صهیونیسم http://mahdi313.com در اين بخش به جريان شناسي صهيونسيم مسيحي و اقدامات اين گروه و فعاليتهاي آنها در خصوص مهديت و ... مي پردازيم بررسی فیلم آخرالزمانی کتاب ایلای The book of Eli http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1708 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1708 هالیوود به عنوان مرکز تولیدی سینمای غرب، در سالیان اخیر فیلمهای زیادی را با درون مایه آخرالزمانی تولید کرده است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:37 هالیوود به عنوان مرکز تولیدی سینمای غرب، در سالیان اخیر فیلمهای زیادی را با درون مایه آخرالزمانی تولید کرده است. آمارهای متعدد نشان می دهد ژانر فیلمهای آخرالزمانی و پسا آخرالزمانی از مقبولیت بسیار بالایی در میان مردم برخوردار است و به تبع آن فیلم سازان هالیوود به سمت تولید هرچه بیشتر این فیلم ها رفته اند. به عنوان مثال در سال 2012 و 2013 بیش از 40 فیلم پربازدید آخرالزمانی تولید شده و یا در سالیان اخیر داستان حداقل 10 سریال تلویزیونی تولیدی هالیوود آخرالزمانی بوده است. فارغ از بحث های سینمایی، شیوه نگرش این فیلم ها به نجات و منجی قابل تأمل و توجه است. چگونگی نجات، ویژگی های منجی، خصوصیات انسان های نجات یافته، شیوه طرح عقاید مذهبی و غیره، از جمله مواردی است که با تأمل در آنها می توان نگاه و رویکرد غرب در مورد نجات در آخرالزمان را دریافت. در این سلسله مقالات بر آنیم به بررسی منجی در سینمای معاصر غرب بپردازیم.
درباره فیلم کتاب ایلای (The book of Eli)

گرچه در بسیاری فیلمهای آخرالزمانی سینمای غرب همت اصلی بر وجهه سرگرمی و سودآوری بوده، ولی نمی توان از این مطلب چشم پوشی کرد که نگاه و فکر نویسنده و فیلم ساز قطعاً در نمایش آخرالزمان و احیاناً منجی آخرالزمانی دخیل است.

از جمله فیلم های آخرالزمانی این سالها -که تعدادشان کم هم نیست- یکی از فیلم هایی که با نگاهی دینی به منجی پرداخته فیلم معروف کتاب ایلای (The book of Eli) هست. این فیلم که ساخته 2010 و توسط برادران هیوز ساخته شده به تهیه کنندگی جوئل سیلور است که فیلمهای آخرالزمانی دیگری همچون سه گانه ماتریکس و یا تئوری توطئه را در کارنامه خود دارد.

این فیلم که از فیلمهای پساآخرالزمانی محسوب می شود زمانی را به تصویر می کشد که به واسطه واقعه ای عظیم که در فیلم مشخص می شود جنگی جهانی بوده زمین و لایه ازون نابود می شود و به جز عده کمی در زمین باقی نمی مانند. داستان در مورد مردی به نام ایلای است که نقش او را دنزل واشنگتن بر عهده دارد که از شرق به سمت غرب عالم در حرکت است و طبق آنچه در فیلم بیان می شود با خود کتابی دارد و مأموریت دارد که آن را به غرب عالم برساند. در میانه راه، به شهری که فساد و تباهی در آن موج می زند وارد می شود که در آنجا فردی به نام کارنگی با بازی گری اولدمن حکمرانی می کند و اتفاقاً او هم به دنبال کتاب خاصی می گردد و در این میان متوجه می شود احتمالاً همان کتابی است که در دست ایلای است و تلاش دارد به هر صورتی آن را به دست بیاورد. ما در انتهای فیلم می فهمیم این کتاب، کتاب مقدس مسیحیان (عهد جدید و قدیم) بوده.

