مرکز مجازی مهدویت

منجي در اديان هندو

تنوع و پيچيدگي عقايد و اعمال در مبدأ هندوييزم به قدري دامنه‌دار است که بايستي حدود وسيع و پهناور آن را با معناي مضيق و محدود آن تميز داد. خود هندوان به تعريف‌هاي کلي و قضاياي مطلقه براي دين خود توضيح نهاده‌اند.
بر حسب اقوال ايشان، هندويي عبارت است از مجموعة اعتقادات و سازمان‌هاي بي‌شمار و درهم آميخته که از زمان پيدايش آثار و کتب مقدس وداها به ظهور رسيده و تاکنون ادامه دارد و لذا مي‌توان گفت:
هندوييزم عبارت است از يک سيستم مذهبي اجتماعي که در ميان مردم آن سرزمين در قرن سوم (ق.م) رشد و نمو يافته است.  عناويني که با توجه به موضوع بايد مورد بحث قرار گيرد:

  • - موعود هندو
  • - ادوار جهاني هندو
  • - ويژگي هاي کالي يا کلکي يا کلکين
  • - ويژگي هاي عصر ظهور


واژة کلکي يا کلکين (Kalki ـ Kalkin)
کلکي يا کلکين، دهمين اَوْتاره (مظهر) ويشنوست که در پايان کلي يوگه خواهد آمد، زمين را از دست شاهان درنده‌خو نجات خواهد داد و دهرمه را برقرار خواهد داشت.  او را کاله (زمانه) برخواهد انگيخت و به مثابه يک براهمين در پايان عصر کلي در قريه سمبهله زاده خواهدشد.
در آيين هندو، موعود نجات‌بخش موسم به «کلکي kalki » در پايان آخرين دوره زماني از ادوار چهارگانه خانه جهاني، يعني «کالي يوگه» ظهور خواهد کرد.
دهمين و آخرين تنزل (اوتاره) و يشنو (vishnu) که کلکي يا کلکين نام دارد، سوار بر اسبي سفيد و با شمشير آخته و شهاب‌گون ظهور مي‌کند تا شرارت و ظلم را از ريشه بر کند و عدالت و فضيلت را برقرار سازد. اسب سفيد، نماد قدرت و فراگيري است. او يمه (yama) يا مرگ را در هم مي‌شکند و بر همة قواي مخالف پيروز مي گردد. کلکي جنبه «الوهيت» نيز دارد. او مردي الوهي و به نوعي متحد با مقام بي انتهاي خداست.

