مرکز مجازی مهدویت
شنبه 5 اسفند 1396

صفات یاران امام حسین و خصوصیات یاوران امام عصر علیهما السلام.

هرجنبش و انقلابی به یاران و همراهانی نیاز دارد تا به کمک ایشان و با همراهی و همدلی که میان یاران با همدیگر و همچنین با رهبر خود برقرار است، اهداف انقلاب را محقق گردانند، به طوری که این یاران ستون های انقلابند و سنگینی آن را به دوش می کشند.سستی و استواری هریک از این دو با سستی و استواری دیگری ارتباط تنگاتنگ دارد. اصولا در جوامع بشری اگر عده ای بخواهند دست به تغییر در عقاید و افکار و اندیشه مردم و ساختار حکومت و تغییر ماهیت آن بنمایند، باید دارای اهداف مشترک و مشخص و رهبری مدیر و مدبر و لایق و کارآمد باشند و با وحدت و همدلی و شجاعت و ایثار و فداکاری بتوانند به اهداف خود جنبه عمل بپوشانند. با برسی تمام انقلاب ها و قیامهایی که در طول تاریخ به وقوع پیوسته به این نکته پی می بریم که انقلاب هایی به اهداف خود دست یافته اند که دارای یاران و همراهانی بوده که دارای خصوصیات ممتاز و ویژگیهای برجسته و اهداف مشترک بوده اند.
با بررسی که در مورد خصوصیت و صفات یاران امام حسین علیه السلام و صفات و ویژگیهای یاران آخرین حجت الهی در روایات نمودیم، به این نتیجه دست یافتیم که بسیاری از این صفات و ویژگیها در هردو گروه از یاران مشترک بوده و هم اصحاب امام حسین و هم یاران امام زمان (عج) دارای صفات عالیه انسانی و فضایل و کرامات عالی انسانی می باشند و وجه مشترک زیادی را می توان در اهداف و خصوصیات و صفات یاران هردو امام بزرگوار پیدا نمود. که عامل مهمی در پیروزی امید و انقلاب ایفا کرده و خواهند نمود.این مقاله به برسی تطبیقی صفات یاران امام حسین علیه السلام و ویژگی های ذکر شده در روایات در مورد خصوصیات یاران امام عصر (عج) می پردازد.

1-بینش عمیق:
یاران امام حسین علیه السلام بینشی عمیق و ژرف نسبت به خداوند، امام، انسان و هستی برخوردارند:

الف: بینش عمیق نسبت به حق تعالی
اساسی ترین ویژگی یاران امام حسین (ع) معرفت عمیق نسبت به خداوند متعال است ، این معرفت آنچنان استوار است که نه شبهات در آن خللی ایجاد می کند و نه تردید ها و شک ها در حریمش راه می یابد. این ویژگی از صفات بارز یاران امام حسین علیه السلام می باشد که در رفتار و گفتار و کردار تک تک یاران امام تجلی یافته است. به عنوان مثال در شب عاشورا حبیب بن مظاهر را دیدند که از خیمه خویش خارج شده و خندان است، یکی از یاران امام به او گفت : برادر! این زمان، ساعت خنده نیست،چرا می خندی؟ حبیب گفت: کدام جایگاه سزاوار تر از این لحظات برای سرور و شادمانی، سوگند به خداوند جز این نیست که طاغوتیان با شمشیر ها به سوی ما حمله کنند و ما به شهادت رسیم و خود را در آغوش پریان بهشتی ببینیم. حبیب کهنسال، شب عاشورا جوانی و پایکوبی می کند. نیروی ایمان و معرفت عمیق نسبت به خداوند پیران را جوان می کند و به میدان نبرد می فرستد که اصحاب کهف پیرانی بودند که در سایه ایمان، جوان روح شده بودند و قرآن از آنان به «فتیه» تعبیر می کند.
حبیب روز عاشورا به هنگام وداع با امام حسین علیه السلام گفت: ای مولای من ! به خدا سوگند دوست دارم نمازم را در بهشت بخوانم وسلام شما را به جدتان برسانم، بعد از شهادتش امام به بالین او آمد و فرمود:(للله درک یا حبیب لقد کنت فاضلا تختم القرآن فی لیلة واحده)[1] خطبه های پرشور اهل البیت امام حسین علیه السلام در کوفه و در مجلس متعدد، حاکی از بینش عمیق و معرفت والای ایشان نسبت به خداوند متعال می باشد. ایشان با تحمل مصیبت های بی شمار و شکنجه های روحی و جسمی فراوان که از طرف دشمنان وارد شد در اوج صلابت و ایمان راسخ به ذات اقدس الهی، چنان خطابه هایی ایراد نموده و به افشاگری چهره پلید طاغوتیان پرداخته اند که نمونه چنین خطابه هایی کمتر دیده و شنیده شده است[2] که این مهم به دست نمی آید مگر به ایمان قوی و بینش عمیق و توکل و معرفت والای ایشان نسبت به خداوند متعال به عنوان مثال در مجلس ابن زیاد (لعنة الله) وقتی از حضرت زینب سلام الله علیها می پرسد«کیف رایت صنع الله باخیک و اهل البیتک؟» چگونه دیدی آنچه را خداوند با برادر و خاندانت کرد؟ فرمود: (ما رایت الا جمیلا)[3] جز زیبایی ندیدم، آنان گروهی بودند که خداوند شهادت را بر آنان رقم زده بود و به شهادتگاهشان برون آمدند..
این ویژگی از اساسی ترین خصوصیات یاران امام مهدی (ع) هم شمرده می شود. امام علی علیه السلام می فرمایند:( رجال مومنون عرفوا الله حق معرفته و هم انصارالمهدی فی آخرالزمان[4]) (مردانی که خدا را آن جنان که شایسته است، شناخته اند و آنان یاوران مهدی علیه السلام در آخر الزماناند) همچنین امام صادق (علیه السلام) در وصف یاران امام زمان (عج) می فرمایند: «رجال کان قلوبهم زبرالحدید لا یشوبها شک فی ذات الله اشد من الحجر[5]» «آنان مردانی که گویا دلهایشان پاره های آهن است و از سنگ سخت تراند و هیچ تردیدی در ذات خداوند ندارند.»

