دوران پس از ظهور http://mahdi313.com رجعت‌كنندگان http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1895 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1895 براساس روايات، گروه پيامبران(عليهم السلام)، امامان معصوم(عليهم السلام)، مؤمنان خالص و نيز كفار خالص، جزء كساني اند كه در زمان رجعت، به اين دنيا باز مي‌گردند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

براساس روايات، گروه پيامبران(عليهم السلام)، امامان معصوم(عليهم السلام)، مؤمنان خالص و نيز كفار خالص، جزء كساني اند كه در زمان رجعت، به اين دنيا باز مي‌گردند.

1. رجعت پيامبران و امامان(عليهم السلام)

روايات مربوط به انبياء(عليهم السلام)

الف) رواياتي كه بطور عام از بازگشت پيامبران و ائمه (عليهم السلام) سخن به ميان آورده اند مثل كلام امام صادق(عليه السلام) در تفسير آيه Gإِنَّا لَنَنصُرُ رُسُلَنَا وَالَّذِينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَيوْمَ يقُومُ الْأَشْهَادُF. حضرت فرمود: به خدا سوگند اين آيه در زمان رجعت عملي خواهند شد آيا نمي‌دانيد كه پيامبران(عليهم السلام) در دنيا ياري نشدند و كشته شدند و نيز ائمه(عليهم السلام) كشته شدند اما اين ياري و پيروزي در رجعت تحقق خواهند يافت. ( 1 )

ب) رواياتي كه با ذكر عدد، رجعت انبياء را ياد آور شده است. امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: هنگامي كه امام حسين(عليه السلام) همراه با ياران شهيدش رجعت مي‌كنند، هفتاد نفر از پيامبران نيز با او رجعت مي‌نمايند چنانكه با موسي بن عمران هفتاد نفر از پيامبران همراه بودند. ( 2 )

ج) رواياتي كه بطور خاص از رجعت بعضي از پيامبران و امامان(عليهم السلام) با ذكر نام آنان، سخن به ميان آورده‌اند.

امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «همانا دانيال و يونس(عليهما السلام) هر دو در زمان رجعت اميرالمؤمين(عليه السلام) به دنيا باز مي‌گردند و اقرار به رسالت پيامبر (صلي الله عليه و آله وسلم) مي‌نمايند و همراه آنان هفتاد نفر برانگيخته مي‌شوند.» ( 3 )

امام زين العابدين(عليه السلام) مي‌فرمايد: «يرجع اليكم بينكم و اميرالمؤمنين و الائمه( 4 )؛ پيامبر شما و اميرالمؤمنين و امامان معصوم(عليه السلام) به سوي شما مجدداً باز مي‌گردد. در مورد اينكه اولين فرد رجعت كننده كيست؟»

امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: «اول من يرجع الي الدنيا الحسين بن علي( 5 )؛ اولين كسي كه به دنيا باز مي‌گردد حسين بن علي(عليه السلام) است.»

د) رواياتي كه از بازگشت افراد صالح از امت‌هاي گذشته و امت اسلام، خبر داده‌اند. براساس اين روايات از ميان امت‌هاي پيشين رجعت اصحاب كهف و مؤمن آل‌فرعون نام برده شده است. همچنين از ميان اصحاب پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه(عليهم السلام) افرادي مثل: سلمان فارسي، مقداد، مالك اشتر، ابو دجانه انصاري، مفضل بن عمر، عبدالله بن شريك عامري، اسماعيل بن جعفر(عليه السلام)، حارث، عقيل، جبير و... نام برده شده است. ( 6 )

 

پی نوشت ها:

1. معجم احاديث الامام المهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ج5، ص384.

2. همان، ج3، ص89.

3. بحارالانوار، ج53، ص62.

4. معجم احاديث الامام المهدي، ج5، ص327.

5. بحارالانوار، ج5، ص90.

6. الشيعة والرجعة، ج1، ص158، چشم اندازي به حكومت حضرت مهدي(عليه السلام)، ص95.

 

 

 

]]>
ويژگی های رجعت http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1894 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1894 جعت از روزهاي بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ايام الله» [= روزهاي خدا] ياد شده است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

از ميان روايات فراوان مي‌توان اين مطالب را درباره رجعت بيان کرد.