ادوار جهاني هندو
طبق آموزه هاي هندو، حرکت جهان در زمان به شکل خطي نيست، بلکه دوراني است؛ يعني جرياني است که کليات آن تکرار مي‌شود، در پايان هر دور، وجود جهان بايد به پايان برسد و پيش از آن براي ورود به دور جديد آماده شود؛ يعني آغاز جهان کنوني که ما در آن زيست مي کنيم، نقطة پايان مرحله اي ديگر از هستي بوده و دور وجود فعلي در جايي به نهايت خود خواهد رسيد که آغازي خواهد بود بر دور بعدي و اين حرکت دايره وار را حدي نيست. در مقابل برخي از اديان، حرکت خطي را براي روند تغييرات جهاني پيشنهادکرده اند، گويي که عالم در نقطه اي آغاز شده و در نقطه اي هم پايان خواهد يافت؛ ‌چنان‌که انسان يک بار زاييده مي‌شود و يک بار مي‌ميرد، جهان نيز يک بار به پايان مي رسد. دين‌هاي مزدايي، يهودي، مسيحي و اسلام، قايل به حرکت خطي تاريخ هستند.
دربارة فرجام جهان که چگونه خواهد بود و چه فعل و انفعالاتي به وقوع خواهد پيوست و نظاير آن را در دين‌هايي که به حرکت خطي کاينات قايلند، مثل زرتشت، يهود و مسيحت، به طور اجمال و اسلام، به طور تفصيلي آشناييم، اما در نگاه اديان ديگر نظير بودا و هندو که حرکت تاريخ را دوراني مي دانند ضروري است تأمل شود.
اصل اعتقاد به وجود اعصار در آيين هندويي امري است که به فرجام‌شناسي آن آيين مرتبط است. در اين‌جا چهار عصر «يوگه»  وجود دارد و هر چهار عصر: «کريته، ترتا، دواپره و کلي»  با دوره-هاي آغازين و پاياني هر يک، روي هم رفته «مهايوگه» 12000 سال را تشکيل مي دهند که هر سال آن معادل 360 سال انساني است و لذا روي هم رفته 000/432 سال را در بر مي گيرد. يکصد مهايوگه يک کلپه  را مي سازد و در پايان عصر کلي از هر کلپه، نابودي جهان با آتش سوزي و سيل به وقوع خواهد پيوست.
ما در ششمين هزاره از گلي يوگه مهايوگه فعلي زندگي مي‌كنيم. به علاوه هم‌اکنون كلپة كنوني نخستين روز از پنجاه‌ويكمين سال زندگي برهماست. ...پيدايش و اضمحلال عالم (در نگاه هندوييسم) با اين تعبير نيز بيان شده است كه در لحظات كوتاه بيداري خداوند يا در زمان رؤياي او، كاينات از ذهن وي صادر مي‌شود و زماني كه او به خوابي بدون رؤيا در وسط اقيانوس كيهاني فرو مي‌رود، جهان به آن اقيانوس بي‌شكل و آرام تبديل مي‌شود. در پايان اين خواب و دورة آرامش، جهان و آگاهي خدا يك بار ديگر از آب‌هاي هاويه زاده مي‌شوند.
پيش‌بيني وقايعي كه شايد بتوان آنها را مقدمات حدوث «آخرالزمان» خواند، در ادبيات هندويي جايگاه ويژه‌اي دارد و معلوم است كه هندوان نيز دغدغه آن اوقات و چگونگي وقوع آن اتفاق عظيم را داشته‌اند. پايان هر دوره (كه در آينده به آن مي‌پردازيم) از جهان يا پايان كلي يوگه و آغاز كريته يوگه، زماني است كه خورشيد، ماه و بريهسپتي (مشتري) به صورت فلكي پوشيه وارد شوند.  باري، در پايان كلي يوگه از هركلپه، گرماي خورشيد بسيار شديد مي‌شود (و نيز گفته شده كه هفت يا دوازده خورشيد در آسمان هويدا مي‌شود) و با تابش آن (يا آنها) درياها و تمامي زمين خشك مي‌شوند، به طوري كه سه جهان در آتش كيهاني آتش خواهد گرفت و خواهد سوخت، در پايان آن ابرهايي سترگ ظاهر مي‌شوند و صدها سال باران خواهد باريد و جهان را كاملاً سيل فرا خواهد گرفت تا اين‌كه آب‌ها تا آسمان بالا بيايند.
در حماسه‌ها اين علايم و بعضي آثار ديگر در پايان هر يوگه ظاهر مي‌شوند (به جاي اين‌كه در پايان كلپه به وقوع بپيوندند) و احتمالاً در اعتقاد اصلي، هريوگه با انهدام جهان پايان مي‌رسد و با خلق دوباره آن، يوگة تازه آغاز مي‌شود.
در اين‌جا به برخي خصوصيات اين ادوار چهارگانه مي پردازيم که مشخصات عمومي آنان رو به انحطاط است. در دوره اول کِرِيته (krta)، تقواي کامل در بين مردمان حکم‌فرما بود و هيچ کس از وظيفه خود شانه خالي نمي کرد؛ مردم محتاج کار و کوشش نبوده، ميوه هاي زمين فقط با خواهش به دست مي‌آمده است. بدخواهي، گريه، تکبر، فريب، خودبيني، تنفّر، ظلم، ترس، رنج، حسد و غبطه وجود نداشته است. هر يک از طبقات مردم (کاست ها) به طور مرتب وظايف و تکاليف خود را انجام مي داده و پيوسته يک خدا را پرستش مي نموده و فقط يک قانون و رسم و نماز داشته اند؛ هر چند آنها وظايف جداگانه اي داشتند، همه تابع يک «ودا» و عامل يک تکليف بوده اند.
در دوره دوم، تِرِتا (Treta) از ميزان تقوا يک‌ـ چهارم کاسته شد. مردمان اين زمان پيرو حقيقت و راستي بوده، به تقوايي که با مراسم و تشريفات در ارتباط بود، وابسته بودند. قرباني و افعال نيک و شعاير مختلف، در همه‌جا حکم فرما و اعمال مردم براي تحصيل اجر و انجام مراسم مذهبي و نذور بوده است و آنها هيچ‌گونه احتياجي به رياضت نداشته اند.
در دوره سوم، دَواپَره (Dvapara) نيمي از تقوا کاسته گرديد و «وداها» به چهار قسمت تقسيم شد. بعضي از مردم چهار ودا و بعضي سه ودا و بعضي دو ودا و گروهي يک ودا را مطالعه مي کردند و جمعي هم هيچ يک از وداها را نمي خواند و شعاير و مراسم مذهبي به طرق بسيار مختلف انجام مي‌گرديد. در اثر افول نيکي، تنها عدّة معدودي پيرو حقيقت باقي ماندند. وقتي مردم از نيکي دور شدند، بيماري‌ها و بلايا و خواهش ها که زاييده تقديرند، بر آنها حمله‌ور شدند و در اثر صدماتي که به مردمان وارد گرديد به طرف رياضت رفتند و آنهايي که به سرور آسماني مايل شدند، قرباني کردند و بدين طريق بشر در اثر از دست دادن بسياري از خصال نيک خود و کاهش ميزان تقوا تنّزل کرد.
در دوره چهارم، کَلي (Kali) فقط يک ـ چهارم از تقوا باقي ماند. پيروي از وداها و اعمال نيک و شعاير مذهبي و قرباني ها ترک شد. بلايا، بيماري ها، خستگي، عيوب، بدبختي، گرسنگي و بيم در همه جا حکم فرما گرديد. با پيشرفت زمان، بيش از پيش درجه تقوا تنزل مي‌کند و آدمي به همين نسبت از مرتبة انسانيت فرود مي آيد و وقتي رو به خرابي و تباهي مي رود، مقاصد آن نيز تضعيف شده و افول اخلاقي عمومي، مردمان را پست مي‌سازد.  و در پايان همين دوره است که موعود هندو ظهور خواهد کرد.
منابع هندويي که پيرامون موعود بحث کردند:
اوصاف ياد شده براي کلکي در کتاب‌هاي مهمّ و مقدسي چون مهابارته (Mahabharata) و پورانه‌ها (Puranas) آمده است. مهابهارته متعلق به قرن‌هاي 200 پ.م تا 200 م. است، اما پورانه‌ها محصول قرن‌هاي ششم تا هفدهم ميلادي است.
همچنين مي‌توان به برخي بشارت ها در کتب ديگر هندوان نظير اوپانيشادها، باسک، پاتيکل، ديد، ريگ ودا، شاکموني و... اشاره کرد.

