ویژه نامه غدیر و مهدویت http://mahdi313.com ویژه نامه غدیر و مهدویت به ارتباط مهدویت و غدیر می پردازد و سیمای امام زمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف ) و مهدویت را در خطبه غدیر بررسی می نمایید پیامک غدیر http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1840 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1840 غدیر یعنی سعادت همگام با ولایت است نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر .عید غدیر عید ولایت مبارک باد.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00

غدیر یعنی سعادت همگام با ولایت است نه یک قدم پیشتر و نه یک قدم عقب تر .عید غدیر عید ولایت مبارک باد.

غدیر، یک تاریخ است؛ تاریخی سرخ که اولش مدینه است، میانش کربلا و سرانجامش ظهور.

عید کمال دین .سالروز اتمام نعمت و هنگامه اعلان وصایت و ولایت امیرالمومنین علیه السلام بر شیعیان و پیروان ولایت خجسته باد
غدیر، یک کلمه نیست، یک برکه نیست؛ یک دریاست؛ رمزی است بین خدا و انسان
کاش رفتگان تاریخ هم برمی گشتند! کاش آیندگان را مجال وصالی بود؛ شاید ما غربت‏ نشینان شهر غیبت هم شاهد می شدیم؛ آن‏ گاه که محمد با گلوی خسته از گذر سال‏ ها، مرتضی را تصنیف کرد.

دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمد (ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس می‌یابد.

سالروز این پیوند باشکوه بر همه پویندگان مسیر کمال و سعادت مبارک باد.

 غدیر در تاریخ یادآور آن نقطه عطفیست که دو سلسله عظیم نبوت و امامت را بهم پیوند داد تا فرآیند سعادت بشری در مسیر پر نشیب و فرازش به نقطه اوج نزدیکتر شود.

 اگر خلق عالم علی را می‌شناختند، دوستش می‌داشتند و اگر خلق عالم علی را دوست می‌داشتند، جهنم آفریده نمی‌شد.

 غدیر، محل تلاقی رودخانه به دریاست. غیر، پیوند نبوت به امامت است. غدیر، قله شکوهنده دستگیری و دلالت پیوسته آدمیان در جاری صلابت اعصار است.

کاش در این نورانی‌ترین لحظات زندگی (ایام عیدا... الاکبر) با باران مداوم حضورش این عطش بی پایان را به پایان برساند که تنها عشق او شایسته تسخیر دل‌هاست.

غدیر درخشان چون گوهری در آفتاب است، وسیع به وسعت ابدیت است و جاری در لحظه لحظه کائنات است.

 علی، برگزیده محمد نیست، بلکه منتخب خداست و پیامبر فقط ابلاغ‌گر پیام الهی نسبت به امامت اوست.

 غدیر دریایی از باور و بصیرت، در کویر حیرت و هامون ضلالت است، تا کام جان‌ها از آن سیراب شود.

- غدیر علی، هنوز هم چشمه‌ای لبریز از آب حیات و دریایی موّاج از کرامت‌هاست.

 

 ولایت امیرالمؤمین (علیه‌السلام)، چشمه حیات لا زمان و لا مکانی است که در جوشش همواره خویش، هیچ کس را از آن بیعت تاریخی محروم نمی‌کند.

 رسول خدا (ص) فرمودند: «یوم غدیر خم افضل اعیاد امتی»؛ روز غدیر، بهترین اعیاد امت من است.

 غدیر یعنی سعادت همگام با ولایت است نه یک قدم بیشتر و نه یک قدم عقب‌تر، عید غدیر عید ولایت مبارک باد.

- دریای غدیر، از ریزش آبشارگون وحی بر جان محمد (ص) لبریز است و قامت دین در زلال غدیر خم انعکاس می‌یابد.

 غدیر، برکت همه احساس‌های معنوی و دریای جاری خیرات نبوی است.

- غدیر، گل همیشه بهار زندگی است. دریایی بی‌کرانه است؛ جاری بر جان‌های پاک و اندیش‌های تابناک.

غدیر ای باده گردان ولایت
رسولان الهی مبتلایت
ندا آمد ز محراب  سماوات
به گوش گوشه گیران خرابات
رسولی کز غدیر خم  ننوشد
ردای  سبز  بعثت  را   نپوشد
تمام  انبیا    ساغر    گرفتند
شراب از ساقی  کوثر  گرفتن
علیٌ حُبهُ جنه
قسیم النّار و الجنّه
وصی المصطفی حقاً
امام الناس و الجنه
ما زین جهان از پی دیدار میرویم
از بهر دیدن حیدر کرار میرویم
درب بهشت گر نگشایند به روی ما
گوییم یا علی و ز دیوار میرویم
چون نامه اعمال مرا پيچيدند
بردند به ميزان عمل سنجيدند
بيش از همه كس گناه ما بود ولي
ما را به محبت علي بخشيدند
اوصاف علی به هر زبان باید گفت
این ذکر به پیدا و نهان باید گفت
در جشن ولی عهدی مسعود علی
تبریک به صاحب الزمان باید گفت
در فصل خطر امیر را گم نکنید
ان وسعت بی نظیر را گم نکنید
تنها ره جنت از علی میگذرد
ای همسفران غدیر را گم نکنید
اراج دل به تیغ دو ابروی دلبرست
بختش بلند هر که گرفتار حیدر است
دل را ز علی اگر بگیرم چه کنم
بی مهر علی اگر بمیرم چه کنم
فردا که کسی را به کسی کاری نیست
دامان علی اگر نگیرم چه کنم
در خانه دل نوشته با خط جلی
کین خانه بنا شد به تولای علی
در داخل این خانه چو نیکو نگری
هم مهر محمد است و هم مهر علی
نه فقط بنده به ذات ازلی می نازد
ناشر حکم ولایت به ولی می نازد
گر بنازد به علی، شیعه ندارد عجبی
عجب اینجاست خدا هم به علی می نازد
تعریف علی به گفت و کو ممکن نیست
گنجایش بحر در سبو ممکن نیست
عجب تمثیلی است این که علی مولود کعبه است...
یعنی اینکه باطن قبله را در امام پیدا کن! (شهید آوینی)
خورشيد چراغکي ز رخسار عليست
مه نقطه کوچکي ز پرگار عليست
هرکس که فرستد به محمد صلوات
همسايه ديوار به ديوار عليست
عيد غدير مبارک
نازد به خودش خدا که حيدر دارد
درياي فضائلي مطهر دارد
همتاي علي نخواهد آمد والله
صد بار اگر کعبه ترک بردارد
عيد غدير خم  مبارک باد.
دلا امشب به مي بايد وضو کرد
و هر ناممکني را آرزو کرد
عيد بر شما مبارک
علي در عرش بالا بي نظير است
علي بر عالم و آدم امير است
به عشق نام مولايم نوشتم
چه عيدي بهتر از عيد غدير است؟
تمام لذت عمرم در اين است
که مولايم اميرالمومنين است
عيد شما مبارك

]]>
آداب غدیر http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1839 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1839 یکی دیگر از جلوه های ویژه روز عید غدیر، احسان و نیکی به دیگران، از جمله به خانواده و برادران دینی است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00  

آداب و اعمال عید غدیر

یکی دیگر از جلوه های ویژه روز عید غدیر، احسان و نیکی به دیگران، از جمله به خانواده و برادران دینی است. در این خصوص، امیر بیان حضرت علی علیه السلام چنین سفارش کرده است:

«معاش خانواده تان را توسعه دهید! به برادرانتان نیکی کنید! شکر گزار نعمتهای الهی باشید! با خوشحالی و چهره شاداب همدیگر را ملاقات کنید! انفاق یک درهم در این روز، مساوی است با دویست هزار درهم. هر که در این روز مؤمنی را افطاری دهد، مانند کسی است که ده «فئام» را افطار داده باشد.

شخصی از امیرالمؤمنین پرسید «فئام» چیست؟ حضرت فرمود:

هر فئام عبارت است از دویست هزار نبی، صدیق و شهید. پس اگر فردی چند نفر از اهل ایمان را افطار دهد، چه پاداشی خواهد داشت! برای چنین فردی من از جانب خدا ضامن می شوم که دُچار فقر و کفر نشود.»