دیالوگ بسیار مهم فیلم تقابل ایلای و کارنگی است که وقتی ایلای از کارنگی علت تلاش برای تصاحب کتاب را می پرسد او علت این مطلب را این طور بیان می کند که من به این کتاب برای تسلط بر مردم (و نه هدایت آنها) نیاز دارم. در انتهای فیلم هم اگر چه کارنگی به کتاب دسترسی می یابد، می فهمد زبان آن بریل است و نمی تواند از آن استفاده کند حال آنکه ایلای که خود را به سرزمین موعود که مطابق معمول فیلم های این چنینی آمریکایی جایی در آمریکاست، می رساند کتاب مقدس را که از دست داده بود درون خود حفظ نموده، در اختیار صالحان زمین قرار می دهد تا آنها آن را منتشر و پخش کنند.

این فیلم از این لحاظ که به خلاف فیلم های دیگر آخرالزمانی و پساآخرالزمانی به موضوع مذهب و کارکردهای آن در ساخت جامعه آرمانی می پردازد، قابل تأمل و مثبت است ولی نکاتی در فیلم هست که باید با دقت بیشتری به آنها نگریست:

اول آن که ویژگی هایی که در فیلم در ایلای می بینیم شباهت بسیاری به ویژگی های منجی کتاب مقدس دارد همچون داشتن کتاب مقدس، محافظت غیبی، رویین تنی و نصیحت گری. از طرف دیگر ویژگی های منفی کارنگی هم مشابه خصوصیات ضد مسیح در کتاب مقدس مسیحیان است.

نکته دوم اینکه همان گونه که گفتیم گروه صالحان و آرمان شهر را جایی در غرب و آمریکا معرفی می کند.

نکته سوم که شاید مهم ترین نکته باشد نگاه نجات بخشی به کتاب مقدس مسیحیان (و نه دیگر کتاب های ادیان دیگر) است چرا که ما در انتهای فیلم می بینیم پس از انتشار کتاب مقدس، این کتاب به قفسه کتابها منتقل می شود و در میان تورات و قرآن قرار داده می شود که اولاً جای گیری این کتاب همانند رکوردهای مسابقه هست که کتاب مسیحیان را در جایگاه اول قرار می دهد و ثانیاً به ذهن مخاطب این طور القا می شود که کتب دیگر نتوانسته اند کار تمامی انجام دهند و با آمدن کتاب مقدس مسیحیان نجات صورت می گیرد.

شما که با معارف مهدوی و نقش و جایگاه قرآن در زندگی پیش و پس از ظهور آشنایید، خود بخوانید مفصلی از این مجمل...!

در شماره های بعد به یکی دیگر از تولیدات آخرالزمانی اخیر سینمای هالیوود می پردازیم و شیوه نگاه آن فیلم به نجات و منجی را بررسی می نماییم.

]]>
اقدامات وبرنامه هاي صهيونيزم در تقابل با آموزه مهدويت درحوزه فرهنگ http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1634 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1634 چكيده

مقاله حاضر نقش صهيونيزم يهودي و مسيحي را درحوزه مهدويت اسلامي در دوران معاصر بيان كرده و پرده از تلاشهاي آنان در عرصه فرهنگ، بر مي دارد.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:35  

اهميت و اهداف تحقيق

يكي از موضوعات اساسي دين اسلام يعني تولي وتبري است، و نا گفته پيداست كه تبري از دشمنان بدون شناخت آنان ميسر نمي شود. بديهي است، عدم شناخت كافي و دقيق از گستره عمليات دشمن و ساده نگري و ساده انگاري در قبال آن چه خسارتهاي جبران ناپذيري را درجامعه منتظر مي تواند وارد كند. از اين رو، اين مقاله وظيفه خود مي داند تا با جمع آوري، بررسي و تحليل كتب و مقالاتي كه در اين زمينه به صورت پراكنده نگاشته شده، گامي موثر در بصيرت افزائي جامعه منتظر بردارد.

روش تحقيق در اين تحقيق به منظور بررسي داده ها، از روش توصيفي و تحليلي بهره برده شده است.

