مرکز مجازی مهدویت
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397

جهانی شدن چالش ها و کاستی ها

حركت «جهانى شدن» در حال حاضر به كندى و آرامى پيش مى‏رود و شاهد بن بست‏ها، ركودها و ناكامى‏هايى نيز هست و علّت آن را نيز مى‏توان در دخالت و دست‏اندازى قدرت‏هاى سياسى، اقتصادى و فرهنگى در آن و سوء استفاده و بهره‏بردارى از آن به نفع خود دانست.
از آنجايى كه امروزه ايده «جهانى شدن»، عمدتاً منافع و سود سرمايه داران و دولت‏هاى غربى را تأمين مى‏كند و بر ثروت و قدرت آنان مى‏افزايد، به هيچ روى نمى‏تواند تنها راه سعادت فرا روى بشر باشد؛ از اين‏رو اعتراضات گسترده‏اى عليه آن وجود دارد. حتى جهانى سازى و غربى سازى جهان، خود به عنوان مشكل اصلى و ويرانگر فرا روى بشر قرار دارد؛ به طورى كه تشنّجات، جنگ‏ها، سلطه‏طلبى‏ها و... دامنگير جهان شده، آن را با مشكلات زيادى روبه‏رو خواهد كرد. دكتر شكر خواه مى‏نويسد: «ديدگاهى... معتقد به مبارزه با جهانى سازى است و اكنون از قالب حرف، بحث و ارزيابى خارج شده و به خيابان‏ها آمده است و اين حضور خيابانى و رسانه‏اى به هنگام تشكيل اجلاس‏هاى سازمان تجارت جهانى (wto) يا صندوق بين‏المللى پول، بانك جهانى و اجلاس‏هايى چون دائوس، به اوج خود مى‏رسد. اين ديدگاه، جهانى‏سازى را «دكتر مرگ» قلمداد مى‏كند. پس اعتراضات و تظاهرات تعداد بى‏شمارى از شهروندان اروپايى و آمريكايى عليه جهانى‏شدن، نشانگر گسست‏هاى عميق در چهارچوب فكرى و نظرى اين ديدگاه مى‏باشد.». اين اعتراضات هم عليه پروژه «جهانى‏كردن» و هم عليه «جهانى‏سازى» روز به روز گسترده‏تر مى‏شود.
با اين وضعيت نامطلوب، هيچ اميد رشد، بالندگى، رفاه، سعادت، يكپارچگى و عدالت در جهان به چشم نمى‏خورد و جهانى شدن به پديده‏اى مبهم و نارسا تبديل شده است. به علت انحرافات ايجاد شده، رقابتى بى‏قيد و شرط در سطح جهان به وجود آمده كه براى كشورهاى غنى، درآمد بيشتر و براى كشورهاى فقير، فقر بيشتر مى‏آورد و آنان را تحت سلطه سرمايه داران، شركت‏هاى چند مليتى و كشورهاى قدرتمند قرار مى‏دهد. اصولاً «جهانى شدن» نه يك برنامه منسجم و داراى نظم و انضباط است و نه اهداف دقيق و مشخّصى براى آن ارائه شده است و نه متولّيان و كارگزاران مشخصى دارد.
مشكل اساسى آنجا است كه كشورهاى بزرگ، در صدد ايجاد انحراف و كژى، در اين فرايند هستند و تا حدودى توانسته‏اند آن را به جهت منافع و سود خود، به كنترل خويش در آورند و مسير و حركت آن را به سمت دلخواه تغيير دهند. امريكا نيز مى‏خواهد «جهانى‏سازى» را، با اعمال قدرت و زور شكل دهد و منافع سياسى، اقتصادى و نظامى خود را در سراسر جهان تأمين كند. نقاط منفى و ضعف اين ديدگاه - به دليل عملكرد و نيت پردازشگران آن - امكان تحقّق همه جانبه و يكپارچه آن را با مشكلات فراوانى روبه رو كرده است.