 

 

 

آداب عید غدیر

 

 

]]>
تصاویر غدیری http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1838 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1838 Thu, 01 Jan 1970 03:30:00  

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

]]>
حاضرين به غايبين برسانند، پدران به فرزندان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1837 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1837 اتفاق بزرگي كه در سال دهم هجري در منطقه غدير خم افتاد، برخلاف آنچه كه بعضي گمان مي‌كنند، تنها مربوط به مخاطبان آن روز نبود.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 بعضي چيزها ارزش و تأثيرشان زياد نيست، براي همين هم ماندگاري، يا به تعبير ديگر، تاريخ مصرف كوتاهي دارند. گاهي هم ماندگاري يك چيز به اين دليل كوتاه است كه به گروهي خاص يا دوره‌اي محدود، اختصاص دارد. اما در مقابل، بعضي چيزها براي همه‌اند، در همه دوره‌ها، براي همه زمان‌ها و مكان‌ها؛ پس به همين نسبت باقي و پايدار و ماندگارند. اصلا دستور داده شده كه حفظ شوند، نگهداري و مراقبت گردند.
اتفاق بزرگي كه در سال دهم هجري در منطقه غدير خم افتاد، برخلاف آنچه كه بعضي گمان مي‌كنند، تنها مربوط به مخاطبان آن روز نبود. درست است كه مربوط به ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام بود نه فقط دوستي با ايشان، و درست است كه اعتقاد به ولايت ايشان براي همه مسلمانان تا روز قيامت، لازمه ايمانشان است و از اين جهت هم محدود به آن گروهي كه معاصر با ايشان بودند، نبود. اما بايد توجه كنيم كه مسأله، فقط طرح ولايت اميرالمؤمنين عليه السلام نبوده است، بلكه معرفي سلسله امامت و مجموعه جانشينان رسول گرامي‌اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بود كه دو ماه و ده روز بعد رحلت مي‌فرمودند و اسلامي‌كه براي رشد و نموش از هيچ كوشش و مجاهدتي دريغ نكردند را به امانت مي‌گذاردند و مي‌رفتند. اسلامي‌كه دامنه حيات و ماندگاريش تا قيامت ادامه پيدا مي‌كند و بايد براي حفظ و ترقي‌اش، فكري اساسي و بنيادين و صددرصدي مي‌شد تا از گزند انحرافات و تحريفات داخلي و يا دشمني‌ها و تهديدهاي خارجي محافظت شود.
عيد غدير خم، روز سرنوشت ساز تاريخ اسلام تا هنگامه قيامت بود. روز معرفي سلسله هادياني كه نگاهداران و نگاهبانان پيام جاويد پروردگارند و براي اين مهم، كاملاً آماده و سزاوارند. روز نااميدي طمع‌كاراني كه به اميد روزهاي پس از رسول صلي الله عليه و آله و سلم نشسته بودند[1] و روز تعيين مصاديق رهبران امت.
سراسر خطبه غدير مملو از اين حقيقت است. حضرت پس از هر چند جمله‌اي كه مي‌فرمودند، اين نكته را گوشزد مي‌شدند. مثلاً فرمودند: «فَإِنَّ اللهَ عَزَّ وَ جَلَّ هُوَ وَلِيُّكُمْ وَ إِلَهُكُمْ ثُمَّ مِنْ دُونِهِ رَسُولُكُمْ مُحَمَّدٌ وَلِيُّكُمْ وَ الْقَائِمُ الْمُخَاطِبُ لَكُمْ ثُمَّ مِنْ بَعْدِي عَلِيٌّ وَلِيُّكُمْ وَ إِمَامُكُمْ بِأَمْرِ اللهِ رَبِّكُمْ ثُمَّ الْإِمَامَةُ فِي ذُرِّيَّتِي مِنْ وُلْدِهِ إِلَى يَوْمِ تَلْقَوْنَ اللهَ عَزَّ اسْمُهُ وَ رَسُولُه‏؛[2] پس همانا خداي عزيز و جليل ولي و پروردگارتان است و پس از او پيامبرتان محمد صلي الله عليه و آله و سلم ولي شماست كه در مقابل شما به پاخاسته و به شما خطاب مي‌كند. سپس بعد از من علي عليه السلام ولي شما و امامتان به امر خدا و پروردگارتان خواهد بود و امامت در نسل من از فرزندان علي عليه السلام است تا روزي كه خداي عزيز و رسولش را ملاقات كنيد» و: «نَبِيُّكُمْ خَيْرُ نَبِيٍّ وَ وَصِيُّكُمْ خَيْرُ وَصِيٍّ وَ بَنُوهُ خَيْرُ الْأَوْصِيَاءِ مَعَاشِرَ النَّاسِ ذُرِّيَّةُ كُلِّ نَبِيٍّ مِنْ صُلْبِهِ وَ ذُرِّيَّتِي مِنْ صُلْبِ عَلِي؛‏[3] پيامبرتان بهترين پيامبر و وصيتان بهترين وصي و فرزندانش بهترين اوصيا هستند. اي مردم! ذريه هر پيامبري از صلب و فرزندان اوست و ذريه من از فرزندان علي است. مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي أَدَعُهَا إِمَامَةً وَ وِرَاثَةً فِي عَقِبِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَة؛[4] اي مردم! همانا من تا روز قيامت امامت و وراثت را در نسل و فرزندانم به جا گذاشتم.»
در چندين مورد نيز به صراحت از حضرت مهدي اسم برده شده است مثلاً آمده است: «مَعَاشِرَ النَّاسِ النُّورُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِيَّ مَسْلُوكٌ ثُمَّ فِي عَلِيٍّ ثُمَّ فِي النَّسْلِ مِنْهُ إِلَى الْقَائِمِ الْمَهْدِيِّ الَّذِي يَأْخُذُ بِحَقِّ اللَّهِ وَ بِكُلِّ حَقٍّ هُوَ لَنَا؛[5]  مَعَاشِرَ النَّاسِ أَلَا وَ إِنِّي مُنْذِرٌ وَ عَلِيٌّ هَادٍ مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي نَبِيٌّ وَ عَلِيٌّ وَصِيِّي أَلَا إِنَّ خَاتَمَ الْأَئِمَّةِ مِنَّا الْقَائِمُ الْمَهْدِيُّ أَلَا إِنَّهُ الظَّاهِرُ عَلَى الدِّينِ أَلَا إِنَّهُ الْمُنْتَقِمُ مِنَ الظَّالِمِين‏.»[6]
و دوباره و دوباره در قالب جملات گوناگون تا پايان خطبه، اين مطلب تكرار و تكرار مي‌شود.
پس اين فرمايشات و فرامين، فقط براي مخاطبان آن روز نبود فقط تكليف آنان را معين نمي‌كرد كه بدانند بعد از رسول گرامي‌اسلام صلي الله عليه و آله و سلم به چه كسي مراجعه كنند؛ بلكه براي هر مكلف معتقدي، براي هر جوياي حقي، براي هر مدعي پيروي از پيامبر، پيام داشت و تعيين كننده بود.
در چنين فضايي بايد اين پيام ماندگار بماند. بايد به گوش همگان برسد. فرداي قيامت كسي نگويد نبوديم و به گوشمان هم نرسيد. بايد راه حق نمايانده شود تا آدمي ‌بتواند آن را انتخاب كند. از همين جهت، همانطور كه پيامبر گرامي صلي الله عليه و آله و سلم در روز غدير بسيار دقت داشتند تا پيام و كلامشان به گوش همه حضار برسد ـ و لذا تمام جزئيات برگزاري آن مراسم با شكوه را در آن منطقه، در آن روز و ساعت و با آن شرائط خاص، قدم به قدم و به بهترين شكل تنظيم نمودند ـ و نيز همانگونه كه در لابلاي خطبه و فرمايشاتشان، جملاتي هست كه نشان مي‌دهد حضرت مي‌خواسته‌اند صدا به همه برسد و توجه داشته‌اند كه مبادا كلامشان براي كسي يا بخشي از جمعيت، مبهم و غير واضح باشد، به خوبي به اين نكته هم دقت داشته‌اند كه ديگراني كه در آن زمان و در آن جمعيت با شكوه شركت نداشته‌اند هم مخاطب اين كلام هستند. حتي ديگراني كه هنوز مسلمان نيستند و يا اصلاً متولد نشده‌اند. چرا كه هر كس در هر زماني كه زندگي مي‌كند هم بايد حجت و وليّ زمان خود را بشناسد و هم به ولايت اولياي قبل اعتقاد و التزام داشته باشد.
حضرت راه كاري را تعيين فرموده و به اين ترتيب كلامشان را تا ابد به همه مخاطبانشان رسانده‌اند والبته اين راه كار را هم تكليف كرده‌اند: «مَعَاشِرَ النَّاسِ إِنِّي أَدَعُهَا إِمَامَةً وَ وِرَاثَةً فِي عَقِبِي إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ وَ قَدْ بَلَّغْتُ مَا أُمِرْتُ بِتَبْلِيغِهِ[7] حُجَّةً عَلَى كُلِّ حَاضِرٍ وَ غَائِبٍ وَ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ مِمَّنْ شَهِدَ أَوْ لَمْ يَشْهَدْ وُلِدَ أَوْ لَمْ يُولَدْ فَلْيُبَلِّغِ الْحَاضِرُ الْغَائِبَ وَ الْوَالِدُ الْوَلَدَ إِلَى يَوْمِ الْقِيَامَةِ؛[8] اي مردم! همانا من، امامت و وراثت را تا روز قيامت در فرزندانم به جا گذاشتم و قطعاً آن چيزي را كه مأمور به ابلاغش بودم، رساندم تا حجت و سندي باشد بر هر حاضر و غائبي و بر هر كسي كه شاهد است يا نيست، متولد شده است يا نه؛ پس حاضران به غائبان برسانند و پدران به فرزندان تا روز قيامت.» غدير سند حقانيت عقيده شيعه و مدال افتخار او براي عمل به سفارش نبي گرامي ‌اسلام صلي الله عليه و آله و سلم در پذيرش ولايت همه ائمه معصومين عليهم السلام است. بماند كه عده‌اي حتي ولايت مصداق بارز اين گروه، يعني حضرت علي عليه السلام ـ كه در آن روز رسماً معرفي شدند و با دست نشان داده شدند ـ را هم نپذيرفتند تا چه رسد به ائمه بعدي عليهم السلام!
پس من و تو كه به تشيع مفتخريم بايد بدانيم كه يكي از وظائفمان، رساندن پيام غدير به ديگران و نسل‌هاي بعد است. منتظر امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  حقانيت مولاي غريبش را از غدير تا به امروز فرياد مي‌كشد و سينه به سينه، نسل به نسل مي‌گويد و مي‌نويسد و مي‌سرايد و مي‌خواند. به اولادش مي‌گويد كه داستان غدير چه بود و در آن، چه مطالبي گذشت. هم وصايت اميرالمؤمنين عليه السلام را مي‌گويد و هم ولايت ديگر ائمه عليهم السلام را در زمان‌هاي بعد. به اولادش سفارش مي‌كند كه: عزيز جانم! تو هم به فرزندانت بگو و سفارش كن كه آنها هم بگويند. منتظر، خود را در امروز مخاطب آن روز رسول گرامي صلي الله عليه و آله و سلم مي‌بيند و امام زمانش و پدران بزرگوارشان عليهم السلام را از همان روز مي‌شناسد و مي‌شناساند.
من و تو صداي رسول را شنيديم و مي‌دانيم كه دين ايشان، خاتم اديان بود و دامنه ولايتشان تا قيامت. مي‌دانيم كه همه انسان‌‌هاي معاصر ما در دوره رسالت ايشان هستند و مي‌دانيم كه حضرت فرمودند: به گوش ديگران هم برسانيد كه اوصياي من چه كساني هستند. چه مسئوليت بزرگي و البته چه افتخاري بالاتر از اين كه در اين امر خطير، پيام رسان نداي حق ايشان براي ديگران باشيم!
خداوندا ما را براي اين امر تربيت كن و به اين مدال افتخار زينت ببخش!
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . ..الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَرُوا مِنْ دينِكُمْ فَلا تَخْشَوْهُمْ وَ اخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتي‏ وَ رَضيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دينا». سوره مائده/3.
 [2] . احتجاج، ج1، ص59.
 [3] . همان، ص61.
 [4] . همان، ص 62.
 [5] . همان.
 [6] . همان، ص63.
 [7] . اشاره به دستور خداوند متعال: «يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْكافِرين». سوره مائده/67.
[8] . احتجاج، ج1، ص 62.