1. رجعت از روزهاي بزرگ و مهم عالم است که از آن در قرآن به «ايام الله» [= روزهاي خدا] ياد شده است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«ايام الله سه روز است: روز قيام قائم (عجل الله تعالي فرجه الشريف) روز رجعت و روز قيامت. ( 1 )»

2. اعتقاد به رجعت از نشانه‌هاي شيعيان اهل بيت(عليه السلام) است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«از ما نيست کسي که به رجعت ما ايمان نداشته باشد.» ( 2 )

3. رجعت براي همه مردم نيست بلکه مخصوص مؤمنان خالص و کفار و منافقان خالص است. ( 3 )

4. از جمله مؤمنان رجعت کننده، پيامبران و امامان معصوم(عليه السلام) هستند و اولين امامي که در زمان رجعت و پس از امام مهدي(عليه السلام) حکومت عدل جهاني را برعهده مي‌گيرد، حضرت امام حسين(عليه السلام) است که سال‌هاي بسيار حکومت خواهد کرد. ( 4 )

5. براي همه مومنان و منتظران واقعي ظهور مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) که پيش از ظهور آن عزيز از دنيا رفتند امکان رجعت به دنيا و ياري آن امام وجود دارد.

از امام صادق(عليه السلام) روايت شده که هر کس چهل بامداد خدا را با [دعاي] عهد بخواند از ياوران قائم، خواهد بود و اگر پيش از ظهور آن حضرت بميرد، خداوند او را از قبرش بيرون آورد [و قائم(عليه السلام) را ياري دهد] ( 5 )...

6. کفار و منافقان هرگز به ميل و ارادۀ خود به دنيا باز نمي‌گردند بلکه از روي اجبار به رجعت تن مي‌دهند ولي رجعت مؤمنين اختياري به نظر مي‌رسد. امام صادق(عليه السلام) مي‌فرمايد: هنگامي که حضرت مهدي(عليه السلام) قيام کند مأمورين الهي در قبر با اشخاص مؤمن تماس مي‌گيرند و به آنها مي‌گويند: ‌اي بندۀ خدا! مولايت ظهور کرده است اگر مي‌خواهي به او بپيوندي آزاد هستي و اگر مي‌خواهي در نعمت‌هاي الهي (برزخي) متنعم بماني باز هم آزاد هستي. ( 6 )


پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج53، ص 63، ح53.

2. همان، ص92، ح101.

3. بحارالانوار، ج53، ص 39، ح1.

4. همان، ص 46 ، ح19.

5. ر. ک به مفاتیح الجنان، دعای عهد.

6. بحارالانوار، ج53، ص 95.

 

]]>
جايگاه رجعت در متون ديني http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1893 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1893 رجعت از عقايد مسلم شيعه است که پشتوانه آن دهها آيه قرآن و صدها روايت از پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

رجعت از عقايد مسلم شيعه است که پشتوانه آن دهها آيه قرآن و صدها روايت از پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و ائمه معصومين(عليهم السلام) است.

محدث بزرگ مرحوم شيخ حرّ عاملي در کتاب خود «ايقاظ» 520 حديث درباره رجعت نقل کرده است و مرحوم مجلسي; مي‌فرمايد:

«اگر احاديث رجعت متواتر( 1 ) نباشد ديگر در هيچ موردي نمي‌توان ادعاي تواتر کرد.» ( 2 )

گذشته از آيات و روايات فراوان، همه علماي شيعه بر اين حقيقت اتفاق نظر دارند چنانکه مرحوم شيخ حرّ عاملي; به اين مطلب تصريح کرده و بلکه ثبوت رجعت را از ضروريات مذهب شيعه دانسته است. ( 3 )

 

 

رجعت، در قرآن و روايات

در آيات متعددي از قرآن، آشکارا جريان بازگشت افرادي از مردگان به دنيا مطرح شده است و روايات زيادي از اهل بيت(عليه السلام) در تفسير اين آيات وارد شده است.

از نمونه‌هاي بسيار روشن رجعت و بازگشت به دنيا جريان عزير است. او سپس از اين که صد سال مرده بود، به ارادۀ الهي زنده شده و به دنيا بازگشت و ساليان زيادي زندگي کرد. ( 4 )

خداوند در آيه 56 سوره بقره فرموده است:

«ثم بعثناکم من بعد موتکم لعلکم تشکرون»؛

آنگاه شما را پس از مرگتان برانگيختيم تا شايد سپاسگزار باشد.