ويژگي کلکي يا کلکين
در آموزه هاي هندو و در ميان پيروان آن، کلکي جايگاه ويژه‌اي دارد. لذا توصيفات بسيار زيبايي از او ارائه دادند:
کلکي، بنابر پيش بيني ها همچون قهرماني نيرومند بر اسب سفيد قيام مي کند. او کسي است که بر تمام نيروهاي بشر پيروز مي شود. در اين نبرد، او همة دزدان را نابود مي کند و يک قرباني بزرگ اسب، برپا مي نمايد و زمين را به براهمينان مي بخشد. وقتي هم که مأموريتش پايان يافت در درون جنگلي مسرت‌بخش فرا خواهد رفت.
کلکي پورانه دربارة زمان ظهور فرخندة او و چگونگي آن اوقات توضيح مي‌دهد. بنابراين اثر، کلکي به عصر آهن پايان خواهد داد و شريران را نابود خواهد کرد. او در صورت يک غول با سر اسب ظاهر مي شود و وقتي مأموريت خود را انجام داد، دوباره در ويشنو جذب خواهد شد و همه چيز در مطلق مستحيل خواهد گشت تا خلقت دوباره آغاز گردد.
در پورانه‌ها به طرق مختلف کلکي توصيف شده به زيبايي‌هاي جنگجويي زيناوند، سوار بر اسبي سفيد، مسلح به سپرهاي جواهر نشان، در حالي‌که در يک دست شمشير ويرانگر را مي چرخاند و در دست ديگر صفحه اي مدور دارد. اسب دست راستش را بالا برده و هنگامي که بر زمين به حرکت در آيد، لاک‌پشتي که مار ششه (shasha) را بر پشت خود حمل مي کند ـ همان ماري که جهان بر جقّۀ او استوار است ـ به ژرفا فرو خواهد افتاد و خود را از سنگيني باري که حمل مي کند رها خواهد کرد. بدين‌سان، همة اشقياي جهان نابود خواهند شد.
موعود هندو ويژگي‌هاي ذيل را دارا مي‌باشد:
1. موعود شخصي است.
2. داراي جنبه  الوهي است.
3. به لحاظ کارکرد به نجات جمع مي انديشد و رسالتي معنوي و اجتماعي برعهده دارد.
4. به لحاظ ويژگي هاي ظاهري و شخصيتي، شباهت عجيبي به موعود اسلامي دارد.
5. انديشة موعود منجي در آيين هندو، به هيچ‌رو «قوم مدار» نيست و به رغم ظاهر نژادمدارانه دين هندويي، کاملاً جهان شمول است.

