مرکز مجازی مهدویت http://mahdi313.com مرکز مجازی مهدویت راه اندازی کانال مرکز مجازی مهدویت در سروش و ایتا http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1812 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1812 Thu, 01 Jan 1970 03:30:00  

 

 

به حول و قوه الهی و مدد مولا امام زمان کانال مرکز مجازی مهدویت به مناسبت عید سعید فطر راه اندازی شد.
 
سعی کردیم  که در باب معرفت، بصیرت و سلوک مهدوی، بهترین ها باشیم.

 تا تمهیدی برای زمینه سازی ظهور آخرین حجت الهی باشد.

اگر می خواهید؛ منتظرانه در مسیر سبز امام زمان (عج) قدم بردارید.


هر چه زودتر به کانال مرکز مجازی مهدویت بپیوندید:



کانال مرکز مجازی مهدویت در پیام  رسان ایتا:


  https://eitaa.com/mahdi313com

کانال مرکز مجازی مهدویت در پیام  رسان سروش:


   https://sapp.ir/mahdi313.com


ما را هم به دیگران معرفی کنید.

اللهم عجل لولیک الفرج

]]>
عکس های مهدوی http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1811 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1811

 

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

 

 

 

 

 

]]>
جشن تولد بدون صاحب تولد! http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1810 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1810

وقتي جشن تولدي بر پا مي‌شود هر كسي كه وارد خانه شود اول سراغ كسي را مي‌گيرد كه تولد اوست صاحب تولد به همه خوش آمد مي‌گويد.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00

وقتي جشن تولدي بر پا مي‌شود هر كسي كه وارد خانه شود اول سراغ كسي را مي‌گيرد كه تولد اوست صاحب تولد به همه خوش آمد مي‌گويد. راستي ما 1170 سال و اندي چطور عادت كرده‌ايم فقط يك تولد، بدون ديدن صاحب تولد برگزار كنيم و بدون اين‌كه بفهميم دغدغه و رضايت او چيست.

اين همه سال نه خواستيم و نه همت كرديم سراغي از صاحب تولد بگيريم شايد براي ما اهميت نداشت يا شايد نبودنش براي ما عادت شده بوده است راستش خوب كه نگاه مي‌كنيم گويا اصلا نيازي در وجودمان به وجود نيامده كه پاسخي وجود داشته باشد.

حالا بگو نيازي ديده نازي در گرفته .... نه اين خبرها هم نيست نه نيازي است و نه نازي!

اصلاً تا حالا فكر كرده‌اي چرا جمعيت ميليوني روز نيمه شعبان در جمكران جمع مي‌شوند و باز هم صاحب تولد حجاب از رخ برنمي‌گيرد ... كه مرحوم آغاسي مي‌گويد:

شايد اين جمعه بيايد شايد                    پرده از چهره گشايد شايد

يعني اين جمعه ميليوني تشنه نيستند تا آبي نازل شود...

يا نكند صاحب تولد روز تولدش گوشه‌اي در بياباني، جنگلي، دريايي يا صحرايي و … جايي يافته و آرام آرام گريه مي‌كند

آخر شمع‌هاي زياد كيك تولدش را طوفان هم نمي‌تواند خاموش كند كه هر شمع يك داغ است و يك درد

قصه غفلت ما و قهر ما با آقا قصه غصه‌هاست ...

قصه نيمه شعبان‌هاي مكرر و نبود آقا درد از درد‌هاي عاشقي است اين حرف‌ها را تا عاشق نباشي نمي‌فهمي.

عاشق وقتي بي‌تاب معشوق مي‌شود وقتي از هر فرصتي براي ديدار استفاده مي‌كند وقتي هر بهانه‌اي، هر بويي، هر صدايي، هر نفسي او را به سمت معشوق مي‌كشد.

وقتي دنبال يك آشناست تا احوال معشوق را از او جويا شود.

خيلي بي قرار است.

بايد جاي يك عاشق باشي تا بفهمي نيمه شعبان بي مولا تولد نيست

قصه غربت و غمي است كه اشك‌هاي بي پايان آقا را تفسير مي‌كند

گواه غربتي است كه نبود امام را فرياد مي‌كنند ... .

اول و آخر اين قصه درد است و غم و تا نيايد اين غم عاشقان را مي‌سوزاند.

اين‌ها را گفتم كه روز نيمه شعبان اگر باز هم جشن ميلادي بدون ظهور آقا گرفتي؛ اگر كامت را با شيريني و شربت شيرين كردي به چشم‌هايت بگويي بر اين شيريني خون ببارند ...