اين آيه در مورد هفتاد نفر از برگزيدگان قوم موسي(عليه السلام) است که همراه آن حضرت به کوه طور رفتند تا گفت و گوي موسي(عليه السلام) با خداوند را ببينند و گرفتن الواح از جانب خدا را شاهد باشند. وقتي گفت و گوي موسي(عليه السلام) را با خدا ديدند گفتند: «اي موسي ما به تو ايمان نمي‌آوريم مگر اينکه خداوند را آشکارا ببينيم»

موسي(عليه السلام) آنها را از اين خواسته بي جا و غيرممکن باز داشت ولي آنها اصرار کردند و سرانجام به صاعقه الهي گرفتار شده و همگي مردند. موسي(عليه السلام) از اين واقعه ناراحت شد و نسبت به پيامدهاي آن در ميان بني‌اسرائيل نگران بود بنابراين از خداوند خواست که آنها را به زندگي برگرداند. درخواست او پذيرفته شد و مطابق آيه ياد شده خداوند آنها را به زندگي دنيا برگردانيد( 5 ) به گونه‌اي که طبق روايتي از امام علي(عليه السلام) ( 6 )، اين عدّه به خانه‌هاي خود بازگشتند و مدتي زندگي کردند و صاحب فرزند شدند و پس از رسيدن اجلشان از دنيا رفتند. ( 7 )

آياتي از قرآن نيز، دليل بر «رجعت به دنيا در آينده»است.

در آيه 83 سوره نمل مي‌فرمايد:

«و يوم نحشر من کل امۀ فوجاً ممن يکذب باياتنا فهم يوزعون»؛

روزي که از هر امتي گروهي را بر مي‌انگيزيم از آنها که آيات ما را تکذيب مي‌کردند، پس آنها بازداشته مي‌شوند.

در اين آيه سخن از روزي است که در آن گروهي از مردم برانگيخته مي‌شوند بنابراين اشاره به روزي غير از روز قيامت دارد زيرا که در قيامت همه انسانها از اولين و آخرين محشور مي‌شوند. مرحوم طبرسي ; در تفسير مجمع البيان نوشته است که براساس روايات بسيار از اهل بيت(عليه السلام) اين آيه مربوطه به گروهي از شيعيان حضرت مهدي(عليه السلام) و نيز عده‌اي از دشمنان آن حضرت است که در دوران ظهور او به دنيا باز مي‌گردند. ( 8 )

در يکي  از آن روايات آمده که از امام صادق(عليه السلام) دربارة اين آيه سؤال شد؛ آن حضرت فرمود: مردم در مورد آن چه مي‌گويند؟ راوي گفت: آنها مي‌گويند: اين آيه دربارۀ قيامت است. امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«آيا خداوند در روز قيامت گروهي را بر مي‌انگيزد و گروه ديگر را رها مي‌کند؟! [اينگونه نيست] اين آيه دربارۀ رجعت است. اما آيه قيامت اين آيه است[که خداوند مي‌فرمايد]: «و حشرنا هم فلم نغا در منهم احداً» [يعني: آنان را برانگيختيم هيچ کس از آنها را وانگذاشتيم]». ( 9 )

در آيه 95 سوره انبياء آمده است:

«و حرام علي قريۀ اهلکناها أنّهم لايرجعون»

ممتنع است- باز آمدن به دنيا بر مردم شهري که آن را هلاک کرديم که آنها بر نمي‌گردند. اين آيه نيز از مهم ترين دليل‌هاي رجعت است، زيرا در قيامت همه مردمان و از جمله اقوام هلاک شده به عذاب الهي برمي گردند. اين حقيقت در روايات متعدد بيان گرديده است.

امام باقر و امام صادق(عليهما السلام) در تفسير اين آيه فرمودند:

«هر قريه‌اي که خداوند اهل آن را با عذاب هلاک کرده است در رجعت باز نمي‌گردند. اين آيه از بزرگترين دلائل رجعت است زيرا هيچ  کس از مسلمانان منکر آن نيست که همه مردم در قيامت بازمي گردند چه کسي که هلاک شده و چه کسي که هلاک نشده است پس سخن خداوند[که فرموده] لايرجعون [= باز نمي‌گردند] مربوط به رجعت است اما در قيامت [هلاک شدگان به عذاب الهي هم] باز مي‌گردند تا در آتش داخل شوند.» ( 10 )

 

 

رجعت در ادعيه و زيارت

قابل ذکر است موضوع رجعت در دعاها و زياراتي که از امامان معصوم(عليهم السلام) نقل شده نيز مطرح گرديده است. در زيارت جامعه کبيره که از امام هادي(عليه السلام) روايت شده مي‌خوانيم.