ب: بینش عمیق نسبت به امام (ع)
هریک از یاوران با وفای حضرت سید الشهداء از معرفت و بینشی عمیق نسبت به امام شان برخوردار بودند و این معرفت را به وفاداری، اطاعت محض، از جان گذشتگی ،ایثار و فداکاری نسبت به حجت و ولی خدا وادار می کرد.
این معرفت و بینش عمیق نسبت به امام در جان نثاری و رها نمودن تمام ارزشهای مادی و دنیوی و محوشدن ایشان در امام دیده می شود به عنوان مثال حربن یزید ریاحی بعد ازروشن شدن نور ایمان و معرفت در وجودش به تمام مقامات دنیوی و پست و مقام پشت و پا زد و در رکاب امامش به مقام والای شهادت دست یافت[6]و یا اینکه زهیربن قین بعد از ملاقت با امام در خیمه اش و انقلاب روحی که در وی ایجاد شد، با تمام وجود در خدمت امام در آمد و با تمام وجود ا زامام دفاع نمود تا به درجه رفیع شهادت نایل آمد[7].
این ویژگی از خصوصیات بارز اصحاب امام مهدی(ع) نیز می باشد به طوری که یاران ایشان، امام خویش را می شناسند و به او اعتقاد دارند. امام سجاد علیه السلام در این خصوص فرموده اند: «القائلین بامامته[8]»آنان به امامت امام مهدی علیه السلام اعتقاد راسخ دارند.
و از صمیم قلب به او عشق می ورزند و از او اطاعت می نمایند، امام صادق علیه السلام می فرمایند«هم اطوع من الامةسیدها»[9]اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایش بیشتر است. وحدیثی دیگر می فرماید«یتمسون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکه»[10](برای تبرک بر زین اسب امام،دست می کشند.)

ج:بینش عمیق نسبت به انسان و هستی
یاران ابا عبدالله علیه السلام در اهداف بلند پایه و حرکت فراگیرشان، آرمانهای که ارزش و اهداف کم مایه را دنبال نمی کردند. ایشان این نگاه به معبودی پیوند می خورند که از تمام کاستی ها و زشتی ها مبرااست، عمق و ژرفای این نگاه آنان را از سیل امتحانات ، سرافرازانه بیرون می برد و ایشان را مشتاق شهادت و لقای الهی می کند. دوری از دنیا طلبی و دنیا زدگی و آرزوی شهادت در رکاب امام حسین (ع) را در حالات تک تک اصحاب امام حسین (ع) می توان یافت. از صحنه های باشکوه واقعه کربلا خطبه امام حسین (ع) در شب عاشورا بود که ایشان یاران خود را نزدیک غروب به نزد خود فرا خواند. اصحاب با وفای امام سخنان پرشور در دفاع از امام از خود به یادگار گذاشتند که حاکی از بینش عمیق ایشان نسبت به انسان و هستی است.[11] یاران امام زمان (ع) نیز دارای چنین خصوصیت ممتازی هستند. ایشان با بینش عمیق نسبت به انسان و هستی میسر بودن دنیا و سالک بودن خویش را می فهمند و عمق این نگاه آنان را از سیل امتحانات سر افرازانه بیرون می برد«ان اصحاب طالوت ابتلواباالنهرالذی قال تعالی مبتلیکم بنهر» و ان اصحاب القائم یبتلون بمثل ذالک[12](سپاهیان طالوت با نهر آبی آزمایش شدند و همان که خداوند درباره اش فرمود: خداوند شما را با نهر آبی آزمایش می کند. و یاران امام مهدی (ع) نیز مثل آنان آزمایش می شوند. همچنین آنان را مشتاق شهادت و لقای الهی می کند. از امام صادق (ع) روایت شده است که فرمود: ...یمنون ان یقتلوا فی سبیل الله[13]آرزومی کنند که در راه خدا به شهادت برسند.

