مناسبت ها http://mahdi313.com مناسبت های دینی و ملی که بهتر است با رویکرد مهدوی به آنها نگریسته شود ماه رمضان، فرصتي براي تربيت ياوران مهدي عجل الله فرجه http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1077 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1077 همه علاقه مندان به ساحت مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دوست دارند از اصحاب و ياران آن حضرت باشند، اگر فردي بخواهد، نام خود را در ليست ياران حضرت وارد كند، لازم است، شرايطي را رعايت كند و با ايجاد دگرگوني معنوي در خود، خويشتن را با مشخصات ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف وفق دهد

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 خداوند متعال براي موجودات عالم طبيعت در هر مرحله از تكامل، فصل بهار را قرار داده، تا سرآغاز دگرگوني و رويكردي تازه به دنيا باشد؛ به قول شيخ شبستري:
ديگر باره شود پيـــدا جهاني
به هر لحظه زمين و آسماني
در آن چيزي دو ساعت مي نپايـد
در آن ساعت كه مي ميرد بـزايد
انسان ها نيز مانند موجودات عالم طبيعت، نياز به دگرگوني و تكامل دارند؛ مؤمنين براي دگرگوني و خودسازي به فصلي معنوي، متمسك مي شوند كه با ماه رجب، شروع مي شود و به ماه رمضان، ختم مي گردد؛ رسول خدا صلي الله عليه و آله فرمود: ماه رمضان، زمينه آمرزش گناهان بين خود و رمضان آينده را فراهم مي كند .[1]
همه علاقه مندان به ساحت مقدس امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف دوست دارند از اصحاب و ياران آن حضرت باشند، اگر فردي بخواهد، نام خود را در ليست ياران حضرت وارد كند، لازم است، شرايطي را رعايت كند و با ايجاد دگرگوني معنوي در خود، خويشتن را با مشخصات ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف وفق دهد؛ با توجه به خصوصيات منحصر به فرد ماه مبارك رمضان در تربيت و تكامل انسان ها، مي شود، گفت، ماه رمضان، بهترين زمان براي تربيت ياران امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف است؛ شيخ صدوق در كتاب فضايل شهر رمضان از امام رضا عليه السلام آورده، كه درباره خوبي هاي ماه رمضان فرمود:
هر كس در اين ماه به روي برادر مؤمنش بخندد، روز قيامت او را ملاقات ننمايد، جز اين كه در روي او خنده آورد و وي را به بهشت مژده دهد و هر كس در اين ماه، مؤمني را ياري كند، خداي تعالي او را در گذشتن از صراط ياري دهد؛ هر كس در اين ماه، خشم خود را فرو برد، خداوند روز قيامت، خشم خود را از او باز دارد ... ماه رمضان، ماه بركت، ماه رحمت، ماه مغفرت و ماه توبه و بازگشت است .[2]
مطالعات جامعه شناسان و شواهد عيني، دال بر اين ا ست كه آثار معنوي رمضان و روزه داري در افراد جامعه، چنان است كه نمود اجتماعي پيدا كرده، باعث بروز هنجارهاي مثبت اجتماعي مي شود؛ اين تغييرات مثبت ـ كه نتايجي همچون كاهش نسبي جرم و گناه، بالا رفتن ميزان رعايت حقوق شهروندي و كرامات انساني را دربردارد تا حدودي متمايل به دورنماي آرمان شهر مهدوي است؛ بنابراين مي شود گفت، جامعه اسلامي در ماه رمضان، جلوه اي از جامعه مهدوي در زمان ظهور است.
آثار معنوي ماه رمضان در بُعد فردي و اجتماعي، نمايانگر ويژگي منحصر به فرد آن در تربيت ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف است؛ با تمسك به آيات قرآن و روايات اهل بيت عليهم السلام و با رجوع به شواهد موجود، مي شود گفت، اين آثار، بسيار شبيه به چيزي است كه در شرايط و ويژگي هاي ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف بيان شده است؛ با بررسي صفات ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در روايات، شباهت هاي زيادي با صفات روزه داران ماه مبارك رمضان در آن، خواهيم يافت.

1. عبادت
امام صادق عليه السلام درباره ياوران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود: شب ها را با عبادت به صبح مي رسانند و روزها را با روزه به پايان مي برند .[3]

2. اطاعت
پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله در توصيف ياوران مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود: آن ها در اطاعت امام خويش مي كوشند .[4]

3. استوار
امام صادق عليه السلام فرمود: آنان، مرداني هستند كه گويا دل هايشان، پاره هاي آهن است .[5]

4. بردباري
امام علي عليه السلام درباره ياران امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود: آن ها گروهي هستند كه به سبب بردباري در راه خدا بر خداوند، منت نمي گذارند .[6]

5. يك دلي
امام علي عليه السلام در توصيف ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف فرمود: ايشان، يك دل و هماهنگ هستند .[7]

6. پارسايي
امام علي عليه السلام فرمود: او از يارانش بيعت مي گيرد كه طلا و نقره اي نيندوزند و گندم و جويي ذخيره نكنند .[8]

7. دعا
با رجوع به ميراث گرانبهاي اهل بيت عليهم السلام در خصوص ماه مبارك رمضان به ادعيه اي برمي خوريم كه به روشني به حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف اشاره دارند از جمله اين دعاها، دعاي افتتاح است كه در آن، نشانه هايي از حكومت حضرت و ويژگي هاي ياران حضرت در قالب دعا و طلب از خدا در آن ديده مي شود؛ يكي از ويژگي هاي منتظران حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف زياد دعا كردن در حق آن حضرت است؛ ماه رمضان از زمان هايي است كه براي دعا در حق حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف سفارش شده است و مورد توجه ويژه اهل بيت عليهم السلام قرار گرفته، گويا قرين بودن اين دو مقوله در روايات اهل بيت عليهم السلام ، نشان از ظرفيت بالاي اين ماه در تربيت ياوران مهدي و تلاشي آشكار براي يادآوري آن به دوستداران آن حضرت است.
اگر شيفتگان و دل دادگان حريم ولايي حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف بدانند كه ماه رمضان، موقعيتي بسيار مناسب براي رسيدن به مقام ياري آن حضرت است به طور يقين به رمضان، نگاه ويژه اي خواهند داشت و با غنيمت شمردن اين فرصت استثنايي، تلاش در تثبيت آثار و بركات آن در لحظه، لحظه زندگي خود خواهند داشت؛ پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله فرمود: اگر بنده، ويژگي ها و امتيازات ماه رمضان را مي دانست، دوست مي داشت، رمضان، يك سال باشد .[9]
اميد به اين كه رمضان آينده، سرآغاز دگرگوني بزرگ در امت اسلامي و آمادگي ياران امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف براي ياري آن حضرت باشد، انشاء الله.

پي نوشت ها:
--------------------------------------------------------------------------------
[1]. الجامع الصغير؛ ج2، ح4904.
[2]. بحارالانوار؛ ج96، ص341.
[3]. روز گار رهايي؛ ص224.
[4]. همان؛ ص223.
[5]. بحارالانوار؛ ج52، ص308.
[6]. روزگار رهايي؛ ص224.
[7]. همان؛ ص223.
[8]. منتخب الأثر؛ فصل6، باب11، ح4.
[9]. بحارالانوار؛ ج93، ص344.

]]>
بيعت با امام موعود عجل الله فرجه http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1076 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1076 روز نهم ربيع الاول، سال روز شروع امامت منجي عالم بشريت، موعود انبياء، پايان بخش طومار حاكميت طاغوت و برقرار كننده حكومت عدل الهي در سرتاسر زمين است. از اين رو مناسب است كه در اين زمينه، چند كلمه اي با همبه گفتگو بنشينيم.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:33 1- خداوند براي انسان، هدفي متعالي و بلند مرتبه در نظر گرفته است. رسيدن به اين هدف والا ـ كه همان مقام قرب الهي است ـ فقط در مسير عبوديت و بندگي خدا ممكن پذير مي باشد: يا ايتها النَّفْسُ الْمُطْمَئنَّةُ* ارْجِعِى إِلىَ رَبِّكِ رَاضِيَةً مَّرْضِيَّةً* فَادْخُلىِ فىِ عِبَادِى* وَ ادْخُلىِ جَنَّتىِ .1

