي تواند نشانگر اين روش باشد. هر چند که اصول اين روش در چند کلمه خلاصه مي شود، اما پياده کردن و اجراي صحيح آن به زماني طولاني و آياتي فراوان و پيوسته نياز داشت، و آثار موفقيت روش قرآن را در تحقق يک جهش عظيم و آن هم در زماني بسيار اندک ـ با توجه به عمق تخريب فرهنگي ناشي از تحريف مفاهيم بلند آسماني، که در تعاليم ابراهيم خليل و تعليمات ناب موساي کليم و عيسي روح الله? تجلي يافته بود ـ مي توانيم لمس کنيم.فرهنگ سازي و فرهنگ زايي قرآن کريم را در کنار آسيب زايي فرهنگ جاهلي بايد مطالعه نماييم، تا زيباييهاي فوق العاده و معجزة برتر اين کتاب الهي را به خوبي در يابيم.
روش منحصر به فرد قرآن کريم در زير و رو کردن مفاهيم و ارزشهاي جاهلي، و تحوّل فرهنگ جاهلي گروندگان به اسلام به فرهنگ متعالي و ناب الهي، با مطالعة دقيق آيات قرآن کريم آن هم (به ترتيب نزول) به دست مي آيد.نقطة آغاز تحوّل را در مطلع سورة مبارکه علق و سپس در سورة حمد و مطالع سوره هاي مزمل، مدثر و قلم تا آخرين سوره که مائده باشد مي بينيم. دستور خواندن، و فراگيري علم و معرفت، در يک محيط جاهلي و کاملاً بيگانه با علم و معرفت، توجه دادن به نام و نشان ربوبيت و پروردگاري، آفرينش و آفرينندگي و حرکت تکامل يافته هستي و انسان، بذل و بخشش و جود و کرم که براي يک عرب جاهلي بسيار معنادار و با ارزش است، و توجه دادن انسان به منبع بذل و بخشش و سرچشمة جود و کرم و سخاوت که در بخشش علم و معرفت بهترين تجلي را داشته است، و انسان را از تاريکي هاي ناداني به افقهاي پرفروغ دانايي رهنمون بوده، نشانگر يک جهش جديد و بسيار متفاوت با دنياي معروف علم در جهان آن روز مي باشد.
سير از آيات روشن و محسوس و ملموس الهي به سمت آيات نهفته و از ياد رفته، حرکتي بسيار زيبا، پر جاذبه و دقيق، با يک روان شناسي عميق بوده، که قله هاي معرفت را در دسترس همان انسان عصر جاهلي قرار داد. و با تکرار حکيمانه، و پيوستگي و آراستگي قالب هاي لفظي و مفاهيم بلند، و مراعات ظرفيتها و انگيزه ها و ايده آلها به صورتي عالمانه و انسان شناسانه يک تجربة بسيار بزرگ را عينيت بخشيد، و يک جهش عظيم نرم افزاري را پديد آورد که دانشمندان هنوز در حال مطالعة عميق آن هستند و بايد باشند.آنچه مسلم و غيرقابل ترديد است، برکات و آثار مثبت اين روش الهي در قرآن کريم است که تمدن عظيم اسلامي مديون و مرهون آن مي باشد.تمام محورهاي عنوان شده در آيات قرآن به ترتيب نزول هر چند به تنهايي امکان مطالعه را داراست، ولي به صورت پيوسته با ساير مفاهيم و منظومه وار و در يک جا و يک واحد همه جانبه و آن هم فراگير براي تمام زمينه هاي وجودي انسان و جهان، به گونه اي دقيق تر قابل مطالعه خواهد بود.
آيات ويژة مهدويت را به صورت جداگانه از ساير محورها و زمينه هاي مرتبط به آن مي توانيم ببينيم، ولي مطالعة آن به صورت يک بخش از يک کلّ به هم پيوسته، مطالعه اي دقيق و عملي بوده و آن را بهتر مي توانيم دريابيم. زيرسازهاي يک مفهوم و لوازم آن، و مفاهيم مرتبط به آن، در فهم بهتر آن مفهوم ـ در يک بررسي علمي ـ امري اجتناب ناپذير مي باشد.