2-عبادت و بندگی

یاران امام حسین علیه السلام در سایه معرفت و بینش عمیقی که نسبت به حق تعالی و امام و انسان و هستی داشتند.انسان هایی عابد بوده و تمام وجود عشق و محبت به عبادت الهی مشغول بودند، چنانکه امام حسین(ع) در آخرین وداع خود با اهل البیت خطاب به خواهرش زینب سلام الله علیها می فرماید(یا اختاه لا تنسی فی نافلة اللیل) ای خواهر!مرا در نافله های شب فراموش نکن. [14]
در بعضی از روایات از امام سجاد(ع) نقل شده که فرمودند(در این سفر محنت شام با آن همه مصیبت و زحمت و مشقت که بر عمه ام زینب وارد شده ، مع ذلک نماز شب از او ترک نشد)[15] خوارزمی می گوید: بعد از هجوم سپاه عمربن سعد به طرف امام در شب عاشورا حسین علیه السلام به برادرش عباس فرمود: برادر جان! نزد این گروه برو و ببین اگر بتوانی برای باقیمانده امروز جنگ را به تاخیر بیاندازی چنین کن(لعلنا نصلی لربنا لیلتنا هذه و ندعوا الله و نستعینه و نستنصره علی هولاء القوم) باشد که امشب را در پیشگاه خدایمان به نماز و دعا و استعانت از خدا و یاری طلبی در جنگ با ایشان بگذارانیم. بعد از موافقت عمربن سعد با این درخواست امام، شب فرا رسید امام حسین علیه السلام آن شب را تا صبح به رکوع و سجود و گریه و استغفار گذراند و یارانش نیز در زمزمه بودند(ولهم دوی کدوی النحل)[16] صدای زمزمه ایشان مثل کندوی زنبور عسل بود. همچنین در ظهر عاشورادر بحرانی ترین و داغ ترین لحظات جنگ وقتی ابوثمامه به امام عرض کرد:یا اباعبدالله می بینم که اینان به تو نزدیکتر شده اند به خدا تا من زنده ام تو کشته نخواهی شد دوست دارم خدا را با حالاتی ملاقات کنم که این نماز را که وقتش نزدیک شده با تو بخوانم،امام سر خود را بلند کرد و فرمود:( ذکرت الصلوة جعلک الله من المصلین الذاکرین) نماز را به یاد آوردی، خدا تو را از نماز گذاران ذاکر قرار دهد، باشد اکنون اول وقت نماز است، از آنان بخواهید دست از جنگ بردارند تا نماز بخوانیم.[17]
این خصوصیت در یاران امام زمان (عج) نیز متبلور است، یاران امام مهدی علیه السلام از پیشوای خود الگو گرفته وروزها و شب ها را با ذکر شیرین حق سپری می کنند و معرفت و ایمان در قلوبشان ریشه دوانده و به خضوع در برابر معبودشان سوق می دهد، اینک روایاتی در این مورد:
الف : پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله در مورد آنان می فرماید: (مجدون فی طاعة الله)[18]
آنان در طریق عبودیت اهل جدیت و تلاشند.
ب: امام صادق علیه السلام عبادت و راز و نیاز یاوران امام مهدی علیه السلام را این گونه ترسیم می کنند( ولهم فی الیل اصوات کاصوات الثواکل حزنا من خشیة الله)[19] در دل شب، از خشیت خداوند، ناله هایی دارند مانند ناله مادران پسر مرده.
ج: در روایتی دیگر آمده است: رجال لا ینامون الیل لهم دوی فی صلاتهم کدوی النحل یبیتون قیاما علی اطرافهم و یسبحون خیولهم[20] (مردان شب زنده داری که زمزمه نمازشان، مانند نغمه زنبوران کندو به گوش می رسد، شب ها را با شب زنده داری بسر می کنند و بر فراز اسب ها خدا را تسبیح می گویند.
د: امام علی علیه السلام در مورد آنان می فرماید: قوام بالیل،صوام بالنهار[21] (شبها را با عبادت به صبح می رسانند و روزها را با روزه به پایان می رسانند).