ويژگي‌هاي عصر ظهور

1. وضعيت عمومي بشر قبل ظهور کلکي
از اعتقاد اصلي هندوان است که هر يوگه با انهدام جهاني به پايان مي‌رسد و با خلق دوباره آن، يوگة تازه آغاز مي‌شود.  ويشنو بورانه (6/3) نياز به نابودي جهان و دوباره ساختن آن را با اين عبارت‌ها به روشني توضيح داده است:
«شاهان زمين روحيه‌اي سرسخت و خلق و خويي خشن خواهند داشت و هميشه به دروغ و شرارت معتاد خواهند بود. آنها براي زنان، کودکان و گاوان، مرگ به ارمغان مي‌آورند، آنها اموال تابعين خود را متصرف مي شوند، در حالي که قدرت و اراده محدود دارند. در بيشتر نقاط به سرعت صعود مي‌کنند و فرو مي‌افتند. زندگي‌هايشان کوتاه و آرزوهايشان اشباع شدني خواهد بود. آنها رحم و مروّت کمي از خود نشان مي دهند. مردم کشورهاي مختلف که با ايشان در آميخته مي‌شوند، از آنها پيروي خواهند کرد و وحشيان تحت حمايت شهر ياران نيرو مي گيرند؛ در حالي که از قبايل پاک‌تر غفلت مي شود و مردمشان پراکنده و نابود مي گردند. ثروت و تقوا روز به روز کاهش مي-يابد تا اين‌که جهان کُلاً تهي (از آنها) بشود. فقط اموال مراتب را تعيين مي‌کنند و ثروت تنها منبع ايثار خواهد بود. هوي، تنها پيوند زنندۀ بين جنس‌ها و دروغ، تنها وسيله رسيدن به موقعيت خواهد بود. زنان تنها براي ارضاي تمايلات جنسي خواسته خواهند شد. زمين فقط براي معادنش عزيز خواهدشد. ريسمان براهيمني تعيين کنننده يک براهيمن خواهد بود.»

2. عصر ظهور در دوره چهارم است:
در کلي يوگه، مردان را همسرانشان هدايت مي‌کنند؛ زنان بي‌حيا شده اند، گستاخ و شهوت‌ران هستند. آنها بچه‌هاي بسيار مي آورند از دزدان و تباهکاران. بازرگانان پرفريب، معاملات را اداره مي-کنند. شاهان، ستمگر و خونريز مي شوند. رؤساي خانواده‌ها وظايف خود را فراموش کرده در خيابان‌ها گدايي مي‌کنند و برهمنيان به سطح شورده‌ها فرو افتاده اند. خشکسالي و سيل، محصولات را نابود مي‌کنند و جنگ و قحطي زمين را از سکنه خالي مي‌نمايد. في‌الجمله شرايط جهان به صورتي مي‌شود که خردمندان براي ظهور کلکي نابود کننده، دست به دعا بر مي‌دارند. کلي يوگه 432000 سال ادامه مي‌يابد.  (طبق ديدگاه آنان، در حال حاضر ما در ششمين هزاره از کلي يوگه مهايوگه زندگي مي‌کنيم.)
در بهاگوته چنين آمده است:
«عصر ويراني، آنچنان خوفناک است که در آن هنگام به مدت يک‌صد سال ابرها به زمين نخواهند باريد. مردمان هيچ چيز براي خوردن نخواهند يافت و انسان ها در فشار گرسنگي قرار خواهندگرفت که به ناچار يکديگر را خواهند خورد. مردماني که اين چنين از نيرو آکنده شده‌اند، بتدريج خودشان را به سوي نابودي نهايي خواهند راند.»

