قرآن کریم http://mahdi313.com در این بخش از سایت به شخصیت شناسی منجی موعود در قرآن و تبیین شخصیت متعالی او به عنوان (قرآن ناطق) می پردازیم. مسأله طول عمر امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1703 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1703 «و به راستی نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس در میان آنان هزار سال، به استثنای پنجاه سال، درنگ کرد [ولی جز اندکی از مردم به سخن او گوش ندادند]. پس طوفان (قهر خداوند) آنان را در حالی که ستمگر بودند، فرا گرفت.»

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00  

مقدمه:

بنا بر مباحثی که در رابطه با طول عمر امام زمان (عج الله تعالی فرجه الشریف) مطرح شده باید گفت که، مسئله طول عمر چه یک امر خارق العاده و به قدرت و مشیت الهی باشد چنان که خداوند قادر بر این کار است. و یا این که از شاخه های مسأله عمومی تری به نام حیات باشد که حقیقت و ماهیت آن هنوز بر بشر مجهول مانده،[1] و یا بنابر نظر دانش امروزی، دلیلی نمی بینند که امکان عمر طولانی را از جنبه نظری نفی کند، و از نظر علمی عقب انداختن پیری، امری کاملا ممکن می باشد و جسم انسان برای سالیان دراز، دارای قابلیت حیات و بقا دانسته شده[2]؛ علاو بر این مطالب، بر اساس آیات قرآن کریم که وحی الهی و کتاب آسمانی است و مطالب آن از نظر علمی به اثبات رسیده، مسئله طول عمر امری است ممکن و شدنی که در برخی از آیات قرآن کریم به آن پرداخته شده است. نوشتار حاضر به این موضوع اختصاص دارد.

 مسئله طول عمر انسان از نگاه قرآن کریم 

( وَ لَقَدْ أَرْسَلْنا نُوحاً إِلی قَوْمِهِ فَلَبِثَ فیهِمْ أَلْفَ سَنَةٍ إِلاَّ خَمْسینَ عاماً فَأَخَذَهُمُ الطُّوفانُ وَ هُمْ ظالِمُونَ )[3]

« و به راستی نوح را به سوی قومش فرستادیم. پس در میان آنان هزار سال، به استثنای پنجاه سال، درنگ کرد [ولی جز اندکی از مردم به سخن او گوش ندادند]. پس طوفان (قهر خداوند) آنان را در حالی که ستمگر بودند، فرا گرفت».

نکته ها:

1. قرآن، با بیان عمر طولانی انسان های گذشته، آن را امری ممکن و شدنی خوانده است. ( أَلْفَ سَنَةٍ ) 

2. تنها پیامبری که مدت رسالتش در قرآن بیان شده، حضرت نوح(علیه السلام) است. البته نهصد و پنجاه سال، مدت رسالت آن حضرت تا زمان طوفان است؛ اما مدت پیامبری ایشان پس از طوفان و سال های عمرش بیان نشده است.

3.عمر طولانی دادن به بشر، برای خداوند محال نیست؛ همان گونه که او حضرت مهدی(عج الله تعالی فرجه الشریف) را قرن ها زنده نگه داشته تا حکومت عدل جهانی را بر پا کند. گرچه جسم تمام مردم پس از کهولت سن فرسوده می شود، ولی آن حضرت به گفته بزرگان دین، هم چنان در چهره انسان چهل ساله ثابت است و این جای تعجب نیست.در صورت همه ما، موی ابرو و مژه ده ها سال ثابت است، در صورتی که موی سر و صورت همواره در حال تغییر و تحول است، با آن که آب و غذا و هوا و محل هر دو مو، یکی است. آری! خداوند می تواند انسانی را ثابت و دیگران را متغیر قرار دهد.

4. گاهی پرسیده می شود که چگونه عمر بیش از هزار سال حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) را باور کنیم؟

پاسخ آن است که در آیه 259 سوره بقره می خوانیم: شخصی ـ که به گفته روایات و تفاسیر، عُزیر نام داشت ـ از کنار یک آبادی عبور می کرد که دیوارهای آن بر روی سقف هایش فرو ریخته بود و مشخص بود که مدتی طولانی از مرگ ساکنین آن جا و زمان تخریبش می گذرد. با خود گفت: «خداوند چگونه ساکنین این جا را پس از مرگشان زنده می کند؟».

خداوند در همان لحظه جان او را گرفت و پس از صد سال زنده کرد و به او گفت: «چقدر درنگ کردی؟» گفت: «یک روز یا بخشی از یک روز!» خداوند فرمود: «نه؛ بلکه صد سال است که در این جا مانده ای. به غذا و نوشیدنی خود که همراه داشتی، نگاه کن که با گذشت سال ها تغییر نکرده است. به الاغ خود نگاه کن که هیچ اثری از آن باقی نمانده است. ما زنده شدن تو را نشانه و حجتی برای مردم قرار می دهیم. اکنون به استخوان های الاغ مرده خود بنگر و ببین که چگونه آن ها را به هم پیوند می دهیم و بر آن ها گوشت می پوشانیم و زندگی دوباره به آن می بخشیم».

بنابر این آیه، غذا و نوشیدنی به مدت صد سال تغییر نکرد؛ در حالی که به طور طبیعی می بایست پس از چند روز فاسد می شد. صد سال برابر 5200 هفته است و خداوند غذایی که فقط یک هفته سالم می ماند را 5200 برابر عمر طبیعی اش سالم نگاه داشت. اکنون به سراغ عمر امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) می رویم که هنوز حتی به حد 20 برابر عمر طبیعی نرسیده است. بنابراین نه دلیل عقلی بر محدود کردن عمر انسان داریم و نه عمر طولانی، چیز محالی است.

از طرفی تعجب ما از طولانی بودن عمر به خاطر مقایسه آن با خودمان و قدرت محدود خودمان است. در حالی که نمونه های دیگری از طول عمر نیز در تاریخ و طبیعت وجود دارد؛ از جمله: مدت رسالت حضرت نوح(ع) (950 سال)، اصحاب کهف و خواب چند صدساله آن ها، عمر چندین هزارساله نوعی ماهی و برخی از درختان و.... آری! خداوندی که به استخوان، قدرت شنیدن و به پیه چشم، قدرت دیدن می دهد، می تواند عمر انسان را نیز طولانی کند.متأسفانه برخی در پذیرفتن مسائل منطقی دین، دیرباور هستند. اگر یک روزنامه خارجی گفته باشد که یک ماهی در اقیانوس اطلس پیدا شده است که سه میلیون سال عمر دارد، فوراً باور می کنند، اما اگر 150 حدیث داشته باشیم که امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) زنده است و هزار و سی صد سال عمر دارد، می گوید: از نظر علمی نمی شود!

نتیجه:

با بررسی مسئله طول عمر انسان در آیات قرآن کریم و منابع دیگر نتیجه ای که حاصل شده این است که، خداوند قادر و متعال در قرآن کریم با بیان نمونه های از عمر طولانی برخی انسان ها این مسئله را امری ممکن و شدنی دانسته است. این در حالی است که ما شاهد نمونه های در تاریخ و طبیعت نیز هستیم که عمر آن ها به چندین هزار سال می رسد. پس مسئله طول عمر امام زمان ( عج الله تعالی فرجه الشریف) امری تعجب آور و نا ممکن نیست.  

پی نوشت ها:

[1] سوره عنکبوت، آیه 14.

[2] ر.ک: علوی پیام، محسن، برسی طول عمر و ملاقات با امام عصر (عج)، انتشارات نصر، چاپ اول،1378، ص 69-71.

[3] ر.ک: زین العلی، غلامحسین، مقاله: (امام مهدی و طول عمر)، انتظار، فصل نامه علمی تخصصی ویژه امام مهدی، شماره6، 1381، ص232و 242.

 

]]>
ماه رمضان فرصتي براي تربيت منتظران http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1699 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1699 خداوند متعال براي موجودات عالم طبيعت در هر مرحله از تكامل، فصل بهار را قرار داده، تا سرآغاز دگرگوني و رويكردي تازه به دنيا باشد؛ به قول شيخ شبستري:

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:16 مقدمه:

رمضان ماه قرآن است و ماه انس بیشتر با قرآن، و انس با قرآن تنها با تلاوت آیات این کتاب آسمانی میسر نخواهدشد. بلکه قرآن خواندنی با ارزش است که موجبات رشد و تکامل و تعالی معنوی انسان را فراهم آورد. از آن جایی که همه علاقه‌مندان به ساحت مقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دوست دارند از اصحاب و ياران آن حضرت باشند، اگر فردي بخواهد، نام خود را در ليست ياران حضرت وارد كند، لازم است، شرايطي را رعايت كند و با ايجاد دگرگوني مادی ومعنوي در خود، خويشتن را با مشخصات ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) وفق دهد؛ با توجه به خصوصيات منحصر به فرد ماه مبارك رمضان در تربيت و تكامل انسان‌ها، مي‌شود، گفت، ماه  رمضان، بهترين زمان براي تربيت ياران امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. این امرموضوع نوشتار حاضر می‌باشد.

تبیین مطلب

خداوند متعال براي موجودات عالم طبيعت در هر مرحله از تكامل، فصل بهار را قرار داده، تا سرآغاز دگرگوني و رويكردي تازه به دنيا باشد؛ به قول شيخ شبستري:

ديگر باره شود پيـــدا جهاني                    به هر لحظه زمين و آسماني

در آن چيزي دو ساعت مي‌نپايـد             در آن ساعت كه مي‌ميرد بـزايد

انسان‌ها نيز مانند موجودات عالم طبيعت، نياز به دگرگوني و تكامل دارند؛ مؤمنين براي دگرگوني و خودسازي به فصلي معنوي، متمسك مي‌شوند كه با ماه رجب، شروع مي‌شود و به ماه رمضان، ختم مي‌گردد؛ رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «ماه رمضان، زمينه آمرزش گناهان بين خود و رمضان آينده را فراهم مي‌كند».[1[

همه علاقه‌مندان به ساحت مقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دوست دارند از اصحاب و ياران آن حضرت باشند، اگر فردي بخواهد، نام خود را در ليست ياران حضرت وارد كند، لازم است، شرايطي را رعايت كند و با ايجاد دگرگوني معنوي در خود، خويشتن را با مشخصات ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) وفق دهد؛ با توجه به خصوصيات منحصر به فرد ماه مبارك رمضان در تربيت و تكامل انسان‌ها، مي‌شود، گفت، ماه رمضان، بهترين زمان براي تربيت ياران امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است؛ شيخ صدوق در كتاب فضايل شهر رمضان از امام رضا (عليه السلام) آورده، كه درباره خوبي‌هاي ماه رمضان فرمود:

«هر كس در اين ماه به روي برادر مؤمنش بخندد، روز قيامت او را ملاقات ننمايد، جز اين‌كه در روي او خنده آورد و وي را به بهشت مژده دهد و هر كس در اين ماه، مؤمني را ياري كند، خداي تعالي او را در گذشتن از صراط ياري دهد؛ هر كس در اين ماه، خشم خود را فرو برد، خداوند روز قيامت، خشم خود را از او باز دارد ... ماه رمضان، ماه بركت، ماه رحمت، ماه مغفرت و ماه توبه و بازگشت است».[2[

مطالعات جامعه‌شناسان و شواهد عيني، دال بر اين ا‌ست كه آثار معنوي رمضان و روزه‌داري در افراد جامعه، چنان است كه نمود اجتماعي پيدا كرده، باعث بروز هنجارهاي مثبت اجتماعي مي‌شود؛ اين تغييرات مثبت ـ كه نتايجي همچون كاهش نسبي جرم و گناه، بالا رفتن ميزان رعايت حقوق شهروندي و كرامات انساني را دربردارد تا حدودي متمايل به دورنماي آرمان‌شهر مهدوي است؛ بنابراين مي‌شود گفت، جامعه اسلامي در ماه رمضان، جلوه‌اي از جامعه مهدوي در زمان ظهور است.