2- انسان براي رسيدن به اين مقام بلند و هدف برتر، نيازمند راهنمايي و راهبري حجت هاي الهي است. از اين رو، خداوند، پيشوايان آسماني را براي دستگيري مردم در اين مسير فرستاد؛ تا هم هدف را به آنان يادآور شوند و هم راه را در قالب شريعت و دين براي آنان معرفي و تبيين كنند. پيامبران؛ هدف را براي مردم بيان كردند: وَ لَقَدْ بَعَثْنا في كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولاً أَنِ اعْبُدُوا اللهَ وَ اجْتَنِبُوا الطَّاغُوت ؛ ما در هر امتى، رسولى برانگيختيم كه خداى يكتا را بپرستيد و از طاغوت اجتناب كنيد .2
آنان وظيفه داشتند علاوه بر معرفي راه و هدف، آن را براي مردم، به روشني تبيين و تفسير كنند: كَما أَرْسَلْنا فيكُمْ رَسُولاً مِنْكُمْ يَتْلُوا عَلَيْكُمْ آياتِنا وَ يُزَكِّيكُمْ وَ يُعَلِّمُكُمُ الْكِتابَ وَ الْحِكْمَةَ وَ يُعَلِّمُكُمْ ما لَمْ تَكُونُوا تَعْلَمُون؛ همان گونه (كه با تغيير قبله، نعمت خود را بر شما كامل كرديم) رسولى از خودتان در ميان شما فرستاديم؛ تا آيات ما را بر شما بخواند و شما را پاك كند و به شما، كتاب و حكمت بياموزد و آنچه را نمى دانستيد، به شما ياد دهد .3 و به آنان بگويند كه سرانجامِ خوش و نيك فقط در سايه اطاعت از خدا و رسول، امكان دارد: وَ مَنْ يُطِعِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ يُدْخِلْهُ جَنَّات تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ وَ مَنْ يَتَوَلَّ يُعَذِّبْهُ عَذاباً أَليماً .4

3- آخرين پيام آور آسماني، حضرت محمدt از طرف خداوند، مبعوث به رسالت شد: ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَد مِنْ رِجالِكُمْ وَ لكِنْ رَسُولَ اللهِ وَ خاتَمَ النَّبِيِّينَ وَ كانَ اللهُ بِكُلِّ شَيْ ء عَليما 5 و خداوند با او قرآن را نازل كرد تا راهنماي همه مردم جهان باشد: تَبَارَكَ الَّذِى نَزَّلَ الْفُرْقَانَ عَلىَ عَبْدِهِ لِيَكُونَ لِلْعَالَمِينَ نَذِيرًا 6 و آن را معجزه جاويد او قرار داد لَّا يَأْتِيهِ الْبَاطِلُ مِن بَينْ ِ يَدَيْهِ وَ لَا مِنْ خَلْفِهِ تَنزِيلٌ مِّنْ حَكِيم حَمِيد .7

4- از تعابير قرآني استفاده مي شود عهد امامت، غير از مقام نبوت و بالاتر از آن بوده و به برخي از انبياء عنايت شده است: وَ إِذِ ابْتَلىَ اِبْرَاهيمَ رَبُّهُ بِكلَمَاتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قَالَ إِنىّ ِ جَاعِلُكَ لِلنَّاسِ إِمَامًا قَالَ وَ مِن ذُرِّيَّتىِ قَالَ لَا يَنَالُ عَهْدِى الظَّالِمِين ؛ (به خاطر آوريد) هنگامى كه خداوند، ابراهيم عليه السلام را با وسايل گوناگونى آزمود و او به خوبى از عهده اين آزمايش ها برآمد، خداوند به او فرمود: من تو را امام و پيشواى مردم قرار دادم ابراهيم عليه السلام عرض كرد: از دودمان من (نيز امامانى قرار بده) خداوند فرمود: پيمان من، به ستمكاران نمى رسد (و تنها آن دسته از فرزندان تو كه پاك و معصوم باشند، شايسته اين مقامند) .8

5- مقام نبوت و رسالت، مقام ابلاغ وحي و معرفي راه سعادت است. انبيا و رسولان الهي فقط وظيفه داشتند تا مسير بندگي را در قالب دين، براي مردم تبيين كنند؛ خواه مردم آن را بپذيرند و به كار ببندند، و يا رد كنند و به مخالفت بپردازند: قُلْ أَطيعُوا اللهَ وَ أَطيعُوا الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّما عَلَيْهِ ما حُمِّلَ وَ عَلَيْكُمْ ما حُمِّلْتُمْ وَ إِنْ تُطيعُوهُ تَهْتَدُوا وَ ما عَلَى الرَّسُولِ إِلاَّ الْبَلاغُ الْمُبين؛ بگو: خدا را اطاعت كنيد و از پيامبرش فرمان بريد و اگر سرپيچى نماييد، پيامبر، مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود! امّا اگر از او اطاعت كنيد، هدايت خواهيد شد؛ و بر پيامبر، چيزى جز رساندن آشكار (پيام الهي) نيست .
اما مقام امامت، مقام رهبري و راهبري و اجراي دين در زندگي مردم است؛ و اين، زماني امكان دارد كه مردم، امامت و رهبري امام را بخواهند و با پذيرش حاكميت و سرپرستي او، راه را براي برقراري امامت حجت آسماني هموار كنند.
بنابراين، مردم در بعثت انبياء و ارسال رسولان و ابلاغ وحي، نقشي ندارند، يعني شرط آمدن پيامبر و بيان پيام الهي، خواست و پذيرش مردم نيست؛ ولي براي تحقق رهبري حجت خدا و امامت در جامعه ـ كه بخشي از وظايف امام است ـ مردم، نقش تعيين كننده دارند؛ يعني اگر مردم نخواهند، امام نمي تواند در جامعه نقش حكومتي خود را ايفا كند.

6- همراهي و ياري امام و پذيرش مردمي، به دو شرط اساسي وابسته است:
الف) شناخت امام هم به صورت معرفت شخص امام و هم معرفت نسبت به شخصيت و مقام و منزلت او در جهان هستي و نزد خدا؛
ب) بيعت با امام و زمينه سازي براي حضور ايشان يعني تعهد به اين كه او را ياري كنند، اوامرش را انجام دهند و براي هرگونه فداكاري در راه امام و اوامر او آماده باشند.
نگاهي گذرا به تاريخ صدر اسلام به روشني نقش مردم را در برقراري رهبري جامعه توسط امام، نشان مي دهد. عده زيادي از مردم مدينه، با آگاهي از دين اسلام، به آن گرويدند. سپس گروهي از آنان در مراسم حج شركت كرده و در عقبه مني با پيامبر بيعت كرده و مراتب ياري خود را از پيامبر و فداكاري در راه او اعلام كردند. پس از آنكه آمادگي شهر مدينه را براي حضور پيامبر، به ايشان، خبر دادند، مردم مدينه با شنيدن خبر هجرت ايشان، خود را براي استقبال از آن بزرگوار آماده نمودند.
با رحلت پيامبر و كوتاهي مردم، رهبري حكومت از امام علي عليه السلام گرفته شد و ايشان، 25 سال خانه نشين شدند. امام حسن عليه السلام نيز مجبور به صلح با معاويه شد و امام حسين عليه السلام در كربلا همراه ياران باوفايش به شهادت رسيد. ساير امامان بزرگوار عليهم السلام نيز تحت شديدترين فشارهاي حكومت ظالم و فاسد بني اميه و بني عباس قرار گرفتند تا در نهايت، غيبت آخرين حجت الهي اتفاق افتاد و امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف از ديده ها پنهان شد.
اكنون كه با جايگاه مردم در برقراري حكومت آشنا شديم، مناسب است با دقت بيشتري به فرازهايي از دعاي عهد 10 توجه كنيم:
اللَّهُمَّ إِنِّي أُجَدِّدُ لَهُ فِي صَبِيحَةِ يَوْمِي هَذَا وَ مَا عِشْتُ مِنْ أَيَّامِي عَهْداً وَ عَقْداً وَ بَيْعَةً لَهُ فِي عُنُقِي لَا أَحُولُ عَنْهَا وَ لَا أَزُولُ أَبَدا؛ خداوندا! من در صبح امروز و تا زماني كه زنده ام، عهد و پيمان خود را با امام خويش تجديد مي كنم، و بيعت او را به گردن مي گيرم و هيچ گاه آن را از نظر دور نمي دارم و از ياد نمى برم .
اين بيعت لوازمي دارد كه با انجام آنها، بيعت، معنا و مفهوم پيدا مي كند:
اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ أَنْصَارِهِ وَ أَعْوَانِهِ وَ الذَّابِّينَ عَنْهُ وَ الْمُسَارِعِينَ إِلَيْهِ فِي قَضَاءِ حَوَائِجِهِ وَ الْمُحَامِينَ عَنْهُ وَ السَّابِقِينَ إِلَى إِرَادَتِهِ وَ الْمُسْتَشْهَدِينَ بَيْنَ يَدَيْه؛ خداوندا! مرا از ياوران و مدافعين او و كساني كه سعى در انجام مقاصد او دارند و نيز از پشتيبان هاى وى و كسانى كه در انجام اراده حضرتش سبقت گرفته اند و آنان كه در ركابش شهيد مى شوند قرار ده .
با دقت در اين فراز، با لوازم بيعت واقعي آشنا مي شويم: ياري امام در تحقق اهدافش، دفاع از او و حريم و حرمتش، سرعت داشتن در برآوردن خواسته هايش، سبقت گرفتن از ديگران در امتثال خواسته اش، آمادگي هرگونه فداكاري تا مقام جانفشاني و نثار خون در برابرش.
روز نهم ربيع الاول كه سال روز امامت حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف است، اين نويد را دارد كه آخرين حجت الهي و مصلح عالم بشريت، به مقام امامت رسيده است؛ و اگر ما آماده پذيرش و ياري امام باشيم، پرچم عدل الهي ايشان به اهتزاز در خواهد آمد و با ظهور آن بزرگوار، حكومت در اختيار صاحبش قرار گرفته و دوران سبز زندگي انساني براي عموم انسانها تحقق مي يابد.