]]>
شواهد ستيز دشمنان با فرهنگ مهدویت http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=662 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=662 تأمل در دو مطلب، انسان را متقاعد مى‌كند كه مبارزه و ستيز با مهدويت، براى دشمن، استراتژيك و ضرورى است اول آثار اعتقاد به مهدويت و نمونه‌هاى اين ثمربخشى و دوم نمونه‌هاى عينى باور دشمن به لزوم ستيز

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:32 الف) آثار اعتقاد به مهدويت
1. اميد و تلاش 2. ظلم ستيزى 3. خودسازى فردى و اجتماعى 4. پايدارى در برابر رهبرى‌هاى فاسد و سودجويى‌هاى داخلى و بيگانگان و...
نمونه‌هاى ثمر بخشى تفكر مهدويت:
1.جنبش تنباكو: فتوايى در حد يك جمله «اليوم استعمال تنباكو... در حكم محاربه با امام زمان است...» توسط شخصيتى دينى كه مردم او را نايب عام امام زمان  (علیه السلام)  مى‌دانستند؛ چنان جنبشى ايجاد نمود كه عمق آن حتى در حرمسراهاى دربار نيز تاثير گذارد.
2. انقلاب مشروطه، با اندك آشنايى با تاريخ، مشخص مى‌گردد، حضور علماء در تحقق انقلاب مشروطه تا چه حد تأثيرگذار و به حاشيه راندن آنان تا چه حد مخرّب و زيانبار بوده است و اين نبوده جز به دليل اين كه مردم علماء و كلامشان را حجت مى‌دانستند و تبعيت از آنان را تبعيت از امام زمان (علیه السلام) قلمداد مى‌كردند. امام صادق (علیه السلام) : … فانّى قد جعلته عليكم حاكماً فاذا حكم بحكمنا فلم يقبله منه فانمااستخف بحكم الله و علينا رد و الراد علينا الراد على الله و هو على حدّ الشرك بالله.
3. انقلاب اسلامى ايران: پيروزى انقلاب اسلامى ايران جز در سايه تبعيت از رهبرى فرزانه اى نبود كه مردم او را جانشين امام زمان (علیه السلام)  مى‌دانستند و به همين دليل جان و مال و هستى خويش را با كلام و فرمان او در راه او كه راه انبياء و اولياء مى‌دانستند؛ هديه مى‌كردند. فهمى الهويدى دركتاب «ايران من الدخل» كليد فهم تحقق انقلاب ايران را در واژه هايى مانند؛ ولايت فقيه، مرجعيت تشيع و امام غايب، غيبت كبرا و غيبت صغرا مى‌داند. حامد الگار در كتاب «انقلاب اسلامى در ايران» ريشه انقلاب اسلامى ايران را به موضوع امامت از ديدگاه تشيع و مسأله غيبت امام زمان و پيامدهاى سياسى آن مى‌داند.

ب) نمونه‌هاى عينى باور دشمن به لزوم ستيز

با اين توضيحات طبيعى است كه دشمنان، مسأله مهدويت را در تقابل با خويش بدانند و در مقابل آن صف آرايى كنند و حتى به اين مسأله اذعان كنند. ذكر برخى نمونه‌هاى عينى به وضوح مى‌رساند كه دشمن به ضرورت مطلب پى برده، لذا از هيچ كارى دريغ نمىورزد. جيمز دارمستر مى‌گويد: قومى چنين را ]كه هر لحظه منتظر ظهور است و...[ مى‌توان كشتار كرد. اما مطيع نمى‌توان ساخت.
نمونه اول: در گزارش گروه تبليغى شمال آفريقا، ]گروه‌هاى كه به ظاهر مبلّغ مسيحت اند و در باطن جاده صاف كن و عاملان ورود استعمارگران اروپايى به كشورهاى اسلامى هستند[، يكى از مشكلات بر سر راه تبليغ و پيشرفت استعمار، اعتقاد به آمدن مهدى موعود و سربلندى اسلام، مطرح شده است.
نمونه دوم: مبارزه رژيم منحوس پهلوى با مقوله مهدويت و مأموريت رضاشاه به افراد براى از بين بردن اين اعتقاد با طرح اين مسأله كه قضيه امام زمان مشكلاتى براى او و حكومت ديكتاتورى او درست كرده است.
نمونه سوم: كنفرانس تل آويو (دسامبر 1948، دانشكده تاريخ دانشگاه تل آويو ]فلسطين اشغالى [با همكارى موسسه مطالعاتى شيلوهه صهيونستى) رمز قيام شيعه و پيروزى انقلاب اسلامى در ايران را ابتدا امام حسين (علیه السلام)  و بعد امام زمان (علیه السلام)  را مطرح و هر دو را عامل پايدارى شيعه مى‌دانند؛ نگاه سرخ و نگاه سبز.