3-محبت:
دلهای یاران امام حسین (ع) سرشار از محبت و عشق به امامشان بود. صحنه های باشکوه جانبازی در رکاب امام عشق، فداکاری یاران و سبقت ایشان در افتخار به شهادت رسیدن در رکاب امام، لحظه های جنگیدن و به شهادت رسیدن و وداع آخر، امام عزیزشان، همگی  حکایت بلندی از عشق و محبت بی پایان یاران امام نسبت به ایشان دارد.
یکی ازاین صحنه های باشکوه که اوج محبت ماموم را به امام خویش به نمایش می گذارد،همان لحظه ای است  که حضرت عباس بن علی علیه السلام با لبان تشنه وجسمی خسته بعد از راندن سربازان دشمن خود را به نهر آب علقمه رسانید و خواست جرعه ای از آب زلال و گوارا بنوشد که تجسم تشنگی مولایش اباعبدالله و فرزندان ایشان، او را از خوردن آب منصرف نمود و با لبانی تشنه به سوی خیمه ها بازگشت[22]. سیدبن طاووس گوید: عمربن قرظه انصاری از امام حسین علیه السلام اذن طلبید و نبردی جانانه و شایسته نمود و گروه زیادی را به درک واصل نمود، هیچ تیری به سوی امام نمی آمد، جز آنکه دستش جلوی آن را می گرفت و سینه سپری می کرد، تا آسیبی به مولایش نرسد، تا آنکه مجروح بر زمین افتاد، رو به امام حسین علیه السلام کرد و گفت: ای پسر پیامبر! «اوفیت؟»(آیا وفا کردم) امام فرمود:«انت امامی فی الجنه» (بله تو پیش از من در بهشتی ، سلام مرا به رسول خدا برسان و بگو که من نیز در پی می آیم) آنقدر جنگید تا به شهادت رسید.)[23]
از این نمونه ها، در واقعه عاشورا فراوان به چشم می خورد که ما فقط به دو نمونه اشاره نمودیم. دلهای یاران امام مهدی علیه السلام سرشار از محبت ایشان است، این علاقه مندی تا بدان حد است که حتی زین اسب ایشان را مایه برکت می دانند و به آن تبرک می جویند.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: «یتمسون بسرج الامام یطلبون بذلک البرکه[24]» (به عنوان تبرک برزین اسب امام دست می کشند) به جهت همین عشق آتشین، آنان درآوردگاه رزم، ایشان را مانند نگینی دربر می گیرندو جانشان را سپر امامشان می کنند. امام صادق علیه السلام در این باره می فرمایند: یحفون به و یقونه بانفسهم فی الحروب و یکفونه ما یرید فیهم[25] (در میدان رزم آنان او را در میان می گیرند و درجنگ ها با جان خود، ازایشان محافظت می کنند).

4-اطاعت
طبق عقاید مسلم شیعه و تصریح قرآن کریم که می فرماید:«یا ایهاالذین آمنوا اطیعوالله و اطیعواالرسول و اولی الامر منکم» اطاعت از امام واجب بوده و تمرد از آن گناهی نابخشودنی محسوب شده و باعث دوری از رحمت الهی می گردد.از این رو هر یک از یاران با وفای امام (ع) طوق اطاعت و بندگی امام را بر گردن انداخته و با تمام وجود و بدون کوچک ترین چون  چرایی در اطاعت اوامر و دستورات امام خویش بودند که ما به عنوان نمونه هایی اشاره می کنیم:
دینوری گوید: امام حسین علیه السلام یاران خود را که 34 سواره و 40پیاده بودند، آراست. زهیربن قین رابر میمنه و حبیب بن مظاهر را بر میسره گماشت. پرچم را به برادرش عباس سپرد،سپس خود ایستد و آنان هم همراه او در مقابل خیمه ها ایستادند[26].
بلاذری گوید: گوید: امام حسین علیه السلام دستور داد، نی و هیزوم در گودی پشت خیمه ها ریختند که مثل یک نهر بود و شبانه آن را حفر کرده بودند و مثل خندق شده بود. در آن نیها و هیزمها ریختند و گفتند صبح که شود  و با ما جنگ آغاز کنند، در آنها آتش می افکنیم تا از پشت سر به ما حمله نکنندو چنان کردند.[27] شیخ مفید از امام زین العابدین علیه السلام روایت می کند:
دشمنان آمدند و اطراف خیمه گاه امام به جولان پرداختند. خندق پر از آتش مشتعل را دیدند، شمر با صدای بلند فریاد زد: ای حسین! قبل از قیامت دچار آتش شده ای؟ امام پرسید : او کیست؟ گویا شمربن ذی الجوشن است؟ گفتند:آری امام فرمود: ای پسر بز چران! تو بر آتش شایسته تری، مسلم بن عوسجه خواست با تیر او را هدف قرار دهد، امام حسین علیه السلام نگذاشت. مسلم گفت: بگذار او را با تیر بزنم، او فاسقی از دشمنان خدا و از گردنکشان بزرگ است و خدا این گونه فرصت پیش آورده است. امام فرمود: تیر نینداز،دوست ندارم که آغازگر جنگ باشم[28].
این سه جریان حاکی از اطاعت بی چون و چرای یاران ابی عبدالله علیه السلام از مولایشان است، مقدم داشتن خواست امام مهدی علیه السلام برخواست خود از دیگر شاخصه های یاوران ایشان است. امام صادق (ع) در این خصوص فرمودند:«هم اطوع من امة لسیدها[29]»(اطاعت آنان از امام، از فرمانبرداری کنیز در برابر مولایشان بیشتر است.) آنان نیک می دانند که حق با امام است و امام با حق، آنان به بهانه نو اندیشی از امام خود سبقت نمی گیرند و گرچه پشت سر ایشان در حرکتند ولی پای از دام ها بر می گیرند تا از ایشان فاصله نگیرند. آنان نه تنها مطیع اند، بلکه بر خلاف بسیاری که بهانه فقدان زمینه، امکانات،سختی راه و...را دارند. از خدمت به ایشان و اهدافشان شانه خالی نمی کنند، در اطاعت ایشان اهل جدیت و تلاشند و برای برزمین نماندن آرمان های امام، خود را به آب و آتش می زنند و از هیچ کوششی فرو گذاری نمی کنند.«...مجدون فی طاعة»[30]