______________________________
1. سوره فجر/27-30.
2. سوره نحل/36.
3. سوره بقره/151.
4. سوره فتح/17.
5. سوره احزاب/40.
6. سوره فرقان/1.
7. سوره فصلت/42.
8. سوره بقره/124.
9. سوره نور/54.
10. در مفاتيح الجنان از امام صادق عليه السلام نقل شده است كه هر كس آن را چهل صبح بخواند از ياران قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف خواهد بود.
پدیدآونده:مهدي يوسفيان

]]>
امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف بهار ايّام http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1069 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1069 نوروز، اين عيد باستاني ايرانيان، نويد بخش فرا رسيدن طراوت و سرسبزي و شادابي زمين و مورد گرامي داش ت اين ملت است

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 عيد است ولی بدون او غم داريم
عاشق شده ايم و عشق را کم داريم
اي کاش که اين عيد ظهورش برسد
اين گونه هزار عيد با هم داريم
نوروز، اين عيد باستاني ايرانيان، نويد بخش فرا رسيدن طراوت و سرسبزي و شادابي زمين و مورد گرامي داش ت اين ملت است
نوروز، اين عيد باستاني ايرانيان، نويد بخش فرا رسيدن طراوت و سرسبزي و شادابي زمين و مورد گرامي داشت اين ملت است؛ اما بعد از اينکه ايرانيان روشن ضمير با معارف انسان ساز اسلام، به ويژه مکتب سراسر نور تشيع آشنا شدند، زندگي خويش را بر اساس آموزه هاي ناب اسلامي و بر مدار ولايت معصومين عليهم السلام استوار ساختند و دريافتند که شيعه ـ که ميراث دار خط سرخ حسيني و انتظار سبز مهدوي است يعني طراوت، شجاعت و صلابت ـ و انتظار يعني حيات پويا و زندگي شاداب در مسير هدفي الهي و مقدس.
هر شيعه ايراني با الهام از طبيعت، با خود چنين نجوا مي کند که اگر يک سال شمسي، گردش دوازده ماهه زمين به دور خورشيد است، عمر حقيقي و الهي هر شيعه، چرخش بر مدار ولايت است که اگر با گذشت ايام و زياد شدن سنّ زميني اش نسبت به وليّ زمان خود، معرفت بيشتري پيدا نمايد و بر مدار شمس ولايت بچرخد، به همان اندازه، راه زندگي اش روشن تر مي گردد. چرا که پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: چراغ راه مؤمن، شناخت حق اهل بيت عليهم السلام است و کورترين افراد کسي است که فضائل ما را نبيند .1
شيعه اکنون و در عصر غيبت، منتظر ظهور امامي است که طبق روايات، بهار روزگاران2 است. اگر با آغاز سال جديد شمسي، بهار طبيعت آغاز مي شود، با سپري شدن انتظار سبز مهدوي، بهار حقيقي انسانيت، هويدا شده و جهان هستي و انسان ها با ظهور حضرتش جان تازه اي مي گيرند و علم، صنعت، کشاورزي، دين، سنت و... احياء مي شوند و تحويل حقيقي سال بر مدار ولايت و معرفت آن امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خواهد بود که کتاب و سنت، احيا شوند، عقل ها تکميل گردند، نعمت، فراوان شود و فطرت ها از خواب غفلت، برخيزند.
احياي کتاب و سنت
معارف حيات بخش اسلام، افزون بر خطر تحريف و بدعت و اهمال کاري، همواره در کانون حملات همه جانبه دشمنان دين و ديانت بوده است؛ لذا حضرت بعد از ظهورشان، گرد و غبار دين را مي زدايند و آموزهاي ناب اسلامي را آنچنان که بر پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم نازل شده است، آشکار مي کنند و بنابر فرموده مولاي متقيان عليه السلام ، در قرآن، روح حيات مي دمند3 و وحي الهي را رونق تازه اي مي بخشند؛ تا جايي که برخي فکر مي کنند که حضرت، دين جديدي آورده اند و حال آنکه طبق روايات، دين حضرت، همان دين آباء و اجداد خويش است.
شکوفايي علم و تکميل عقل ها
امام صادق عليه السلام مي فرمايند: علم و دانايي از حرف تشکيل مي شود؛ تمام آنچه پيامبران تاکنون آورده اند، تنها دو حرف آن است و مردمان تاکنون بيش از دو حرف آن را نشناخته اند. آنگاه که قائم ما قيام کند، 25 حرف ديگر را آشکار مي سازد و آن دو حرف را هم به آن ملحق مي کند .6 يعني با اين همه پيشرفت و تکنولوژي، تنها دو حرف روشن شده و با ظهور حضرت است که علم و دانش به نقطه اوج خود مي رسد. پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: نهمين امام از فرزندان امام حسين عليه السلام ، قائم است که خداوند متعال به دست او زمين را پس از تاريکي با روشني، پس از ستم با عدالت و پس از ناداني و جهالت با علم و دانايي پُر مي کند .8 امام باقر عليه السلام نيز درباره کامل شدن عقل هاي انسان ها مي فرمايند: هنگامي که قائم ما قيام کند، دستش را بر سر بندگان مي گذارد و بدين وسيله، عقل هاي آنان را جمع، و افکار و اخلاقشان را کامل مي کند .7
فراواني نعمت و شادابي طبيعت
پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم مي فرمايند: در زمان حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف ، مردم به نعمت هايي مي رسند که در هيچ زماني به آن ها دست نيافته بودند، آسمان پيوسته بر آنها مي بارد و زمين چيزي از روييدني هايش را پنهان نمي کند .9 حضرت جان تازه اي بر اين کره خاکي مي دهند و بنابر فرموده امام باقر عليه السلام ، همه جا را آباد مي کنند و هيچ جاي خرابي بر روي زمين باقي نمي گذارند.10 همچنين حضرت به کارگزاران خويش نيز دستور مي دهند تا شهرها را آباد سازند11 و زمين، به برکت حضرتش، خرّم و سرسبز مي شود.12
حيات معنوي و بيدارسازي فطرت هاي غفلت زده
بديهي است که بيدارسازي فطرت ها و طراوت بخشي به آن، از آباداني و سرسبزي طبيعت بالاتر است. طبق روايات، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف فطرت ها را بيدار مي سازند و دين اسلام و معارف حقّه الهي را برهمگان عرضه مي نمايند13 و سرانجام همگان به دين اسلام مي گرايند.14
آري، هرچند اکنون، در زمان غيبت حضرت ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار داريم ولي طبق روايات، حضرت، همچون خورشيد پشت ابر15 و همانند قلبي16 که در ظاهر پيدا نيست اما اعضا و جوارح انسان را مديريت مي کند، جامعه را اداره مي نمايند؛ چرا که همان گونه که قلب اگر لحظه اي از کار بايستد، بدن از کار مي افتد، بدون امام نيز زمين اهل خود را فرو مي برد.17
حال، ما نيز ندبه کنان بايد ناله سر دهيم که جانم به قربان ناپيدايي که بيرون از جمع ما نيست، جانم به قربانِ دور از وطني که کنار ما نيست 18 تا بدان جا که از شدت فتنه ها و غيبت وليّ مان به درگاه الهي شکوه نماييم19 و بگوييم:
منتظران را به لب آمد نفس
اي زتو فرياد، به فرياد رس
اي يوسف فاطمه عجل الله تعالي فرجه الشريف ! تا کي سفره هفت سين دلمان را باز بگذاريم تا تو بيايي و سالمان تحويل شود؟ اي بهار دلها بيا که بي تو بهار طبيعت، برايمان خزان است.
روزها نو نشده کهنه تر از ديروز است
گر کند يوسف زهرا نظري، نوروز است
لحظه ها در تپش تاب و تب آمدنش آسمان، چشم به راه قدمش هر روز است
حال، ما نيز در لحظه تحويل سال و دگرگوني احوال و قلوب، بنابر فرموده خودتان براي فرج دعا مي کنيم تا درمان دردهايمان بيايد و هستي، جاني دوباره بگيرد.
گلها همه با اذن تو برخاسته اند
از بهر ظهور تو، خود آراسته اند
مردم همه در لحظه تحويل، بي شک
اول فرج تو از خدا خواسته اند

______________________________
1. رسول رسول صلي الله عليه و آله و سلم : سراج المؤمن معرفه حقّنا و أشدّ العمي من عمي عن فضلنا . جامع الاخبار، ص178.
2. السلام علي ربيع الأنام ، بحارالانوار، ج99، ص101.
3. امام علي عليه السلام : يحيي ميّت الکتاب و السّنه . نهج البلاغه، خطبه138، ترجمه محمد دشتي.
6. العلم سبعه و عشرون جزءاً... . بحارالانوار، ج52، ص336.
7. اذا قام قائمنا وضع يده علي رئوس العباد... . همان، ص328.
8. .... علماً بعد جهلها . همان، ج36، ص252.
9. همان، ج51، ص78، ...ولا تدخر الارض شيئاً من نباتها
10. کمال الدين، شيخ صدوق، ج1، ص231.
11. يأمرهم بعمران المدن ، يوم الخلاص، ج2، ص65.
12. تعمر الارض و تصفو و تزهر . منتخب الاثر، صافي گلپايگاني، ص209.
13. فعرض عليهم السلام... . بحارالانوار، ج52، ص340.
14. در ذيل آيه 159 سوره نساء و ان من أهل الکتاب الا ليؤمننّ به قبل موته آمده است. بحار الانوار، ج14، ص349.
15. اما وجه الانتفاع بي... کمال الدين، ج2، ص483.
16. ... ان القلب غائب عن سائر الجوارح... ، کمال الدين، ج1، ص210.
17. مفاتيح الجنان، دعاي افتتاح اللهم انا نشکوا اليک فقد نبينا و غيبه ولينا... .
18و19. فقراتي از دعاي ندبه در مفاتيح الجنان بنفسي انت من مغيب لم يخل منا... و يابن الخيره المهذبين فقد طال الصدي و... .