آثار معنوي ماه رمضان در بُعد فردي و اجتماعي، نمايانگر ويژگي منحصر به فرد آن در تربيت ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است؛ با تمسك به آيات قرآن و روايات اهل‌بيت (عليهم السلام)  و با رجوع به شواهد موجود، مي‌شود گفت، اين آثار، بسيار شبيه به چيزي است كه در شرايط و ويژگي‌هاي ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيان شده است؛ با بررسي صفات ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در روايات، شباهت‌هاي زيادي با صفات روزه داران ماه مبارك رمضان در آن، خواهيم يافت.

1. عبادت

امام صادق (عليه السلام) درباره ياوران مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «شب‌ها را با عبادت به صبح مي‌رسانند و روزها را با روزه به پايان مي‌برند».[3[

2. اطاعت

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در توصيف ياوران مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «آن‌ها در اطاعت امام خويش مي‌كوشند».[4[

3. استوار

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آنان، مرداني هستند كه گويا دل‌هايشان، پاره‌هاي آهن است».[5[

4. بردباري

امام علي (عليه السلام) درباره ياران امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «آن‌ها گروهي هستند كه به سبب بردباري در راه خدا بر خداوند، منت نمي‌گذارند».[6[

5. يك‌دلي

امام (علي عليه السلام) در توصيف ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «ايشان، يك‌دل و هماهنگ هستند».[7[

6. پارسايي

امام (علي عليه السلام) فرمود: «او از يارانش بيعت مي‌گيرد كه طلا و نقره‌اي نيندوزند و گندم و جويي ذخيره نكنند».[8[

7. دعا

با رجوع به ميراث گرانبهاي اهل‌بيت (عليهم السلام) در خصوص ماه مبارك رمضان به ادعيه‌اي برمي‌خوريم كه به روشني به حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) اشاره دارند از جمله اين دعاها، دعاي افتتاح است كه در آن، نشانه‌هايي از حكومت حضرت و ويژگي‌هاي ياران حضرت در قالب دعا و طلب از خدا در آن ديده مي‌شود؛ يكي از ويژگي‌هاي منتظران حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) زياد دعا كردن در حق آن حضرت است؛ ماه رمضان از زمان‌هايي است كه براي دعا در حق حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) سفارش شده است و مورد توجه ويژه اهل‌بيت (عليهم السلام) قرار گرفته، گويا قرين بودن اين دو مقوله در روايات اهل‌بيت (عليهم السلام) ، نشان از ظرفيت بالاي اين ماه در تربيت ياوران مهدي و تلاشي آشكار براي يادآوري آن به دوستداران آن حضرت است.

اگر شيفتگان و دل‌دادگان حريم ولايي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بدانند كه ماه رمضان، موقعيتي بسيار مناسب براي رسيدن به مقام ياري آن حضرت است به طور يقين به رمضان، نگاه ويژه‌اي خواهند داشت و با غنيمت شمردن اين فرصت استثنايي، تلاش در تثبيت آثار و بركات آن در لحظه، لحظه زندگي خود خواهند داشت؛ پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمود: «اگر بنده، ويژگي‌ها و امتيازات ماه رمضان را مي‌دانست، دوست مي‌داشت، رمضان، يك سال باشد».[9[

اميد به اين‌كه رمضان آينده، سرآغاز دگرگوني بزرگ در امت اسلامي و آمادگي ياران امام زمان )عجل الله تعالي فرجه الشريف) براي ياري آن حضرت باشد، انشاء‌الله.

نتیجه:

با توجه به مطالبی که ارائه شد، ماه رمضان به دلیل ویژگی های منحصر بفردی که دارد بهترین زمان برای تربیت و تکامل معنوی انسان شناخته شد که یاران امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) می توانند با برجسته کردن آثار معنوی ماه رمضان در خویش، خود را برای یاری آن حضرت آماده کنند.

پي نوشت‌ها:

 

[1]. الجامع الصغير؛ ج2، ح4904.

[2]. بحارالانوار؛ ج96، ص341.

[3]. روز گار رهايي؛ ص224.

[4]. همان؛ ص223.

[5]. بحارالانوار؛ ج52، ص308.

[6]. وزگار رهايي؛ ص224.

[7]. همان؛ ص223.

[8]. منتخب الأثر؛ فصل6، باب11، ح4.

[9]. بحارالانوار؛ ج93، ص344.

 

پدیدآورنده:  حسين دهقان منشاوي

]]>
استمرار قدر http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1698 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1698 «كاش تقدير قدر امسال ما، طلوع فجر صبح و برآمدن صبح سلام باشد»!
قرآن، اين كلام محكم الهي، ماه مبارك رمضان را ماه نزول خود معرفي مي‌كند، رمضاني كه از ديرباز ارجمند بوده،

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:16

مقدمه:

بديهي است كه هر سال رمضانی دارد و هر رمضانی هم در خود، شبی مبارک به نام قدر، شبی که همه مقدرات انسان در آن تقدير مي‌گردد. شبی که ملائکه و روح بر زمین فرود می آیند تا تقدیر امور را بر صاحبان امر عرضه نمایند. پس بايد در شب‌هاي  قدر رمضان هر سال، فرشتگان و روح بر كسي، نازل شوند و امر را بر وجود او عرضه، كشف يا تبيين و تحكيم كنند؛ كسي كه بيشترين سنخيت را با افراد داراي اين مقام در گذشته و بالاخص وجود مبارك پيامبر عظيم‌الشأن اسلام ( صلي الله عليه و آله و سلم) داشته باشد، يعني كسي كه به افق نبوت، نزديك باشد. نوشتار حاضر به این موضوع اختصاص یافته است.

ماه رمضان و شب قدر

« كاش تقدير قدر امسال ما، طلوع فجر صبح و برآمدن صبح سلام باشد!»

قرآن، اين كلام محكم الهي، ماه مبارك رمضان را ماه نزول خود معرفي مي‌كند، رمضاني كه از ديرباز ارجمند بوده، بايد تا قيام قيامت، ارج نهاده شود؛ بنابراين به پاس حرمت آن فرمود: (فَمَن شَهِدَ مِنكُمُ الشَّهْرَ فَلْيَصُمْهُ).[1[

از سويي ديگر، شبي مبارك، يعني شب قدر را محمل‌گاه نزول خود مي‌شمرد: (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَةٍ مُّبَارَكَةٍ)[2] و (إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِي لَيْلَة القدر)[3] قدري كه در لغت به معناي اندازه و اندازه‌گيري و تعيين است[4] و در اصطلاح، يعني ويژگي‌ هستي، وجود هر چيز و چگونگي آفرينش آن، يعني اندازه و محدوده وجودي هر چيز؛[5] پس قرآن در شبي نازل شد كه همه مقدرات، تقدير مي‌گردد و قالب معيّن و اندازه خاص هر پديده، روشن و اندازه‌گيري مي‌شود، همچنان‌كه امام رضا (عليه السلام) در تبيين شب قدر فرمود: « ليلة القدر هي خير من الف شهر و فيها يفرق كل امرحكيم و هو رأس السنة يقدر فيها مايكون في السنة من خير و شر و منفعة أو رزق أو أجل و لذلك سمّيت ليلة القدر».[6[

آري! شبي كه راه سعادت بشر در آن تعيين گرديد و فرقاني نازل شد كه تا روز (وَامْتَازُوا الْيَوْمَ أَيُّهَا الْمُجْرِمُونَ)[7] روز جدايي حق از باطل، چراغي شود براي همه آن‌هايي كه مي‌خواهند، هدف هستي‌بخش خود را در (وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ)[8] امتثال بخشند تا او هم به پاس اين اراده آن‌ها، نوري سبز را در يكي ديگر از اين شب‌هاي رمضاني تقدير سرنوشت، در سرنوشت آن‌ها قرار دهد. (وَأَيَّدَهُم بِرُوحٍ مِّنْهُ)[9] و اين‌گونه شود (وَيُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ).[10[

بديهي است كه هر سال، رمضاني دارد و نگاهي به سوره مباركه دخان و قدر نيز نشان مي‌دهد كه هر رمضاني هم در خود، شبي مبارك به نام شب قدر دارد، چرا كه افعال مضارع «يفرق» و «تنزّل» در آيات (فِيهَا يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكِيمٍ)[11] و (تَنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِم مِّن كُلِّ أَمْرٍ)[12] دلالت بر تكرار، بقا، تجدّد و دوام دارند؛ همچنان‌كه استفاده از «القدر» ـ كه معهود ذهني بودن آن را نزد مخاطبان آيه بيان مي‌نمايد ـ معلوم مي‌كند كه از همان زمان ـ كه بشر، آماده فرا‌گرفتن شريعت و قوانين گرديد و به رشد و بلوغ رسيده، پيغمبران و گيرندگان وحي و الهام در ميان مردم برانگيخته شدند ـ ليلة القدري داشتند كه اصول معارف و شريعت در آن، مقدر مي‌گرديده، همچنان‌كه امور مادي يك‌ساله آن‌ها نيز تعيين مي‌شده است؛ اما با توجه به اين مطلب كه ليلة القدر براي پيمبران و برگزيدگان امت‌ها، به ‌صورت‌هاي مختلف بوده، با تكامل نبوت و شريعت، پيوسته كامل‌تر گرديده، تا آن‌كه قرآن جامع و كامل در آن، يكجا بر خاتم پيمبران (صلي الله عليه و آله و سلم) نازل شد.

نزول فرشتگان و روح بر صاحب امر

ولي باز هم، ليلة القدرهايي وجود دارند، درست مثل رمضان كه هر ساله در حال تكرار شدن است؛ ليلة القدرها، جدا كردن امور و فرستادن آن‌ها به وسيله ملائكه و روح؛ همان‌طور كه در زمان رسول مكرم اسلام  (صلي الله عليه و آله و سلم)، تفريق امور و فرستادن آن‌ها، صورت مي‌گرفته، به طور يقين فرشتگان و روح، اين امور را در آن برهه زماني بر آن شخصيت بزرگوار نازل مي‌كرده‌اند چرا كه از نظر قرآن، نزول ملائكه و روح، اين حاملان امر، جز براي افراد خاصي امكان‌پذير نيست: (يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ)[13] و (و يُلْقِي الرُّوحَ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ) تا جايي كه به صراحت آن را مخصوص برگزيده خلقت مي‌شمرد: (وَكَذَلِكَ أَوْحَيْنَا إِلَيْكَ رُوحاً مِّنْ أَمْرِنَا)[14] پس احتمال نزول ملائكه و روح در شب قدر براي بالا بردن اعمال مؤمنين يا ورود در مجالس انس و همراهي آنان در عبادت، منتفي است؛ افزون بر اين‌كه لحنِ (َنَزَّلُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا)[15] حاكي از امري فوق‌العاده در اين شب است كه باعث (وَمَا أَدْرَاكَ مَا لَيْلَةُ الْقَدْرِ)[16] شده، در حالي‌كه نزول ملائكه براي احتمالات ياد شده، امري عادي است كه ممكن است در شب‌هاي مبارك ديگري همچون شب نيمه ‌شعبان و ... هم اتفاق بيفتد.

پس بايد در شب‌هاي  قدر ديگر نيز، فرشتگان و روح بر كسي، نازل شوند و امر را بر وجود او عرضه، كشف يا تبيين و تحكيم كنند؛ كسي كه بيشترين سنخيت را با افراد داراي اين مقام در گذشته و بالاخص وجود مبارك پيامبر عظيم‌الشأن اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) داشته باشد، يعني كسي كه به افق نبوت، نزديك باشد.

بنابراين شب قدر و تقدير هر ساله، صاحبي دارد و اين، چيزي غير از فرمايش مولاي متقيان اميرمؤمنان علي (عليه السلام) نيست كه فرمود: (ان الليلة القدر في كل سنة و إنه ينزل في تلك الليلة امر السنة و ان لذلك الامر ولاة بعد رسول الله (صلي الله عليه و آله و سلم‌)).[17صاحبي كه تا زماني‌كه آن شب مباركه، شب قدر و به عبارتي، ماه رمضاني هست؛ بايد باشد.