بياييد ما ديگر جشن تولد را براي صاحب تولد غمگين‌تر نكنيم ... . كمي به دغدغه‌ها و غصه‌هاي او فكر كنيم.

 

فاطمه حیدری

 

]]>
نيمة شعبان ليلة‌ القدر اهل بيت عليهم السلام‌ http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1809 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1809

با تولد وليّ خدا بهترين بركات شامل مردم مي‌گردد

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:53:17

با تولد وليّ خدا بهترين بركات شامل مردم مي‌گردد، زيرا او خير أهل الأرض[1] است و اثر وجود بهترين انسان زمين، تمام زمين و ساكنانش را بهره‌مند مي‌سازد. وليّ عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف و آخرين حجّت الهي كه خير اهل الارض زمان ماست، در سحرگاه نيمة شعبان سال 255 (ه‍ .ق) چشم به جهان گشودند و اين شب مبارك كه ميلاد موفور السرور آن حضرت است، احتمال دارد شب قدر نيز باشد، همان گونه كه به برخي اعمال ليالي قدر در اين شب نيز سفارش گرديده است.[2]

نيمة شعبان، شب مباركي است كه در فضائل شباهت بسياري به ليالي قدر دارد و همان‌گونه كه در برتري شب‌هاي قدر فرموده‌اند كه: فإنّها ليلة آلي الله علي نفسه الا يردّ سائلاً له فيها ما لم يسأل معصية.[3] در فضيلت شب نيمه شعبان نيز نبي مكرم اسلام صلي الله عليه و آله فرمود كه: خداوند در شب نيمه شعبان به اندازة موي گوسفندان قبيلة بني كلب بندگانش را مي‌آمرزد؛ يغفر الله ليلة النصف من شعبان من خلقه بقدر شعر معزي بني كلب[4] و اين سخن، كنايه از فراواني آمرزيده شدگان در اين شب مبارك است.

كلام نوراني ديگري از امام صادق عليه السلام نشان مي‌دهد نيمة شعبان نيز در حدّ خويش، شب قدر و واجد يكي از درجات تقدير امور است. ايشان در برابر اين سنت با ليالي مباركه قدر فرمود: انّها الليلة التي جعلها الله لنا أهل البيت بإزاء ما جعل ليلة القدر لنبينا صلي الله عليه و آله؛[5] همين طور كه خداوند به پيامبر صلي الله عليه و آله شب قدر مرحمت فرمود، به ما اهل بيت نيز نيمه شعبان را عطا كرد.

امام باقر عليه السلام در پاسخ پرسشي دربارة فضيلت شب نيمه شعبان فرمود كه با فضيلت‌ترين شب پس از ليلة القدر، شب نيمه شعبان است كه خداوند در اين شب فضل خويش را بر برندگانش ارزاني مي‌دارد و با منّ و كرم خود آنان را مي‌آمرزد، پس براي نزديكي به خداي سبحان در اين شب بكوشيد؛ چون خداوند سوگند ياد كرده است كه هيچ سائلي را ـ تا وقتي كه امر ناپسند و گناهي نخواسته است ـ محروم نگرداند: هي أفضل ليلة بعد ليلة القدر؛ فيها يمنح الله تعالي العباد فضله و يغفرلهم بمنّه. فاجتهدوا في القربة إلي الله (تعالي) فيها، فإنّها ليلة آلي الله تعالي علي نفسه إلا يرد سائلاً له فيها، ما لم يسئل معصية و... فاجتهدوا في الدعاء و الثناء علي الله (عزّوجلّ).[6]

پيامبر گرامي اسلام صلي الله عليه و آله نيز شب نيمه شعبان به عايشه فرمود كه در نيمه شعبان اجل‌ها نوشته و ارزاق قسمت مي‌گردد و خداي عزّوجلّ در اين شب بيش از موهاي بزهاي قبيلة بني كلب، بندگانش را مي‌آمرزد و فرشتگان را به آسمان دنيا و از آنجا به زمين نازل مي‌كند و در اين نزول ابتدا در مكه فرود مي‌آيند.[7]و[8]

 

پي نوشت



[1]. الكافي، ج1، ص467؛ من لايحضره الفقيه، ج4، ص177.

[2]. ر.ك: اقبال الاعمال، ص214.

[3]. آن شب، شبي است كه خداوند بر خود فرض كرده كه درخواست كننده‌اي را مادامي كه معصيت و گناه درخواست نكند، بي‌پاسخ نگذارد؛ الامالي، طوسي، ص297؛ وسائل الشيعه، ج8، ص106.