5-شجاعت
یکی از مهم ترین شاخصه ها و ویژگیهای بارز اصحاب امام حسین (ع) شجاعت ایشان بود که از نیروی ایمان و اتصال به قدرت بی نهایت الهی ناشی می شود. زیرا کسی که دارای ایمان قوی به قدرت مطلق هستی باشد، غیر از او از هیچ قدرت و موجودی ترس و واهمه نخواهد داشت، در جریان عاشورا در بسیاری از موارد دشمن وقتی توان رویایی با یاران اندک امام حسین علیه السلام را به صورت انفرادی را در خود ندید، چاره ای جز مقابله دسته جمعی با ایشان نداشتند و در بسیاری از موارد به خاطر دوری از تلفات فراوان از دور شروع به تیر اندازی و سنگباران نمودن یاران شجاع سید الشهداء علیه السلام کردند. این شجاعت در جریان اسارت مسلم بن عقیل و هانی بن عروه و قیس بن مسهر صیداوی و شجاعت بی نظیر ایشان در مقابل عبیدالله بن زیاد کاملا نمایان است[31]. ما یک نمونه را ذکر می نماییم: ابو مخنف از مردی بنام ربیع بن تمیم که شاهد آن روز بود، نقل می کند: چون عابس را دیدم که می آید او را شناختم وی را در جنگها دیده بودم، از شجاعترین مردم بود، گفتم ای مردم! این شیر شیران است، پسر ابی شبیب است، کسی به نبرد او نرود، او پیوسته در میدان هماورد می طلبید، عمر سعد گفت: سنگبارانش کنید! از هر سو به طرفش سنگ باریدند، چون چنین دید، زره و کلاه خود را بیرون آورد و بر آنان حمله کرد، به خدا او را دیدم که دویست نفر را می گریزاند، از هر سو او را محاصره کردند تا به شهادت رسید[32].
اگرجهاد و مبارزه جهانی است و فراگیر، پس یاران امام زمان(ع) هم باید شجاعت و جسارتی در خور و عزم هایی پولادین داشته باشند،چرا که بدون آن قدمها یارای حرکت نخواهند داشت،اهل البیت علیهم السلام آنان را اینگونه توصیف کرده اند.
الف:امام علی علیه السلام: «کلهم لیوث قد خرجوا من غاباتهم لو انهم هموا بازالة الجبال لا زالوها عن تواضعها[33]» همه شیرانی اند که از بیشه ها خارج شده اند و اگر اراده کنند کوه ها را از جا بر می کنند.
ب:امام سجاد علیه السلام: می فرمایند: جعلت قلوبهم کزبر الحدید [34](دل هایشان چون پاره های آهن شده است .)
ج: امام سجاد علیه السلام: در روایتی دیگر می فرمایند: فان الرجل منهم یعطی قوة اربعین رجلا[35] (هرکدامشان نیروی چهل مرد داده شده است.)
د: امام باقر علیه السلام در مورد شجاعت و دلیری یاران می فرماید: القی الرعب فی قلوب شیعتنا من عدونا،فاذا وقع امرنا و خرج مهدینا کان احدهم اجری من اللیث و امضی من السنان و یطا عدونا بقدمته و یقتل بکفیه[36] (امروز ترس و رعب دشمنان ما بر دل دوستان ما افکنده و چون امر ما واقع شود و مهدی ما خروج کند هر کدام از دوستان ما از شیر دلیر تر و از نیزه بران تر شوند و دشمنان را پایمال کنند و با دست و چنگ بکشند)