صاحبي كه طبق آيات وحي بايد محل نزول ملائكه و روح و از صاحبان امور باشد و همين وحي، تنزيل ملائكه و روح را بر چنين افرادي مي‌شمارد: (يُنَزِّلُ الْمَلآئِكَةَ بِالْرُّوحِ مِنْ أَمْرِهِ عَلَى مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ) [18] و (إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلَائِكَةُ)[19] افرادي از بندگان شايسته خدا كه راه ايمان را به حقيقت برگزيده، تا آخر در آن مانده‌اند؛ در كنار اين‌كه از صاحبان امور در جايگاه كساني ياد مي‌كند كه اطاعت آنان در كنار اطاعت خدا و رسول بزرگوارش است (أَطِيعُواْ اللّهَ وَأَطِيعُواْ الرَّسُولَ وَأُوْلِي الأَمْرِ مِنكُمْ)[20] همان‌هايي كه اگر به آن‌ها رجوع شود، منابع و معادن علوم در وجودشان كشف مي‌گردد (وَلَوْ رَدُّوهُ إِلَى الرَّسُولِ وَإِلَى أُوْلِي الأَمْرِ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ) [21] صاحبان اموري كه ملائكه در شبي كه (فيها يُفرَقُ كُلُّ أمرٍ حَكيمٍ)، آن را بر اين وجوه الهي (فَأَيْنَمَا تُوَلُّواْ فَثَمَّ وَجْهُ اللّهِ)[22] عرضه مي‌دارند.

حال سؤال اين است كه چه كسي ادعاي ولايت و امري را براي خود يا ديگري دارد كه به وسيله فرشتگان و روح بر او نازل شده است و مي‌شود؟ آيا در ميان جهانيان، كساني غير از سلاله نبوت، برگزيدگان رسالت و عترت بهترين آفريده آفريدگار جهان هستند كه لباس (اِنّ الَّذينَ قالوا رَبُّنا اللهُ ثم استَقاموا) را به زيبا‌ترين و كامل‌ترين شكل بر تن كرده (وَ لباسُ التَّقوي ذلكَ خيرٌ) تا شايسته منزلگاه شدن نزول ملائكه و روح، گشته باشند براي دريافت امور كه اولي الأمري شوند كه اطاعت آنان بر تمامي بندگان و كائنات واجب است؟ اولي الأمري كه تا جهان هست، بايد كسي از آن‌ها باشد؛ چرا كه تا جهان هست، سال و ماه رمضان و شب مبارك قدري هست و تا اين شب هست، بايد محلي مقدس براي نزول تقديسي ملائكه و روح باشد؛ از همين رهگذر است كه پنجمين معدن علم فرمود: «اي جماعت شيعه! با دشمن خود به سوره «انا انزلناه» محاجه كنيد كه پيروز خواهيد شد؛ پس سوگند به خدا! كه اين سوره براي حجت خداوند تبارك و تعالي بعد از رسول (صلي الله عليه و آله و سلم) است؛ همانا اين سوره مدرك دين شما و نهايت علم ماست؛ اي جماعت شيعه! با «حم و الكتاب المبين» بحث كنيد؛ زيرا اين آيه، اختصاص به واليان امر بعد از رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) دارد.[23[

به بياني ديگر، هر كس قرآن را در جايگاه كلام خدا پذيرفت؛ همه سوره‌ها و آيات آن را پذيرفته، تسليم محض تمامي آن‌ها گشته است.

پس لاجرم بايد سوره قدر و از آن سوره، شب قدر و استمرار آن را تا روز قيامت بپذيرد و لازمه پذيرفتن آن، قبول اين مسئله است كه در شب قدر، فرشته‌ها و روح از طرف پروردگار با هر امري، فرود مي‌آيند و اين امر، سرپرست و وليّ مي‌خواهد كه متولي آن امر باشد وگرنه كافر به بعض آيات قرآن خواهد بود كه در چنين صورتي، بنا بر بيان خود قرآن، كافر واقعي است (وَيقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ ... أُوْلَـئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا)[24[

شايد فرمايش پيامبر خاتم (صلي الله عليه و آله و سلم) هم با توجه به اين مطلب بوده، كه فرمود: «من انكر المهدي فقد كفر؛ هر كس وجود مهدي را انكار كند، رهسپار ديار كفر شده است». [25[

آري! مهدي، همان اولي‌الأمر زمانه ماست، كسي كه ملائكه و روح در برابر او فروتني مي‌كنند؛ از اعلي عليين آسمان‌ها پايين آمده، تا به قرب او نايل شوند، عرض ادبي نمايند و دفتر تقدير امور كائنات را نزد او بگشايند تا دستان مباركش، مهر تأييد بر آن زند، چرا‌ كه خوب مي‌دانند، بدون تصديق او در سال آتي، هيچ پلكي بر هم نمي‌رود، هيچ برگي از درخت، فرو نمي‌افتد و حتي هيچ هدايت و گمراهي حاصل نمي‌شود؛ از اين روست كه عده‌اي به اميد نيم نگاهي از آن وليّ مهربان، شب تقدير خويش را با زمزمه عاشقانه «اللهم كن لوليك» سپري مي‌كنند تا رسم عاشقي را به جا آورند؛ شكواييه هجران را در مي‌نوردند؛ به اميد وصل و ديدار، بيدار مي‌نشينند تا از جام ظهور «سلام» تا «مطلع فجر» سرمست شوند.

بله! رمضان دعوت به ضيافتي است، ضيافتي براي تناول از مائده تقوا، اما همه آن‌ها، تنها نُزُلي است براي شبي، شبي براي بازيافتن خودِ گمشده، خودِ عاشقي كه هجراني طولاني، او را از معشوق حقيقي‌اش دور داشته، تلنگري مي‌طلبد؛ تا شروع كند؛ از تطاول مهجوري و درازي دوران دوري، شكوه كند؛ آرزوي ظهور صبح روشن وصال به اميد رهايي از شب تاريكي هجران و غيبت را نمايد و ....

نتیجه:

از بررسی آیات حیات بخش قرآن کریم به دست می آید که، هر سال رمضانی دارد و هر رمضان شب قدری و این شب قدر و تقدیر هرساله، صاحبی دارد، صاحبی که تا زمانی که آن شب مبارکه، شب قدر و به عبارتی، ماه رمضانی هست، باید باشد. صاحبی که طبق آیات وحی باید محل نزول ملائکه و روح و از صاحبان امور باشد که اطاعت آنان در کنار اطاعت خدا و رسول گرامی او است، آنان اولی الامری هستند که تا جهان باقی است باید کسی از آنان باشد. کسی که ملائکه و روح از اعلی علیین فرود آمده، تا به قرب او نایل شوند و عرض ادبی نمایند، و دفتر تقدیر کائنات را نزد او بگشایند و مهر تأیید از او بگیرند. و او کسی نیست جز اولی الامر زمان حضرت مهدی( عج الله تعالی فرجه الشریف).

پی نوشت ها:

[1] سورة بقره، آية185.

[2] سورة دخان، آية3.

[3] سورة قدر، آية1.

[4] قاموس القرآن، سيد علي اكبر قريشي؛ ج5، ص246ـ 248.

[5] الميزان، سيد محمد حسين طباطبايي؛ ج12، ص150 و 151.

[6] نورالثقلين، عبد علي حويزي؛ ج8، ص265.

[7] سورة يس، آية59.

[8] سورة ذاريات، آية56.

[9] سوره مجادله، آية22.

[10] همان.

[11] سورة دخان، آية4.

[12] سورة قدر، آية4.

[13] نحل/2.

[14] شوري/52.

[15] قدر/4.

[16] قدر/2.

[17] اصول كافي، كليني؛ ج1، باب في شأن انا انزلناه، ص247 و بحارالانوار، علامه مجلسي؛ ج25، باب3، ص78.

[18] نحل/2.

[19] فصلت/30.

[20] نساء/59.

[21] نساء/83.

[22] بقره/115.

[23] اصول كافي، كليني؛ ج1 و كتاب الحج؟، باب في شأن ليلة القدر، ص249.

[24] نساء/150و 151.

[25] بحارالانوار، علامه مجلسي؛ ج51، ص51.

پدیدآورنده: زهرا ژرفي يگانه

]]>
نياز به حجت در آينه شب قدر http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1697 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1697 شب قدر، قدسيان از فراسوي آسمان، مسافران سفيد پوش زمين و پيام‌آوران خدايند كه زائر حجت زمان مي‌شوند. در اين مبارك شب، روزي و سرنوشت نيك و بد آدميان رقم خورد و پروندة‌ سالانه بسته و نوشته ‌شود؛ فرمان‌هاي الهي بر خليفة خدا بر روي زمين ابلاغ مي‌شود، تا مورد امضا و قبول افتد.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:16 مقدمه:

رمضان ماه قرآن است و ماه انس بیشتر با قرآن، و انس با قرآن تنها با تلاوت آیات این کتاب آسمانی میسر نخواهدشد. بلکه قرآن خواندنی با ارزش است که موجبات رشد و تکامل و تعالی معنوی انسان را فراهم آورد. از آن جایی که همه علاقه‌مندان به ساحت مقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دوست دارند از اصحاب و ياران آن حضرت باشند، اگر فردي بخواهد، نام خود را در ليست ياران حضرت وارد كند، لازم است، شرايطي را رعايت كند و با ايجاد دگرگوني مادی ومعنوي در خود، خويشتن را با مشخصات ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) وفق دهد؛ با توجه به خصوصيات منحصر به فرد ماه مبارك رمضان در تربيت و تكامل انسان‌ها، مي‌شود، گفت، ماه  رمضان، بهترين زمان براي تربيت ياران امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. این امرموضوع نوشتار حاضر می‌باشد.

تبیین مطلب

خداوند متعال براي موجودات عالم طبيعت در هر مرحله از تكامل، فصل بهار را قرار داده، تا سرآغاز دگرگوني و رويكردي تازه به دنيا باشد؛ به قول شيخ شبستري:

ديگر باره شود پيـــدا جهاني                    به هر لحظه زمين و آسماني

در آن چيزي دو ساعت مي‌نپايـد             در آن ساعت كه مي‌ميرد بـزايد

انسان‌ها نيز مانند موجودات عالم طبيعت، نياز به دگرگوني و تكامل دارند؛ مؤمنين براي دگرگوني و خودسازي به فصلي معنوي، متمسك مي‌شوند كه با ماه رجب، شروع مي‌شود و به ماه رمضان، ختم مي‌گردد؛ رسول خدا (صلي الله عليه و آله) فرمود: «ماه رمضان، زمينه آمرزش گناهان بين خود و رمضان آينده را فراهم مي‌كند».[1[

همه علاقه‌مندان به ساحت مقدس امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) دوست دارند از اصحاب و ياران آن حضرت باشند، اگر فردي بخواهد، نام خود را در ليست ياران حضرت وارد كند، لازم است، شرايطي را رعايت كند و با ايجاد دگرگوني معنوي در خود، خويشتن را با مشخصات ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) وفق دهد؛ با توجه به خصوصيات منحصر به فرد ماه مبارك رمضان در تربيت و تكامل انسان‌ها، مي‌شود، گفت، ماه رمضان، بهترين زمان براي تربيت ياران امام عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است؛ شيخ صدوق در كتاب فضايل شهر رمضان از امام رضا (عليه السلام) آورده، كه درباره خوبي‌هاي ماه رمضان فرمود:

«هر كس در اين ماه به روي برادر مؤمنش بخندد، روز قيامت او را ملاقات ننمايد، جز اين‌كه در روي او خنده آورد و وي را به بهشت مژده دهد و هر كس در اين ماه، مؤمني را ياري كند، خداي تعالي او را در گذشتن از صراط ياري دهد؛ هر كس در اين ماه، خشم خود را فرو برد، خداوند روز قيامت، خشم خود را از او باز دارد ... ماه رمضان، ماه بركت، ماه رحمت، ماه مغفرت و ماه توبه و بازگشت است».[2[

مطالعات جامعه‌شناسان و شواهد عيني، دال بر اين ا‌ست كه آثار معنوي رمضان و روزه‌داري در افراد جامعه، چنان است كه نمود اجتماعي پيدا كرده، باعث بروز هنجارهاي مثبت اجتماعي مي‌شود؛ اين تغييرات مثبت ـ كه نتايجي همچون كاهش نسبي جرم و گناه، بالا رفتن ميزان رعايت حقوق شهروندي و كرامات انساني را دربردارد تا حدودي متمايل به دورنماي آرمان‌شهر مهدوي است؛ بنابراين مي‌شود گفت، جامعه اسلامي در ماه رمضان، جلوه‌اي از جامعه مهدوي در زمان ظهور است.