«معترف بکم، مومن باياتکم، مصدق برجعتکم، منتظر لامرکم( 11 )؛

(اي امامان و حجت‌هاي خدا) من به شما [و امامت شما] اعتراف مي‌كنيم و بازگشت شما را [به اين دنيا] باور دارم و رجعت شما را تصديق مي‌کنم و امر شما را انتظار مي‌‌کشم.»

در بعضي از زيارت‌هاي مخصوص به حضرت مهدي(عليه السلام) از جمله زيارت آل ياسين نيز اين موضوع با صراحت بيان گرديده است

 

پی نوشت ها:

1. متواتر به روایاتی می گویند که تعداد روایت کنندگان آنها به قدری زیاد است که احتمال اجتماع آنها بر دروغ را غیر ممکن می سازد.

2.خادمی شیرازی، رجعت، ص 140

.3  همان، ص 145.
4.بقره، 259.

5.ر. ک به تفسیر نمونه، ج1، صص 257-259.

6. بحارالانوار، ج53، ص 73 و 129.

7.آیات دیگری مانند بقره/259 و بقره /73 و بقره/243 نیز بر زنده شدن و بازگشتن به این دنیا دلالت دارد.

8. مجمع البیان، ذیل آیه 83 سوره نمل.

9. بحارالانوار، ج53، ص 51.

10. بحار الانوار، ج53 ، ص52، ح29.

11. مفاتیح الجنان، زیارت جامعه کبیره.

 

]]>
مفهوم و فلسفه رجعت http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1892 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1892 يکي از حوادث مهم هنگام ظهور، موضوع رجعت و بازگشت نيکان و بدان به دنياست که از جمله عقايد شيعه است و در آثار اسلامي از گذشته تا حال بحث‌هاي فراواني دربارۀ آن بيان گرديده است.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17 يکي از حوادث مهم هنگام ظهور، موضوع رجعت و بازگشت نيکان و بدان به دنياست که از جمله عقايد شيعه است و در آثار اسلامي از گذشته تا حال بحث‌هاي فراواني دربارۀ آن بيان گرديده است.

مفهوم رجعت

رجعت در لغت به معني بازگشت است و در فرهنگ ديني مقصود از آن عبارتست از بازگشت حجّت‌هاي الهي و امامان معصوم(عليهم السلام) و گروهي از مومنان خالص و کفار و منافقان به عالم دنيا يعني ايشان به امر خداوند بار ديگر زنده مي‌شوند و به دنيا برمي گردند و اين دورنمايي از رستاخيز است که پيش از قيامت در همين عالم اتفاق مي‌افتد.


فلسفه رجعت

امام باقر(عليه السلام) در ضمن روايتي که دربارۀ رجعت آمده است فرموده‌اند:

«مومنان برمي گردند تا عزيز شوند و چشمان آنان روشن گردد و تبهکاران برمي گردند تا خداوند آنها را خوار کند.»( 1 )

درست است که جايگاه اصلي براي پاداش و کيفر انسانها، عالم آخرت است ولي خداوند اراده فرموده است که بخشي از اجر و کيفر آنها را در همين دنيا عملي کند.

هدف ديگر از رجعت برخورداري مومنان از سعادت ياري حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيان گرديده. اين مهم در ضمن دعاها و نيز بيانات بعضي از علما مطرح شده است.

مرحوم سيد مرتضي (متوفي436 ق) گفته است:

«همانا خداوند هنگام ظهور حضرت مهدي(عليه السلام) گروهي از شيعيان آن حضرت را که قبلاً از دنيا رفته اند برمي گرداند تا به ثواب ياري آن حضرت نائل شوند...». ( 2 )

و در زيارت امام عصر در سرداب مقدس سامراء آمده است:

«مولاي، فان ادرکني الموت قبل ظهورک فانّي اتوسّل بک و با بائک الطاهرين الي الله تعالي و اسئله ان يصلي علي محمد و آل محمد و ان يجعل لي کرّۀ في ظهورک و رجعۀ في ايامک لابلغ من طاعتک مرادي و اشفي من اعدائک فوأدي. ( 3 )

اگر پيش از ظهور تو مرگ، مرا دريابد، به وسيله تو و پدران پاکت به خداي بزرگ متوسل مي‌شوم و از او مي‌خواهم که بر محمد و خاندان او درود بفرستد و براي من بازگشتي در ظهور تو و روزگار [دولت] تو قرار دهد تا به مقصود خود در زمينه اطاعت تو نائل شوم و سينه ام را از [خواري] دشمنانت شفا دهم.»

پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج53 ص64

2.رسائل، ج1، ص 125

3.مفاتیح الجنان: آداب سرداب مقدس ، زیارت دوم صاحب الأمر(عليه السلام)

 

 

]]>
مقبوليّت عمومي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1891 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1891 از ويژگي‌هاي اساسي حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همين است كه مورد قبول همه افراد و اجتماعات بشري است و نه تنها همه اهل زمين كه ساكنان آسمان نيز نسبت به آن حكومت الهي و فرمانرواي عدل گستر رضايت كامل دارند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

يكي از دغدغه‌هاي حكومت‌ها جلب رضايت عموم بوده است ولي به خاطر ضعف‌هاي بسياري كه در اداره مجموعه‌ها وجود داشته چنين رضايتي حاصل نشده است. از ويژگي‌هاي اساسي حكومت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) همين است كه مورد قبول همه افراد و اجتماعات بشري است و نه تنها همه اهل زمين كه ساكنان آسمان نيز نسبت به آن حكومت الهي و فرمانرواي عدل گستر رضايت كامل دارند.

پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«شما را بشارت مي‌دهم به مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف).. اهل آسمان و زمين از او (و حكومت او) راضي هستند. و چگونه ممكن است كه كسي از حاكميت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ناراضي باشد و حال آنكه براي همه جهانيان روشن مي‌شود كه صلاح امر بشر و سعادت او در همه جنبه‌هاي مادي و معنوي تنها در سايه حكومت الهي آن حضرت است.» ( 1 )

بجاست در پايان اين بخش كلام جاودانه امام علي(عليه السلام) را به عنوان حُسن ختام بياوريم:

«... خداوند او را (امام مهدي را) به وسيله فرشتگان خود تأييد مي‌كند و ياران او را حفظ مي‌كند و به وسيله نشانه‌هاي خود ياريش مي‌كند و او را بر اهل زمين پيروز مي‌گرداند به گونه‌اي كه (همه) با ميل و رغبت يا به اكراه به او مي‌گروند و زمين را از عدل و داد و از روشنايي و دليل پر مي‌كند. شهرها به او ايمان مي‌آورند تا اينكه كافري نمي‌ماند جز آنكه ايمان مي‌آورد و زشت كاري نمي‌ماند جز آنكه نيكو مي‌گردد و در حكومت او درندگان با هم آشتي مي‌كنند و زمين بركت‌هاي خود را بيرون مي‌ريزد و آسمان خيرات خود را فرو مي‌بارد و گنج‌ها (ي زمين) براي او آشكار مي‌گردد... پس خوشا حال آنكه روزگار او را ببيند و سخن او را بشنود.» ( 2 )


پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 51، ص 81.

2. اثبات الهداة، ج 3، ص 524.

 

 

]]>
سيرة شخصي امام http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1890 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1890

سيره امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در رفتار شخصي و نيز در ارتباط با مردم، نمايانگر يك حاكم اسلامي نمونه است كه حكومت در نگاه او وسيله‌اي است براي خدمت به مردم و رسانيدن آن‌ها به قله‌هاي كمال و نه جايگاهي براي زراندوزي و ستمگري و به استثمار كشيدن بندگان خدا!

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

سيره امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در رفتار شخصي و نيز در ارتباط با مردم، نمايانگر يك حاكم اسلامي نمونه است كه حكومت در نگاه او وسيله‌اي است براي خدمت به مردم و رسانيدن آن‌ها به قله‌هاي كمال و نه جايگاهي براي زراندوزي و ستمگري و به استثمار كشيدن بندگان خدا!

به راستي كه آن امام صالحان در كرسي حكمفرمايي ياد آور حكومت پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) است و با وجود آنكه همه اموال و ثروت‌ها در اختيار اوست در زندگي شخصي خود در پايين ترين سطح به سر مي‌برد و به كمترين‌ها قناعت مي‌كند.