بشارات ظهور منجي در منابع هندوان
هندوان معتقدند که کتاب‌هاي مذهبي آنها آسماني و آورندگان آنها پيامبر بوده‌اند. در اين کتاب‌ها تصريحاتي به وجود مقدس مصلح ومنجي بشر و ظهور پربرکت او شده است. در اين‌جا به قسمت‌هايي از آنها اشاره مي‌شود:

1. کتاب اوپانيشاد
اين کتاب از کتاب‌هاي معتبر هندوهاست که نويد ظهور را چنين بيان نموده است:
«اين مظهر ويشنو (مظهر دهم) در انقضاي کلي، يا عصر آهن، سوار بر اسبي سفيد، در حالي‌که شمشير برهنه درخشاني به صورت ستاره دنباله دار در دست دارد، ظاهر مي‌شود و شريران را تماماً هلاک مي‌سازد و خلقت را از نو تجديد مي‌كند و پاکي را رجعت خواهدداد. به گفته هندو، مظهر دهم در انقضاي عالم ظهور خواهد کرد.»

2. کتاب باسک
در کتاب باسک که از کتب آسماني هندوهاست، آمده است:
«دور دنيا تمام شود به پادشاه عادلي در آخرالزمان، که پيشواي ملائکه و پريان و آدميان باشد و حق و راست با او باشد و آنچه در دريا و زمين‌ها و کوه‌ها پنهان باشد، همه را به دست آورد و از آسمان‌ها و زمين و آنچه باشد، خبر دهد. از او بزرگ‌تر، کسي به دنيا نيايد.»

3. کتاب پاتيکل
همچنين از کتاب پاتيکل درباره دولت آن، اين‌گونه نقل شده است:
«چون مدت روز تمام شود، دنياي کهنه، نو شود و زنده گردد و صاحب ملک تازه، پيدا شود از فرزندان و پشواي بزرگ جهان که يکي «ناموس آخرالزمان» و ديگري «صديق اکبر» يعني وصي بزرگ‌تر وي که «پشن» نام دارد و نام آن صاحب ملک تازه «راهنما» است، به حق پادشاه مي‌شود و خليفه «رام» باشد و حکم براند و او را معجزه بسيار باشد.
هر که پناه به او برد و دين پدران او اختيار کند، سرخ روي باشد در نزد «رام». و دولت او بسيار کشيده شود و عمر او از فرندان «ناموس اکبر» زياده باشد و آخر دنيا به او تمام شود و از ساحل درياي محيط و جزاير سرانديب و قبر آدم(عليه السلام) و از حيال‌القمر تا شمال هيکل زهره، تا سيف‌البحر و اقيانوس را مسخر گرداند و بت خانۀ «سومنات» را خراب کند و «جگرنات» به فرمان او به سخن آيد و به خاک افتد. پس آن را بشکند و به درياي اعظم اندازد و هر بتي که در هر جا باشد، بشکند.»

4. کتاب ديد
اين کتاب درباره ظهور منجي چنين مي‌گويد:
«پس از خرابي دنيا، پادشاهي در آخرالزمان پيدا شود که پيشواي خلايق باشد و نام او «منصور» دوم باشد و تمام عالم را بگيرد، و به دين خود در آورد و همه کس را از مؤمن و کافر بشناسد و هر چه از خدا بخواهد، برآيد.»

5. کتاب ريگ ودا
از کتب مقدس هندوان است که در آن بشارت ظهور اين‌گونه آمده است:
«ويشنو، در ميان مردم ظاهر مي‌گردد. او از همه کس قوي‌تر و نيرومند‌تر است. در يک‌دست ويشنو، نجات‌دهنده شمشيري به مانند ستاره دنباله‌دار و دست ديگر انگشتري درخشنده دارد. هنگام ظهور وي خورشيد و ماه تاريک مي‌شوند و زمين خواهد لرزيد.»

6. کتاب شاکموني
در اين کتاب هندوان، بشارت ظهور منجي انسان‌ها اين‌گونه آمده است:
پادشاهي و دولت دنيا به فرزند سيد خلايق دو جهان «کشن»  بزرگوار تمام شود و او کسي باشد که بر کوه‌هاي مشرق و مغرب دنيا حکم براند و فرمان کند و بر ابرها سوار شود و فرشتگان کارکنان او باشند و جن و انس در خدمت او شوند و از «سودان» که زير خط «استوا» است تا سرزمين «تسعين» که زير قطب شمالي است و ماوراء بحار را صاحب شود و دين خدا، يک دين شود و دين خدا زنده گردد و نام او «ايستاده» باشد و خداشناس باشد.