پدید آورنده: سيد ابوالفضل موسوي آقداش

]]>
يادداشتي درباره جشن‌هاي نيمه شعبان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1049 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1049 ماه شعبان كه از راه مي رسد، پس از سپري شدن آغازين روز هاي آن كه مصادف با ولادت امام حسين عليه السلام، حضرت ابالفضل عليه السلام و امام سجاد عليه السلام است،

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 گويي شهر و ديار، كوي و برزن به جنبش و تكاپو براي گراميداشت مولود نيمه شعبان مي افتد و از اين رهگذر صحنه هاي زيباي عشق به مهدي موعود عليه السلام در جنبشي كاملاً مردمي و عاشقانه خلق مي شود كه بدون شك در ايام ديگر سال مثل آن تكرار ناشدني است.
برگزاري جشن هاي باشكوه نيمه شعبان اگر چه زيبا و پر از حسنه است اما متأسفانه رسوخ خرافات و انجام برخي حركات نسنجيده، زيبايي آن را تحت الشعاع قرار مي دهد، به عنوان مثال ساختن مجسمه هاي اژد ها، حيوانات و اين قبيل ساخته هاي عوامانه، ضمن آن كه حال و هواي مذهبي و معنوي جشن ها را كمرنگ و نامحسوس مي كند، به دليل رسوخ خرافات و بدعت هايي در آن، ذهن جوان مسلمان ايراني را از درك حقيقت و معرفت مهدوي دور مي كند؛ حقيقت و معرفتي كه بي گمان غايت اصلي همه اين شور و شعف ها و برگزاري جشن ها مي باشد و غفلت از آن ضايعه اسف باري است كه دل نازنين امام عصر(عج) را به درد مي آورد.
مسأله تأسف بار ديگر پخش موسيقي هاي لس آنجلسي در برخي چادر هايي است كه به مناسبت نيمه شعبان دركوچه و محلات داير مي شود كه گذشته از حرمت شرعي آن، خود عامل وهن اهل بيت عليه السلام و شخص امام زمان(عج) است. البته ناگفته نماند كه در ساليان اخير حجم اين قبيل ناهنجاري هاي ديني در شهر ها رو به كاهش گذاشته است با اين حال نمي توان به طور كلي از وجود آن غافل شد و بي تفاوت از كنارش گذشت.
نكته حايز اهميت ديگر در اين ميان ضرورت تبيين زواياي گوناگون مهدويت براي جوانان و به ويژه پاسخ گويي به ده ها و صد ها شبهه اي است كه در ارتباط با امام زمان(عج) طرح مي شود. اين وظيفه البته در وهله نخست از عالمان ديني مورد انتظار است و اين كه بتوانند متناسب با درك و فهم مخاطبان خويش و نيز بهره گيري از بيان شيوا و جذاب در انجام اين مأموريت خطير موفق باشند و براي اين كار چه زماني بهتر از ايام نيمه شعبان و چه مكاني مناسب تر از چنين محافلي كه جوانان در آن گردهم مي آيند. چه خوب است بانيان اين مجالس و محافل از اساتيد و روحانيوني كه در اين زمينه داراي تخصص لازم اند و از انحرافات و آسيب ها جدايند بهرة كافي ببرند.
آنچه مشخص است اين كه متاسفانه عوامل تخريب فرهنگ مهدويت متاسفانه در سالهاي اخير افزايش يافته است. شايد اشاره به اين عوامل به اختصار لازم باشد تا خطرها مطرح گردند و افرادي كه براي مقابله با اين خطرها احساس وظيفه مي كنند به فكر چاره بيافتند .
1 ـ ترويج خرافات و پيرايه بستن به وجود مقدس حضرت حجت عجل الله تعالي فرجه الشريف .
2 ـ توقيت يا تعيين زمان براي ظهور حضرت با آن كه مورد نهي صريح است و كسي نمي تواند و حق ندارد زماني براي ظهور تعيين كند.
3 ـ ادعاي ارتباط با حضرت حجت عليه السلام كه شمار مدعيان در سالهاي اخير رو به فزوني رفته و همچنان ادامه دارد .
4 ـ بيان اين قبيل ادعاها ـ چه مربوط به گذشته و چه مربوط به حال ـ توسط بعضي سخنرانان و مداحان و سرگرم كردن مردم بي خبر به مطالبي كه با مباني ديني در تضاد است .
5 ـ پخش برخي مطالب سست از رسانه ملي كه وجهه اي حكومتي دارد و در باور مردم تاثيرگذار است .
6 ـ اضافه شدن بر تعداد اماكني كه ادعاي تعلق آنها به حضرت امام زمان عليه السلام از طريق افراد سودجو مطرح مي شود و افراد بي خبر نيز آنرا باور مي كنند و اين اماكن به محل رفت و آمدهاي عمومي تبديل مي شوند و عناصر فريبكار هر روز پيرايه هائي نيز بر پيرايه هاي موجود اضافه مي نمايند .
7 ـ رواج ملاهي و مناهي و منكرات در مجالس جشن نيمه شعبان و به فراموشي سپرده شدن سنت هاي قديمي كه بر اعتقادات ديني استوار بودند و پايه هاي اعتقادي مردم را تحكيم مي كردند .
8 ـ سوء استفاده هائي كه دشمنان مهدويت از رواج خرافات در ميان مردم مي كنند و اصل اعتقاد به مهدي موعود را زير سئوال مي برند .
در برخورد با اين خطرها وظيفه همه پيروان اهل بيت بسيار سنگين است. با تمام تلاش و كوشش مراجع بزرگوار و علماي دلسوز، باز به نظر مي رسد، جاي افرادي چون شهيد مطهري خالي است كه با قلم و بيان خود در برابر اينهمه انحرافات ايستاده و امام زمان عليه السلام را با علم خود در اين دوران غربت ياري نمايند.
فرهنگ مهدوي مظلوم است . اين مظلوميت را حوزه هاي علميه با قيام علمي و تبليغي خود مي توانند برطرف كنند .
وختم كلام هم اين كه اگر ما ادعاي شيعه بودن داريم و خود را از محبان حضرت حجت (عج) به حساب مي آوريم ـ كه ان شاء ا... همين گونه هم است ـ بايد ضمن حضور در شادي هاي اهل بيت عليه السلام با رفتار و كردار خود وظيفه شيعه بودن خويش را به درستي انجام دهيم و بكوشيم كه در برگزاري جشن هاي ماه شعبان، موجب عزت مندي بيشتر دين و آيين مان گرديم نه اين كه خداي ناكرده با افتادن در دام خرافات، موجب وهن بزرگان دين مان باشيم