آثار معنوي ماه رمضان در بُعد فردي و اجتماعي، نمايانگر ويژگي منحصر به فرد آن در تربيت ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) است؛ با تمسك به آيات قرآن و روايات اهل‌بيت (عليهم السلام)  و با رجوع به شواهد موجود، مي‌شود گفت، اين آثار، بسيار شبيه به چيزي است كه در شرايط و ويژگي‌هاي ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيان شده است؛ با بررسي صفات ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) در روايات، شباهت‌هاي زيادي با صفات روزه داران ماه مبارك رمضان در آن، خواهيم يافت.

1. عبادت

امام صادق (عليه السلام) درباره ياوران مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «شب‌ها را با عبادت به صبح مي‌رسانند و روزها را با روزه به پايان مي‌برند».[3[

2. اطاعت

پيامبر اكرم (صلي الله عليه و آله) در توصيف ياوران مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «آن‌ها در اطاعت امام خويش مي‌كوشند».[4[

3. استوار

امام صادق (عليه السلام) فرمود: «آنان، مرداني هستند كه گويا دل‌هايشان، پاره‌هاي آهن است».[5[

4. بردباري

امام علي (عليه السلام) درباره ياران امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «آن‌ها گروهي هستند كه به سبب بردباري در راه خدا بر خداوند، منت نمي‌گذارند».[6[

5. يك‌دلي

امام (علي عليه السلام) در توصيف ياران امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «ايشان، يك‌دل و هماهنگ هستند».[7[

6. پارسايي

امام (علي عليه السلام) فرمود: «او از يارانش بيعت مي‌گيرد كه طلا و نقره‌اي نيندوزند و گندم و جويي ذخيره نكنند».[8[

7. دعا

با رجوع به ميراث گرانبهاي اهل‌بيت (عليهم السلام) در خصوص ماه مبارك رمضان به ادعيه‌اي برمي‌خوريم كه به روشني به حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) اشاره دارند از جمله اين دعاها، دعاي افتتاح است كه در آن، نشانه‌هايي از حكومت حضرت و ويژگي‌هاي ياران حضرت در قالب دعا و طلب از خدا در آن ديده مي‌شود؛ يكي از ويژگي‌هاي منتظران حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) زياد دعا كردن در حق آن حضرت است؛ ماه رمضان از زمان‌هايي است كه براي دعا در حق حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) سفارش شده است و مورد توجه ويژه اهل‌بيت (عليهم السلام) قرار گرفته، گويا قرين بودن اين دو مقوله در روايات اهل‌بيت (عليهم السلام) ، نشان از ظرفيت بالاي اين ماه در تربيت ياوران مهدي و تلاشي آشكار براي يادآوري آن به دوستداران آن حضرت است.

اگر شيفتگان و دل‌دادگان حريم ولايي حضرت ولي عصر (عجل الله تعالي فرجه الشريف) بدانند كه ماه رمضان، موقعيتي بسيار مناسب براي رسيدن به مقام ياري آن حضرت است به طور يقين به رمضان، نگاه ويژه‌اي خواهند داشت و با غنيمت شمردن اين فرصت استثنايي، تلاش در تثبيت آثار و بركات آن در لحظه، لحظه زندگي خود خواهند داشت؛ پيامبر گرامي اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمود: «اگر بنده، ويژگي‌ها و امتيازات ماه رمضان را مي‌دانست، دوست مي‌داشت، رمضان، يك سال باشد».[9[

اميد به اين‌كه رمضان آينده، سرآغاز دگرگوني بزرگ در امت اسلامي و آمادگي ياران امام زمان )عجل الله تعالي فرجه الشريف) براي ياري آن حضرت باشد، انشاء‌الله.

نتیجه:

با توجه به مطالبی که ارائه شد، ماه رمضان به دلیل ویژگی های منحصر بفردی که دارد بهترین زمان برای تربیت و تکامل معنوی انسان شناخته شد که یاران امام زمان(عج الله تعالی فرجه الشریف) می توانند با برجسته کردن آثار معنوی ماه رمضان در خویش، خود را برای یاری آن حضرت آماده کنند.

پي نوشت‌ها:

 

[1]. الجامع الصغير؛ ج2، ح4904.

[2]. بحارالانوار؛ ج96، ص341.

[3]. روز گار رهايي؛ ص224.

[4]. همان؛ ص223.

[5]. بحارالانوار؛ ج52، ص308.

[6]. وزگار رهايي؛ ص224.

[7]. همان؛ ص223.

[8]. منتخب الأثر؛ فصل6، باب11، ح4.

[9]. بحارالانوار؛ ج93، ص344.

 

پدیدآورنده:  حسين دهقان منشاوي

]]>
مهجوریت قرآن http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1693 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1693 )وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُواْ هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً )[1] پیامبر ]در روز قیامت از روی شکایت[ می گوید: «پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند». این آیه، از گلایه پیامبر اسلام- سخن می گوید و آن حضرت، چون «رحمة للعالمین » است نفرین نمی کند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:16

مقدمه:

منظور از مهجوریت قرآن بدین معنا است که مردم قرآن را رها کرده، و به دستورات و تعالیمش پایبند نیستند، و قرآن را به دست فراموشى سپرده‌اند؛ قرآنى که رمز حیات و وسیله نجات است؛ قرآنى که عامل پیروزى و حرکت و ترقى است؛ قرآنى که مملو از برنامه‌‏هاى زندگى است؛ قرآنی که بهترین وسیله شناخت خداوند است؛ قرآنی که سخن آرامش بخش الهی در گستره هستی است؛ قرآنی که گنج بی پایان است و شمعی است که به خاموشی نمی گراید و دریایی که ژرفایش دست نیافتنی است و در نهایت قرآن کتابی است که انسان را از خاک به افلاک می رساند و روح آدمی را به عالم قدس و ملکوت می برد. جهان امروز نیازمند نگرش به قرآن در همه ابعاد سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فلسفی، تاریخ و روان شناسی و... است. بر این اساس، باید قرآن در همه ابعاد زندگی ما جریان داشته باشد. با این راهکار است که می شود آن را در متن و واقعیت زندگی آورد و مشکلات خود را به آن عرضه نموده  و به شایستگی از آن بهره برد.

آیه و روایت در باره مهجوریت قرآن:

 

) وَقَالَ الرَّسُولُ یا رَبّ إِنَّ قَوْمِی اتَّخَذُواْ هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً)[1]] پیامبر در روز قیامت از روی شکایت[ می‌گوید:« پروردگارا! قوم من این قرآن را رها کردند ». این آیه، از گلایه پیامبر اسلام- سخن می گوید و آن حضرت، چون «رحمة للعالمین » است نفرین نمی کند. امام رضا(علیهم السلام) فرمود: «دلیل آنکه در نماز، قرآن می خوانیم آن است که قرآن از مهجوریت خارج شود.»[2] در روایات آمده است: «هر روز پنجاه آیه از قرآن را بخوانید و هدفتان رسیدن به آخر سوره نباشد، آرام بخوانید و دل خود را با تلاوت قرآن تکان دهید و هرگاه فتنه ها همچون شب تاریک به شما هجوم آوردند، به قرآن پناه برید.» [3[

سخن بعضی از بزرگان درباره مهجوریت قرآن:

ملاصدرا! در مقدّمه تفسیر سوره واقعه می گوید: «بسیار به مطالعه کتب حکما پرداختم تا آنجا که گمان کردم کسی هستم؛ ولی همین که کمی بصیرتم باز شد، خودم را از علوم واقعی خالی دیدم. در آخر عمر به فکر رفتم که به سراغ تدبّر در قرآن و روایات محمّد و آل محمّد- بروم. یقین کردم که کارم بی اساس بوده است؛ زیرا در طول عمرم به جای نور در سایه ایستاده بودم. از غصه جانم آتش گرفت و قلبم شعله کشید، تا رحمت الهی دستم را گرفت و مرا با اسرار قرآن آشنا کرد و شروع به تفسیر و تدبّر در قرآن کردم، درِ خانه وحی را کوبیدم، درها باز شد و پرده ها کنار رفت و دیدم فرشتگان به من می گویند: «سلام علیکم طبتم فادخلوها خالدین ».[4[

فیض کاشانی! می گوید: «کتاب ها و رساله ها نوشتم، تحقیقاتی کردم؛ ولی در هیچ یک از علوم دوایی برای دردم و آبی برای عطشم نیافتم، بر خود ترسیدم و به سوی خدا فرار و انابه کردم تا خداوند مرا از طریق تعمّق در قرآن و حدیث هدایت کرد.»[5[

امام خمینی! در سخنی می گوید: «این جانب از روی جِد، نه تعارف معمولی، می گویم از عمر به باد رفته خود در راه اشتباه و جهالت تأسف دارم و شما ای فرزندان برومند اسلام! حوزه ها و دانشگاه ها را از توجه به شئونات قرآن و ابعاد بسیار مختلف آن بیدار کنید. تدریس قرآن در هر رشته ای از آن را مَحطّ[مورد] نظر و مقصد اعلای خود قرار دهید. مبادا خدای ناخواسته در آخر عمر که ضعف پیری بر شما هجوم کرد از کرده ها پشیمان و تأسف بر ایام جوانی بخورید.»[6[ 

«هِجر»، جدایی با عمل، بدن، زبان و قلب را شامل می شود.[7[

رابطه میان انسان و کتاب آسمانی، باید دائمی و در تمام زمینه ها باشد؛ زیرا کلمه «هجر» در جایی به کار می رود که میان انسان و آن چیز رابطه باشد.[8] بنابراین، باید تلاشی همه جانبه داشته باشیم تا قرآن را از مهجوریت در آوریم و آن را در همه ابعاد زندگی، محور علمی و عملی خود قرار دهیم تا رضایت پیامبر عزیز اسلام را جلب کنیم.

نخواندن قرآن، ترجیح غیر قرآن بر قرآن، محور قرار ندادن آن، تدبّر نکردن در آن، تعلیم نَدادنش به دیگران و عمل نکردن به آن، از مصادیق مهجور کردن قرآن است. حتّی کسی که قرآن را فرا گیرد؛ ولی آن را کنار گذارد و به آن نگاه نکند و تعهّدی نداشته باشد، او نیز قرآن را مهجور کرده است.