[4]. فضائل الأشهر الثلاثه؛ ص61؛ بحارالانوار، ج94، ص86.

[5]. الاماري، طوسي، ص297؛ مصباح المتهجد، ص762؛ بحارالانوار، ج94، ص85.

[6]. الامالي، طوسي، ص297.

[7]. فضائل الأشهر الثلاثه، ص62؛ بحارالانوار، ج94، ص89.

[8] . موعود موجود، جوادي آملي، ص60..

 


آيت الله جوادي آملي

]]>
تحولات زمان تولد http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1808 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1808

امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف فرزند امام حسن عسكري عليه السلام در سپيده دم جمعه، نيمة شعبان سال (255 ق) در سامرا چشم به جهان گشود[1].

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00

امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف فرزند امام حسن عسكري عليه السلام در سپيده دم جمعه، نيمة شعبان سال (255 ق) در سامرا چشم به جهان گشود[1].

نام حضرت مهدي موعود عجل الله تعالي فرجه الشريف همان نام جدش رسول الله صل الله عليه و آله و سلم «محمد» مي‌باشد و القاب مشهور آن حضرت، عبارتند از[2]: مهدي، منتظر، حجت، خلف صالح، بقيه الله، منصور، صاحب الامر، ولي عصر و صاحب الزمان.

مادر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف

مسعودي كه قديم‌ترين مورخي است كه دربارة مادر امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف خبر مي‌دهد، مادر حضرت را كنيزي مؤمن به نام نرجس مي‌داند. ديگر اخبار، او را ريحانه، صيقل، سوسن و مريم مي‌نامند. ممكن است نام اصلي او همان نرجس و بقيه، نام‌هاي ديگر آن بانو باشد.[3]

امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در زمان پدرش امام حسن عسكري عليه السلام

ترس و وحشتي كه عباسيان از تولد امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف داشتند ،سبب شد تلاش زيادي براي به دست آوردن و حتي جلوگيري از به دنيا آمدن آن حضرت انجام دهند. براي اين كار ، جاسوساني را مأمور كردند تا مراقب خانه امام حسن عسكري عليه السلام باشند. حتي معتمد عباسي به قابله‌هايي امر كرده بود سرزده و ناگهاني وارد خانة امام عسكري عليه السلام شوند و از حال همسر امام عليه السلام گزارش تهيه كنند؛ ولي غافل از اين كه خداوند متعال، امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف را همانند حضرت موسي عليه السلام محافظت خواهد كرد.

امام حسن عسكري عليه السلام از زمان تولد فرزندش امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف تا هنگام شهادتش، دوران سختي را طي كرد؛ زيرا از سويي بايد فرزند را از گزند عباسيان حفظ كند و از سويي ياران خود مطلع را كند كه خداوند به او پسري عطا كرده است كه جانشين و وصي او خواهد بود.

از اين رو امام حسن عسكري عليه السلام اخبار ولادت فرزند خود را از بسياري افراد پنهان داشته و آن را تنها براي تعداد كمي  از نزديكان و پيروان نزديك خود، مانند ابوهاشم جعفري، احمد بن اسحاق، حكيمه، خديجه و محمدهادي بيان كرد؛

اقامتگاه امام زمان  عجل الله تعالي فرجه الشريف در كودكي

امام حسن عسكري عليه السلام  تصميم گرفت پسرش (حضرت مهدي  عجل الله تعالي فرجه الشريف )را به جاي مطمئن‌تري انتقال دهد، تا بتواند فعاليت‌هاي سياسي و مذهبي خود را از طريق وكالت ـ بدون آن كه با مزاحمت‌هاي عباسيان مواجه شود ـ رهبري كند. منابع تاريخي نشان مي‌دهد ابتدا امام حسن عسكري عليه السلام فرزند خود را به سرپرستي مادربزرگ پدري خود تحت الحفظ و پنهاني از سامرا به مدينه منتقل كرده است.

بنا بر نقل شيخ صدوق در كمال الدين، امام عسكري عليه السلام چهل روز پس از تولد فرزندش، او را به مكان نامعلومي فرستاد و آن گاه وي به مادرش باز گردانده شد.