]]>
استعمار و بهره گيري از آخرالزمان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=659 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=659 استعمار، زاييده تخيل ما نيست، دوراني از تاريخ جهان است .از درون آن، دو دنياي پيشرفته و عق ب مانده بيرون آمده است. دوراني که براي تأمين منافع عده­اي خاص ، نابودي بيش از 15 ميليون انسان در قاره آمريکا و اسارت و بردگي 18 ميليون بينوا در آفريقا را به همراه داشته است.(که البته اين جزئي از آثار زيانبار اين دوران است)

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:31 در اين باره آرنولد توين بي (مورخ انگليسي) مي­گويد: سرزمين فقيري مثل انگلستان، بدون غارت امکان نداشت به يک امپراطوري جهاني دست يابد و پيشتاز انقلاب صنعتي شود.
بله، کار استعمار، زراندوزي و استعمارگران زرسالاران هستند که براي قوام و هستي خود نياز به چپاول و غارتگري دارند! و اين چنين است که ساموئل هانينگتون در راهکارش براي ادامه حيات زرسالاران دنياي غرب چنين مي­ گويد:
غرب بايد توان اقتصادي و نظامي لازم براي حفظ منافع خود در رابطه با اين تمدن­ها (اسلام و کنفوسيوس) داشته باشد. [1]
از مناطق مهم براي تأمين هدف استعمارگران، منطقه خاورميانه مي­باشد که به علت برخورداري از 70% نفت جهان و 40% از ذخائر گاز دنيا، به پول­سازترين نقطه تبديل گشته و چشم زراندوزان را به خود خيره کرده است . آن­ها براي حفظ امپراطوري خود ، (خصوصاً در هزاره سوم که دوران بحران سوخت مي­ باشد و به گفته هنري برانژ مملکتي که نفت دارد امپراطوري را دارا خواهد بود ) . بايد بر اين منطقه تسلط پيدا کنند. همين مطلب انگيزه تشکيل دولت اسرائيل و جعل کلمه نکبت بار صهيونيسم را با بهره­گيري از منجي­گرايي شتاب بخشيد و اين سؤال را بوجود آورد که اسرائيل در اين جغرافياي سياسي چه نقشي را مي­تواند ايفا کند؟
تئودور هرتزل از سردمداران صهيونيسم چنين جواب مي­دهد هر يک از دولت­هايي که از تشکيل دولت يهود حمايت کند نه تنها بر تمام رقباي خود برتري خواهند يافت، بلکه دولت يهود زمينه نفوذ آن­ها را در خاورميانه هموار خواهد کرد.  او در کتاب خود تحت عنوان دولت يهود در سال 1895م چنين مي­نويسد: ما در آن­جا بسان سنگري براي اروپا ، در برابر آسيا خواهيم بود، ما پيش قراول تمدن غرب در برابر وحشيگري شرق خواهيم بود .
و اين چنين، اسرائيل نقش ژاندارم حوزه­هاي نفتي در خاورميانه را ايفا مي کند. در اين ميان دولت انگليس هم در سال 1845 توسط ادوارد . ال. ميلفورد ، از وزارت مستعمرات انگليس ،اين پيشنهاد را مطرح مي­کند: تأسيس ملت يهود در فلسطين به صورت يک دولت تحت الحمايه و زير قيموميت بريتانياي کبير که اين قيموميت به محض اينکه خود يهوديان بتوانند از خودشان مواظبت کنند، پس گرفته خواهد شد، چرا که وجود يک دولت يهود در لوانت (ساحل خاوري مديترانه) ، ما را در موقعيت مسلطي قرار خواهد داد، تا بتوانيم از آن جا هر فرآيند تجاوز، دست اندازي و تهديد دشمنانمان را زير نظر بگيريم [2].
