مرکز مجازی مهدویت
دوشنبه 3 اردیبهشت 1397

بُعد سياسي ضرورت طرح مباحث مهدیت

مکاتب با توجه به ديدگاه انسان‌شناسانه خود درصدد برآوردن اين نياز ها هستند و هر يک مدل خاصي را در اين زمينه ارائه کرده و مي ‌کنند تا به نياز ها لباس تحقق بپوشانند.
براساس بينش­ ها حکومت­ هاي گوناگون آمدند، طرح‌ ها و ايده­ هايي را مطرح کردند، اما پس از چندي مردم شاهد ناکارآمدي اين انديشه­ ها و از دست دادن اعتماد توده­ ها و سرانجام شکست مکتب­ ها و حکومت‌ هاي مختلف در صحنه جهاني بودند. لازم به يادآوري است که بعضي از اين حکومت­ ها از روي فريب و نيرنگ شکل گرفته بودند. به عنوان مثال:
ساليان دراز دو ايدة غالب ـ کاپيتاليسم نماينده انديشه ليبرال دموکراسي غرب و کمونيسم مدّعي نمايندگي در دفاع از حقوق کارگر ـ همچون دو درنده‌اي با سلاح­ هاي مخرب اتمي و هست هاي و… جهان معاصر را تهديد کردند؛ به‌طوري که بهداشت رواني ملت­ ها به خطر افتاد، کابوس جنگ و تنازعات ساليان طولاني بر سر افراد بشر سايه افکند، و امنيت عمومي جهان را به مخاطره انداخت.
اين تهديد ها و ثمرات آن، آشکارترين دليل بر عجز و درماندگي برنامه­ ها و ايده­ هاي اين دو مکتب بوده است. اين دو تفکر اگر چه ساليان متمادي بر افکار و انديشة سياسي جوامع بشري تأثير گذاشته بودند، ولي به مرور زمان، يکي از آن ها ناکارآمدي خود را نشان داد و به تاريخ ـ خاطره­ ها ـ پيوست.
قدرت دوم که در مقابل کمونيسم قرار داشت، سرمست از غرور بي‌رقيب بودن، با نشان دادن چنگال‌ هاي خود به جهان معاصر، خود را تن ها ايدئولوژي شايسته براي رهبري بر نظم نوين جهاني مي ­داند و سعي دارد به هر شکل ممکن، هر نداي مخالفي را در سينه­ ها خفه کند؛ اما اين خيالي بيش نيست؛ زيرا مي ­توان چالش­ هاي ليبرال ـ دموکراسي را در جهان به راحتي مشاهده کرد. اين مکتب نه تن ها بشر را به ساحل نجات نرسانده، بلکه او را در گردابي از بحران‌ هاي معرفتي، اخلاقي، رواني، تکنولوژي و فناوري و… گرفتار کرده است. به‌ عنوان نمونه، روزگاري در ابتداي رنسانس افرادي چون فرانسيس بيکن، مؤسس تفکر تجربه­گرايي در غرب، ادّعا مي ­نمودند که انسان با علوم تجربي مي ‌تواند بر طبيعت سيطره پيدا کند؛ اما امروزه انديشمندان با اين پارادوکس مواجه هستند که چرا با رشد علوم تجربي و خردگرايي عقل ابزاري يا عقل معاش، هنوز مدرنيته و تکنولوژي نتوانسته جهان را به رفاه و عدالت جهاني برساند و هر روز به شمار کشورهايي که زير خط فقر هستند، افزوده مي ‌شود و هم چنان انسان معاصر در ناآرامي به سر مي ‌برد؟ و ده‌ ها سؤال ديگر. اين ها همه نشان از شکست حتمي و نزديک اين امپراتوري بزرگ دارد.