]]>
تولد آفتاب http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1048 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1048 غروب خورشيد ماه شعبان، با پرتو زرين خود، خانه ها را فرا گرفته است. نسيم مرطوبي از دجله مي وزد.گلدسته پيچ در پيچ سامرا، مهياي آواي ملكوتي تكبير است. در خانه امام باز مي شود تا خدمتكاري كه بوي مشك مي پراكند، از آن خارج شود و به خانه اي نزديك رود.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 خادم در مي زند و حكيمه در را مي گشايد.
فرمانبر مي گويد: سرورم مي فرمايد: (روزه مستحبي خود را) در منزل ما افطار كن.
دل بانو از اين دعوت مي تپد. حس مي كند كه در وادي اين دعوت، بايد كار مهمي باشد. خورشيد در درياچه غروب تن مي شويد.
حكيمه وارد خانه مي شود.
بوي گل هاي بهارين در جاي جاي منزل امام پيچيده است. شب جمعه است. مدتي است كه نرگس را نديده است.
امام با لبخندي كه سيماي گندمگونش را تابناك كرده، به استقبال عمه مي شتابد.
حكيمه نيز از ديدن او شادمان است. آن كه علم كتاب در اختيار دارد، مي گويد: امشب نيمه شعبان است.
به آسمان مي نگرد و ادامه مي دهد: و خداوند بلند پايه، در اين شب پيشوايش را در زمين آشكار خواهد كرد.
پس رو به حكيمه مي كند و با صدايي كه در آن پژواك پيامبران نهفته است، مي گويد: امشب فرزندي كه نزد خداوند عزوجل بزرگوار است، متولد مي شود. كسي كه پروردگار، زمين مرده است را به يمن قدوم وي زنده مي كند.
نرگس به پيشواز بانويي مي آيد كه اسلام را از او آموخته است. بانويم و بانوي خاندانم! چگونه روز را به پايان رسانده اي؟
چشم حكيمه به نرگس مي افتد. با شوق به سويش مي شتابد و او را در آغوش مي گيرد. مي گويد: بلكه شما بانوي خاندان من هستي! حيرت بر سيماي معصومانه نرگس نقش مي بندد.
اين چه كاري است عمه؟! ]حكيمه خم شده است تا كفش هاي نرگس را از پايش بيرون آورد[.
سرورم اجازه دهيد تا من كفش هاي شما را از پايتان بگيرم.
شادي از چشمان عمه مي تراود و مي گويد: بلكه تو سرور مني. به خدا سوگند كه نمي گذارم كفشم را در آوري و به من خدمت كني. بلكه من خادم توام و تو بايد قدم بر چشم من نهي.
حكيمه نرگس را به سوي حصيري مي برد. برادرزاده، بيرون به انتظار مي نشيند. حكيمه با شادماني نرگس را مي بوسد و مي گويد: دخترم! خداوند به زودي (امشب) پسري به تو خواهد داد كه سرور و سالار هر دو جهان است. بانو حكيمه، پس از نماز عشا افطار مي كند و براي خفتن مهيا مي شود. نرگس، نزديك او آرميده است. امام، بسترش را در ايوان حياط افكنده است. حكيمه براساس عادت هميشگي براي نماز شب برمي خيزد. وضو مي گيرد. به نرگس مي نگرد. آرام خفته است. امام نيز بيدار شده و وضو گرفته است.
دلش، آسمان هاي دوردست را طواف مي كند. جز لحظه هايي اندك، شب پيشين را نخفته است.
چگونه مي تواند آرام بخوابد، در حالي كه چشم انتظار ميلاد مژده آسماني است، مژده رسالت هاي كهن.
حكيمه نمازش را خوانده است. بر سجاده خويش نشسته و مشغول ذكر است. نرگس هراسناك و منتظر از بستر بر مي خيزد. براي وضوي نماز شب از اتاق بيرون مي رود. حكيمه همچنان به او مي نگرد و آثار بارداري در وي آشكار نيست. جام شكيبايي حكيمه مي شكند، موريانه ترديد در وجودش رخنه مي كند. امام از جايي كه نشسته با صداي بلند مي فرمايد: عمه! شتاب مكن. نزديك است! بانو شرمگين مي شود. در آستانه در، چشمش به نرگس مي افتد كه بيمناك است، مي پرسد: دخترم چه احساسي داري؟ درد سختي دارم. عمه از هراسش مي كاهد: خدايت حفظ كند. بر خويش چيره و دل قوي دار. اين همان است كه به تو گفته بودم.
مي ترسم عمه.
نترس دخترم.
حكيمه نرگس را به ميانه اتاق مي كشاند، بالشي مي نهد. او را آرام گوشه اي مي نشاند تا مهياي زايمان شود. لحظه ميلاد نزديك است. نرگس دست عمه را مي فشارد. گويي درد تمام زايمان ها در وجودش ريخته است. او تپش بال هاي فرشتگان را حس مي كند به نظرش مي رسد كه همهمه اي همانند تلاوت قرآن مي شنود. چيزي نمانده است كه حكيمه تعادلش را از دست بدهد. امام، از اتاقي ديگر مي گويد: سوره دخان را بر او بخوان!
حكيمه امر امام را بر چشم مي نهد. به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر. سوگند به اين كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبي پر بركت نازل كرديم. ما همواره انذار كننده بوده ايم. در آن شب هر امري براساس حكمت تدبير و جدا مي گردد... نرگس مويه هاي ميلاد سر مي دهد و كف دست حكيمه را با دست مي فشارد. ناگهان، نوري چشمان حكيمه را خيره مي كند و او ديگر چيزي نمي بيند، گويي نرگس ناپديد شده است. دلش از بيم مي تپد. به سوي در اتاق مي دود تا از پسر برادرش ياري طلبد. امام نزديك در ايستاده به عمه مي گويد: عمه برگرد! او را در همان جايگاه خواهي يافت.
چهره نرگس از نوري آسماني مي درخشد. كودك را مي بيند كه در حالت سجده بر زمين افتاده است. پاكيزه است و هيچ نشانه اي از نشانه هاي تولد بر او نمودار نيست. كودك آمده از رحم بشارت ها، با خويش نشانه هاي پيامبران پيشين دارد. از موسي بن عمران، هراس فرعون از تولدش را، و از مسيح، سخن گفتن در گهواره را، از نوح عمر طولاني را، از ابراهيم بت شكني را، و از محمد امين. نام، لقب، و رسالتش را، حكيمه، نشانه هاي كودك را مي گيرد، او را به خود مي چسباند و در دامنش مي نشاند. پدر او را صدا مي زند: عمه پسرم رابياور! حكيمه با فروتني به وعده راستين خداوند، كودك را مي آورد. پدر، پسر را مي گيرد و كف دست راستش را بر پشتش مي نهد. او را مي بويد. چشم ها، گوش ها و دهانش را مي بويد و زمزمه مي كند: پسرم! حرف بزن! به قدرت خداوند سخن بگو. اي حجت آفريدگار و بازمانده پيامبران و خاتم جانشينان و جانشين پارسايان! حرف بزن!
و اعجاز رخ مي دهد. آوايي ملكوتي از كودك بر مي آيد: به نام خداوند بخشايشگر... ما مي خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را از پيشوايان وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را در زمين پا برجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان، آنچه را از آنها بيم داشتند، نشان دهيم
چشمان پدر از اشك لبريز مي شود وعده خداوند تحقق يافته است؛ زيرا خداوند از وعده خود تخلف نمي كند

]]>
منتظر و نيکوکاري http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1004 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1004 در آيه هفت سوره محمد صلي الله عليه و آله و سلم ، خداوند تبارک و تعالي مي فرمايد: اگر خدا را ياري کنيد، او نيز شما را ياري نموده و در سلوک راه حق، قدمهايتان را ثابت و استوار نگه مي دارد و يا در سوره بقره مي فرمايد: کيست که به خدا قرض نيکويي دهد تا آن را براي او چندين برابر کند؟ .