پدیدآونده: مهدي راستي‌فر

]]>
غدير در قرآن http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1836 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1836 در این مقاله آیه اکمال دین بررسی می شود.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 «حُرِّمَتْ عَلَيْكُمُ الْمَيْتَةُ وَالْدَّمُ وَلَحْمُ الْخِنْزِيرِ وَمَا أُهِلَّ لِغَيْرِ اللّهِ بِهِ وَالْمُنْخَنِقَةُ وَالْمَوْقُوذَةُ وَالْمُتَرَدِّيَةُ وَالنَّطِيحَةُ وَمَا أَكَلَ السَّبُعُ إِلاَّ مَا ذَكَّيْتُمْ وَمَا ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ وَأَن تَسْتَقْسِمُواْ بِالأَزْلاَمِ ذَلِكُمْ فِسْقٌ الْيَوْمَ يَئِسَ الَّذِينَ كَفَرُواْ مِن دِينِكُمْ فَلاَ تَخْشَوْهُمْ وَاخْشَوْنِ الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا فَمَنِ اضْطُرَّ فِي مَخْمَصَةٍ غَيْرَ مُتَجَانِفٍ لِّإِثْمٍ فَإِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ».[1]
بر شما حرام شده است، (خوردن گوشت) مردار، خون، گوشت خوك و حيواني كه به نام غير خدا ذبح شود، و حيواني (حلال گوشت) كه بر اثر خفه شدن، يا كتك خوردن، يا پرت شدن، يا شاخ خوردن بميرد، و نيم خورده درندگان، مگر آن‌كه (قبل از كشته شدن به دست درنده) به طور شرعي ذبح كرده باشيد. همچنين حرام است حيواني كه براي بت‌ها ذبح  شده يا به وسيله چوبه‌هاي قمار تقسيم مي‌كنيد. همه اينها نافرماني خداست. امروز، (روز هجده ذي‌الحجه سال دهم هجري كه حضرت علي عليه السلام به فرمان خدا به جانشيني پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله منصوب شد) كافران از (زوال) دين شما مأيوس شدند. پس، از آنان نترسيد و از من بترسيد. امروز دينتان را براي شما كامل كردم، و نعمت خود را بر شما تمام نمودم، و اسلام را به عنوان «دين» برايتان برگزيدم. پس هر كه در گرسنگي گرفتار شود، بي‌آن‌كه ميل به گناه داشته باشد، (مي‌تواند از خوردني‌هاي تحريم شده بهره ببرد) همانا خداوند، بخشنده و مهربان است.
دو مطلب جداي از يكديگر در اين آيه بيان شده است، يك مطلب مربوط به تحريم گوشت‌هاي حرام، مگر در موارد اضطرار مي‌باشد و مطلب ديگر درباره كامل شدن دين و يأس كفّار است و اين قسمت كاملاً مستقل مي‌باشد، به چند دليل:
الف) يأس و نااميدي كفار از دين، به خوردن گوشت مردار يا نخوردن آن ارتباطي ندارد.
ب) رواياتي كه از شيعه و سنّي در شأن نزول آيه آمده، در مقام بيان جمله «اليوم يئس الذين كفروا» و «اليوم اكملت لكم دينكم» است، نه مربوط به جملات قبل و بعد آن، كه درباره احكام مردار است.
ج) طبق روايات شيعه و سنّي، اين قسمت از آيه: «اليوم اكملت...» پس از نصب علي‌بن ابي‌طالب عليه السلام به امامت در غدير خم نازل شده است.
د) بدون در نظر گرفتن دلائل نقلي، تحليل عقلي نيز مطالب بالا را تأييد مي‌كند، چون چهار ويژگي مهم براي آن روز بيان شده است: 1. روز يأس كافران 2. روز كامل شدن دين 3. روز اتمام نعمت الهي بر مردم 4. روزي كه اسلام به عنوان «دين» و يك مذهب كامل، مورد پسند خدا قرار گرفته است.
حال اگر وقايع روزهاي تاريخ اسلام را بررسي كنيم، هيچ روز مهمي مانند بعثت، هجرت، فتح مكه، پيروزي در جنگ‌ها و ... با همه ارزش‌هايي كه داشته‌اند، شامل اين چهار صفت مهم مطرح شده در اين آيه نيستند. حتي حجة الوداع هم به اين اهميّت نيست، چون حج، جزئي از دين است نه همه دين.
اما بعثت اولين روز شروع رسالت پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله است كه هرگز نمي‌توان گفت به خانه پيامبر است نه روز يأس آنان.
اما روزهاي پيروزي در جنگ بدر و خندق و ... تنها كفّاري كه در صحنه نبرد بودند مأيوس مي‌شدند، ‌نه تمام كفار، در حالي كه قرآن مي‌فرمايد: «اليوم يئس الذين كفروا...» همه كفار مأيوس شدند.
اما حجة‌الوداع كه مردم آداب حج را در محضر پيامبر صلي الله عليه و آله آموختند، تنها حج با آموزش پيامبر كامل شد، نه همه دين، در حالي كه قرآن مي‌فرمايد: «اليوم اكملت لكم دينكم».
اما غدير خم روزي است كه خداوند فرمان نصب حضرت عليj را به جانشيني پيامبر صلي الله عليه و آله صادر كرد، تنها آن روز است كه چهار عنوان ذكر شده در آيه «اكملت، اتممت، رضيت، يئس الذين كفروا» با آن منطبق است.
اما يأس كفّار، به خاطر آن بود كه وقتي تهمت و جنگ و سوء قصد به جان پيامبر، نافرجام ماند، تنها اميد آنها مرگ پيامبر صلي الله عليه و آله بود. نصب علي‌بن ابي‌طالب عليه السلام به همه فهماند كه با مرگ او دين او محو نمي‌شود، زيرا شخصي چون علي‌بن ابي‌طالب عليه السلام جانشين پيامبر صلي الله عليه و آله و رهبر امت اسلام خواهد بود. اين‌جا بود كه همه كفار مأيوس شدند.
اما كمال دين به سبب آن است كه اگر مقررات و قوانين كامل وضع شود، ولي براي امت و جامعه، رهبري معصوم و كامل تعيين نشود، مقررات ناقص مي‌ماند.
اما اتمام نعمت به خاطر آن است كه قرآن بزرگ‌ترين نعمت را نعمت رهبري و هدايت معرفي كرده است، اگر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله از دنيا برود و مردم را بي‌سرپرست بگذارد، كاري كرده كه يك چوپان نسبت به گله نمي‌كند. چگونه بدون تعيين رهبري الهي نعمت تمام شود.
اما رضايت خداوند، براي آن است كه هرگاه قانون كامل و مجري عادل بهم‌گره بخورد رضايت پروردگار حاصل مي‌شود.
اگر هر يك از اكمال دين، اتمام نعمت، رضايت حق و يأس كفار به تنهايي در روزي اتفاق افتد، كافي است كه آن روز «ايام الله» باشد. تا چه رسد به روزي مثل غدير كه همه اين ويژگي‌ها را يك جا دارد. به همين دليل در روايات اهل‌بيت عليهم السلام عيد غدير از بزرگ‌ترين اعياد به شمار آمده است.
آثار اشياء، گاهي مترتب بر جمع بودن همه اجزاي آن است، مثل روزه كه اگر يك لحظه هم پيش از اذان افطار كنيم، باطل مي‌شود، از اين جهت كلمه «تمام» به كار رفته است: «اتموا الصيام الي الليل» و گاهي به گونه‌اي است كه هر جزء اثر خود را دارد مثل تلاوت آيات قرآن كه كمالش در تلاوت همه آن است و هر قدر هم خوانده شود، ثواب دارد. گاهي بعضي اجزا به گونه‌اي است كه اگر نباشد، يك مجموعه ناقص است، هر چند همه اجزاي ديگر هم باشد، مثل خلبان و راننده كه هواپيما و ماشين بدون آنها بي‌ثمر و بي‌فايده است.
رهبري و ولايت حق نيز چنين است، چون انسان را با خدا گره مي‌زند و بدون آن، آفريده‌ها و نعمت‌ها به نقمت تبديل مي‌شود و انسان را به خدا نمي‌رساند.
در آيه 109 سوره بقره، تمايل كفار نسبت به انحراف مسلمانان از راه خودشان مطرح شده است. خداوند فرمان داد: شما اغماض كنيد تا امر الهي برسد. پس مسلمانان منتظر حكم قاطعي بودند كه كفار را مأيوس سازد، تا اين‌كه آيه «اليوم اكملت...» نازل شد.
--------------------------------------------------------------------------------
[1] . سوره مائده/3.
منبع: سخنرانی حجت‌الاسلام و المسلمين محسن قرائتي