انواع برخورد با قرآن

در برابر قرآن چند نوع برخورد داریم:

 - 1 شنیدن و ایمان آوردن :(سَمِعْنَا قُرْآنًا عَجَبًا َهْدِی إِلَی الرُّشْدِ فَآمَنَّا)[9[

 -2 شنیدن و زیاد شدن ایمان: (إِذَا تُلِیتْ عَلَیهِمْ آیاتُهُ زَادَتْهُمْ إِیمَانًا) [10[

 -3 شنیدن و طفره رفتن:)إِذَآ أُنزِلَتْ سُورَةٌ أَنْ آمِنُواْ بِاللّهِ وَجَاهِدُواْ مَعَ رَسُولِهِ اسْتَأْذَنَک أُوْلُواْ الطَّوْلِ مِنْهُمْ)[11]، )فَإِذَا أُنزِلَتْ سُورَةٌ مُّحْکمَةٌ وَذُکرَ فِیهَا الْقِتَالُ رَأَیتَ الَّذِینَ فِی قُلُوبِهِم مَّرَضٌ ینظُرُونَ إِلَیک)[12[

-4 پذیرش گزینشی: (أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْکتَابِ وَتَکفُرُونَ بِبَعْضٍ) [13[

5- شنیدن و تهمت زدن: (إِنْ هَذَآ إِلاَّ أَسَاطِیرُ الأَوَّلِینَ) [14]، ( بَلْ قَالُواْ أَضْغَاثُ أَحْلاَمٍ)[15[

6- شنیدن و تحقیر کردن: )لَوْ نَشَاء لَقُلْنَا مِثْلَ هَذَا إِنْ هَذَا إِلاَّ أَسَاطِیرُ الأوَّلِینَ)[16[

7- تبلیغات علیه شنیدن آن: (لَا تَسْمَعُوا لِهَذَا الْقُرْآنِ وَالْغَوْا فِیهِ)[17[

پی نوشت ها:

[1]- فرقان، 30.

[2] - تفسیر نورالثقلین.

 

[3] - تفسیر نورالثقلین.

]]>
امام، نعمت الهي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1250 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1250 آيا ندانسته اند كه خدا آنچه را كه در آسمان ها و زمين است، مسخّر شما ساخته و نعمت هاي ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است؟ و برخي از مردم درباره خدا بي آنكه دانش و رهنمود و كتابي روشن داشته باشند، به مجادله بر مي خيزند .

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:11

مقدمه:

بنا بر تأویل آیه که در روایات معصومین( علیهم السلام) آمده یکی از مصادیقی که برای نعمت ظاهر و باطن ذکر شده امام ظاهر و غایب است. نعمت ، چيزي است كه موافق سرشت آدمي باشد و او را در رسيدن به كمال ياري كند. اينكه امام غايب به نعمت باطني تشبيه شده، به اين دليل است كه هر چند غيبت او از جهتي براي انسان ها مشكلاتي را به همراه دارد؛ ولي از جهاتي نيز در تكامل انسان اثر خاصي دارد كه انسان ها نبايد از آن غافل شوند. توضیح مطلب در متن زیر آمده است.

متن آیه

(أَ لَمْ تَرَوْا أَنَّ اللّهَ سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي اْلأَرْضِ وَ أَسْبَغَ عَلَيْكُمْ نِعَمَهُ ظاهِرَةً وَ باطِنَةً وَ مِنَ النّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِي اللّهِ بِغَيْرِ عِلْم وَ لا هُدًي وَ لا كِتاب مُنير)؛[1[

«آيا ندانسته اند كه خدا آنچه را كه در آسمان ها و زمين است، مسخّر شما ساخته و نعمت هاي ظاهر و باطن خود را بر شما تمام كرده است؟ و برخي از مردم درباره خدا بي آنكه دانش و رهنمود و كتابي روشن داشته باشند، به مجادله بر مي خيزند».

تفسير آيه

خداوند در اين آيه به انسان ها خطاب كرده و نعمت هاي بي پايان خويش را به آنان گوشزد مي كند: آيا شما به آسمان ها و زمين نگاه و در نظام شگرف آن تأمل نمي كنيد كه خداي متعال چگونه سراپاي عالم را مسخّر و محكوم اين نظام كرده است تا انسان (شريف ترين عضو آن) پديد آيد و با استفاده از نعمت ها به كمال برسد. خداوند در اين امر سنگ تمام گذاشت و نعمت هاي ظاهري و باطني را براي شما گسترش داده و تمام كرده است. نعمت براي چيزي استعمال مي شود كه با طبع و وجود آدمي سازگار باشد. نعمت هاي خدا هم ظاهري است كه انسان به راحتي آن‌ها را حس و درك مي كند؛ (مانند اعضاي بدن، سلامتي و رزق پاك و طيب، و هم باطني است (مانند: شعور و اراده و عقل). هر چند لطف الهي بسيار روشن و غير قابل انكار است ولي باز گروهي از مردم به جدال و ستيز در برابر حق بر مي خيزند و بي آنكه داراي دانش و يا علمي باشند، به انكار حقيقت مي پردازند. اينان بدون تكيه بر حجت هاي قابل اعتمادي مانند علم و عقل، حقايق و الهام هاي الهي و كتاب هاي آسماني به مجادله روي مي آورند و مي خواهند حقيقت و واقعيت را منكر شوند!

تأويل آيه

يكي از مصاديقي كه براي نعمت ظاهر و نعمت باطن ذكر شده امام ظاهر و امام غايب است. محمد بن زياد ازدي مي گويد:

«سَأَلْتُ سَيِّدي مُوسي بنَ جَعفَر(عليه السلام) عَنْ قَول اللّهِ عَزَّوَجَلَّ: (وَأَسبَغَ عَلَيْكُمْ نِعمَهُ ظاهِرَةً و باطِنَة)فقال(صلي الله عليه و آله وسلم) : اَلنِعمَةُ الظاهِرَةُ الاِمامُ الظاهِر وَالباطِنَةُ الامامُ الغايِبُ فَقُلْتُ لَهُ وَيَكُونُ في الاَئِمَةِ مَن يَغيِبُ؟ قالَ: نَعَم يَغيبُ عَنْ ابصارِالنّاسِ شَخصُهُ وَلايَغيبُ عَنْ قُلُوبِ المُومِنينَ ذِكرُه وَهُوَ الثانِي عَشَر مِنّا يسهلَ اللّهُ لَهُ كُلَّ عَسير و يُذَلِّلُ لَهُ كُلَّ صَعْب وَيُظْهِرُ لَهُ كُنُوزَ الارضِ وَيُقَرِّبُ لَهُ كُلَّ بَعيد وَ يَبيرُ بِه كُلَّ جَبار عَنيد وَيَهْلُكُ عَلي يَدِه كُلَّ شَيطان مريد: ذلِكَ ابنُ سَيِّدَةِ الاماءِ الَّذِي تُخفي عَلي الناسِ وِلادَتُه و لايَحِلُّ لَهُمُ تَسمِيتُه حَتي يُظهِرَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ فَيَملأُ الاَرضَ قِسطاً و َعَدلا كَما مُلِئَتْ جَوراً وَظُلما »؛[2[

از سرور خودم امام موسي بن جعفر(عليه السلام) درباره كلام خدا )وَاَسبَغَ عَلَيكم...( پرسيدم، حضرت فرمود: نعمت ظاهري امام ظاهر است و باطني امام غايب. گفتم: آيا در ميان ائمه كسي هست كه غايب شود؟ فرمود: آري شخص او از ديدگان مردم پنهان مي شود، اما ياد او از قلوب مؤمنان غايب نمي شود و او دوازدهمين ما امامان است. خداوند براي او هر امر سختي را آسان و هر امر دشواري را هموار سازد و گنج هاي زمين را برايش آشكار كند و هر بعيدي را براي وي قريب سازد و به دست وي تمامي جباران عنود را نابود كند و هر شيطان متمردي را به دست وي هلاك سازد. او فرزند سرور كنيزان است. كسي كه ولادتش بر مردمان پوشيده و ذكر نامش بر آنان روا نيست تا آن گاه كه خداي تعالي او را ظاهر ساخته و زمين را پر از عدل و داد كند؛ همان گونه كه از ظلم و جور پر شده باشد.

چند نكته

1. نعمت ، چيزي است كه موافق سرشت آدمي باشد و او را در رسيدن به كمال ياري كند. اينكه امام غايب به نعمت باطني تشبيه شده، به اين دليل است كه هر چند غيبت او از جهتي براي انسان ها مشكلاتي را به همراه دارد؛ ولي از جهاتي نيز در تكامل انسان اثر خاصي دارد كه انسان ها نبايد از آن غافل شوند؛ مانند امتحان ويژه، پاداش فراوان و... .

2. خداوند نظام احسن را آفريد و نعمت امامت را بر انسان ها تمام كرد؛ ولي استفاده از آن به دست خود آدمي است و او بايد بخواهد تا از آن بهره ببرد، نه آنكه جبر باشد.

3. امام غايب ، نعمت است؛ از اين رو بايد امكان بهره بردن از او فراهم باشد. از طرفي غيبت امام براي مؤمن، تنها پنهان بودن از چشم است، نه قلب و لذا ياد او هميشه در قلب مؤمن هست و همين عامل پويايي و تلاش او است.

4. امام نعمت كامل خدا است؛ پس ظهور و غيبت او در اصل ياري رساني به مردم و بهره بردن مردم از او تأثير زيادي ندارد. بر اين اساس، وجود گرامي پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه(عليهم السلام) ـ و حتي خود امام زمان(عليه السلام) ـ امام غايب را به خورشيد پشت ابر تشبيه كرده اند.

نتیجه:

بر اساس آن‌چه که ازآیه و تأویل آن به دست می آید، امام نعمت الهی است که در صورت خواست و تمایل انسان موجبات رشد و کمال او را فراهم می کند. و یاد امام غایب که همیشه در قلب انسان مؤمن است سبب پویایی و تلاش او خواهد گشت.

پی نوشت ها:

[1]. لقمان / 20.

[2]. کمال الدين و تمام النعمة، ج 2، ب 34، ح 6.

]]>
خلافت مؤمنان، وعده الهي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1246 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1246 خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين زمين جانشين [خود] قرار دهد؛همان گونه كه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين خود قرار داد.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:11  

 

مقدمه :

خداوند به انسان‌هایی كه ایمان آورده و عمل صالح انجام داده‌ اند، وعده می دهد كه خلافت و حكومت در زمین را به آنان واگذار می کند و دینشان را پابرجا و برقرار می سازد و در چنین زمانی، آرامش و  امنیت كامل، در جهان ایجاد می شود و آدمیان به عبادت و بندگی خدا می پردازند. این امرموضوع نوشتار حاضر می باشد.

متن آیه

( وَعَدَ اللّهُ الذينَ آمَنُوا مِنْكُم وَ عَمِلُوا الصّالِحاتَ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُم فِي الاَرض كَما اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مَنْ قَبْلِهِم وَ لَيُمَكِنَنَّ لَهُم ْ دينَهُم ْ الَّذي ارْتضي لَهُم وَ لَيُبَدِّلَنَّهُم مِن بَعْدِ خَوفِهِم ْ اَمناً يَعْبُدُونَني لايُشرِكُون بي شيْئاً وَ مَنْ كَفَرَ بَعْدَ ذلِكَ فَاولئِك هُمُ الْفاسِقُون)؛[1[

«خدا به كساني از شما كه ايمان آورده و كارهاي شايسته كرده اند، وعده داده است كه حتماً آنان را در اين زمين جانشين [خود] قرار دهد؛همان گونه كه كساني را كه پيش از آنان بودند جانشين خود قرار داد. و آن ديني كه بر ايشان پسنديده است، به سودشان مستقر مي كند، و بيمشان را به ايمني مبدل گرداند، [تا] مرا عبادت كنند و چيزي را با من شريك نگردانند و هر كس پس از آن به كفر گرايد، آنانند كه نافرمانند».

تبیین آیه

آيه شريفه از وعده اي بسيار زيبا خبر مي دهد؛ خداوند به مؤمنان صالح وعده مي دهد كه:

1. براي آنان جامعه اي صالح مخصوص خود درست مي كند و زمين را در اختيارشان قرار مي دهد.

2. دينشان را در زمين چيره و برتر مي سازد.

3. امنيت را جايگزين ترسشان مي كند.

4. فقط خداي را عبادت مي كنند.

اين آيه خطاب به امت پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) بوده و خداوند در آن از تعبير )وعد( استفاده كرده است و وعده هاي خدا تخلف بردار نيست. بنابراين، مفاد آن اين مي شود كه خداوند، به گروهي از امت پيامبر اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) وعده استخلاف روي زمين را داده است. اين گروه دو ويژگي مهم و اساسي دارند:

1. ايمان، كه همه اعماق وجودشان را پر كرده است.