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 1 ممکن است اين سؤال در ذهن کسي خطور کند که خداوند تبارک و تعالي ـ که بي نياز مطلق است و احتياج در مورد ذات مقدس او متصور نمي باشد ـ چگونه چنين درخواستي از بندگان خود نموده است؟
در جواب مي توان گفت که خداوند از جهت شدت محبت و علاقه اي که به اولياء خود دارد، ياري آنها را ياري خود، ظلم به آنها را ظلم به خود و احسان به آنها را احسان به خود، بيان نموده است و آنها را معيار و ملاک قرار داده تا بندگانش را امتحان کند. پس هر کس، ادعاي محبت پروردگار را دارد، بايد اولياء او را دوست بدارد؛ چنانکه در ضمن بسياري از زيارات معصومين عليهم السلام ، آمده است: مَنْ أحبَّکُم فَقَدْ أحبَّ اللهَ وَ مَنْ أبْغَضَکُم فَقَدْ أبغَضَ اللهَ؛ کسي که شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هرکه با شما دشمني کند، خدا را دشمن داشته است . لذا اگر کسي بخواهد خدا را ياري کند تا مشمول عنايت پروردگار و امدادهاي غيبي او گردد بايد اولياء او را ياري کند.
بديهي است که سر سلسله اولياء الهي و محبوب ترين افراد در درگاه ربوبي، خاتم انبياء، حضرت محمد صلي الله عليه و آله و سلم و اهل بيت معصوم آن حضرت عليهم السلام هستند. ايشان، سرچشمة همه برکات و واسطه همه فيوضات الهي مي باشند و آنچه از طرف پروردگار به بندگانش احسان مي شود، به خاطر آنهاست.
در اين زمان، ولايت الهي، خلافت و وصايت محمدي به وجود مبارک حجت بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف ، اختصاص دارد؛ اوست که واسطه بين خلق و خالق است و به برکت وجود نازنينش به همه موجودات، روزي داده مي شود و به يمن وجودش، زمين و آسمان، استوار مانده است: بيمنه رُزِقَ الوري و بوجوده ثَبَتَتِ الارض و السماء . وظيفه ما در مقابل اين همه الطاف و عنايات ـ که از ناحيه او به ما رسيده ـ شکرگزاري است و کمترين مرتبه شکر اين است که نعمت هاي ولي نعمت خود را در راه مخالفت با او به کار نبريم؛ بلکه به هر نحو ممکن، موجبات خوشنودي او را فراهم آوريم و او را به هر شکل ممکن، ياري کنيم. اين، ياري پروردگار است و همان است که خداوند تبارک و تعالي در عوض آن، وعده نصرت به بندگانش داده است.
اما آنچه که در اين مقاله، مدّ نظر است، اين است که نصرت و ياري امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ، با ياري و کمک به اهل تقوا ميسّر مي گردد و کمک و ياري افراد مؤمن، آن است که نيازهاي ضروري زندگي آنها، گرفتاري و اندوه آنها را برطرف کنيم؛ شر دشمني را از آنها دور نماييم؛ در مقام دفاع از آنها برآييم و حقشان را بگيريم و اين امر، مقدمة تقوي مي باشد.
شاهد بر اين مطلب، روايتي است که در آن آمده، شخصي به اميرالمؤمنين عليه السلام ، عرض نمود: من وجهي را نذر کرده ام که در راه خدا انفاق نمايم؛ در چه مورد صرف کنم که مورد رضايت او باشد؟ ايشان فرمود: به اهل تقوا و عبادت انفاق کن؛ زيرا آنچه به آنها انفاق شود در راه عبادتِ خداوند عالم، صرف شده است. چون که بدنهاي آنها، در راه طاعت الهي به کار گرفته مي شود .
2 همچنين در حديث ديگري، پيامبر بزرگوار اسلام صلي الله عليه و آله و سلم ، مي فرمايد: کسي که بنده ناتواني را کمک کند، خداوند او را کمک مي فرمايد، در روز قيامت، فرشتگاني را مأمور مي کند که او را برگذشتن از محل هاي هراسناک و عبور از خندق هاي آتش صراط، ياري کنند و با سلامتي و ايمني کامل وارد بهشت مي شود. کسي که شخصي را که از نظر فهم و معرفت ضعيف است را ياري کند و به او کلامي را که حجت و دليل محکمي در مقابل ادعاي باطل دشمنش باشد، ياد دهد، خداوند او را در حال سکرات مرگ و جان دادن، بر شهادت دادن به وحدانيت خدا و رسالت پيامبر اکرم صلي الله عليه و آله و سلم و اقرار به ولايت ائمه طاهرين عليهم السلام کمک مي کند تا آنکه خروج او از دنيا و رجوعش به سوي خداوند عالم، جلَّ شأنه، به برترين اعمال و بهترين احوال باشد؛ پس در اين حال، به او سرور، خرمي و شادماني مي رسد و به او بشارت داده مي شود که خداوند متعال از او خشنود است و بر او خشم و غضب ندارد و هر کس کسي را که گرفتار است کمک کند به گونه اي که کار او اصلاح شود و از پريشاني نجات پيدا کند، خداوند او را در روز گرفتاري و پريشان حالي در قيامت ياري مي کند، او را از گروه بدکاران جدا کرده و در زمره نيکوکاران قرار مي دهد .
3 از بزرگترين مسائلي که مؤمن در مقام تکميل تقوا بايد رعايت کند، معرفت و شناخت حقوق برادران ديني و تلاش کردن در اداء آن است که اين، موجب رضايت خداوند و ائمه عليهم السلام ، مي باشد. شيعيان علي بن ابي طالب عليه السلام ، کساني هستند که برادرانشان را بر خود ترجيح مي دهند؛ گرچه خودشان نيازمند باشند. آنها بعد از توحيد و اعتقاد به نبوت و امامت، واجبات الهي را به جا مي آورند و بزرگترين واجب، نيز اداء حقوق برادران ديني مي باشد؛ چرا که امام عسکري عليه السلام ، مي فرمايد: کسي که به حقوق برادرانش آشناتر است و بهتر آن را ادا مي کند، نزد خدا، مقام برتري دارد و کسي که براي برادرانش در دنيا فروتني مي کند، نزد خدا از صدّيقين شمرده مي شود؛ چنين کسي به راستي از شيعيان علي بن ابي طالب عليه السلام است .
4 آنچه از اين روايات، فراوان استفاده مي شود، اين است که اداء حقوق برادران، وسيلة تکميل همه خوبيها، باعث دوستي خداوند و فرشتگان و سبب آمرزش گناهان و راه يافتن به مقامات عالي در بهشت است و ترک آن يا جهل به آن، باعث محروميت انسان از همه اين فضائل و نقصان ايمان و پستي رتبه او نزد خداوند منان است.

________________________
1. بقره/245.
2. مهج الدعوات.
3. تفسير امام حسن عسگري عليه السلام ، ص635، حديث 37.
4. تفسير امام حسن عسکري عليه السلام ، ص319 تا 326، احاديث 162-173.

پدید آورنده:روح الله علي ياري

]]>
عرفات تجلي گاه شناخت امام عصر عجل الله فرجه http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=997 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=997 عرفات نام محلي است در نزديکي مکه که يکي از اعمال حج در آن جا انجام مي شود. واژه شناسان درباره معناي آن گفته اند:ادراک چيزي با تفکر در آثار آن را عرفات مي گويند، از اين رو سرزمين عرفات را عرفات مي گويند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 عرفات نام محلي است در نزديکي مکه که يکي از اعمال حج در آن جا انجام مي شود. واژه شناسان درباره معناي آن گفته اند:ادراک چيزي با تفکر در آثار آن را عرفات مي گويند، از اين رو سرزمين عرفات را عرفات مي گويند.
در مورد علت نام گذاري آن چند مطلب نقل شده است:
1. از امام صادق عليه السلام سؤال شد: چرا عرفات را عرفات ناميدند؟ فرمودند: به خاطر اين که هنگام ظهر، حضرت جبرئيل عليه السلام به حضرت ابراهيم عليه السلام گفت: اعترف بذنبک و اعرف مناسکک؛[1] به پيامد (کارهاي) خود اعتراف کن و اعمال (حج) خويش را بشناس .
2. عرفت بموقفک بعرفة معرفة الله سبحانه امر المعارف و العلوم و عرفت قبض الله علي صحيفتک و اطلاعه علي سريرتک و قلبک؛[2] آيا در وقوف به عرفه، خدا را شناختي، معارف و علوم ديني را شناختي، آيا شناختي که خدا بر اعمال پنهان و آشکار تو آگاه است؟
3. برخي گفتند که آدم و حوا در سرزمين عرفات، همد

]]>
اولين و آخرين وصي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=981 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=981 در منابع روايي ما، اوصاف زيادي از منجي بشريت، حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف آمده است كه در پاره اي از آنها براي تقريب به ذهن، صفات و شرايط ايشان را مشابه صفات و شرايط ساير انبيا و اوليا معرفي كرده اند. مرور اين روايات، انگيزه اي است