]]>
پیوند غدیر و مهدویت http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1832 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1832 پیوند غدیر و مهدویت

 

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00  

 

 

 

پیوند غدیر و مهدویت

 

 

جهت دانلود فایل پیوند غدیر و مهدویت اینجا كلیك كنید

 

 

 

 

 

 

 

 

 

]]>
جدايي از امام http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1831 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1831 چرا عده‌اي با غدير مشكل پيدا كردند، سؤالي كه هميشه ذهن آدمي را به خود مشغول مي‌دارد. مخصوصاً وقتي نگاهت به غدير، نگاهي است كه مي‌خواهي از تعامل مردم زماني با امام عصر خود براي مردم اين زمان با امام عصرمان درسي بگيري چه شد كه از صدهزار نفري كه در غدير بودند و با علي عليه السلام بيعت كردند، فقط عده‌اي انگشت شمار ماندند؟

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 چرا عده‌اي با غدير مشكل پيدا كردند، سؤالي كه هميشه ذهن آدمي را به خود مشغول مي‌دارد. مخصوصاً وقتي نگاهت به غدير، نگاهي است كه مي‌خواهي از تعامل مردم زماني با امام عصر خود براي مردم اين زمان با امام عصرمان درسي بگيري چه شد كه از صدهزار نفري كه در غدير بودند و با علي عليه السلام بيعت كردند، فقط عده‌اي انگشت شمار ماندند؟
در اين مجال كوتاه. قرار به بحث تاريخي نيست، اما تاريخ عجب عبرت‌هايي است براي ما، از امام جدا شدند، چرا كه؛


1. امام را نشناختند و جايگاه او را ندانشتند. و قدر و منزلت او را درنيافتند، فكر مي‌كردند چون با علي. پشت سر علي و يا كنار علي و يا در حلقه و جمعي كه علي (عليه السلام ) كنار پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) نشسته‌، نشسته‌اند، علي يكي مثل خودشان است؛ چنانكه دربارة پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) هم همين اشتباه را كردند. فكر كردند چون پيامبر، محمد امين بود، ابوطالب عمويش و عبدالمطلب پدر بزرگش بود، با او در حِلفُ  الفضول (پيمان ياري از محرومان) بودند يا نبودند. يا اگر سر، روي زانوي او مي‌گذاشتند و مي‌گفتند: محمد! با ما سخن بگوي و پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) با تمام مهرباني بي‌آنكه از بي‌ادبي‌شان ناراحت شود، آنان را موعظه مي‌كرد و در مقابل بي‌ادبي و توهين‌شان محبت مي‌نمود.[1] يا اگر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) خطاهاي آنان، فرار از جنگ‌هايشان را ناديده مي‌گرفت و يا اگر به دروغ ادعاهايي مي‌كردند، پيامبر رسوايشان نمي‌كرد. پس پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) هم يكي مثل خودشان است. لذا فكر مي‌كردند به جاي علي عليه السلام جانشين پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) خود يا كسي از خودشان مي‌تواند بنشيند و اين‌گونه بود آن‌كه از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بود را كنار زدند و يكي مثل خودشان[2] را به جاي پيامبر صلي الله عليه و آله و علي عليه السلام نشاندند.


2. خود را نشناختن و قدر و منزلت خود را نفهميدن؛ چون ارزش خود را ندانستند و به خود معرفت نيافتند؛ آن‌چه بايد بشوند را نفهميدند و از آن‌چه بودند غافل شده بودند. پنداشتند مي‌توانند جاي رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) بنشينند. فكر مي‌كردند چون در نماز جماعت پشت سر پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) مي‌ايستند؛ فكر مي‌كردند چون شانه‌هايشان به شانه علي (عليه السلام ) مي‌خورد؛ چون در جنگ‌ها حضور داشتند، زود آمدند يا دير آمدند و زود رفتند، صبر كردند يا گريختند؛[3] بالاخره بودند؛ چون پيشاني شان جاي مُهر و سجده داشت. چون در مسير هجرت با پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) همراه بودند.[4] چون فرماندهي در فلان مأموريت يا جنگ داشتند، ادامه دادند يا عزل شدند،[5] موفق بودند[6] يا ناموفق بودند؛ بالاخره فرمانده بودند. پس قدر و منزلت والايي دارند. به حدي رسيده‌اند كه جاي پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بنشينند. به حدي رسيده‌اند كه به راحتي همة عهد و پيمان‌ها، غدير و غير غدير را انكار كنند و جاي علي (عليه السلام) قرار گيرند.


3. به حق خود قانع نشدن و زياده‌ طلبي؛ اين تفكر كه، تا كي در اصحاب صفه و غير صفه بايد بود؛ تا كي سهيمه مساوي با ديگران گرفت. ما كه از فلان خانواده و فلان قبيله و با فلان سابقه بوديم حالا هيچ امتيازي نگرفته، مساوي آن‌ها شويم كه از زنگبار و ايران و حبشه و ... و ديگر جاها آمده‌اند، آيا عرب و عجم و بومي و مهاجرت كرده يكي‌اند.
اگر علي‌ (عليه السلام) بيايد قرار است عدالت حرف اول را بزند. نه خودش مي‌برد و نه مي‌گذارد ما بِبَريم و بِدَريم![7]


4. اسير دنيا شدن، برخي چون تمام همشان دنيا بود و چرب و شيرين دنيا. پس با كسي كه مقداري از آن را دارا بود يا وعده آن را داد، دل دادند. بنده دنيا بودند و بنده هر كه چيزي از دنيا را داشت.[8] لذا وعده موهوم چرب و شيرينِ عده‌اي، آنان را از ولي خدا جدا ساخت، يادشان رفت كه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) دنيايشان را هم فراهم كرد.[9] يادشان رفت كه در چه ضلالت و گمراهي بودند و چه فتنه‌ها و سختي‌ها و كشتار‌هايي داشتند.[10] غذاي سخت مي‌خوردند و چگونه زندگي مي‌كردند. يادشان رفت كه پيامبر عزيزشان كرد و عزت‌شان بخشيد.
و علي (عليه السلام) كه همراهي او هم دنيايشان را آباد و هم آخرتشان را آباد مي‌كرد. را كنار زدند و به وعده‌هاي پوچي، چشم بر همه چيز نهادند.