بنا به روايت مسعودي، امام عسكري عليه السلام در سال (259 ق) وضعيت بحراني خود را براي حديث، مادر خود تشريح كرد و از وي درخواست كرد به حج مشرف شود. آن‌گاه پسر خود (حضرت مهدي  عجل الله تعالي فرجه الشريف) را با او فرستاد. حديث، همراه نوه‌اش با حفاظت «احمد بن مطهر»، يار صميمي و نزديك امام حسن عسكري عليه السلام به مكه مشرف شد. به نظر مي‌رسد آنان پس از برگزاري مناسك حج به مدينه عزيمت كرده و آن جا را محل اختفاي امام دوازدهم عجل الله تعالي فرجه الشريف قرار داده باشند. برخي روايات تاريخي مؤيد همين نكته است؛ چنان‌كه زماني «ابو هاشم جعفري» از امام عسكري عجل الله تعالي فرجه الشريف پرسيد: «پس از شما سراغ جانشين شما را كجا بايد گرفت؟» امام عسكري عليه السلام در پاسخ فرمود: «در مدينه». در خبر ديگري آمده است محل اقامت قائم در مدينه خواهد بود؛ در حالي كه سي نفر از ياران صميمي، آن حضرت را احاطه كرده‌اند. تمام اين مسائل مؤيد اين است كه بخش عمده‌اي از دوران كودكي امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف در مدينه بود.[4]

 


2. شيخ مفيد، ارشاد، ص 346؛ شيخ طوسي، الغيبه، ص 141. (البته در روايات، سال تولدآن حضرت (254، 256، 258 ق) هم گفته شده است. اين اختلاف احتمالاً امام به دليل پنهان نگاه داشتن تولد آن حضرت بوده است).

3. پورسيد آقايي، تاريخ عصر غيبت، ص 28.

4. تاريخ سياسي غيبت امام دوازدهم عجل الله تعالي فرجه الشريف، جاسم حسين، مترجم دكتر آيت اللهي، ص 114.

5. همان، ص 123 ـ 124.

محمدرضا نصوري

]]>
تولد آفتاب http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1807 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1807

 

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00

 غروب خورشيد ماه شعبان، با پرتو زرين خود، خانه‌ها را فرا گرفته است. نسيم مرطوبي از دجله مي‌وزد.

  گلدسته پيچ در پيچ سامرا، مهياي آواي ملكوتي تكبير است.

 در خانة امام باز مي‌شود تا خدمتكاري كه بوي مشك مي‌پراكند، از آن خارج شود و به خانه‌اي نزديك رود.

خادم در مي‌زند و حكيمه در را مي‌گشايد.

فرمانبر مي‌گويد: سرورم مي‌فرمايد: (روزه مستحبي خود را) در منزل ما افطار كن.

 دل بانو از اين دعوت مي‌تپد. حس مي‌كند كه در وادي اين دعوت، بايد كار مهمي باشد. خورشيد در درياچة غروب تن مي‌شويد.

حكيمه وارد خانه مي‌شود.

بوي گل‌هاي بهارين در جاي جاي منزل امام پيچيده است. شب جمعه است. مدتي است كه نرگس را نديده است.

امام با لبخندي كه سيماي گندمگونش را تابناك كرده، به استقبال عمه مي‌شتابد.

حكيمه نيز از ديدن او شادمان است. آن كه علم كتاب در اختيار دارد، مي‌گويد: امشب نيمه شعبان است.

به آسمان مي‌نگرد و ادامه مي‌دهد: و خداوند بلند پايه، در اين شب پيشوايش را در زمين آشكار خواهد كرد.

 پس رو به حكيمه مي‌كند و با صدايي كه در آن پژواك پيامبران نهفته است، مي‌گويد: امشب فرزندي كه نزد خداوند عزوجل بزرگوار است، متولد مي‌شود. كسي كه پروردگار، زمين مرده است را به يمن قدوم وي زنده مي‌كند.

نرگس به پيشواز بانويي مي‌آيد كه اسلام را از او آموخته است. بانويم و بانوي خاندانم! چگونه روز را به پايان رسانده‌اي؟

 چشم حكيمه به نرگس مي‌افتد. با شوق به سويش مي‌شتابد و او را در آغوش مي‌گيرد. مي‌گويد: بلكه شما بانوي خاندان من هستي! حيرت بر سيماي معصومانه نرگس نقش مي‌بندد.

 اين چه كاري است عمه؟! ]حكيمه خم شده است تا كفش‌هاي نرگس را از پايش بيرون آورد[.

 سرورم اجازه دهيد تا من كفش‌هاي شما را از پايتان بگيرم.