6-بردباری وصبر
یکی دیگر از ویژگی های یاران حضرت سید الشهدا علیه السلام بردباری و صبر مثال زدنی ایشان در تحمل سختیها و مشکلات و مصائب بود. ایشان تمامی مشکلات رنج سفر، دوری از خانه و کاشانه، تهدیدهای دشمن، تشنگی و گرسنگی، شهادت در رکاب امام و مقتدایشان، شماتت دشمن، اسارت خود و خانواده، محرومیت از پست و مقام و...را در راه جلب رضایت حقتعالی و با اطمینان به نصرت الهی، و توکل به خدا و محبت امام به جان خریدند و نامی نیک در تاریخ از خود به یادگار گذاشتند که اگر این صبر و استقامت مثال زدنی نبود، مطمئنا قیام امام به نتیجه لازم نمی رسید و اهداف انقلاب محقق نمی گردید.
اهمیت این موضوع به قدری زیاد است که ابن قولیه به سند خود از امام صادق علیه السلام نقل می کند که خود حضرت صبح روز شهادت با یاران خود نماز خواند و فرمود: گواهی می دهم که به شهادت شما اجازه داده شد. پس ای گروه: (فاتقواالله واصبروا[37]) تقوا پیشه نمایید و صبر داشته باشید. همچنین ایشان در شب عاشورا خواهربزرگوارش را نیز تسلی داده و دعوت به صبر در مقابل بلایا و مشکلات نمودند[38].
اهمیت صبر و بردباری در انقلاب جهانی حضرت مهدی هم کاملا نمایان و شهود است، چرا که در راه تحقق آرمان های جهانی مشکلات و مصائب فراوانی دامنگیر،حضرت مهدی و اصحاب باوفای ایشان خواهد گردید که ایشان این مشکلات را به جان خریده و از سر اخلاص و تواضع عمل خود را هیچ می پندارند و به جهت هجوم سختی ها و تحمل مشقت ها بر خداوند منت نمی گذارند.
امام علی علیه السلام می فرمایند: قوم...لم یمنوا علی الله بالصبر و لم یستعظموا بذل انفسهم فی الحق[39] (یاران مهدی کسانی اند که به جهت بردباری شان بر خداوند منت  نمی گذارند و از این که نقد جان خویش را در کف اخلاص نهاده اند،احساس بزرگی نمی کنند)

7-یک دلی و اتحاد
همه یاران امام حسین علیه السلام در راه دفاع از دین و امامشان یکدل و همراه بودند و همه هدف واحدی داشتند که عبارت بود از دفاع جانانه از اهداف الهی امام مظلومشان و این یک دلی و اتحاد تا آخرین لحظات زندگی ایشان ادامه داشت. اوج این یک دلی و اتحاد را در شب عاشورا می توان به نظاره نشست، زمانی که ایشان برای دفاع از حریم امامت و ولایت و اهل بیت پیامبر هم پیمان و هم قسم شده و در خیمه حبیب بن مظاهر گردهم آمدند[40]. وهمچنین زمانی که امام حسین علیه السلام به ایشان رخصت داد که صحنه جنگ را ترک کرده و جان خویش را حفظ نمایند. جلوه های اتحاد و یک دلی در سخنان و اشک شوق شهادت ایشان و اشتیاق برای جانفشانی در رکاب رهبرشان گل کرد[41]
یاوران حضرت مهدی نیزدر پیشرو اهداف جهانی حضرتش، یک رنگ و یک دل اند. امام علی علیه السلام در مورد آنان می فرمایند:«قلوبهم مجتمعة[42]» یاوران مهدی علیه السلام دلهایی متحد دارند.
امام صادق علیه السلام در مورد آنان می فرمایند:«ان اصحاب القائم علیه السلام یلقی بعضهم بعضا کانهم بنواب و ام[43]»( اصحاب قائم علیه السلام به گونه باهم معاشرت می کنند، مانند اینکه از یک پدر و مادر هستند. و این مهم بدست نمی آید مگر اینکه هواها و خود خواهی ها را از هم دور کرده و خدا خواهی و خدا پرستی جای آن در دل هایشان نشسته باشد.)