5. برخي ديگر به دنبال راحت‌طلبي بودند، حوصله فهم حق و باطل و اين طرف و آن طرف رفتن را نداشتند. حالا هر كس كه آمد جانشين شد، بشود. شايد هم فكر مي‌كردند؛ اگر ديگران بيايند رفاه و راحت‌طلبي عالم را مي‌گيرد. شايد آن‌ها بهتر از علي مي‌دانند چه كنند. نمي‌شود كسي بيايد مثل پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)؛ همه عالم بخواهند با او بجنگند و مجبور باشند هر روز سر از غزوه و سريه‌اي در بياورد
همچنين اگر علي بيايد، خيلي‌ها (دشمنان و منافقان) از او ناراحتند. بهتر است كساني بيايند كه در جنگ مثل علي نباشند (يا در جنگ و غزوه كنار پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)  نبوده يا لااقل ذوالفقار به دست نباشند) شايد هم سازش كردند و اين‌گونه از شجاعت و همت علي و جوانمردي او كه باعث عزت‌شان شده بود، چشم پوشيدند و از آن‌كه در هر امتحاني پيروز بيرون آمده بود و به خاطر همين، اسلام بر او افتخار مي‌كرد و دشمن از او مي‌هراسيد،[11] غفلت كردند برخي ديده بودند حق علي غصب شد. اما حال اين‌كه بيايند و از حق دفاع كنند را نداشتند. راحت‌طلبي اجازه نمي‌داد؛ ببينند وظيفه چيست يا اگر مي‌دانستند وظيفه دفاع از امام عصرشان است. راحت‌طلبي نمي‌گذاشت بيرون آيند و به دفاع برخيزند؛ لذا هيچ وقت نداي هل من ناصر علي را نخواستند بشنوند.


6. خستگي؛ گروهي ديگر، خود را بازنشسته مي‌بينند، گويا وظيفه خود را انجام داده‌اند؛ الان نوبت ديگران است، بيايند كاري كنند يا خسته شده‌اند، ديگر حوصله و طاقت ميدان آمدن و دفاع كردن را ندارند. حالا زماني است كه بنشينند و از ثمرات انقلاب اسلامي پيامبر صلي الله عليه و آله بخورند. فراموش كردند انسان تا زنده است، وظيفه دارد و دفاع از دين و ولي خدا منوط به زماني نيست.


7. ياس و نااميدي، گروهي را پندار بر اين بود كه از ما كه برنمي‌آيد امور را اصلاح كنيم، پس چرا خود را به خطر و دردسر اندازيم و با اين توهم غلط، اين‌گونه تك تك و يكايك ـ كه با هم جماعتي تشكيل مي‌دادند و تغيير دهنده انحرافات بودند ـ از وظيفه سر باز زدند و علي عليه السلام و خاندان و ياران اندكش را رها كردند و از ياد بردند كه هر كس به مقدار توانايي خود، وظيفه اصلاح امور را دارد.


8. برخي فكر مي‌كردند كه چون يار و همراه پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) بودند و خدا آنان را مدد مي‌كرد، پس الان هم خدا مدد مي‌كند. لازم نيست كاري بكنند. خدا خود، دين خود را حفظ مي‌كند؛ مثل قوم حضرت موسي عليه السلام كه توقع داشتند خدا كارها را حل كند ولو آنان بگويند «انا ههنا قاعدون [12] ، ما اين‌جا مي‌نشينيم»، لذا بدون هيچ‌گونه نگراني، ناظر شدند كه گروهي علي را كنار زدند، فاطمه شهيد شد و منتظر ماندند تا خدا عذابي بفرستد و  خدا خود، دين را دارد حفظ مي‌كند!!!


9. گروهي مشغول امور روز‌مره خود بودند، براي رحلت پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم)سخت مي‌گريستند. براي جدايي از او بر سر و صورت مي‌كوبيدند اما مشغول امور روزمره خود نيز بودند اين‌كه پس از پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) چه كساني مي‌آيند. چه كساني بايد بيايند را اصلا مهم نمي‌دانستند. مشغول زندگي خود بودند گويا وظيفه‌اي ندارند.


10. گروهي برداشت‌شان از زهد و تقوي غلط بود يا آن را بهانه كرده، به گوشة زهد و عزلت پناه برده و كار دنيا را به اهل دنيا واگذار كرده بودند. فكر مي‌كردند در خلسة عارفانة خود عند رب‌اند و غافل از اين‌كه مطيع شيطان شده و با بي‌طرفي خود، ميدان براي پيروان او باز كرده و دست ولي خدا را بسته و دست ديگران را باز گذارده‌اند.

11. كج فهمان يا بهانه‌انديشاني كه نه تنها خود فعاليتي نمي‌كردند، مجاهدان و مبارزان و ياوران امام عصر و مخالفين با غاصبان را متهم به دنيا‌خواهي يا فتنه‌گري مي‌نمودند. ابوذرها را به تندروي و دنياطلبي متهم مي‌ساختند. خود علي عليه السلام فرمود: اگر به ميدان بيايم، مي‌گويند حريص دنياست و اگر نيايم گويند هراسان از مرگ است [13]  و شما جز به ما هدايت نمي‌شويد.


12. سكولاريسمي فكر كردن برخي؛ كه دين را با علي مشورت مي‌كنيم چنانكه خلفا هرگاه گرفتار مي‌شدند و كم مي‌آورند؛ به علي رو مي‌زدند و از او مدد مي‌خواستند[14] و دنيا را به دست ديگران مي‌سپاريم. يعني همان تفكر جداسازي دين از سياست.


13. برخي ديگر مرعوب باندها و قدرت‌ها شدند، ترس از كشته شدن ـ ترس از شارلاتان‌ها و باند‌ها (به تعبير امام حسن عليه السلام‌؛ و ارذال و اوباشي كه برخي را روي كار آورده بودند)، خيلي‌ها را به تسليم وادار كرد و مجبور به سكوت و همراهي نمود.


14. امتيازخواهي؛ آن‌هايي كه در زمان حضور پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) براي تقسيم عادلانه غنيمت‌ها، با علي عليه السلام درگير مي‌شدند و بالاخره به وساطت پيامبر صلي الله عليه و آله تسليم مي‌شدند ـ حال آمده بودند خود، اسلام‌ و مناصب آن را به غنيمت ببرند تا بتوانند آينده را تضمين كنند و به يكباره خراج يك شهر و غنيمت‌هاي يك منطقه وسيع را ببلعند و علي بايد دست بسته باشد. لذا براي به دست آوردن امتيازات بيشتر و تصاحب بيشتر آن، به بيعت با ديگران سبقت مي‌گرفتند و به كنار زدن و سكوت در مقابل علي (عليه السلام) پيشي مي‌گرفتند. بنابراين تا سامري پيدا شد، براي اين‌كه بيشتر از آن گوساله سهمي بَرند؛ زودتر سامري و گوساله را پرستيدند و هارون و موسي و خداي موسي را فراموش كردند. [15]


15. درد ديگر جامعه «اِمّعَه» [16]  و همرنگ بودن است همان دردي كه امام مي‌فرمود حق راهي است و باطل راهي، مبادا بي موضع بوده و بگويي: «خواهي نشوي رسوا همرنگ جماعت شو». برخي به جماعت نگاه مي‌كنند؛ اگر سكوت بود ولو فاطمه (عليها السلام) را به شهادت برسانند ساكت گردند و اگر جمعيت جمع شده فرياد مي‌زنند لا حكم الا لله و علي را به انزوا مي‌كشند بدون اين‌كه خود موضعي داشته باشند فرياد مي‌زنند. اين‌ها به قبيله و طائفه و جناح نگاه مي‌كنند نه به حق و باطل.