 شادي از چشمان عمه مي‌تراود و مي‌گويد: بلكه تو سرور مني. به خدا سوگند كه نمي‌گذارم كفشم را در آوري و به من خدمت كني. بلكه من خادم توام و تو بايد قدم بر چشم من نهي.

حكيمه نرگس را به سوي حصيري مي‌برد. برادرزاده، بيرون به انتظار مي‌نشيند. حكيمه با شادماني نرگس را مي‌بوسد و مي‌گويد: دخترم! خداوند به زودي (امشب) پسري به تو خواهد داد كه سرور و سالار هر دو جهان است. بانو حكيمه، پس از نماز عشا افطار مي‌كند و براي خفتن مهيا مي‌شود. نرگس، نزديك او آرميده است. امام، بسترش را در ايوان حياط افكنده است. حكيمه براساس عادت هميشگي براي نماز شب برمي‌خيزد. وضو مي‌گيرد. به نرگس مي‌نگرد. آرام خفته است. امام نيز بيدار شده و وضو گرفته است.

 دلش، آسمان‌هاي دوردست را طواف مي‌كند. جز لحظه‌هايي اندك، شب پيشين را نخفته است.

چگونه مي‌تواند آرام بخوابد، در حالي كه چشم انتظار ميلاد مژده آسماني است، مژده رسالت‌هاي كهن.

 حكيمه نمازش را خوانده است. بر سجاده خويش نشسته و مشغول ذكر است. نرگس هراسناك و منتظر از بستر بر مي‌خيزد. براي وضوي نماز شب از اتاق بيرون مي‌رود. حكيمه همچنان به او مي‌نگرد و آثار بارداري در وي آشكار نيست. جام شكيبايي حكيمه مي‌شكند، موريانه ترديد در وجودش رخنه مي‌كند. امام از جايي كه نشسته با صداي بلند مي‌فرمايد: عمه! شتاب مكن. نزديك است! بانو شرمگين مي‌شود. در آستانه در، چشمش به نرگس مي‌افتد كه بيمناك است، مي‌پرسد: دخترم چه احساسي داري؟ درد سختي دارم. عمه از هراسش مي‌كاهد: خدايت حفظ كند. بر خويش چيره و دل قوي دار. اين همان است كه به تو گفته بودم.

مي‌ترسم عمه.

نترس دخترم.

 حكيمه نرگس را به ميانه اتاق مي‌كشاند، بالشي مي‌نهد. او را آرام گوشه‌اي مي‌نشاند تا مهياي زايمان شود. لحظه ميلاد نزديك است. نرگس دست عمه را مي‌فشارد. گويي درد تمام زايمان‌ها در وجودش ريخته است. او تپش بال‌هاي فرشتگان را حس مي‌كند به نظرش مي‌رسد كه همهمه‌اي همانند تلاوت قرآن مي‌شنود. چيزي نمانده است كه حكيمه تعادلش را از دست بدهد. امام، از اتاقي ديگر مي‌گويد: سوره دخان را بر او بخوان!

حكيمه امر امام را بر چشم مي‌نهد. به نام خداوند بخشاينده بخشايشگر. سوگند به اين كتاب روشنگر، كه ما آن را در شبي پر بركت نازل كرديم. ما همواره انذار كننده بوده‌ايم. در آن شب هر امري براساس حكمت تدبير و جدا مي‌گردد... نرگس مويه‌هاي ميلاد سر مي‌دهد و كف دست حكيمه را با دست مي‌فشارد. ناگهان، نوري چشمان حكيمه را خيره مي‌كند و او ديگر چيزي نمي‌بيند، گويي نرگس ناپديد شده است. دلش از بيم مي‌تپد. به سوي در اتاق مي‌دود تا از پسر برادرش ياري طلبد. امام نزديك در ايستاده به عمه مي‌گويد: عمه برگرد! او را در همان جايگاه خواهي يافت.