8- علم و بصیرت و یقین
یکی دیگر از خصوصیات یاران امام حسین علیه السلام، علم و بصیرت و یقین ایشان نسبت به راهی که برگزیده بودند، می باشد، آنان به درستی به هدف خود یقین داشتند و حتی بعضی از یاران از مدتها قبل به شهادت در رکاب امامشان علم بصیرت داشتند، این مسئله در دیدار میثم تمار و حبیب بن مظاهر که هر کدام از سرنوشت دیگری پیش گویی کرده و رشید هجری بر گفته هردو مهر تایید می زند، کاملا مشهود است[44]. و صحنه باشکوه دیگری که خبر از بصیرت والای اصحاب امام حسین علیه السلام می دهد همان لحظه ای است که شمربن ذی الجوشن امان نامه ای را برای حضرت ابوالفضل و برادرانش می آورد که با پاسخ قاطع و کوبنده حضرت ابوالفضل روبرو می شود.[45]
این ویژگی در یاران امام زمان (عج) به چشم می خورد، امام علی علیه السلام در سخنان زیبایی مراتب فضل و کمال علمی یاران موعود آخر زمان را چنین توصیف می کنند:«پس گروهی در آن فتنه ها سیقلی می شوند مانند سیقل دادن آهنگر شمشیر را، دیدهای آنها به نور قرآن جلاء داده و تفسیر در گوش هایشان جا گرفته است، در شب جام حکمت را به آنها می نوشانند، بعد از اینکه در بامداد هم نوشیده باشند[46].
امام سجاد علیه السلام در قوت عقل و اندیشه یاوران امام می فرمایند: خداوند تبارک و تعالی آنها را آنچنان از عقل و فهم و شناخت برخوردار کرده است که غیبت امام برای آنها به منزله مشاهده و حضور درآمده است.

9-ایثار
ما در جریان کربلا، صحنه های بسیار زیبا  و با شکوهی از ایثار و از خود گذشتگی یاران امام حسین علیه السلام را می نگریم که عقل انسان از این همه فداکاری و ایثار مات و مبهوت می ماند که به نمو نه هایی اشاره می نماییم: جناب عباس بن علی علیه السلام بارها با به خطر انداختن جان خویش عهده دار سقایت امام حرم امام  حسین علیه السلام بود که در این راه هم به شهادت رسید، شعر معروف ایشان در لحظه قطع دستانش حاکی از این روحیه والای انسانی و الهی دارد[47].
همچنین مسلم بن عوسجه را دیدند که بر زمین افتاده، حبیب بن مظاهر نزدیک او رفت و گفت مسلم مرگ تو برایم ناگوار است، مژده باد تو را به بهشت، مسلم با صدای ناتوانی گفت:خدا مژده خیرت دهد، حبیب گفت : اگر نه اینکه ساعتی در پی تو خواهم آمد، دوست داشتم هر وصیتی که داری، بگویی که عمل کنم: که هم در خویشاوندی و هم در دینداری شایسته ای د حالی که به امام اشاره می کرد، گفت که تو را به این مرد سفارش می کنم که در راهش جان ببازی، گفت به خدای کعبه چنین خواهم کرد.[48]
یاران حضرت مهدی علیه السلام نیز دارای این خصیصه والای انسانی  و الهی می باشند، به طوری که سختیها را به جان می خرند و از خوشیها و لذائذ چشم می پوشند و با دست های مهربان شان خوبیها و خوشیها را به دیگران هدیه می دهند. در روایتی از امیرالمومنان چنین می خوانیم:( یحفون به و یقونه بانفسهم فی الحروب و یکفونه ما یرید)[49] و در زیارت حضرت صاحب الامر چنین وارد شده: مولای من جان و مال و فرزندان خویش را بهر آنچه را که خداوند بر من ارزانی داشته است به پیشگاهت نثار می کنم و همه را در اختیار امر و نهی تو می گذارم[50].

نتیجه
با برسی قیام امام حسین علیه السلام و واقعه کربلا با قیام منجی عالم بشریت و ویژگی های یاران با وفا و فداکار هردو امام بزرگوار به این نکته پی می بریم که هردو گروه از یاران دارای صفات و فضایل و سجایای اخلاقی مشترک می باشند، همان طوری که اصحاب حضرت سید الشهداء دارای بینش عمیق و معرفتی والا نسیت به حق تعالی و امام و مقام والای انسانی بودند، یاران آخرین حجت الهی دارای چنین خصلتی هستند، کربلا تابلوی بسیار زیبایی از فضایل اخلاقی و سجایای انسانی و الهی می باشد که جلوه هایی باشکوه عبادت، بندگی، محبت، عشق، اطاعت محض، شجاعت، صبر و بردباری، یکدلی، ایثار، علم، بصیرت د رآن می توان به نظاره نشست و از آن پندها و عبرت ها گرفت، این تابلوی پرشکوه را در وصف یاران حضرت مهدی نیز می توان به عیان مشاهده نمود، همان هایی که شعارشان در طلیعه ظهور مرادشان، در نصرت امامشان یا لثارات الحسین است.[51]