16. برخي مسئله جانشيني پيامبر (صلي الله عليه و آله و سلم) را چيز مهمي نمي‌دانستند؛ لذا هركه آمد با او همراه شدند حتي وقتي فاطمه و علي عليهما السلام اعتراض كردند، مي‌گفتند: آن‌ها زودتر آمدند. نوبت شما هم مي‌رسد. همين!
اين بيماري‌ها، وقتي با تبليغات دشمنان آگاه نيز همراه مي‌گردد، ناخودآگاه حسين بن علي عليه السلام به مظلومانه‌ترين صورت به شهادت مي‌رسد و برخي به همراهي دشمن و برخي با بي‌طرفي، ميدان را براي شهادت او باز مي‌گذارند.
و همه اين دردها امروز هم، گلوي جامعه را مي‌فشارد و منتظران را تهديد مي‌كند. امروز هم بايد ديد كه ما در غدير امام عصر خود مقداد و ابوذر و سلمانيم يا ديگرانيم كه فقط فرياد مي‌زنند بخ بخ[17] (مبارك باد؛ مبارك باد) حتي دست ولي خود را به بيعت مي‌فشارند يا براي او مي‌گريند اما بعد به همان دلايلي كه گفته شد، حاضر نيستند به وظايف خود در قبال امام بيانديشند و عمل كنند. عدم فهم جايگاه امام و عدم درك نياز و عطش به امام، درد جامعه ماست. ما در دوران امام عصر خود، همانيم كه چون جامعة عاشورا، به او نامه بنويسيم و بعد براي مطامع دنيوي يا جَو زدگي، نامة خود را انكار كنيم؟ عدم فهم اين‌كه در اين دوران بايستي به چه افرادي به عنوان جانشينان امام مراجعه كرد و ديگر اين كه راحت‌طلبي درد بدي براي منتظران است كه به جاي «الدعاة الي دين الله سراً و جهراً؛[18]  پنهان و آشكارا به دين خدا دعوت كنند». به روزمرگي مبتلا شدن و يا فكر كنند خدا خود، امور را حل مي‌كند، ظهور را محقق مي‌سازد ولو تلاشي از ناحيه منتظران صورت نپذيرد. اين كه از تلاش خسته شوي، تلاش نكني و بگويي ما را بس يا چكار به مسائل جامعه داري، همين‌كه دعا مي‌كني كافي است، چكار به زمان و اهل زمانه داري. اصلاً آن‌هايي كه از دنيا سخن مي‌گويند، از جامعه و سياست، از زهد و تقوي بدورند و از حضرت مهدي عليه السلام بي‌خبرند و درد مهم‌تر امّعه بودن و بدون درك و شناخت بودن است. اين‌كه وظيفه خود را نداني و حق و باطل را در دوران غيبت تشخيص ندهي، دوستان را دشمن و دشمنان را دوست پنداري.


--------------------------------------------------------------------------------
[1] . پيامبر صلى اللّه عليه و اله مالى را تقسيم كرد. مردى از انصار گفت : اين تقسيم براى خدا انجام نگرفته است . چون سخن آن مرد را به اطلاع پيامبر رساندند، رنگ صورتش سرخ شد و فرمود: ((خدا برادرم موسى را بيامرزد كه او را بيش از اينها آزردند و او صبر كرد. اين حديث را احمد در مسند و بخارى در صحيح ج ۵، ص ۲۰۲ از قول ابن مسعود به سند صحيح نقل كرده است .
انس بن مالك مى گويد : مردى بيابانى به محضر رسول خدا (صلى الله عليه وآله) آمده ، رداى پيامبر را با دست گرفت و چنان كشيد كه كناره ردا بر گردن مبارك رسول خدا نقش انداخت ، سپس گفت : فرمان بده از مال خدا كه نزد توست به من ببخشند ! حضرت به او توجه فرمود و تبسّم كرد و فرمان داد آنچه را لازم دارد به او ببخشند !
 [2] . ابي‌بكر پس از آن‌كه با او بيعت شد گفت: أَقِيلُونِي فَلَسْتُ بِخَيْرِكُمْ وَ عَلِيٌّ فِيكُمْ؛ رهايم كنيد من بهتر از شما نيستم و در حالي كه علي در ميان شماست. امير‌المؤمنين عليه السلام نيز در خطبه شقشقيه به آن اشاره فرمود: تعجب آن است كه در زمان حيات خود خلافت را از خود رد مي‌كند ]و مي‌گويد رهايم كنيد[ ولي پس از خود ديگري را نصب مي‌كند. فَيَا عَجَباً بَيْنَا هُوَ يَسْتَقِيلُهَا فِي حَيَاتِهِ إِذْ عَقَدَهَا لِآخَرَ بَعْدَ وَفَاتِهِ.. – بحارالأنوار، ج30، ص504.
 [3] . يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ؛ اى آنان كه ايمان آورده‏ايد هر گاه با تهاجم كافران در ميدان كارزار روبرو شويد مبادا از بيم آنها پشت به دشمن كرده و از جنگ بگريزيد (15انفال). و يا (آيه 155 آل عمران)
 [4] . ...اذ هما في الغار ... (40توبه).
 [5] . جريان عزل ابي بكر از  بردن آيات  برائت به مكه و فرستادن علي  عليه السلام به اين ماموريت. و اعلان اين سخن توسط پيامبر كه خدا فرمود  «يا خودت يا كسي از خودت»‏ و علي از من است و من از علي؛  اعلام الوري، طبرسي، ص125.
 [6] . ماجراي هزيمت و شكست و نا ممكن خواندن فتح خيبر توسط برخي  و خيبر شكني امير المومنين علي  عليه السلام؛ امالي مفيد مجلس هفتم، ص،54.
 [7] . مبادا حيوان درنده اي باشي كه دريدنشان را فرصت بداني وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُم  نهج‏البلاغة   نامه 53.
 [8] . نهج‏البلاغة خطبه 109.
 [9] . هرگز چيزى از وى درخواست نكردند كه در جواب ، نه بگويد. , هفتصد درهم خدمت آن حضرت آوردند، پولها را روى حصير قرار داد؛ سپس از جا برخاست و آنها را تقسيم كرد و هيچ مستمندى را نااميد نكرد تا پولها تمام شد. ، مردى خدمت آن حضرت آمد و درخواست كرد، فرمود: چيزى نزد ما نيست ولى به حساب ما بخر، هر وقت چيزى دست ما آمد، آن را ادا مى كنيم . عمر گفت : يا رسول اللّه ، خداوند شما را بر چيزى كه توان آن را نداريد مكلف نكرده است ، پيامبر صلى اللّه عليه و اله از شنيدن اين سخن ملول شد. مرد سائل گفت : انفاق كنيد و براى خداى بزرگ از تنگدستى بيمى نداشته باشيد. پيامبر لبخندى زد و آثار شادمانى در چهره اش نمودار شد؛ صحيح مسلم، ج۷، ص۷۴، ج۱، ص۳۴. بخارى، ج۴، ص۱۲؛ ترمذى از عمر بن خطاب در «الشمائل»، ص۲۶ نقل كرده است.
 [10] . بياد آريد كه با يكديگر دشمن بوديد و او بين دلهايتان الفت برقرار كرد و در نتيجه نعمت او برادر شديد. و در حالى كه بر لبه پرتگاه آتش بوديد، او شما را از آن پرتگاه نجات داد. وَ خداى تعالى اين چنين آيات خود را برايتان بيان مى‏كند تا شايد راه پيدا كنيد (آل عمران103). حضرت علي نيز فرمود: هنگامي كه مردم در گمراهي و فتنه‌ها و شهوات بودند... خداوند او را مبعوث نمود؛ نهج‏البلاغة، خطبه95.
 [11] . ماجراي هزيمت و شكست و نا ممكن خواندن فتح خيبر توسط برخي  و خيبر شكني امير المومنين علي عليه السلام ؛ امالي، مفيد مجلس هفتم، ص54..
[12]. مائده، 24.
[13]. فَإِنْ أَقُلْ يَقُولُوا حَرَصَ عَلَى الْمُلْكِ وَ إِنْ أَسْكُتْ يَقُولُوا جَزِعَ مِنَ الْمَوْت؛ نهج‏البلاغة، خطبه5.
[14]. نَادَى عُمَرُ وَا عُمَرَاهْ لَوْ لَا عَلِيٌّ لَهَلَكَ عُمَرُ الكافي،ج7، ص421.
[15]. فَأَخْرَجَ لَهُمْ عِجْلاً جَسَداً لَهُ خُوارٌ فَقالُوا هذا إِلهُكُمْ وَ إِلهُ مُوسى‏ فَنَسِيَ؛ طه، 88
[16].. اختصاص، ص343؛ اِمَّعة يعني؛ كسي كه حق و باطل را نشناخته و موضع ندارد و همرنگ جماعت‌اند.