البته نبايد از اين نکته غفلت کرد که اگر چه تئودور هرتزل از طرف همگان به عنوان پدر صهيونيسم شناخته شده است؛ اما جنبش تشويق يهوديان براي حرکت به سوي فلسطين را نه او آغاز کرد و نه ايجاد؛ بلکه اين مسيحيان پروتستان انگليسي و پيوريتان­ها بودند که سه قرن پيش از نخستين کنگره يهوديان صهيونيست چنين کاري را کردند. در سال­هاي مياني سده 16 م پروتستان­ها شروع به نگارش رساله­هايي کردند که در آن­ها اعلام شده بود، همه يهوديان بايد اروپا را ترک کنند و به فلسطين بروند.
پيوريتانيسم، ميراث دوران اليزابت اول است. ( او دختر هنري هشتم است که از سال 1558 تا 1606 ملکه انگليس بود) اليزابت راه پدر را در معارضه با کليساي کاتوليک که پشتوانه ايدئولوژيک امپراطوري جهاني اسپانيا به حساب مي­آمد، را ادامه داد و در قالب فرقه پيوريتان ، مذهب پروتستان را به ايدئولوژي توسعه­طلبي استعمار انگليس مبدل ساخت. آرمان­هاي مسيحايي دال بر پايان جهان ظهور مسيح و استقرار حکومت جهاني مسيحيت از باورهاي اصلي انديشه پيوريتان­ها بود و در اين ميانه سرزمين صهيون جايگاه محوري داشت، سرزميني که بايد به مرکز امپراطوري جهاني مسيحيت تبدل ­شود؛ در نتيجه، بار ديگر، آرمان­هاي صليبي از درون مذهب پروتستان سر بر کشيد.
در اوايل سده هفدهم آرمان­هاي پيوريتاني اشاعه يافت و به پرچم اخلاقي و ارزشي استعمار بريتانيا مبدل شد؛ ماجرا جوياني حريص و غارتگر ، مانند پرتغالي­ها و اسپانيايي­هاي کاتوليک، جامة ديني به غارتگري خود پوشانده و آن را در راستاي تحقق رسالت مسيحايي خويش جلوه مي­دادند. و از اين رو است که حييم وايزمن اولين نخست وزير اسرائيل (1952 ـ 1874) در مورد علت حمايت بريتانيا از فرزند نامشروع خود اسرائيل چنين مي­گويد: حق داريد بپرسيد دلايل حمايت انگليس از يهود و تمايل دولت آن­ها جهت تحقق آرزوهاي يهود در فلسطين براي چيست؟ جواب اين است : انگلستان به ويژه انگليسي­هاي قديم از جمله مردماني هستند که بيشتر از هر کسي از تورات اثر پذيرفته اند و آيين حاکم بر انگليس به ما کمک بسياري کرد تا رؤياها و آرزوهايمان را محقق سازيم
اين جماعت گستاخ زودتر از همه مسلمانان دريافته­اند که نمي­توان از انرژي نهفته و پتانسيل منجي گرايي غافل شد و سال­هاست که درصدد بر آمده اند که آن را در خدمت اهداف خود در آورند. در اين راستا طرح مباحثي مجعول چون ضرورت آمادگي براي ظهور عيسي مسيح، تخريب مسجد الاقصي، ساختن مجدد هيکل سليمان و ايدئولوژي آرماگدون چيزي جز تسلط بر خاورميانه و به زير سلطه کشيدن اسلام اصيل (که در حال حاضر با دو شاخصه حسيني و مهدوي بودن خاري در چشم آنان مي­باشد) نيست. اميدواريم بتوانيم در بخش های بعدي، به بررسي تفصيلي اين عقائد بپردازيم.

________________________
1 - محاکمه صهيونيسم اسرائيل روژه گارودي، ص145، انتشارات کيهان چ 2، شهريور1380.
2- تدارک جنگ بزرگ، گريس هالسل، ص219.