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 براي اين كه شباهت هاي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف با هر يك از آن بزرگواران را با دقت بيشتري بررسي نماييم و از اين راه بتوانيم شناخت بهتري درباره آن حضرت پيدا كنيم و به اين حقيقت دست يابيم كه آن چه خوبان همه دارند، تو يكجا داري.
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: سرور ما، قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف به هنگام ظهور بر ديوار كعبه تكيه مي زند و مي فرمايد: اي مردم عالم! هر كه بخواهد ابراهيم عليه السلام و اسماعيل عليه السلام را نظاره كند من همان ابراهيم و اسماعيلم ... هر كه مي خواهد محمد صلي الله عليه و آله و سلم و اميرالمؤمنين عليه السلام را ببيند، من همان محمد و اميرالمؤمنينم كه درود خدا بر آنها باد! هر كس طالب ديدار حسن عليه السلام و حسين عليه السلام است، من حسن و حسينم؛ هر كه بخواهد امامان معصوم عليهم السلام را ملاقات نمايد، من همان امامان معصومم .[1]
در بين اهل بيت عليهم السلام، شباهت امام اول و آخر قابل توجه است و از اين ميان، سه ويژگي زهد، علم و شجاعت در اين دو امام، برجسته تر است.
1. زهد
امام صادق عليه السلام مي فرمايد: مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف به سيره و سنّت رسول خدا صلي الله عليه و آله و سلم عمل نموده و به شيوة اميرالمؤمنين عليه السلام زندگي مي كند .[2] در ضمن روايتي از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: وقتي قائم ما اهل بيت عليهم السلام بپا خيزد لباس هاي علي عليه السلام را در بر مي كند و روش او را پيش مي گيرد .[3]
درباره زهد امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف، رواياتي داريم كه حاكي از آن است كه دوران ظهور، براي آن حضرت و ياران خاص ايشان چيزي جز بيداري شب ها و گشت و گذار و فعاليت روزها و پوشيدن جامة زبر و خوردن غذاي سخت نخواهد بود.
2. علم
در كتاب دارالسلام روايت شده كه اميرالمؤمنين علي عليه السلام فرمود: يا كميل ما من علم إلّا و أنا أفتحُه و ما من شيءٍ إلاّ و القائم يَختمه؛ اي كميل! هيچ علمي نيست مگر اين كه من افتتاح كنندة آن مي باشم و هيچ چيزي نيست مگر اين كه قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف آن را به پايان مي رساند و خاتمه مي دهد . صاحب كتاب مكيال المكارم مي فرمايد: منظور از چيز در اين روايت، يا علم است به قرينة اول حديث و يا تمام كمالات و اخلاق نيك و علوم و معارف حقّه است كه ساير امامان، بعضي از آنها را به مقتضاي صلاح زمان خودشان آشكار كرده اند، ولي حضرت قائم عجل الله تعالي فرجه الشريف همه آنها را آشكار مي كند؛ پس با ظهورش، همة فضايل آشكار مي گردد .[4]
امام علي عليه السلام در وصف دانش مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف مي فرمايد: زره دانش بر تن دارد و با توجه و معرفت كامل، آن را فراگرفته است. حكمت گمشدة اوست كه همواره در جست و جوي آن مي باشد ،[5] و اين يك شباهت مهم ميان آخرين امام و باب مدينة العلم نبوي است كه از هر باب علمي كه پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم براي وي گشود، هزاران باب علم گشوده مي شد.
3. شجاعت
در وصف شجاعت امام علي عليه السلام و حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف روايات بسياري وارد شده است. شجاعت اميرالمؤمنين عليه السلام در صدر اسلام، زمينه ساز تشكيل حكومت اسلامي بود، و شجاعت امام عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز در آخرالزمان به تشكيل حكومت جهاني اسلام منجر خواهد شد. ضربت حضرت علي عليه السلام در جنگ خندق بر عمرو بن عبدود كه نماينده احزاب در مقابل اسلام بود، موجب پيروزي اسلام بر تمام كفر گشت، و با ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز تمام اسلام بر تمام كفر پيروز خواهد شد، چرا كه: وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ [6] خداوند نور خود را تمام مي كند و گسترة نور حقيقتي را كه پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم آغاز و اميرالمؤمنين عليه السلام تثبيت كرد، با وجود و ظهور مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف تمام و كامل مي نمايد، هر چند كه كافران از آن اكراه داشته باشند.
امام علي عليه السلام به هنگام فتح مكه، بت هاي آويخته شده در كنار و داخل كعبه را كه مدّتي طولاني مورد عبادت مردم بود، به كمك پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم شكست و نابود كرد و پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم در آن جا آية شريفة جَاء الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ كَانَ زَهُوقاً [7] را قرائت نمود كه در روايات آمده است، اين آية شريفه به قيام حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نظر دارد و ظهور حضرت در حقيقت، تأويل و مصداق تمام معناي آيه است.
يكي از ويژگي هاي آن بزرگواران اين است كه در راه خداوند و اجراي اوامر الهي از هيچ كس باك ندارند و در اجراي عدل، قاطعانه و طبق موازين الهي رفتار مي كنند. همين ويژگي اميرالمؤمنين عليه السلام بود كه باعث شد با وجود آن كه مردم، خودشان براي بيعت به سمت حضرت هجوم بردند و به شدت خواستار به دست گرفتن حكومت توسط ايشان بودند و از ظلم و جور و بي عدالتي هاي موجود، خسته و گريزان بودند، با اين حال پس از مشاهده قاطعيّت و شجاعت حضرت، در بازپس گيري اموال نامشروع و اجراي مساوات بين تمام مسلمانان و در نظر نگرفتن امتيازهاي قومي و قبيله اي، دريافتند كه در حكومت عدل علي عليه السلام جايي براي برآوردن هوي و هوس هاي نفساني و پاسخ به حرص و طمع نامحدود نفس امّاره وجود ندارد و به همين دليل صف خود را از حضرت جدا كردند و بلكه مقابل آن حضرت، صف بندي نمودند.
امام علي عليه السلام درباره دوران ظهور نيز همين هشدار را مي دهد و اين شباهت را بيان مي نمايد؛ ايشان در نهج البلاغه مي فرمايد: دربارة آن چه كه بايد باشد، شتاب نكنيد و آن چه را كه در آينده بايد بيايد دير مشماريد، چه بسا كسي براي رسيدن به چيزي شتاب مي كند، اما وقتي به آن رسيد، دوست مي دارد كه اي كاش آن را نمي ديد و چه نزديك است امروزِ ما به فردايي كه سپيد آن آشكار شد. اي مردم! اينك ما در آستانه تحقق وعده هاي داده شده و نزديكي طلوع آن چيزهايي كه بر شما پوشيده و ابهام آميز است قرار داريم .[8] آن حضرت در خطبه اي ديگر در وصف سيره امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف مي فرمايد: او خواسته ها را تابع هدايت وحي مي كند، هنگامي كه مردم، هدايت را تابع هوس هاي خويش قرار مي دهند... آگاه باشيد فردايي كه شما را از آن هيچ شناختي نيست، زمامداري حاكميت پيدا مي كند كه غير از خاندان حكومت هاي امروزي است؛ او عمّال و كارگزاران حكومت ها را بر اعمال بدشان كيفر خواهد داد. زمين، ميوه هاي دل خود (معادن طلا و نقره) را براي او بيرون مي ريزد و كليدهايش را به او مي سپارد. او روش عادلانه و حكومت حق را به شما مي نماياند و كتاب خدا و سنت پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم را كه تا آن روز متروك ماندند، زنده مي كند .[9] روشن است كه انجام چنين كار بزرگي، شجاعت و نيز علم بسيار مي طلبد.
اين نيز يكي از وجوه تشابه اين دو امام است كه مردم بايد خود به درماندگي برسند و پس از تجربة حكومت هاي ديگر به ناكار آمدي حكومت هاي غير ديني و غير مشروع پي برند و خواستار حكومت ولايي خليفة الله باشند.
آنچه براي اميرالمؤمنين عليه السلام نماد شجاعت و ابزار مبارزه با كفر، شرك، ظلم و نفاق شناخته مي شود، شمشير ذوالفقار است كه طبق برخي روايات، هديه اي از جانب پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله و سلم بوده است. در روايات ديگري آمده است كه حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف نيز با همين شمشير قيام كرده و ريشة كفر، شرك، ظلم و نفاق را به وسيلة آن قطع مي نمايد.[10]
آن چه بيان شد، بيان مهم ترين شباهت هاي اين دو امام بود و إلّا شباهت هاي كمالي و اخلاقي اين دو بزرگوار بيش از اين ها است، چرا كه كُلُّهم نورٌ واحدٌ .
به اميد روزي كه فرزند علي، امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف، علي گونه قيام كند و عدل علوي را در ديدگان همه به تجلي بگذارد.

______________________
[1]. امام صادق عليه السلام: و سيدنا القائم مسند ظهره إلي الكعبة و يقول: يا معشر الخلائق ألاومن أراد أن ينظر إلي ابراهيم و اسماعيل و فها أنا ذا ابراهيم و اسماعيل ... ألاومن أراد أن ينظر إلي الأئمة فها أنا ذا الأئمة ؛ بحارالانوار، علامه مجلسي، ج53، ص9.
[2]. امام صادق عليه السلام: يسير بسيرة رسول الله صلي الله عليه و آله و سلم و لا يعيش إلا عيش أميرالمؤمنين عليه السلام ؛ الغيبة، شيخ طوسي، ص277.
[3]. اصول كافي، كليني، ج1، ص411.
[4]. مكيال المكارم، ج1، ص159-158.
[5]. نهج البلاغه، ترجمه دشتي، خطبه 182.
[6]. صف/8.
[7]. اسراء/81.
[8]. نهج البلاغه، ترجمه دشتي، خطبة 150.
[9]. همان، خطبه138.
[10]. ر.ك: فرهنگ نامه مهدويت، خدامراد سليميان، ذيل واژه ذوالفقار، صص19-189.

پدیدآونده: زهرا صفاري زاده

]]>
اقتدای حضرت مسیح به امام زمان (علیه السلام) http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=963 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=963 در روایت های اسلامی، درباره نزول حضرت مسیح(ع)سخن به میان آمده است، نه ظهور آن بزرگوار. این دو کلمه، مفاهیم متفاوتی دارد؛ یکی به معنای غیبت ودیگری نشان دهنده عروج و رفع الی الله و نزول دوباره است