[17]. بحارالأنوار، ج37، ص141؛ از ميان جماعت، عمربن خطاب برخاست و گفت: مبارك باد مبارك باد اي پسر ابي‌طالب مولاي من و مولاي هر مؤمن و مومنه‌اي شدي؛ بحارالأنوار،ج36 ص386.
[18]. الدُّعَاةُ إِلَى دِينِ اللَّهِ سِرّاً وَ جَهْراً وَ قَالَ انْتِظَارُ الْفَرَجِ مِنْ أَعْظَمِ الْفَرَجِ؛

 


پدیدآونده:دكتر محمد صابر جعفري

]]>
اولين و آخرين وصي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1782 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1782 در بين اهل بيت عليهم السلام، شباهت امام اول و آخر قابل توجه است و از اين ميان، سه ويژگي زهد، علم و شجاعت در اين دو امام، برجسته‌تر است.
1. زهد

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 در منابع روايي ما، اوصاف زيادي از منجي بشريت، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف آمده است كه در پاره‌اي از آنها براي تقريب به ذهن، صفات و شرايط ايشان را مشابه صفات و شرايط ساير انبيا و اوليا معرفي كرده‌اند. مرور اين روايات، انگيزه‌اي است براي اين‌كه شباهت‌هاي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف با هر يك از آن بزرگواران را با دقت بيشتري بررسي نماييم و از اين راه بتوانيم شناخت بهتري درباره آن حضرت پيدا كنيم و به اين حقيقت دست يابيم كه آن‌چه خوبان همه دارند، تو يكجا داري.
امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: سرور ما، قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف به هنگام ظهور بر ديوار كعبه تكيه مي‌زند و مي‌فرمايد: «اي مردم عالم! هر كه بخواهد ابراهيم عليه السلام و اسماعيل عليه السلام را نظاره كند من همان ابراهيم و اسماعيلم ... هر كه مي‌خواهد محمد صلي الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام را ببيند، من همان محمد و اميرالمؤمنينم كه درود خدا بر آنها باد! هر كس طالب ديدار حسن عليه السلام و حسين عليه السلام است، من حسن و حسينم؛ هر كه بخواهد امامان معصوم عليهم السلام را ملاقات نمايد، من همان امامان معصومم».[1]
در بين اهل بيت عليهم السلام، شباهت امام اول و آخر قابل توجه است و از اين ميان، سه ويژگي زهد، علم و شجاعت در اين دو امام، برجسته‌تر است.
1. زهد
امام صادق عليه السلام مي‌فرمايد: «مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به سيره و سنّت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم عمل نموده و به شيوة اميرالمؤمنين عليه السلام زندگي مي‌كند».[2] در ضمن روايتي از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: «وقتي قائم ما اهل بيت عليهم السلام بپا خيزد لباس‌هاي علي عليه السلام را در بر مي‌كند و روش او را پيش مي‌گيرد».[3]
درباره زهد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، رواياتي داريم كه حاكي از آن است كه دوران ظهور، براي آن حضرت و ياران خاص ايشان چيزي جز بيداري شب‌ها و گشت و گذار و فعاليت روزها و پوشيدن جامة زبر و خوردن غذاي سخت نخواهد بود.
2. علم
در كتاب دارالسلام روايت شده كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود: «يا كميل ما من علم إلّا و أنا أفتحُه و ما من شيءٍ إلاّ و القائم يَختمه؛ اي كميل! هيچ علمي نيست مگر اين كه من افتتاح‌كنندة آن مي‌باشم و هيچ چيزي نيست مگر اين كه قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف آن را به پايان مي‌رساند و خاتمه مي‌دهد». صاحب كتاب مكيال المكارم مي‌فرمايد: «منظور از «چيز» در اين روايت، يا علم است به قرينة اول حديث و يا تمام كمالات و اخلاق نيك و علوم و معارف حقّه است كه ساير امامان، بعضي از آنها را به مقتضاي صلاح زمان خودشان آشكار كرده‌اند، ولي حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف همه آنها را آشكار مي‌كند؛ پس با ظهورش، همة فضايل آشكار مي‌گردد».[4]
امام علي عليه السلام در وصف دانش مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌فرمايد: «زره دانش بر تن دارد و با توجه و معرفت كامل، آن را فراگرفته است. حكمت گمشدة اوست كه همواره در جست و جوي آن مي‌باشد»،[5] و اين يك شباهت مهم ميان آخرين امام و باب مدينة العلم نبوي است كه از هر باب علمي كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم براي وي گشود، هزاران باب علم گشوده مي‌شد.
3. شجاعت
در وصف شجاعت امام علي عليه السلام و حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف روايات بسياري وارد شده است. شجاعت اميرالمؤمنين عليه السلام در صدر اسلام، زمينه‌ساز تشكيل حكومت اسلامي بود، و شجاعت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز در آخرالزمان به تشكيل حكومت جهاني اسلام منجر خواهد شد. ضربت حضرت علي عليه السلام در جنگ خندق بر عمرو بن‌عبدود كه نماينده احزاب در مقابل اسلام بود، موجب پيروزي اسلام بر تمام كفر گشت، و با ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز تمام اسلام بر تمام كفر پيروز خواهد شد، چرا كه: «وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ»[6] خداوند نور خود را تمام مي‌كند و گسترة نور حقيقتي را كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم آغاز و اميرالمؤمنين عليه السلام تثبيت كرد، با وجود و ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تمام و كامل مي‌نمايد، هر چند كه كافران از آن اكراه داشته باشند.
امام علي عليه السلام به هنگام فتح مكه، بت‌هاي آويخته شده در كنار و داخل كعبه را كه مدّتي طولاني مورد عبادت مردم بود، به كمك پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شكست و نابود كرد و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در آن‌جا آية شريفة «جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً»[7] را قرائت نمود كه در روايات آمده است، اين آية شريفه به قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نظر دارد و ظهور حضرت در حقيقت، تأويل و مصداق تمام معناي آيه است.
يكي از ويژگي‌هاي آن بزرگواران اين است كه در راه خداوند و اجراي اوامر الهي از هيچ كس باك ندارند  و در اجراي عدل، قاطعانه و طبق موازين الهي رفتار مي‌كنند. همين ويژگي اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه باعث شد با وجود آن كه مردم، خودشان براي بيعت به سمت حضرت هجوم بردند و به شدت خواستار به دست گرفتن حكومت توسط ايشان بودند و از ظلم و جور و بي‌عدالتي‌هاي موجود، خسته و گريزان بودند، با اين حال پس از مشاهده قاطعيّت و شجاعت حضرت، در بازپس‌گيري اموال نامشروع و اجراي مساوات بين تمام مسلمانان و در نظر نگرفتن امتيازهاي قومي و قبيله‌اي، دريافتند كه در حكومت عدل علي عليه السلام جايي براي برآوردن هوي و هوس‌هاي نفساني و پاسخ به حرص و طمع نامحدود نفس امّاره وجود ندارد و به همين دليل صف خود را از حضرت جدا كردند و بلكه مقابل آن حضرت، صف‌بندي نمودند.
امام علي عليه السلام درباره دوران ظهور نيز همين هشدار را مي‌دهد و اين شباهت را بيان مي‌نمايد؛ ايشان در نهج البلاغه مي‌فرمايد: «دربارة آن‌چه كه بايد باشد، شتاب نكنيد و آن‌چه را كه در آينده بايد بيايد دير مشماريد، چه بسا كسي براي رسيدن به چيزي شتاب مي‌كند، اما وقتي به آن رسيد، دوست مي‌دارد كه اي كاش آن را نمي‌ديد و چه نزديك است امروزِ ما به فردايي كه سپيد آن آشكار شد. اي مردم! اينك ما در آستانه تحقق وعده‌هاي داده شده و نزديكي طلوع آن چيزهايي كه بر شما پوشيده و ابهام‌آميز است قرار داريم».[8] آن حضرت در خطبه‌اي ديگر در وصف سيره امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي‌فرمايد: «او خواسته‌ها را تابع هدايت وحي مي‌كند، هنگامي كه مردم، هدايت را تابع هوس‌هاي خويش قرار مي‌دهند... آگاه باشيد فردايي كه شما را از آن هيچ شناختي نيست، زمامداري حاكميت پيدا مي‌كند كه غير از خاندان حكومت‌هاي امروزي است؛ او عمّال و كارگزاران حكومت‌ها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد. زمين، ميوه‌هاي دل خود (معادن طلا و نقره) را براي او بيرون مي‌ريزد و كليدهايش را به او مي‌سپارد. او روش عادلانه و حكومت حق را به شما مي‌نماياند و كتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را كه تا آن روز متروك ماندند، زنده مي‌كند».[9] روشن است كه انجام چنين كار بزرگي، شجاعت و نيز علم بسيار مي‌طلبد.
اين نيز يكي از وجوه تشابه اين دو امام است كه مردم بايد خود به درماندگي برسند و پس از تجربة حكومت‌هاي ديگر به ناكار آمدي حكومت‌هاي غير ديني و غير مشروع پي برند و خواستار حكومت ولايي خليفة الله باشند.
آنچه براي اميرالمؤمنين عليه السلام نماد شجاعت و ابزار مبارزه با كفر، شرك، ظلم و نفاق شناخته مي‌شود، شمشير ذوالفقار است كه طبق برخي روايات، هديه‌اي از جانب پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بوده است. در روايات ديگري آمده است كه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز با همين شمشير قيام كرده و ريشة كفر، شرك، ظلم و نفاق را به وسيلة آن قطع مي‌نمايد.[10]
آن‌چه بيان شد، بيان مهم‌ترين شباهت‌هاي اين دو امام بود و إلّا شباهت‌هاي كمالي و اخلاقي اين دو بزرگوار بيش از اين‌ها است، چرا كه «كُلُّهم نورٌ واحدٌ».
به اميد روزي كه فرزند علي، امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، علي‌گونه قيام كند و عدل علوي را در ديدگان همه به تجلي بگذارد.