امام علي(عليه السلام) در توصيف او فرموده است:

«امام ]مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) [ با خود عهد مي‌بندد كه ]اگرچه حاكم و رهبر جامعه بشري است ولي[ همانند رعيت خود راه رود و مانند آنان بپوشد و بر مركبي همچون مركب آنها سوار شود... و به كم قناعت كند.» ( 1 )

امام علي(عليه السلام) خود چنين بود و در زندگي دنيا و خوراك و پوشش آن زهدي پيامبرگونه داشت و مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در اين ميدان به آن حضرت اقتدا خواهد كرد.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«اِنَّ قائِمَنا اِذا قامَ لَبِسَ لِباسَ عَلِي وَ سارَ بِسيرَتِهِ( 2 )؛

وقتي قائم ما قيام كند لباس علي(عليه السلام) را در بر مي‌كند و روش او را پيش مي‌گيرد.»

او كه درباره خود سخت گير و دقيق است، با امت چون پدري مهربان است و آسايش و راحتي آنها را مي‌خواهد به گونه‌اي كه در روايت امام رضا(عليه السلام) اينگونه توصيف شده است:

«اَلاِْمام، الاَْنيسُ الرّفيق وَالوالِدُ الشَّفيق وَالاَْخُ الشَّقيق وَالأُمُّ البَرَّةِ بِالْوَلَدِالصَّغير مَفْزَعُ الْعِبادَ فِي الدّاهِية النّاد( 3 )؛

امام آن همدم همراه و آن پدر مهربان و برادر تني (كه پشتيبان برادر) است و مادر دلسوز نسبت به فرزند خردسال است و پناهگاه بندگان در واقعه هولناك.»

آري او چنان با امت صميمي و نزديك است كه همه او را پناهگاه خود مي‌دانند.

از پيامبر مكرّم اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) روايت شده كه درباره مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرموده است:

«امّتش به او پناه مي‌برند آن گونه كه زنبورها به ملكه خود پناهنده مي‌شوند.» ( 4 )

او مصداق كامل رهبري است كه از ميان مردم برگزيده شده و در بين آنها و مانند آنها زندگي مي‌كند. به همين دليل دردهاي آنها را به خوبي مي‌شناسد و درمان آن را مي‌داند و تمام همّت خود را براي بهبودي حال آنها به كار مي‌گيرد و در اين راه تنها به رضايت الهي مي‌انديشد. در اين صورت چرا امّت در كنار او به آرامش و امنيّت نرسد و به كدام دليل دل به غير او بسپارد؟!

پی نوشت ها:

1. منتخب الاثر، فصل 6، باب 11، ح 4، ص 581.

2. وسائل الشيعه، ج 3، ص 348.

3. اصول كافى، ج 1، ح 1، ص 225.

4. منتخب الاثر، فصل 7، باب 7، ح 2، ص 598.

 

 

]]>
سيره اقتصادي امام http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1889 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1889 روش امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در امور مالي حكومت بر مبناي مساوات قرار دارد و اين همان روش پسنديده‌اي است كه در زمان پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) وجود داشته است و پس از او، اين شيوه تغيير يافت و معيارهاي دروغيني براي پرداخت‌هاي بي حساب به افراد، جاي آن را گرفت

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

روش امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در امور مالي حكومت بر مبناي مساوات قرار دارد و اين همان روش پسنديده‌اي است كه در زمان پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) وجود داشته است و پس از او، اين شيوه تغيير يافت و معيارهاي دروغيني براي پرداخت‌هاي بي حساب به افراد، جاي آن را گرفت و سبب پيدايش فاصله طبقاتي در جامعه اسلامي آن روز شد و اگرچه امام علي(عليه السلام) و امام حسن(عليه السلام) در مدت خلافت خود به نظام برابري در پرداخت اموال مسلمين پاي بند بودند ولي پس از ايشان بني اميه اموال مسلمانان را مانند ملك شخصي خود و بر طبق مصالح فردي، به كار مي‌بردند و از اين راه پايه‌هاي حكومت نامشروع خود را محكم مي‌كردند. آنها زمين‌هاي كشاورزي يا غير آن از ثروت‌ها و اموال عمومي را به نزديكان خود مي‌بخشيدند و اين كار كه به ويژه در زمان خليفه سوم و دوران بني اميه رايج گرديده بود حالتي رسمي پيدا كرد.

امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه مظهر عدالت و دادگري است، بيت المالِ مردم را به عنوان ثروتي عمومي كه همگان در آن شريك هستند قرار مي‌دهد به گونه‌اي كه هيچ گونه تبعيض و امتياز خواهي در آن راه نداشته باشد و بخشش ثروت‌ها و زمين‌ها به كلّي ممنوع باشد.

پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«... اِذا قامَ قائِمُنا اضْمَحَلَّت الْقَطائِعُ فَلاقَطائِع( 1 )؛

زماني كه قائم ما قيام كند، قطايع (زمين هايي كه زمامداران و حكام جور در مالكيت خود در آوره و يا واگذار كرده اند) از بين مي‌رود به طوري كه ديگر قطايعي در ميان نخواهد بود.»

و ديگر از شاخصه‌هاي شيوه مالي امام آن است كه در راستاي رفع نيازهاي مادّي و ايجاد رفاهي معقول براي زندگي تمام افراد، امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اموال فراواني به مردم مي‌بخشد و در حكومت او هر نيازمندي كه از او طلب مي‌كند، اموال زيادي دريافت مي‌كند.

پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«... فَهُوَ يحْثُوا الْمالَ حَثْواً( 2 )؛

او (مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اموال را به فراواني مي‌بخشد.»

و اين شيوه براي ايجاد زمينه‌هاي اصلاح فردي و اجتماعي است كه هدف بزرگ امام خوبان است. آن حضرت با بي نياز كردن مردم از جهت مادّي، در پي ايجاد زمينه مناسب براي پرداختن افراد به طاعت و عبادت پروردگار است كه در بخش اهداف حكومت به تفصيل درباره آن سخن گفتيم.


پی نوشت ها:

1. بحارالانوار، ج 52، ص 309.

2. معجم احاديث الامام المهدى(عليه السلام)، ج 1، ص 232، ح 143.

 

 

]]>
سيره مديريتي امام عليه السلام http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1888 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1888 يكي از اركان مهم حكومت، كارگزاران آن هستند. وقتي مسئولان حكومتي افرادي شايسته باشند، كار دولت و ملّت به سامان خواهد رسيد و دست يابي به اهداف حكومت، آسان‌تر خواهد بود.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

يكي از اركان مهم حكومت، كارگزاران آن هستند. وقتي مسئولان حكومتي افرادي شايسته باشند، كار دولت و ملّت به سامان خواهد رسيد و دست يابي به اهداف حكومت، آسان‌تر خواهد بود.

حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به عنوان رئيس حكومت جهاني، براي مناطق گوناگون عالم، حاكماني را از ميان بهترين ياوران خود بر مي‌گزيند، آنها تمام ويژگي‌هاي يك حاكم اسلامي از قبيل دانش مديريت، تعهّد و پاكي در نيت و عمل و شجاعت در تصميم گيري را دارا هستند. با اين حال شخص امام(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به عنوان فرمانرواي بزرگ و مركز مديريت عالم به صورت مداوم عملكرد حاكمان را زير نظر دارد و با شدّت و دقّت و بدون چشم پوشي كار آنها را حساب رسي مي‌كند. اين ويژگي مهمّ كه پيش از حكومت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ناديده گرفته شده است در روايات به عنوان يكي از علامت‌هاي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيان گرديده است.

پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«عَلامَةُ الْمَهْدي اَنْ يكُونَ شَديداً عَلَي الْعُمّالِ جَواداً بِالْمالِ رَحيماً بِالْمَساكين( 1 )؛

علامت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آن است كه با كارگزاران خود شديد (و دقيق) است. دست بخشنده‌اي دارد و نسبت به مسكينان مهربان است.»

پی نوشت ها:

1. معجم احاديث الامام المهدى(عليه السلام)، ج 1، ح 152، ص 246.

]]>
سيره قضايي امام http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1887 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1887 از آنجا كه موعود منتظر براي استقرار عدالت در تمام زمين ذخيره شده است، براي انجام رسالت خود نياز به يك سيستم قضايي مستحكم دارد بنابراين آن حضرت در اين بخش به شيوه جدّ بزرگوارش امام علي(عليه السلام) عمل مي‌كند و با جدّيت و قدرت به دنبال بدست آوردن حقوق پايمال شده مردمان است و حق را در هر كجا باشد، گرفته و به صاحب آن بر مي‌گرداند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

از آنجا كه موعود منتظر براي استقرار عدالت در تمام زمين ذخيره شده است، براي انجام رسالت خود نياز به يك سيستم قضايي مستحكم دارد بنابراين آن حضرت در اين بخش به شيوه جدّ بزرگوارش امام علي(عليه السلام) عمل مي‌كند و با جدّيت و قدرت به دنبال بدست آوردن حقوق پايمال شده مردمان است و حق را در هر كجا باشد، گرفته و به صاحب آن بر مي‌گرداند.