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 ضرورت همه ادیان الهی، ظهور منجی حقیقی در آخر الزمان است و وعده خداوند و پیامبران بزرگ الهی در ظهور آن بزرگوار و برقراری صلح وعدالت در جهان است. عقل، فطرت و وجدان های بیدار وتجربه ها ی انسانی نیز این معنا را تأیید می کند که مقصد کاروان انسانیت، حکومت واحد جهانی وعدالت خواه وعدالت پروراخلاقی است.
در روایت های مهدویت، از عیسی بن مریم به عنوان یکی از یاران حضرت مهدی(عج) یاد شده است که در زمان ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان نزول می کند و پشت سرآن حضرت قرار می گیرد و در نماز جماعت به ایشان اقتدا خواهدکرد ومعاونت ایشان را برعهده دارد.وی حامی و مروج حضرت حجت است که به هدایت مردم به ویژه اهل کتاب می پردازد. حضرت محمد(ص) نیز در روایتی براین حقیقت تأکید می کند ومی فرماید: سپس هنگام ظهور حضرت مهدی(عج) عیسی بن مریم فرود می آید و پشت سر او (حضرت مهدی)، نماز می خواند (1).
پیامبر در روایت دیگری حضرت مسیح را حاکم عادل و شکننده صلیب ها در عصر ظهور معرفی می کند و می فرماید: قسم به کسی که جانم در دست اوست، نزدیک است که در میان شما، پسر مریم فرود بیاید.او حاکمی عادل است که صلیب را می شکند وخوک را می کشد وجزیه را بر می دارد(2).
رهبر انقلاب جهانی اسلامی، حضرت مهدی(عج) است وعیسی بن مریم، این پیامبر اولوالعزم الهی، دررکاب آن حضرت درراه جهانی سازی اسلامی وجهانی شدن ارزش های قرآنی، ایشان را یاری می کند.یکی از عوامل اثر گذار در پیشرفت انقلاب جهانی مهدوی وبرقراری حاکمیت انقلاب اسلامی درسراسر جهان،حضور این پیامبر الهی در کنار مهدی آل محمد(ص) است. بی شک ، مسیحیان جهان با لطف الهی، ضرورت پیروی از حضرت مهدی(عج)ومشارکت در انقلاب جهانی مهدوی را خواهند شنید وبه ایشان روی می آورند و از این راه ، اسلام سریع تر در سراسر جهان گسترش می یابد و حضرت مسیح(ع) در این امر نقش مهمی را ایفا می کند. (3).
حضرت ولی عصر(عج)با پیامبران بزرگ الهی شباهت های بسیاری دارد و ویژگی های برجسته زندگی هر یک از آنان، در وجود پاک آن حضرت نمودار است. در این میان ،شباهت بسیاری میان حضرت مهدی(عج) وحضرت مسیح (ع) وجود دارد که برخی از آنها عبارتند از :
الف) هردو در خردسالی وکودکی به مقام ولایت مطلقه رسیدند .حضرت عیسی (ع) به تصریح قرآن کریم، در آغاز تولد به مقام نبوت رسید(4) وحضرت مهدی(عج) هنوز به پنج سالگی نرسیده بود که به امامت و ولایت مطلقه الهی مفتخر شد.
ب) هردو در نخستین لحظات تولد، لب به سخن گشودند.عیسی (ع) فرمود: منم بنده خدا، او به من کتاب عطا کرده و مرا پیامبر خود قرار داده و مایه برکت و رحمت گردانیده است… (5) حضرت مهدی(عج) نیز در لحظه نخستین ولادت سخن گفت؛ چنان که شیخ صدوق می نویسد: چون مهدی(عج) متولد شد، برای خدا به سجده افتاد (6).
ج) هردو از دیده ها غایب وپنهان شدند، چنان که درباره عیسی بن مریم (ع) می خوانیم : خداوند او را به سوی خود بالا برد (7) و همین امر موجب شد، مردم از فیض دیدارش محروم شوند.امام زمان (عج) نیز در پشت پرده غیبت است و کسی نمی داند که آن حضرت کجا به سر می برد.
د) درمیان عقاید مردم درباره هر یک از آن دو وجود مقدس، اختلاف های بسیار وچشمگیری وجود دارد. گروهی تولد حضرت مسیح (ع) را انکار وگروهی دیگر تولد او را تأیید کردند و گفتند : برانگیخته شد، ولی به دست رومیان به دار آویخته شد. خداوند نیز درقرآن کریم در این باره می فرماید: اورا نه کشتند و نه به دارش زدند،ولی جریان برآنان مشتبه شد (8).
درباره حضرت مهدی(عج) نیز همین عقاید متفاوت وجود داشت. گروهی منکر تولد آن حضرت شدند و گروهی گفتند متولد شد، ولی از میان رفت؛ ولی شیعیان عارف وخالص، در انتظار مقدم مبارکش هستند.
هـ) هردو، دریک روز، ظهور و برای اعتلای اسلام با هم همکاری خواهند کرد.

__________________________________
۲-بحارالانوار، ج۵۱،ص ۷۱٫
۳-همان، ج۵۲،ص ۳۸۲؛ صحیح بخاری، ج۲، ص ۲۶۵٫
۴-برگرفته از سایت:http://www.ncl.ir/articles/mashi.mahdi.html
5-نک: مریم:۳۰٫
۶-مریم:۳۰-۳۲٫
۷-شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ص۴۳۳؛آل عمران:۱۸٫
۸-نک: نساء:۱۵۸٫
۹-نک: نساء:۱۵۷٫
-ماهنامه موعود، ش ۶۵٫

]]>
امام زمان (عج) و حضرت عیسی(ع) http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=962 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=962 و بخاطر کفرشان، تهمت بزرگی که بر مریم زدند و گفتارشان که ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم در حالیکه نه او را کشتند و نه بدار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می کنند و قطعاً او را نکشتند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خداوند توانا و حکیم است

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 خداوند در آیه 55 از سوره آل عمران چنین می فرماید: ( زمانیکه خداوند به عیسی فرمود: من تو را بر می گیرم و به سوی خود بالا می برم و تو را از کسانی که کافر شدند پاک می سازم…)
و در آیات 156 تا 158 سوره نساء در توبیخ یهود می فرماید:(و بخاطر کفرشان، تهمت بزرگی که بر مریم زدند و گفتارشان که ما مسیح عیسی بن مریم پیامبر خدا را کشتیم در حالیکه نه او را کشتند و نه بدار آویختند لکن امر بر آنها مشتبه شد. و کسانی که در مورد (قتل) او اختلاف کردند، از آن در شک هستند و علم به آن ندارند و تنها از گمان پیروی می کنند و قطعاً او را نکشتند بلکه خدا او را به سوی خود بالا برد و خداوند توانا و حکیم است).
روایات زیادی نیز از طریق اهل سنت(صحیح بخاری و مسلم و بیهقی...) و شیعه رسیده است مبنی بر اینکه: حضرت عیسی (ع) در وقت ظهور حضرت مهدی (عج) از آسمان به زمین نزول می کند، و نیز روایات زیادی داریم که حضرت عیسی الان زنده و در آسمان است، از جمله در تفسیر عیاشی از امام صادق علیه السلام و در عیون اخبار الرضا از امام الرضا علیه السلام.
از حضرت رضا(ع) نقل شده عیسی(ع) زنده از زمین به سوی آسمان برده شد و در بین آسمان و زمین روحش قبض شد و چون او را به آسمان بالا بردند روحش را به او برگرداندند؛ چنا ن که خداوند فرمود: إذ قال الله یا عیسی إنّی متوفّیک و رافعک إلیّ و مطهّرک ، و کنت علیهم شهیداً ما دمتُ فیهم فلمّا توفّیتنی کنتَ أنتَ الرْقیب علیهم و أنت علی کل شیءٍ شهید
(المیزان،علامه طباطبایی،ج3، ص 252 و تفسیر نمونه ، ج 21 ص 100)
اما در مورد اینکه آيا حضرت مسيح، مسيحيان را در موقع گرفتاري كمك و ياري خواهد كرد يا خير؟ هر چند به دليل روشن در اين باره دست نيافته ايم، امّا از باب توسل به انبياء الهي براي رفع گرفتاري ها و آمرزش گناهان و از باب اين كه خداوند فياض مطلق و حضرت مسيح واسطة فيض بوده است، مي گوييم كه مسيحيان اگر جاهل قاصر باشند كه روشن شدن حقايق برايش ممكن نيست، چنين اشخاصي را حضرت مسيح ياري خواهد كرد. امّا اگر جاهل مقصر باشند كه روشن شدن حقايق برايش از طريقي ممكن است ولي براي دست يافتن به آن كوتاهي مي كند، حضرت آنان را ياري نخواهد كرد.
اكنون كه روشن شد حضرت مسيح حيّ و زنده است پيروان خويش را اگر جاهل و قاصر باشد ياري مي كند، به جواب بخش دوم پرسش مي پردازيم و مي گوئيم كه تفاوت عيسي بن مريم ـ عليه السّلام ـ با خضر نبي ـ عليه السّلام ـ و امام زمان (عج) در اين است كه حضرت مسيح رسول و نبي مي باشد امّا حضرت خضر فقط نبي است نه رسول. امام زمان نه نبي است و نه رسول بلكه امام معصوم است.
فرق بين نبي و رسول اين است كه نبي از نبأ به معني خبر مشتق شده و به كسي گفته مي شود كه از جهان بالا خواه از طريق رؤيا و يا از طريق ديگر وحي دريافت كند. البته نبي هر انساني گزارشگر و خبرگيري نيست بلكه گزارشگر اخبار مهم سماوي است كه از جانب خدا به او ابلاغ مي گردد و خضر نبي نيز چنين است.
رسول از رسالت مشتق گرديده است (رسول كه ارتباط با وحي تشريعي دارد) انسان آگاه و مطلع از اخبار سماوي است كه مأمور است آن چه را دريافت كرده ابلاغ نمايد و جامه عمل بپوشاند. مانند حضرت عيسي ـ عليه السّلام ـ كه هم اخبار مهم سماوي را دريافت مي كرده و هم مأمور به تبليغ آن بوده است.[آيت الله سبحاني، منشور جاويد، (نشر مؤسسه امام صادق ـ عليه السّلام ـ، پاييز 1370، چ نمونه، قم)، ج 10، ص 266 ـ 267.]
بنابراين نبي كسي است كه اخبار مهم سماوي را دريافت مي كند و مأموري به تبليغ آن نيست. رسول با اين كه اخبار غيب را دريافت مي كند مأمور به تبليغ آن نيز مي باشد. امام زمان چنان كه بيان شد نه نبي است و نه رسول بلكه امام معصوم و از جانشينان رسول خاتم ـ صلّي الله عليه و آله ـ است.
تفاوت ديگر اين است كه حضرت عيسي بن مريم ـ عليه السّلام ـ را خداوند در آسمان برده است كه در هنگام ظهور امام زمان (عج) به زمين فرود مي آيد و پشت سر حضرت نماز مي خواند. حضرت خضر نبي ـ عليه السّلام ـ و امام زمان (عج) فعلاً در زمين و در ميان مردم به سر مي برند و در موقع گرفتاري ياري مي كنند ولي از ديدگان مردم غايب هستند.

]]>