_____________________________
[1] تنقیح المقال فی علم الرجال،ج17 ص393
[2]برای نمونه می توان به خطبه های پرشور امام سجاد و حضرت زینب سلام الله علیهما در کوفه و شام و فاطمه صغری و ام کلثوم سلام الله علیهما اشاره نمود(ر.ک مقتل الحسین (ع) ج2ص40 و42 و احتجاج303 و 302و 307 و لهوف ص192 و194 و198 و200 و214 و امالی طوسی ص91ح142 و بحار الانوار ج45ح 110 و115 و 133و کامل ابن اثیر ج2ص
574
[3]مقتل الحسین علیه السلام ج2ص42 و الارشادص90 واللهوف ص200و البحارج45ص115
[4]بحارالانوار ج57 ص229و منتخب الاثرص611
[5]308بحارالانوارج52ص
[6]اللهوف ص159و تاریخ طبری ج3ص320و مقتل خوارزمی ج2ص9
[7]تاریخ طبری ج3ص302 و الارشاد ص221و اللهوف ص132
[8]منتخب الاثرص244 و بحارالانوارج36ص386
[9]بحارالانوار ج52 ص 386
[10]بحارالانوارج52ص308
[11]تاریخ طبری ج3ص315و الخرائج و الجرائح ج3ص 1153و الارشاد:231 و امالی صدوق:133 و الکامل فی التاریخ ج2:559 و اللهوف:151 و اعیان الشیعه ج1ص600
[12]بحارالانوار،ج52ب27ص336
[13]همان ص308
[14]( زینب الکبری ص62 و ریاحین الشریعه ج3 ص62(به نقل از خصائص زینبیه ص 120
[15] خصائص زینبیه ص120
[16] مقتل خوارزمی ج 1ص249 و الکامل فی التاریخ ج2 ص 558
[17]  تاریخ طبری ج3 ص 326 و کامل فی التاریخ ج2ص 567و بحارالانوار ج45ص21و وقعة طف 229
[18] بحار الانوارج36ص207
[19]یوم الخلاص ص 272
[20]وبشارة الاسلام ص225 و الزام الناصب ص227 بحارالانوارج52 ص 308
[21] یوم الخلاص ص224
[22] البحارج45ص41
[23]  لهوف ص162 و بحارج45ص22 و اعیان الشیعه ج1ص 605 و مثیر الاحزان ص61
[24] بحارالانوار ج52ص308
[25] همان
[26] الاخبار الطوالص256 و مقتل الخوارزمی ج2ص 4 وفیه «اثنان و ثمانون راجلا»
[27] انساب الاشراف ج3ص187 و الارشادص232
[28] بحارالانوار ج 52 ص308
[29] همان
[30]المناقب لابن شهر آشوب ج4ص94 مقتل خوارزمیج1ص211و اللهوف ص121 و تنقیح المقال فی علم ارجال ج3ص 290 و289 و ج2ص34
[31]
[32] تاریخ طبریج3ص329 و بحار ج45 ص28و مقتل مقرم ص251
[33] یوم الخلاص ص 224
[34] بحارالانوار ج52 ص 316
[35] همان
[36] اثبات الهداة ج7ص113
[37] کامل الزیارات ج153ص189 و بحار ج45 ح 19 و 87 و22 و اثبات الوصیه ص163
[38] مقتل الحسین ج1ص237 و الفتوح لابن اعثم ج5ص94 و تاریخ الطبریج3ص316 و الکامل فی التاریخ ج2ص 56واللهوف ص140
[39] شرح نهج البلاغه ابن الحدید ج 9 ص 129
[40] الدمعة السابکه ج4ص273و معالم السبطین ج1ص344 و مقتل المقرم ص218
[41] اللهوف ص152 و الارشادص231 و تاریخ الطبری ج3ص 315 و الکامل فی التاریخ ج2ص559 و بحارالانوار ج44ص393
[42] یوم الخلاص ص 226
[43] تفسیر برهان ج2ص20
[44] ر.ک تنقیح المقال ج1ص252
[45] مقتل خوارزمی ج1ص246 و تاریخ طبری ج3ص315
[46] بحارالانوار ج 52 ص 334 ح 64
[47] مقتل الحسین ج2ص 29
[48] و مقتل خوارزمی ج2 ص15 و لهوف ص161 و الکامل فی التاریخ ج2 ص565 و بحارالانوار ج45 ص22 تاریخ طبری ج3ص324
[49] اللاحم والفتن ص52
[50] مفاتیح الجنان زیارت حضرت صاحب الامر، مصباح کفعمی ص495 و بحارالانوار ج 99 ص118
[51] امام صادق (ع) فرمودند: ان شعار اصحاب المهدی یا لثارات الحسین، مستدرک الوسایل ج1ص47 و بحارالانوارج52ص308

پدیدآونده:حجت الله رجبی