--------------------------------------------------------------------------------

[1]. امام صادق عليه السلام: «و سيدنا القائم مسند ظهره إلي الكعبة و يقول: يا معشر الخلائق ألاومن أراد أن ينظر إلي ابراهيم و اسماعيل و فها أنا ذا ابراهيم و اسماعيل ... ألاومن أراد أن ينظر إلي الأئمة فها أنا ذا الأئمة»؛ بحارالانوار، علامه مجلسي، ج53، ص9.
[2]. امام صادق عليه السلام: «يسير بسيرة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و لا يعيش إلا عيش أميرالمؤمنين عليه السلام»؛ الغيبة، شيخ طوسي، ص277.
[3]. اصول كافي، كليني، ج1، ص411.
[4]. مكيال المكارم، ج1، ص159-158.
[5]. نهج البلاغه، ترجمه دشتي، خطبه 182.
[6]. صف/8.
[7]. اسراء/81.
[8]. نهج البلاغه، ترجمه دشتي، خطبة 150.
[9]. همان، خطبه138.
[10]. ر.ك: فرهنگ‌نامه مهدويت، خدامراد سليميان، ذيل واژه ذوالفقار، صص19-189.
پدیدآونده:زهرا صفاري زاده

]]>
امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در خطبه غدير http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1781 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1781 در خطبۀ غدير(سخنراني پيامبر  صلي الله عليه و آله و سلم در معرفي امام علي عليه السلام) به حضرت بقية الله الأعظم، توجه خاصي شده است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00 در خطبۀ غدير(سخنراني پيامبر  صلي الله عليه و آله و سلم در معرفي امام علي عليه السلام) به حضرت بقية الله الأعظم، توجه خاصي شده است.
خبر دادن از مهدي موعود براي آن مردمي كه قبول ولايت امير المؤمنين عليه السلام برايشان سنگين بود، بيانگر آينده نگري اسلام و برنامة بلندمدت دين الهي براي مسلمين است. اگرچه برخي با آنكه آن روز با علي بن ابي طالب عليه السلامبيعت كردند؛ پيمان شكسنتد . ولي حقايق در طول زمان براي نسل‌ها روشن گشت، و از‌ آنجا كه كارها به دست خداوند است، روزي امر اهل بيت عليهم السلام ظاهر خواهد شد. آن روز، جهان به دست جانشينان واقعي پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم سپرده مي‌شود و انتقام آنچه در طول قرنها بر ايشان رفته است، گرفته خواهد شد.
لازم به ذكر است كه اعلام اين مطالب در غدير، يك پيشگويي و اِخبار از غيب نيز به شمار مي‌آيد.
در خطبۀ غدير، 25 جمله دربارة حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  آمده است كه آنها را تحت 6 عنوان مي‌توان خلاصه كرد:
الف: بشارت به آمدن او: پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و سلم در اين باره مي‌فرمايد: «او كسي است كه همة پيشينيان به آمدن او بشارت داده‌اند.»[1]
ب: خاتميت او: يعني امامت در امامان تعيين شده، اتصال دارد و منقطع نمي­گردد تا زماني كه به دست خاتم و آخرين آنان كه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  است، برسد.
ج: مقام و منزلت او: در اين باره دو جهت ذكر شده است:
1. فضائل و مناقب او:
- او «انتخاب شدة خداوند» و «هدايت يافته» و «كمك شده» است.
- نور از جانب خداوند در او قرار داده شده و نوري نيست مگر با او، و حقي نيست جز با او.
2. مقام و شأن اجتماعي او:
- او ولي خدا در زمين و حكم كنندة خدا در ميان خلق است.
- كارها به او سپرده شده و او امين خداوند بر سِرّ و آشكار الهي است.
- او ياري كنندة دين خدا است.
- او هر صاحب فضلي را به قدر فضلش و هر صاحب جهلي را به قدر جهلش نشانه مي‌دهد.
د: علم او: اين مسأله را نيز از دو بعد مي­توان در خطبۀ غدير به دست آورد:
1. او وارث هر علمي است و علمش به همه چيز احاطه دارد.
2. علم او به درياي عميق علم الهي اتصال دارد.
هـ : قيام او: در دو مورد از خطبة غدير، كلمة «القائم المهدي» بكار رفته و بعد از آن به قدرت مطلقه و تمام عيار حضرت بقية الله الأعظم ـ ارواحنا فداه ـ اشاره شده كه از جانب الهي به او عطا گرديده است و هيچ قدرتي طاقت برابري با او را ندارد.
اين موضوع از سه جنبه مطرح شده است:
1. كسي بر او غالب يا عليه او كمك نمي شود و او همۀ قلعه‌هاي محكم را فتح مي‌كند.
2. او بر همۀ اديان و بر همۀ گروه‌هاي شرك غالب مي‌شود و آنان را هدايت مي‌كند و يا (متعصبان را) نابود مي­كند.
3. خداوند همة آبادي‌ها و شهرهاي جهان را تحت تصرف حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  در مي‌آورد.
و: انتقام او: در قسمتي از خطبة غدير به اين مسأله تصريح شده است كه اگر چه حق اهل بيت عليهم السلام و شيعيانشان در طول تاريخ توسط ظالمين پايمال شده است، ولي منتقمي خواهد آمد و گذشته از عذاب اُخروي، در همين جهان دل دوستان را با گرفتن انتقام از دشمنان، مسرور خواهد كرد. اين نكته در قالب سه جمله آمده است:
1. او حق خداوند و هر حق را كه به اهل بيت عليهم السلام مرتبط شود، خواهد گرفت.
2. او انتقام هر خون به ناحق ريختۀ اولياء خدا را خواهد گرفت.
3. او از تمام ظالمان عالم، انتقام خواهد گرفت.
در بخش ششم خطبه نيز سه موضوع ذكر شده است:
1. نورانيت ونسل نوراني حضرت: آنجا كه مي‌فرمايد: «نور از طرف خداوند در من، و سپس در علي عليه السلام و نسل او تا مهدي قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف  قرار داده شده است».
2. گرفتن حقوق اهل بيت به دست حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: «مهدي، حق خداوند و هر حقّي را كه براي ماست خواهد گرفت».
3. اختيار مطلق زمين به دست حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: «هيچ سرزمين آبادي نيست مگر آنكه خداوند تا روز قيامت اهل آن را به خاطر تكذيبشان هلاك مي‌كند، و آن را در اختيار حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  قرار مي‌دهد».
در بخش هشتم خطبه سه موضوع ديگر ذكر شده است:
1. خاتميت آن حضرت، آنجا كه مي‌فرمايد: «خاتم امامان مهدي قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف ، از ما است».
2. غلبة او بر همة اديان، آنجا كه مي‌فرمايد: «اوست غالب بر أديان، منتقم از ظالمين فاتح قلعه ها، غالب بر مشركين، منتقم خونهاي به ناحق ريخته، كمك كنندة دين خدا، سرچشمه گرفته از دريايي عميق، نشانه دهنده به افراد در حد خودشان، وارث علوم محكم كنندة آيات الهي».
3. بشارت به او، آنجا كه مي‌فرمايد: «اوست كه كارها به دست او سپرده شده و گذشتگان به او بشارت داده‌اند، و او ست حجت باقي خداوند، و وليِّ او در زمين و امانتدار او بر سرّ و آشكار».

--------------------------------------------------------------------------------
[1]. خطبه غدير؛ احتجاج طبرسي،ج1،ص66 .
پدیدآونده: محمد باقر انصاريان

]]>