2. عمل صالح، كه همه اعضا و جوارحشان در خدمت و اطاعت مولا است.

اين وعده چند ويژگي دارد: 

الف. خلافت بر روي زمين

خلافت؛ يعني، مسلط شدن بر كل زمين و استفاده از موهبت هاي آن. البته خداوند متعال خلافت روي زمين را به امت هاي صالح پيشين؛ (مانند قوم نوح و صالح) نيز عطا فرموده بود به نظر مي آيد مراد از اين خلافت و حكومت، تنها اصل جانشيني است، نه گستره و محدوده آن؛ يعني، همان گونه كه ديگران به حكومت و خلافت در زمين ـ هر چند در منطقه اي محدود ـ رسيدند، شما هم مي رسيد. اينكه چرا براي همه زمين از كلمه الارض استفاده شده، دليل هاي متعدد دارد؛ از جمله: 1. اصل اطلاق است، قيد زدن نياز به دليل دارد. 2. تمكين دين مورد رضايت و امنيت كامل، زماني اتفاق مي افتد كه سراسر زمين، تحت حاكميت و سيطره اينان باشد. 3. رواياتي كه در ذيل آيه وارد شده است.

 ب. تمكين دين مورد رضايت خدا

تمكين هر چيزي برقرار كردن آن در يك مكان است و اين كنايه از پايداري، تزلزل نداشتن و زوال ناپذيري آن چيز مي باشد؛ به گونه اي كه اگر اثراتي داشته باشد، هيچ مانعي جلوي تأثير آن را نمي گيرد. تمكّن دين در آيه به اين معنا است كه بر سر راه آن هيچ گونه كفر و شركي ايجاد نكنند. اوامر و دستوراتش محترم شمرده شده و بدان عمل شود. اصول و معارفش مورد پذيرش همگان بوده و همه به آن معتقد باشند و درباره آن اختلاف نكنند.

 ج. دين مورد رضايت

ديني كه خدا آن را پسنديده است، همانا دين مقدس اسلام است كه در جريان غدير خم با نصب ولايت اميرمؤمنان(علیه السلام) تمام و كمال يافت و كافران از نابودي آن نااميد گشتند:

(اَلْيَومَ يَئِسَ الَّذينَ كَفَروا مِنْ ديِنكُم فَلا تَخْشَوْهُم وَ اخشَوْنِ اَلْيَومَ اَكْمَلْتُ لَكُمْ ديِنَكُم وَ اَتْمَمْتُ عَلَيكُم نعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمْ الاسلامَ ديناً)؛[2[

ديني كه ولايت اهل بيت عصمت و طهارت در متن آن قرار دارد اسلام است. و امامت امام علي تا امام مهدي(علیه السلام) را در بر دارد، دين مرضي و مورد قبول خداوند است.

 د. امنيت

در چنين دوراني ترس و خوف تبديل به امنيت و آرامش مي شود. طبيعي است كه ترس و خوف، عواملي دارد و از بين رفتن آن نيز، نتيجه از بين رفتن اسباب و علل است. پس، در اين دوران هيچ عاملي، باعث نگراني و ترس براي مؤمنان نخواهد بود.

 ه‍ . عبادت صحيح

نتيجه چنين حكومتي، اين است كه تنها خداوند عبادت مي شود؛ همه مظاهر شرك، از بين مي رود؛ عبادات خالصانه تنها براي او خواهد بود و ديگر هيچ معبودي جز خدا، پرستيده نمي شود.

تغيير خطاب در آيه از غايب (وعد اللّه) به متكلم وحده (يعبدونني) و استفاده از عبارت نكره شيئاً در سياق نفي كه مفيد عموم است، هر دو به خوبي بر از بين رفتن شرك به طور كامل و حاكميت توحيد دلالت دارد.

علامه طباطبايي(ره) درباره جمله (وَمَنْ كَفَرَ بَعدَ ذلِك...) مي فرمايد:

ذلك (كه براي اشاره است) به موعود (وعده خدا) باز مي گردد؛ لذا مناسب است كه كلمه كفر را به معناي كفران (در مقابل شكر نعمت) بگيريم و چنين معني كنيم: هر كس كفران كند بعد از تحقق اين وعده، او واقعاً فاسق است .[3[

طبق اين گفتار، كفر دامنه وسيعي را در بر مي گيرد و به اين معنا است كه هر كس اين موهبت الهي را ضايع كرده و از آن استفاه نكند، فاسق بوده و از راه عبوديت و بندگي خارج شده است.

پس از بيان قسمت هاي گوناگون آيه، اكنون جاي اين پرسش است كه: منظور خداوند از اين وعده، شامل چه افرادي مي شود؟

برخي از مفسران ـ مانند صاحب تفسير نمونه ـ معتقدند: آيه عموميت دارد و نتيجه آن چنين است كه در هر زمان، كه پايه هاي ايمان و عمل صالح در ميان مسلمانان مستحكم شود؛ آنان داراي حكومتي ريشه دار و پرنفوذ خواهند شد. البته بي شك، حكومت حضرت مهدي(علیه السلام) مصداق كامل اين آيه است.[4[

علامه طباطبايي(ره) بيان بلندي در اين زمينه دارد كه خلاصه آن چنين است:

از ظاهر آيه استفاده مي شود كه آيه مربوط به برخي از افراد امت اسلام است و اينان داراي مجتمعي صالح خواهند بود. اين جامعه داراي دين مرضي خدا بوده و دين اسلام به گونه اي در جامعه برقرار مي گردد كه تزلزلي در آن راه نخواهد يافت و امنيت به گونه اي در آن اجتماع به وجود مي آيد كه ديگر از هيچ دشمني (خارجي، داخلي، علني و پنهاني) نمي ترسند ]چرا كه همه زمينه هاي خوف از بين مي رود و لذا خوف تبديل به امنيت مي شود[. اين چنين امنيتي است كه جاي امتنان دارد؛ چرا كه آيه در مقام امتنان و منت گذاشتن بر مردم است و امتنان وقتي مناسب و پذيرفتني است كه جامعه از هر جهت در امان بوده و آزادي براي همه باشد. در اين جامعه اخلاص در عبادت عموميت پيدا مي كند و بنيان هر كرامتي غير از تقوا منهدم مي شود. اين جامعه با اين صفات تا كنون به وجود نيامده است. پس اگر مصداقي داشته باشد، در روزگار امام مهدي(علیه السلام) مي باشد و حق مطلب اين است كه اگر واقعاً بخواهيم حق معناي آيه را به آن بدهيم، آيه جز با اجتماعي كه با ظهور حضرت مهدي(علیه السلام) تشكيل مي شود، قابل انطباق با هيچ مجتمعي نيست.[5[

ممكن است كسي بگويد: هرچند اين آيه مربوط به حكومت حضرت مهدي(علیه السلام) است؛ ولي آيا از اين آيه مي توان استفاده كرد كه ايشان زنده و حاضر است؟

در پاسخ بايد گفت: آري، وجود امام زنده حاضر را از همين آيه و با توجّه به آيات ديگر، مي توان برداشت كرد:

1. دين مورد رضايت خدا، اسلام است و اين دين آن هنگام كامل و مورد رضايت خدا قرار گرفت كه پيامبر(صلی الله علیه و آله وسلم) در غدير خم؛ امام علي(علیه السلام) را به عنوان خليفه و ولي تعيين كرد و اين ولايت و خلافت را جزء دين قرار داد و وجود آن را باعث اكمال و اتمام دين دانست: (اليوم اكملت...)

پس تا دين هست، ولايت و خلافت نيز بايد باشد و چون در هر زمان دين هست، ولي و خليفه نيز بايد تا قيامت باشد.

2. هر رهبري كه بخواهد حكومت كند، خود بايد براي تشكيل اين حكومت برنامه ريزي كند؛ چنان كه سنت خدا بر اين قرار گرفته است و با رجوع به خلافت و رهبري پيشوايان و پيامبران گذشته؛ اين مطلب روشن مي شود. امام زمان(علیه السلام) نيز كه مي خواهد حاكميت دوران ظهور را بر عهده داشته باشد، بايد خود رهبري قيام و تشكيل حكومت را در دست بگيرد و نيروسازي كند. پس بايد زنده و حاضر باشد و در راستاي ايجاد انقلاب جهاني و تشكيل حكومت خويش، فعاليت كند.

3. وعده خدا در هر زمان كه مقتضي فراهم و موانع مفقود باشد، امكان پذير است و خداوند اين را به عهده انسان ها گذاشته است: (ان اللّه لا يغير مابقوم حتي يغيروا ما بانفسهم)؛ [6] يعني، هر زمان كه انسان ها بخواهند، خدا تغيير مي دهد. پس هر زمان كه انسان ها حاكميت مهدي (علیه السلام) را بخواهند، خداوند آن را رقم مي زند. بنابراين بايد امام و رهبر در هر زمان باشد تا با خواست انسان ها، قيام جهاني و حكومت عدل برقرار شود. امام صادق(علیه السلام) در روايتي فرمود:

«اِنّهُ لَمْ يَجِيء تَأويلُ هذِه الآيَةِ وَلَو قامَ قائِمُنا، سَيَري مَن يُدرِكُهُ ما يَكُونُ مِن تأويلِ هذِهِ الآيَةِ، وَلَيَبْلُغَنَّ دينُ مُحَمَّد(صلی الله علیه و آله وسلم) ما بَلَغَ اللَّيلُ حَتّي لايَكُونَ مُشرِكٌ عَلَي ظَهْرِ الاَرضِ كَما قال اللّه تَعالي وَيَعبُدوُنَنِي لايُشرِكُونَ بِي شَيئاً»؛[7[

تأويل و مصداق اين آيه هنوز نيامده است. هنگامي كه قائم ما قيام كند كسي كه او را درك مي كند، تأويل اين آيه را مي بيند: هر آينه دين محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) به هر جايي كه شب برسد، مي رسد (همه كره زمين)؛ به صورتي كه هيچ مشركي بر روي زمين نخواهد بود؛ همان گونه كه خداوند فرمود: (يعبدونني...(.

نكته: از نظر ترتيب نزول سوره ها، آيه 55 سوره نور مي تواند تفسير آيه 105 سوره انبياء باشد؛ بدين معنا كه در آيه 105 سوره انبياء اصل طرح و مجريان و گستره آن بيان شده بود، ولي اين آيه ويژگي ها و اهداف را بيان مي كند.

نتیجه:

بر اساس نتیجه حاصله از موضوع مورد بحث:

از وعده های تخلف ناپذیر خداوند، به مومنان صالح و شایسته این است که زمین را در اختیار آنان قرارداده و آنان را حاکمان و خلیفه خداوند بر زمین قرار می دهد تا با امنیت و آسایش کامل به عبادت پروردگار شان بپردازند و زندگی سعادت مندانه ای را برای خویش رقم زنند.

پی نوشت ها:

[1]. نور/ 55.

[2]. مائده / 3.

[3]. تفسيرالميزان، ج 15، ذيل آيه.

[4]. تفسير نمونه، ج 14، ذيل آيه.

[5]. تفسير الميزان، ج 15، ذيل آيه.

[6]. رعد/ 11.

[7]. بحارالانوار، ج 51، ص 55، ح 41.

 

 

]]>
ذخيره الهي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1245 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1245 اين آيه در ادامه آياتي است كه درباره گفتوگوي شعيب (علیه السلام) با قومش در رابطه با چگونگي معامله و مسائل مادي است.در پايان به آنان گوشزد مي كند كه ثروت فراواني كه از راه نادرست به دست آيد، مفيد نبوده و هنگام نياز، به كار نمي آيد؛ بلكه مال حلال براي شما بهتر است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:11

مقدمه:

هر شيء مفيد و نافعي كه از طرف خداوند متعال براي آدمي ذخيره مي شود و مايه خير و سعادت و فلاح او مي گردد، «بقية اللّه» است. يكي از روشن ترين مصاديق «بقية اللّه» حضرت مهدی (عج   الله تعالی فرجه الشریف) مي باشد و از همه به اين لقب شايسته تر است؛ به ويژه كه او تنها باقي مانده  از سلسله پيامبران و امامان است. بنابر تأویل آیه که از روایات معصومین(علیهم السلام) برداشت می شود مصداق اتم و اکمل «بقیة الله» حضرت مهدی (عج الله تعالی فرجه الشریف) است و این لفظ به   آن حضرت تأویل گشته است، هرچند از بعضی احادیث استفاده می‌شود که این لقب بر همۀ خاندان رسالت (علیهم السّلام) اطلاق می‌شود و همۀ آن‌ها «بقیّة اللّه» هستند. متن حاضر به این موضوع اختصاص یافته است.