بشر امروز و آرمان‌هايش
حال تکليف اين بشر وامانده و سرگشته از ناکامي­ ها و شعار هاي بي‌عمل و نظاره­گر شکست­ ها و سراب­ ها چيست؟ بشر امروزي با تجربه گذشته عطش يک طرح و نگاه جديد به جهان هستي دارد و چيزي نمي­تواند آن را سيراب کند، مگر طرح «مدينه فاضله مهدوي»؛ زيرا: «يقوم القائم بامر جديد و کتاب جديد و قضاء جديد… و لا ياخذه في الله لومه لائم؛[1] قائم(عجل الله تعالی فرجه الشریف) امري جديد برپا خواهد نمود و کتابي جديد و قضاوتي جديد خواهد آورد… و در راه خدا به هيچ سرزنش توجه نمي­کند.» نظريه «مهدويت» يک نظريه جهاني است، نه منطق هاي و اين انديشة نوين براي جهان و ادارة آن، برنامه و طرح بنيادين و کارساز دارد. دنيا نيز تشنة چنين طرحي است؛ از اين رو، معتقديم تن ها برنام هاي که مي ‌تواند پاسخگوي بشر معاصر باشد، انديشه مهدوي است؛ چون مهدويت، در عرصة حکومتي داراي اهداف بلند، متعالي و ارزشي است.
نظام حکومتي امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) هيچ شباهتي با نظام‌ هاي پيش از خود از قبيل نظام‌ هاي سرمايه‌داري و سوسياليتي ندارد. هر گاه بشريت، نظام مهدوي را مشاهده نمايد، بي­ترديد به برتري او بر همه تجربيات و ادعا هاي سابق ايمان مي ­آورد و باور مي ­کند که تن ها راه حلي که او را از گرداب مشکلات و گرفتاري­ ها نجات مي ­بخشد، همان نظام است. حکومت امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) تجلي آن آرزوي سربسته بشري است. به اين برنامه در منابع اماميه اشاره شده است:
«ان دولتنا آخرالدّول و لم يبق اهل بيت لهم دولة الا ملکوا قبلنا لئلا يقولوا اذا رأوا سيرتنا اذا ملکنا سرنا بمثل سيرة هولاء و هو قول الله تعالي: و العاقبة للمتقين؛[2] بي­شک دولت ما آخرين دولت‌ ها است و هيچ خاندان صاحب دولتي نمي­ماند، مگر آن‌که پيش از ما به حاکميت مي ‌رسد تا وقتي روش ما را ديدند، نگويند اگر به حکومت برسيم، مانند اينان عمل خواهيم کرد. و خداوند مي ­فرمايد: عاقبت از آن پرهيزگاران است.»
و يا در روايتي كه هشام بن سالم از حضرت صادق(علیه السلام) نقل کرده، چنين آمده است:
«ما يکون هذاالامر حتي لا يبقي صنف من الناس الا و قدولّوا علي الناس حتي لا يقول قائل: انا لوولّينا لعدلنا؛[3] دولت امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) برپا نمي‌شود، مگر آنکه همه گروه‌ ها به حکومت خواهند رسيد، تا کسي نگويد اگر ما حکومت مي ‌کرديم، رفتاري عادلانه مي ‌داشتيم. پيام روايات فوق به مدعيان حکومت و داعيه‌داران عدالت، آن است كه شما در دنيا فرصت حکومت پيدا کرديد؛ ولي همچون ديگران به بيراهه رفتيد. به اين ترتيب، مبرهن است که امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) در امر حکومت، هيچ يک از نظام‌ هاي سابق را الگو قرار نخواهد داد و با وجود نظام نجات‌خواه و عدالت محور الهي از بقيّه نظام­ ها به طور کامل بي­نياز خواهد شد.
امام باقر(علیه السلام) در اين باره مي ‌فرمايند: «…لئلّا يقولوا اذا رأو سيرتنا، اذا ملكنا، سرنا مثل سيرة هؤلاء؛[4] يعني تا هنگامي كه سيره و رفتار ما را ديدند، نگويند: اگر ما هم زمامدار مي ‌شديم، سيره ما هم مانند آنان بود.» لذا مي ‌توان يكي از حكمت‌ هاي حكومت حضرت در آخرالزمان را امتحان بشريت دانست، زيرا مدعيان اجراي عدالت را در پرتو تشكيل حكومت مي ‌توان مورد آزمايش قرار داد و پي به عجز و ناتواني آنان برد.
در همين جا امام باقر(علیه السلام) به اين مطلب اشاره دارند: «… ولم يبق اهل بيت لهم دولة الّا ملكوا قبلنا؛[5] هيچ خانداني نمي‌ماند كه مدعي دولت و زمام‌داري باشد مگر اين كه قبل از ما به حكومت مي ‌رسد.» بايد توجه داشت كه اين حركت‌ ها و قيام‌هايي كه براي زمينه‌سازي ظهور در عصر غيبت انجام مي ‌گيرد، از مصاديق اين روايات نيست، زيرا اين خيزش‌ ها و نهضت‌ ها و قيام‌ هاي رهايي‌بخش در جهت تحقق بخشيدن به آرمان‌ هاي مهدويت و بسترسازي براي تحقق وعده الهي است.
لازم به يادآوري است که اهداف حکومت امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) مي ­تواند به‌ عنوان اهداف راه‌بردي و کلان حکومت ديني مطرح شود. ما که در اين عصر داعيه حکومت ديني داريم، بايد همه مسائل حکومتي را به آرمان‌ هاي امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) نزديک كرده و سيره آن حضرت را در ابعاد مختلف سياسي، اجتماعي، فرهنگي، قضايي و … در برنامه‌ هاي کلان خود مدّ نظر قرار دهيم.

____________________________
[1]. الغيبة، نعماني، محمد بن ابراهيم، چاپ تبريز، سال 1383هـ.ق (امام باقر علیه السلام) ص‌122.
[2]. الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد، مفيد، محمد بن محمد النعمان، تهران، سال 1377هـ.ق، ص‌344، اعلام الوري، طبرسي، فضل‌بن حسن، ص‌432.
[3]. ر. ك: بحار، علامه مجلسي، محمدباقر، ج52، ص244؛ صدر، سيد محمد باقر، تاريخ الغيبه الکبري، ص‌389.
[4]. شيخ طوسي، محمدبن حسن، الغيبة، معارف اسلاميه، ص472.
[5]. همان.