بعضى از جنبه‏ هاى آثار منفى جهانى‏شدن عبارت است از:
- نبود رهبرى واحد و تأثير گذار در عرصه بين الملل و فزونى رقابت‏ها و ستيزه‏جويى‏ها؛
- تخريب محيط زيست، فعاليت بى حد و حصر شركت‏هاى فرا ملّى در استفاده بى جا و اسراف گرانه از طبيعت، كمبود منابع اوليه و فرسايش تدريجى زمين در بيشتر ابعاد آن؛
- ترويج فساد، بى بند و بارى، فحشا و فرهنگ منحط غربى و از بين رفتن آموزه‏هاى اخلاقى و معنوى در پرتو اين فرايند؛
- به وجود آمدن نابرابرى‏هاى اقتصادى در برخى از كشورها و به وجود آمدن شكاف بين كشورهاى شمال و جنوب و گسترش و تعميق فقر و نابرابرى و بهره كشى از مستضعفان؛
- دورى الزامى كشورهاى جنوب از تأمين نيازهاى اساسى مردم خود (توزيع عادلانه غذا، آب لوله كشى، برق براى مناطق محروم، بهداشت مناسب و...)؛
- افزوده شدن بر معضل بيكارى به جهت رشد سريع فن آورى و مكانيكى شدن بسيارى از امور زندگى؛
- رواج فرهنگ تجمّل پرستى و مصرف‏گراى در تمامى گوشه و كنارهاى زمين؛
- شكل دهى ذائقه مصرف كنندگان (از غذا گرفته تا لباس) از سوى شركت‏هاى فراملّى و وسايل ارتباط جمعى بين‏المللى؛
- زوال تنوع و گوناگونى فرهنگى و اشاعه يك فرهنگ سطحى و مبتذل در جهان؛
- فزونى معضلات حقوق بشر و سوء استفاده از آن به منظور تشر زدن و حتى باتوم‏كارى كشورهاى غير غربى و مجبور كردن آنها به تسليم در برابر خواسته‏هاى كشورهاى پيشرفته؛
- جهانى شدن جرايم و خلاف‏ها (قاچاق مواد مخدر، قاچاق زنان و كودكان و...) و بيمارى‏هاى (مثل ايدز و...)؛[1]
- به اعتقاد افرادى نظير چامسكى و بارنت، جهانى شدن اقتصاد، سبب فقر گسترى، بيكارى و به تعبيرى جهانى شدن بعضى از مردمان دارا و محلى شدن برخى نادارها شده است.[2] روزه‏نا نيز از برخى ناظران جهانى نقل مى‏كند: مجموعه پيامدهاى ناگوار در نتيجه برترى نهايى جهانى شدن به اين ترتيب است: «گرايش اقتصادى آن، به سوى انحصارگرايى است؛ بر حاكميت جبرى فن‏آورى، شكاكيّت سياسى، مقهور ساختن و از تحرّك انداختن [حريف‏] استوار است؛ مضمون منطق غايى و جهانى آن انعطاف‏ناپذير است و تنها به انباشت سرمايه و بازار مصرف اصالت مى‏دهد و مرام آن به گونه‏اى است كه عوامل، علّت‏ها و هدف‏هاى بيرون از حيطه انباشت سرمايه و بازار مصرف را از ارزش‏هاى داراى اولويت اجتماعى كنار مى‏گذارد.[3]
مسائلى مانند آزادى، حقوق بشر و... نيز بازيچه دست صاحبان قدرت قرار گرفته است. جهانى سازى، فقط به آزادى تظاهر مى‏كند؛ اما در حقيقت در صدد خارج كردن آن از نظم جهانى است. منحصر كردن تمام اصول با قانون بازار، با اصل آزادى مغاير است و تنها توهم آن را موجب مى‏شود. از طرفى آنچه اكنون به عنوان حقوق بشر مطرح مى‏شود، تنها پوششى براى پوشاندن حقيقت است. در روند جهانى‏شدن حقوق بشر، تنها به يك بهانه تبديل شده است.
با توجّه به اين مشكلات، نارسايى‏ها و كاستى‏ها و نيز با دقّت و تأمل در نيازها و خواسته‏هاى بشر در حركت به سوى يكپارچگى و اتحاد جهانى - كه متناسب با فطرت آنان است - به اين نتيجه روشن و بديهى دست مى‏يازيم كه: «اينك بهترين فرصت و موقعيت براى ترسيم چهره‏اى روشن و گويا از نظام جهانى مهدوى عجل الله تعالی فرجه الشریف فرا رسيده است و بايسته است كه اين نظريه پيشينه دار شيعه را با تبيين مبانى، اهداف، پيامدها و ويژگى‏هاى آن، در اختيار بشر قرار دهيم».

_________________________
[1]. براى مطالعه بيشتر ر.ك: پگاه حوزه؛ مقاله جهانى شدن از منظر مذهب، شماره 61، ص‏11 و 12.
[2]. فصلنامه پژوهش و سنجش شماره 25، ص 225.
[3]. مجله سياست خارجى، سال سيزدهم، شماره 4، ص 1029.

کلمات کلیدی :
جهانی شدنآینده پژوهی