متن آیه

(بَقيّةُ اللّهِ خَيرٌ لَكُمْ اِنْ كُنتُم مُؤمِنينَ وَما اَنا عَلَيكُمْ بِحَفيظ)؛[1]

«ذخيره خدا براي شما بهتر است اگر مؤمن باشيد و من نگهبان شما نيستم».

تفسير آيه

اين آيه در ادامه آياتي است كه درباره گفت وگوي شعيب (علیه السلام) با قومش در رابطه با چگونگي معامله و مسائل مادي است. در پايان به آنان گوشزد مي كند كه ثروت فراواني كه از راه نادرست به دست آيد، مفيد نبوده و هنگام نياز، به كار نمي آيد؛ بلكه مال حلال براي شما بهتر است. اين در صورتي است كه ايمان داشته باشيد؛ زيرا اين مال باقي بوده و بركات الهي را براي شما به همراه خواهد داشت. درك اين واقعيت و كسب بركات، وقتي است كه شما به خداوند ايمان داشته باشيد.

تأويل آيه

در روايات متعدد مصداق كامل و تمام «بقية اللّه» حضرت مهدي(علیه السلام) معرفي شده و اين لفظ به آن جناب تأويل گشته است. صدوق(ره) در روايتي از امام باقر(علیه السلام) نقل مي كند:

« اَلقائُمُ مِنّا منصُورٌ بِالرُّعبِ، مؤيَّدٌ بِالنَّصرِ، تُطوي لَهُ الاَرضُ وَتَظهَرُ لَهُ الكُنُوزُ يَبْلُغُ سُلطانُهُ المَشرِقَ والمَغرِبَ وَيُظهِرُاللّهُ عَزَّوَجَلَّ بِه دينَهُ عَلي الدِّينِ كُلِّهِ وَلَوكَرِهَ المُشرِكُونَ، فَلا يَبقي فِي الاَرضِ خرابٌ اِلا قَدْ عُمِرَ، وَيَنزِلُ روحُ اللّهِ عِيسَي بنُ مَريَم(عليها السلام)فَيُصَلّي خلفَهُ. قالَ قُلتُ: يَابنَ رَسُولِ اللّه مَتي يَخرُجُ قائِمُكُمْ، قالَ: اِذا تَشَبَهَ الرِّجالُ بِالنِساءِ وَالنِساءُ بالرّجالِ، وَأكتَفي الرِجالُ بِالرّجالِ والنِساءُ بِالنِّساءِ وَرَكِبَ ذَواتُ الفُرُوجِ السُّروجَ وَقُبِلَتْ شَهاداتُ الزُورِ وَرُدَّتْ شَهاداتُ العُدُولِ واستَخَفَّ الناسُ بِالدِّماءِ وارتِكابِ الزِنا وَأكلِ الرِّبا واتُّقِي الاَشرارُ مَخافَةَ اَلسِنَتِهِم وَخُروجَ السُفِياني مِنَ الشامِ واليَمانِي مِنَ اليَمنِ وخَسف البِيداء وَقَتلَ غُلام مِن آلِ مُحَمد بينَ الرُّكنِ والمَقامِ اِسمُهُ مُحمدُ بن الحَسَنِ النَفسُ الزَكِيّةُ وجائَتْ صَيحَةٌ  مِنَ السَّماءِ بِانَّ الحَقَّ فِيهِ وَفِي شِيعَتِه، فَعِندَ ذلِكَ خُرُوجُ قائِمِنا. فَاِذا خَرَجَ أسنَدَ ظَهرَهُ اِلَي الكَعبَةِ وَاجتَمَعَ اِلَيه ثَلاثُمِأة وَثُلاثَةَ عَشَرَ رَجُلا وَاولُ ما يَنطِقُ بِهِ هَذِه الايَةِ (بَقية اللّه خَيرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُم مُؤمِنينَ) ثُمَّ يَقُولُ:   انَا بَقيَّةُ اللّهِ فِي اَرضِه وَخَليفَتُه وَحُجَّتُه عَلَيكُمْ فَلا يسلمُ عَلَيهِ مُسلِمٌ اِلا قال: اَلسَلامُ عَلَيكَ يا بَقيَّة اللّه فِي أرضِه...» ؛[2[

قائم ما ياري شده به رعب و ترس است (ترس از او در دل دشمنان قرار مي گيرد) و به نصرت و پيروزي مدد گرفته. زمين براي او درنورديده شود و گنج ها براي او ظاهر مي شود و سلطنت و حكومتش شرق و غرب عالم را فرا گيرد و خداي متعال به واسطه او دينش را بر همه اديان چيره گرداند؛ گرچه مشركان را ناخوش آيد و در زمين ويرانه اي نماند، جز آنكه آباد گردد و روح اللّه عيسي بن مريم(علیها السلام) فرود آيد و پشت سر او نماز گزارد. راوي گويد: گفتم: اي پسر رسول خدا! قائم شما كي خروج مي كند؟ فرمود: آن گاه كه مردان خود را شبيه به زنان كنند و زنان، خود را مشابه مردان نمايند و مردان به مردان بسنده كنند و زنان به زنان، و زنان بر زين ها سوار شوند و شهادت هاي دروغ پذيرفته شود و شهادت هاي عادلان مردود گردد و مردم خون ريزي و ارتكاب زنا و رباخواري را سبك شمارند و از اشرار به خاطر زبان شان پرهيز شود و سفياني از شام خروج كند و يماني از يمن، و در بيداء خسفي واقع شود و جواني از آل محمد(صلی الله علیه و آله و سلم) ـ كه نامش محمد بن حسن، نفس زكيه است ـ بين ركن و مقام كشته شود و صيحه اي از آسمان بيايد و بگويد: حق با او و شيعيان او است. در اين هنگام است كه قائم ما خروج مي كند و چون ظهور كند به خانه كعبه تكيه زند و 313 مرد به دور او اجتماع كنند و نخستين سخن او اين آيه از قرآن است: (بَقيَةُ اللّه خَيرٌ لَكُم اِنْ كُنتُم مُؤمِنين). سپس مي گويد: منم بقية اللّه در زمين و منم خليفه خداوند و حجت او بر شما و هر درود فرستنده اي، به او چنين سلام گويد: «السلامُ عليكَ يا بَقيةَ اللّه فِي أرضِه».

امام باقر(علیه السلام) ضمن بيان برخي از ويژگي هاي دوران ظهور و بعضي از علايم ظهور، به محل قيام حضرت مهدي(علیه السلام) (مكه) اشاره دارد و چگونگي سلام دادن اصحاب و مردم را به آن حضرت بازگو مي كند. در اين زمان خود امام مهدي(علیه السلام) ابتدا به معرفي جايگاه خويش مي پردازد. كليني(ره) در روايتي نقل مي كند:

عمر بن زاهر عن ابي عبداللّه(علیه السلام) قالَ:« سَألَهُ رَجُلٌ عَنْ القائِمِ يُسلَمْ عَلَيهِ بِاِمْرَةِ المؤمِنينَ قال: لا ذاكَ اِسمٌ سَمَّي اللّهُ بِه اَميرَالمُؤمِنينَ(علیه السلام) لَمْ يُسَمُّ به اَحَدٌ قَبْلَهُ وَلايَتَسَمّي بِهِ بَعدَهُ اِلاّ كافِرٌ. قُلتُ: جُعِلْتُ فِداكَ كَيْفَ يُسْلَمُ عَلَيه، قالَ: يَقُولُونَ: السَلامُ علَيكَ يا بَقِيَةَ اللّهِ. ثُمَّ قَرَأ:( بَقيَةُ اللّهِ خَيرٌ لَكُم اِن كُنتُم مُؤمِنينَ)»؛[3[

شخصي از امام صادق(علیه السلام) پرسيد: آيا به قائم به (لفظ) اميرالمؤمنين سلام گفته مي شود؟ حضرت فرمود: نه اين اسمي است كه خدا به اين اسم امام علي(علیه السلام) را ناميده است. كسي قبل از او به اين ناميده نشد و بعد از او نيز ناميده نمي شود، مگر كافر.

گفتم: فداي شما بشوم! چگونه بر او سلام گفته مي شود؟ حضرت فرمود: مي گويند:« السَلامُ عَلَيكَ يا بَقِيَةَ اللّهِ». سپس حضرت اين آيه را خواند: (بَقيَةُ اللّه خيرٌ لَكُمْ اِن كُنتُم مُؤمِنين.)

«بقية اللّه» كيست؟

با توجه به لغت و كاربرد آن (به خصوص در آيه شريفه)، مي توان گفت كه «بقية اللّه»؛ يعني، هر  شيء مفيد و نافعي كه از طرف خدا (به عنوان موهبت) براي آدمي ذخيره مي شود و مايه خير و سعادت و فلاح او مي گردد. چون حضرت مهدي(علیه السلام) آخرين پيشوا و بزرگ ترين رهبر انقلابي است، پس يكي از روشن ترين مصاديق «بقية اللّه» مي باشد و از همه به اين لقب شايسته تر است. به ويژه كه او تنها باقي مانده از سلسله پيامبران و امامان است و خداوند به واسطه او به مؤمنان عزت مي دهد و دشمنان را خوار و ذليل مي كند:« اَيْنَ مُعزُّ الاولِياءِ وَمُذِلّ الاَعداءِ» و بناهاي شرك و نفاق را منهدم مي كند:« اَينَ هادِمُ اَبنِيَةِ الشِّركِ وَالنِّفاقِ» و دين را احيا مي كند:« اَينَ مُحيِي مَعالِم الدِّينِ وَاَهلِه»[4[

چند نكته

1. انسان در برخورد با پيشوايان بايد سعي كند از چهارچوب دين و دستورات ائمه(علیهم السلام) خارج نشود و آنچه كه آنان مي گويند، انجام دهد. امام صادق(علیه السلام) در اين روايت به پرسشگر يادآور مي شود كه حتي براي سلام نيز نبايد فقط به فكر و عقل خود بسنده كرد؛ بلكه بايد مقررات ديني را رعايت نمود. اگر خداوند بر اساس مصالحي نام و يا وصفي را به شخصي اختصاص داده، بايد حريم آن حفظ شود.

2. هر چيزي كه رنگ الهي پيدا كند، براي انسان خير و رستگاري به همراه دارد. جامعه نيز ـ كه شأني از شئون زندگي انساني است ـ علاوه بر قانون، نياز به مجري و حاكم دارد. يك پيشواي، الهي، قطعاً سعادت آدمي را نيز در آن جامعه، به ارمغان مي آورد.

نتیجه:

بنابر آن‌چه از مطالب مورد بحث به دست می آید، «بقیّةاللّه»، تعبیر قرآنی و نیز از القاب معروف حضرت مهدی (علیه السلام) است. هر موجود نافعي از طرف خداوند که براي بشر باقي مانده و مايه خير و سعادت او گردد، «بقيةاللَّه» محسوب مي‏شود. از اين رو، امام زمان(عليه‏السلام) که وجود شريفشان مايه بيشترين خير و برکت براي جامعه بشري است، يکي از بهترين مصاديق اين آيه مبارکه است. هم چنین آيه‏هاي قرآن داراي مفاهيم جامع هستند و در عصرهاي بعد مي‏توانند بر مصداق‏هاي کلي‏تر و وسيع‏تر تطابق داشته باشند، اين آيه با امام زمان (علیه السلام) که روشن‏ترين مصداق، «بقيةاللَّه» است، مطابقت مي‏کند. بنابراين، گرچه مفاد اين آيه، از سخنان حضرت شعيب(عليه‏السلام) خطاب به قوم خود است، اما مصداق اکمل آن، وجود شريف حضرت صاحب الامر(عج الله تعالی فرجه الشریف) است.