و چنان به عدالت رفتار مي‌كند كه مطابق روايات، زندگان آرزو مي‌كنند كه مردگان بر گردند و از بركت عدل او بهره مند شوند. ( 1 )

گفتني است كه بخشي از روايات بيانگر آن است كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در مقام قضاوت مانند حضرت سليمان(عليه السلام) و حضرت داود(عليه السلام) عمل مي‌كند و مانند آنها با علم الهي كه دارد حكم مي‌كند و نه با استناد به شاهد و گواه.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«وقتي قائم آل محمد قيام كند مانند داود و سليمان(عليهما السلام) داوري مي‌كند، (يعني) شاهد و گواه طلب نمي‌كند.» ( 2 )

و شايد راز اينگونه داوري آن است كه به سبب اعتماد بر علم الهي، عدالت حقيقي بر پا مي‌شود در حالي كه وقتي بر گواهان و سخن آنها تكيه مي‌شود، عدالت ظاهري حاكم مي‌شود زيرا به هر حال شاهدان از ميان انسانها هستند و احتمال اشتباه هست.

البته دركِ چگونگي قضاوت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به شيوه گفته شده كار دشواري است ولي مي‌توان فهميد كه اين شيوه با اوضاع روزگار آن حضرت سازگار است.

پی نوشت ها:

1. الفتن، ص 99.

2. اثبات الهداة، ج 3، ص 447.

 

 

]]>
سيره جهادي و مبارزاتي http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1886 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1886 امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) با انقلاب جهاني خود بساط كفر و شرك را از گستره زمين بر مي‌چيند و همگان را به دين مقدس اسلام دعوت مي‌كند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) با انقلاب جهاني خود بساط كفر و شرك را از گستره زمين بر مي‌چيند و همگان را به دين مقدس اسلام دعوت مي‌كند.

پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) در اين باره فرموده است:

«شيوه او ]امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) [ شيوه من است و مردم را بر آئين و شريعت من قرار مي‌دهد.» ( 1 )

البته آن حضرت در شرايطي ظهور مي‌كند كه حق به گونه‌اي آشكار، معرفي گرديده و از هر جهت بر مردم جهان، حجّت تمام شده است.

با اين حال طبق برخي از روايات، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) تورات و انجيل واقعي و تحريف نشده را از غاري در انطاكيه بيرون مي‌آورد و به وسيله آنها با يهوديان و مسيحيان جهان احتجاج مي‌كند كه بسياري از ايشان مسلمان مي‌شوند. ( 2 ) در اين ميان آنچه كه گرايش ملّت‌هاي گوناگون را به اسلام بيشتر مي‌كند آن است كه همگان آشكارا مي‌بينند كه مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) با امدادهاي غيبي ياري مي‌گردد و نشانه‌هاي پيامبران همچون عصاي موسي(عليه السلام) و انگشتر سليمان(عليه السلام) و زره و شمشير و پرچم پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) را همراه دارد( 3 ) و براي تحقق اهداف پيامبران خدا و برقراري عدالت جهاني قيام كرده است. روشن است كه در چنين بستري كه حق و حقيقت آشكارا بر جهانيان عرضه شده است، تنها كساني در جبهه باطل باقي مي‌مانند كه به كلّي هويت انساني و الهي خود را از دست داده باشند و اينان همانها هستند كه جز فساد و تباهي و ظلم از آنها سر نمي‌زند و لازم است ساحت دولت مهدوي از لوث وجود آنان پاك گردد. اينجاست كه شمشير برنده عدالت مهدوي از نيام برآمده و با قدرت و صولت بر پيكر ستمكاران لجوج فرود مي‌آيد و كسي از آنها را باقي نمي‌گذارد. اين شيوه و روش پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و اميرالمؤمنين(عليه السلام) نيز بوده است. ( 4 )


پی نوشت ها:

1. كمال الدين، ج 2، باب 39، ح 6، ص 122.

2. ر.ك: به الفتن، صص 249-251.

3. ر.ك به اثبات الهداة، ج 3، صص 439 - 494.

4. همان، ص 450.

 

 

]]>