]]>
استعمار و آخرالزمان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=656 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=656 تبليغ كردن انجيل با روحية جنگ‌هاي صليبي از خصوصيات اوانجيليست‌‌ها يا همان مبلّغان انجيلي مي‌باشد؛ آن‌ها با تفسير نادرست از مضامين كتاب مقدس (مجموعة عهد عتيق و عهد جديد) و بهره‌گيري از تفسير‌هاي «سايروس اسكوفيلد» وضعيت سياسي و فرهنگي دنيا را به سمت خواسته‌هاي دنيا طلبانة خود سوق مي‌دهند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 04:03:31 پس از تشكيل مذهب پروتستان و حاكميت پيورتين ها در انگلستان، حركت جديدي در ميان اين مذهب قدرت گرفت كه به «مبلّغان انجيلي» ناميده مي شد. 
تبليغ كردن انجيل با روحية جنگ هاي صليبي از خصوصيات اوانجيليست ها يا همان مبلّغان انجيلي مي باشد؛ آن ها با تفسير نادرست از مضامين كتاب مقدس (مجموعة عهد عتيق و عهد جديد) و بهره گيري از تفسير هاي «سايروس اسكوفيلد» وضعيت سياسي و فرهنگي دنيا را به سمت خواسته هاي دنيا طلبانة خود سوق مي دهند.
هواداران نظرية پايان جهان به شيوة صهيونيسم مسيحي اين باور را دارند كه جهان در آستانة پايان يافتن است و در نهايت، هزاره اي جديد شكل مي گيرد كه پس از نابودي نيروي شر (مسلمانان) به وسيلة عيسي مسيح و نيروي خير (مسيحيان نو تعميد يافته[1] و يهوديان صهيونيست)، بشر در صلح و آرامش زندگي خواهد كرد؛ مطابق اعتقادات مكتب ياد شده، بايد حوادثي به وقوع بپيوندد تا مسيح دوباره ظهور كند و تلاش براي پديداري شرايط ظهور از وظايف پيروان اين مكتب است؛ تعدادي از اين شرايط عبارتند از:

1. حمايت و اعتقاد به برگزيدگي يهوديان و اسكان آنها در سرزمين موعود (فلسطين).

«واتر ريگانز» دبير كل «سفارت بين المللي مسيحيان» ـ كه يكي از مدرن ترين و خطرناك ترين نهاد هاي صهيونيستي است ـ در تعريف اصطلاح صهيونيسم مسيحي مي گويد: «اين واژه بر هر مسيحي ـ كه از اهداف صهيونيستي حكومت، ارتش، دولت و فرهنگ اسراييل حمايت مي كند ـ اطلاق مي شود».[2] همچنين طبق گزاره هاي عهد عتيق، اعتقاد دارند كه يهوديان، ماية بركت روي زمين هستند، چرا كه «غير يهوديان به نور شما ]يهوديان[ گردش خواهند كرد». (اشعيا 60:3)
از نظر صهيونيست مسيحي، بازگشت قوم اسراييل به سرزمين تاراج شده قديم ]فلسطين[، شاهدي بر نجات وعده داده شده بر جهانيان است ... . حمايت از اسراييل (پيدايش 12:3)، تأمين آسايش آن (اشعيا 40: 2 ـ 1) و دعا براي آرامش آن (اشعيا 62: 7 ـ 6) به معناي تلاش در راستاي خواست خداست.[3]