پی نوشت ها:

[1]. هود/ 86.

[2]. كمال الدين و تمام النعمة، ج 1، ب 32، ح 16. اين روايت در كتاب هاي متعددي ذكر شده است؛ ر.ك: معجم احاديث الامام المهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 5، ص 176.

[3]. كافي، ج 1، ح 2، ص 411. اين روايت در كتاب هاي متعددي ذكر شده است؛ ر.ك: معجم احاديث امام مهدي(عجل الله تعالی فرجه الشریف) ، ج 5، ص 176.

[4]. سيد بن طاوس، الاقبال، ص 297.

]]>
قیام قائم در قرآن کریم http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1242 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1242 به زودي نشانه هاي خود را در افق هاي گوناگون و در دل هاي آنان، بديشان خواهيم نمود، تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است. آيا كافي نيست كه پروردگارت، خود شاهد هر چيزي است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:11

مقدمه:

بشارت به ظهور منجی وموعود در دین اسلام ریشه در آموزه‏های قرآن کریم دارد که وعدۀ حتمی       و تخلف‌ناپذیر خداوند متعال است. آیات متعددی در قرآن کریم وارد شده که پیشوایان دینی آن ها را به وجود مقدس حضرت مهدی (علیه السلام) و ظهور مبارک آن حضرت تفسیر و تأویل کرده اند. تعیین مصداق این آیات و تفسیر آن ها، تنها، در صورت رجوع به ائمه معصوم (علیهم السلام) میسور است. امامان معصوم (علیهم السلام)، امام مهدى (علیه السلام) و یاران آن حضرت را مصادیق این آیات و تحقق دهندگان وعده الهى، معرّفى مى کنند. آیه مورد بحث نمونه از این دسته آیات است که نوشتار حاضر بدان پرداخته است.

متن آیه

(سَنُريهِمْ آياتِنا فِي اْلآفاقِ وَ في أَنْفُسِهِمْ حَتّي يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أَنَّهُ عَلي كُلِّ شَيْء شَهيدٌ)؛ [1[

«به زودي نشانه هاي خود را در افق هاي گوناگون و در دل هاي آنان، بديشان خواهيم نمود، تا برايشان روشن گردد كه او خود حق است. آيا كافي نيست كه پروردگارت، خود شاهد هر چيزي است».

تفسير آيه

خداوند متعال در اين آيه مي فرمايد: ما به زودي آيات و نشانه هاي آفاقي و انفسي را به آنان نشان مي دهيم تا روشن شود كه حق كدام است. در اينجا چند احتمال وجود دارد:

1. نشانه هاي آفاق مي تواند آفرينش خورشيد و ماه و ستارگان و انواع موجودات زميني با نظام دقيق آن‌ها و نشانه هاي اَنفُس آفرينش دستگاه هاي مختلف در درون بدن باشد.

2. منظور از نشانه هاي آفاقي ، پيروزي هايي است كه در آينده نصيب مسلمانان در ميدان هاي مختلف جنگ و گسترش اسلام در مناطق گوناگون جهان مي شود؛ و منظور از نشانه هاي انفسي نشانه هايي است كه به مشركان مكه نشان داده شد؛ مانند پيروزي مسلمانان در جنگ.

3. مراد از نشانه ها، غلبه دين حق (اسلام) بر ديگر اديان باشد.

 

تأويل آيه

در روايات متعددي از حق، به قيام و خروج امام مهدي(علیه السلام) تأويل شده است. ابوبصير گويد:

«قُلتُ لَهُ (ابي عبداللّه(علیه السلام) ): (حَتّي يَتَبَيَّنَ لَهُم اَنَّهُ الحَقُّ) قالَ: خُروجُ القائِمِ هُوَ الحَقُّ مِن عِندِاللّه عزَّوَجَلَّ يَراهُ الخَلقَ لابُدَّ مِنه»؛[2[

از امام صادق(علیه السلام) پرسيدم: ]مراد خداوند از[ (حَتّي يَتَبَيَّنَ اَنَّهُ الحَقُّ) چيست؟ فرمود: خروج قائم حقي است از طرف خدا، خلق او را مي بينند و چاره اي از آن نيست .

ابوبصير همين روايت را از امام باقر(علیه السلام) نقل كرده است.[3[

نكته

حق و حقيقت امري است كه گذر زمان و حوادث روزگار آن را از بين نمي برد، بلكه خدا مي خواهد آن را آشكار كند تا مردم بدانند فرجام كار در نهايت با راستي و درستي است و تجلّي كامل اين بروز و ظهور، با قيام حضرت مهدي(علیه السلام) است.

نتیجه:

از بررسى آیه، به دست مى آید که خداوند، حق و حقیقت را آشکار خواهد نمود. در روايات متعددي از حق، به قيام و خروج امام مهدي(عج الله تعالی فرجه الشریف) تأويل شده است. نا گفته نماند آیاتی که بر وجود مقدس مهدی موعود(عج الله تعالی فرجه الشریف) و ظهور مبارک آن حضرت تاویل شده است فراوان است.

پی نوشت ها:

[1]. فصلت/ 53.

[2]. كافي، ج 8، ح 575، ص 381.

[3]. نعماني، الغيبة، باب 14، ح 40.

]]>
وراثت و پيشوايي مستضعفان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1241 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1241 وَ نُريدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذينَ اسْتُضْعِفُوا فِي اْلأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَ ؛ ترجمه: و مي خواهيم كساني كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند، منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث[زمين] كنيم.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:10

مقدمه:

شکی نیست که هرگاه اراده‌ی الهی بر تحقّق امری تعلّق گیرد، آن مسئله قطعاً عملی خواهد شد و هیچ مانعی نمی‌تواند سدّ راه آن گردد. اراده و سنت الهي بر اين امر تحقّق گرفته است كه بندگان صالح خدا، مظلومان و محرومان، بر طاغوتیان و ستمگران غلبه كرده و وارثان و پیشوایان بحق و شایسته‌ی زمين و صاحب اختيار آن شوند و با برپايي حكومت عدل الهی، رهبري هميشگي بشريت را بر عهده گيرند،   و اين اراده و سنت خداوند قادر متعال تخلف ناپذير است. این بندگان صالح کسانی هستند که از نظر  علم، عمل، قدرت، تدبیر و درک اجتماعی شایسته باشند و کسانی که این شایستگی ها را در خود ایجاد کنند، خدا نیز به آنان کمک می کند که بر مستکبران پیروز شوند و وراثان زمین گردند.

متن آیه

(وَ نُريدُ أن نَمُنَّ عَلَي الذّين استُضعِفوا فی الأرضِ وَ نَجعَلَهُم أئمِةً وَ نَجعَلَهُمُ الوارثين)؛[1]«و اراده کرديم بر کساني که مستضعف شده‌اند، منّت نهيم و آنان را پيشوايان مردم گردانيم و ايشان را وارث (زمين) کنيم».

تبیین آیه

اين آيه مربوط به داستان حضرت موسي(علیه السلام) است. خداوند مي فرمايد: موسي(علیه السلام) در عصري به دنيا آمد و بزرگ شد كه فرعون طغيان كرده و ادعاي ربوبيت داشت. و بني اسرائيل را به استضعاف كشانده و دستور قتل فرزندان آنان را داده بود و مي خواست آن‌ها را نابود كند؛ در حالي كه اراده خداوند چيز ديگري بود. او مي خواست بر آنان منت گذارد و آنان را پيشوا قرار دهد تا پس از سال ها، پيشوا و وارث در زمين باشند پس از آن كه زمين در دست ديگران بود، و آنان را در زمين مكنت دهد و حكومت قوي و پابرجا به آنان ارزاني دارد تا بتوانند از آن استفاده كنند.

هر چند ظاهر آيه بيان يك قسمت از حوادث روزگار قوم بني اسرائيل و حضرت موسي (علیه السلام) است؛ ولي مي دانيم كه خداوند از گفتن اين داستان ها هدف دارد و گويا مي خواهد بگويد: مستكبران و زورمداران ادامه حيات و حكومت خود را در استثمار مستضعفان مي دانند و به دنبال آنند كه به گونه اي از آنان بهره كشي كنند و در نهايت آن‌ها را از هستي و حيات مناسب محروم سازند؛ ولي اراده خداوند بر خلاف خواست قدرتمندان است و به بندگان خود كمك مي كند. لذا در اينجا از فعل مضارع بهره گرفته كه دلالت به استمرار دارد و مي گويد: اراده دائمي و سنت ما چنين است كه به مستضعفان (لايق) كمك كنيم.

اين آيه بشارتي است براي همه حق پرستان و عدالت خواهان كه حكومت ظلم و جور دائمي نيست و در نهايت، پيروزي براي رنج ديدگان خواهد بود. بيشتر از هر چيز ديگر، اين آيه، به حكومت جهاني و انقلاب نوراني حضرت مهدي(علیه السلام) مربوط مي شود و قيام امام زمان(علیه السلام) ، مصداق كامل و تمام آن قرار مي گيرد. امام علي(علیه السلام) درباره اين آيه فرمود:

«هُمْ آلُ مُحَمَّد يَبْعَثُ اللّهُ مَهدِيَهم بَعدَ جَهْدِهِم فَيَعِزُّهُم وَيَذِّلُ عَدُوَّهم»؛[2]

اين افراد خاندان پيامبرند كه خداوند مهدي آنان را... بر مي انگيزد و به آنان عزت مي دهد و دشمنانشان را خوار و ذليل مي سازد.

خداوند در آيه، تعبير منت را آورده و اين نشانه عظمت و بزرگي اين مسأله است؛ چرا كه خداوند در موارد خاصي ـ مانند فرستادن پيامبران ـ تعبير منت آورده است:

(لَقَدْ مَنَّ اللّهُ عَلي الْمُؤمِنينَ اِذْ بَعَثَ فِيهِم رَسُولا...)؛[3]

«به راستي خداوند بر مؤمنان منت نهاد كه در ميان آنان رسولاني برانگيخت ...».

بنابراين، اراده الهي بر اين است كه مظلومان و محرومان، بر جباران و ستمگران غلبه كرده و وارث زمين و صاحب اختيار آن شوند و با برپايي حكومت عدل، رهبري هميشگي بشريت را بر عهده گيرند و اين اراده خدا تخلف ناپذير است.

شيخ صدوق(ره) در كمال الدين روايات ولادت آن حضرت را نقل كرده است. طبق اين روايت، هنگامي كه حضرت به دنيا آمد، ابتدا به يگانگي خداوند و رسالت پيامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) و ولايت ائمه اهل بيت(علیهم السلام) شهادت داد و سپس آيه ياد شده را تلاوت فرمود.

با توجه به ذيل آيه (وعد اللّه...) ، وجود امام زنده نيز استفاده مي شود؛ چرا كه هر حكومتي رهبري زنده و حاضر مي خواهد.

نتیجه:

بنا بر مطالبی که در تبیین آیه بیان شد، اين آيه بشارتي است براي همه صالحان، حق پرستان و عدالت خواهان روی زمین كه حكومت ظلم و جور استمرار ندارد و در نهايت، پيروزي براي رنج ديدگان و مستضعفان خواهد بود. آنچه قابل توجه و اهمیت است و از روایات معصومین(علیهم السلام) برداشت  می شود، این مسئله است که آيه، به حكومت جهاني و انقلاب نوراني حضرت مهدي(علیه السلام)  مربوط مي شود و قيام امام زمان(علیه السلام) ، مصداق كامل و تمام آن قرار مي گيرد.

 پی نوشت ها

[1]. قصص (28) ، 5.

[2]. طوسی، غيبت، ص184.

[3]. آل عمران (3) ، 164.

 

]]>