2. يهوديان و مسيحيان، بايد دو مسجد اقصي و صخره در بيت المقدس را منهدم كنند.
گروهي از يهوديان ـ كه مسلحانه از ديوار شهر قديمي، وارد ميدان مسجد شده بودند ـ ماكتي از مسجد ساخته اند تا تمرين هاي لازم براي تخريب آن، انجام و زمان لازم براي هر اقدام، محاسبه شود. يكي از تروريست هاي صهيونيست ـ كه «ايهود اتسيون» نام دارد ـ ادعا كرد: دولت اسراييل در پاكسازي اماكن اسلامي كوتاهي مي نمايد؛ بنابراين من بايد دست به آن بزنم.[4]
از نظر تدبير گرايان به طور خاص، همان اندازه كه صهيون، متعلق به صهيونيسم است، بيت المقدس نيز به اسراييل تعلق دارد. «ليندزي» خاطرنشان مي كند كه اهميت اورشليم در تاريخ فراتر از اهميت وسعت و اقتصاد آن است؛ از اعصار گذشته، اورشليم، مهم ترين شهر روي اين سياره بوده است ... پيشگويي راجع به اورشليم، بيش از هر نقطة ديگري بر روي زمين، صورت گرفته است.[5]
اوانجيليست ها، غصب فلسطين يا همان به اصطلاح سرزمين موعود يهوديان را اولين گام در برگزيدگي يهود و تحقق ظهور مسيح مي دانند، چنانچه «جان داري» چنين مي گويد: پس، نخستين امري را كه خداوند ]حضرت عيسي[ انجام خواهد داد، پاك كردن سرزمين خود (سرزميني كه به يهود تعلق دارد) از اهالي صور فلسطينيان و اهالي صيهون خواهد بود و به طور خلاصه از نيل تا فرات؛ اين امر با قدرت مسيح و به نفع قوم او ـ كه بار ديگر در اثر نيكي وي، تثبيت مي شوند ـ صورت مي گيرد.[6]
اين چنين مردم فلسطين (به خصوص در 1948ـ كه رژيم غاصب صهيونيستي با حمايت سازمان ملل و آمريكا پاگرفت ـ) گرفتار جاه طلبي سياستمداران زراندوز و مفسران نادان انجيل و تورات شده، از كاشانة خود آواره گرديدند. (لازم به يادآوري مي باشد كه از سال 1967 بيش از صد تجاوز، عليه اماكن اسلامي در بيت المقدس صورت گرفته است).

3. ساخت هيكل سليمان به جاي مسجد الاقصي و ذبح گوسالة سه ساله در معبد.
گريس هالسل ـ كه خود، زماني از معتقدان به انجيلي ها بوده است ـ در كتاب تدارك جنگ بزرگ و يدالله اين گونه مي گويد: راهنماي ما ]از اوانجيليست ها[ در حالي كه به قبة الصخرة و مسجد الاقصي اشاره مي كرد، گفت: هيكل سوم در آنجا بنا خواهد شد، همه چيز را براي ساخت هيكل، فراهم كرده ايم حتي مواد اوليه براي ساخت نيز آماده است».[7]
كشيش «كلايدلات» نگهبان كليساي نزول روح القدس، بخش هايي از كتاب مقدس را تفسير مي كند تا بگويد، ساخت هيكل سوم يهوديان، بايد پيش از دومين ظهور مسيح صورت گيرد، وي مشغول ساخت گوسالة قرمزي است ]البته اين گوساله، توليد شده است و در اسراييل نگهداري مي شود[ كه با قرباني كردن آن، خاكستر توليد شده را هنگام خواندن نماز عشاي رباني در هيكل آينده استفاده كنند و براي اين كه اين مسئله به وقوع بپيوندد، بايد بناهاي اسلامي مانند قبة الصخره از بين بروند.[8] در نهايت، اين فرقه ـ كه به اعتقاد كشيش «رياض گرگوري» (رئيس شوراي كليساهاي خاورميانه)، منحرف از ايمان حقيقي به مسيحيت و دفاع از برنامه هاي سياسي و قومي خاص است ـ تمام اين شرايط را بيان كرده، ارتباط به جنگ پاياني به نام «آرماگدون» مي دهند تا مسير ايجاد ژاندارمي به نام اسراييل با تسلط بر خاورميانه براي زراندوزي بيشتر و تصاحب ذخاير انرژي اين منطقه را هموار كنند؛ اميد است با شناسايي بهتر اين گروه، دشمن شناسي خويش را تقويت نموده، ياوراني خالص براي حضرت مهدي عليه السلام باشيم.

____________________________
[1] . تعميد: مسيحيان، كساني را كه به دين عيسوي در آيند، طبق مراسم مخصوص، غسل مي دهند (فرهنگ معين)
[2] . صهيونيسم مسيحي، تدوين محمد قرباني، به نقل از اسقف رياض گرگوري (رئيس شوراي كليساهاي خاورميانه)، نشر معارف.
[3] . صهيونيسم مسيحي، استفان سايزر؛ ص45
[4] . يد الله، گريس هالسل؛ ص104، نشر هلال.
[5] . صهيونيسم مسيحي، ؟؟؟ سايزر؛ ص35.
[6] . همان.
[7] . همان؛ ص92.
[8] . همان، ص105.

]]>