چهره نرگس از نوري آسماني مي‌درخشد. كودك را مي‌بيند كه در حالت سجده بر زمين افتاده است. پاكيزه است و هيچ نشانه‌اي از نشانه‌هاي تولد بر او نمودار نيست. كودك آمده از رحم بشارت‌ها، با خويش نشانه‌هاي پيامبران پيشين دارد. از موسي بن عمران، هراس فرعون از تولدش را، و از مسيح، سخن گفتن در گهواره را، از نوح عمر طولاني را، از ابراهيم بت شكني را، و از محمد امين. نام، لقب، و رسالتش را، حكيمه، نشانه‌هاي كودك را مي‌گيرد، او را به خود مي‌چسباند و در دامنش مي‌نشاند. پدر او را صدا مي‌زند: عمه پسرم رابياور! حكيمه با فروتني به وعده راستين خداوند، كودك را مي‌آورد. پدر، پسر را مي‌گيرد و كف دست راستش را بر پشتش مي‌نهد. او را مي‌بويد. چشم‌ها، گوش‌ها و دهانش را مي‌بويد و زمزمه مي‌كند: پسرم! حرف بزن! به قدرت خداوند سخن بگو. اي حجت آفريدگار و بازمانده پيامبران و خاتم جانشينان و جانشين پارسايان! حرف بزن!

و اعجاز رخ مي‌دهد. آوايي ملكوتي از كودك بر مي‌آيد: «به نام خداوند بخشايشگر... ما مي‌خواهيم بر مستضعفان زمين منت نهيم و آنان را از پيشوايان وارثان روي زمين قرار دهيم و حكومتشان را در زمين پا برجا سازيم و به فرعون و هامان و لشكريانشان، آنچه را از آنها بيم داشتند، نشان دهيم»

چشمان پدر از اشك لبريز مي‌شود وعده خداوند تحقق يافته است؛ زيرا «خداوند از وعده خود تخلف نمي‌كند

 

ف.هاشمي


]]>
در نيمه شعبان چه كنم؟ http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1806 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1806

براي رفتن به مراسم جشن تولد در اين انديشه‌ايم كه او از ما چه مي‌خواهد، به چه چيزي علاقه دارد و چه هديه‌اي برايش ببريم، مولد نيمه شعبان از ما چه مي‌خواهد؟

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00

گام اول: توجه به خواستة مولود:                                                                             

براي رفتن به مراسم جشن تولد در اين انديشه‌ايم كه او از ما چه مي‌خواهد، به چه چيزي علاقه دارد و چه هديه‌اي برايش ببريم، مولد نيمه شعبان از ما چه مي‌خواهد؟ در اين روز به فكر خواسته خود نيستم به فكر درخواست اويم. يك سال از او خواستم در عهد و ندبه و جمكرانم و ... حال آمده ام ببينم او چه مي‌خواهد؟


دعاي امام در روز تولد:

حكيمه خاتون گويد: با صداي امام عسگري عليه السلام كه فرمود: عمه جان فرزندم را نزدم بياور؛ پرده را كنار زدم؛ ديدم سرورم به سجده رفته است و بر بازوي راستش نوشته شده «جاء‌الحق و زهق الباطل ان الباطل كان زهوقا» او را در آغوش گرفتم و وي را پاكيزه و نظيف يافتم و در پارچه‌اي پيچيدم و نزد امام عسگري عليه السلام بردم، حضرت پس از بيان شهادتين ائمه و اوصياء را يكي پس از ديگري برشمرد تا به خويشتن رسيد «و دعا لاوليائه بالفرج عَلَي يديه» و در حق دوستدارانش دعا كرد كه به دست با كفايت وي گشايش يابند.[1] آري اول دعاي امام عليه السلام، دعا براي فرجشان بوده است.


دعاي امام عليه السلام در كنار خانه خدا

عبدالله بن جعفرالحميري گويد از محمد بن عثمان سوال[2] كردم: شما صاحب الامر را ديده‌اي؟ گفت: بلي و آخرين بار او را كنار مسجد الحرام ديدم، در حاليكه مي‌گفت: اللهم أنجزلي ما وعدتني؛ بار الها محقق كن آنچه مرا وعده داده‌اي. و آن حضرت را در مستجار ديدم در حاليكه پرده خانه كعبه را گرفته بود و مي‌گفت: اللهم أنتقم لي من أعدائك؛ از دشمنانت انتقام بگير.[3]

گام دوم: آمادگي فردي

وجود نوراني امام هادي عليه السلام در زيارت جامعه كبيره سه نكته را در اين موضوع به عنوان مقدمه ظهور ذكر مي‌فرمايد: و قلبي لكم مسلم و رآيي لكم تبع و نصرتي لكم معده

1. تسليم قلبي 2. تبعيت در رأي 3. يار شدن

آمده‌ام تا در اين روز دريچه‌ قلبم را به سوي تو بگشايم و هر آنچه مي‌كنم عمل به دستورات شما باشد.

يكدل شدن، يكرنگ شدن و فقط و فقط به شما انديشيدن و زمينه را براي ظهور فراهم كردن، امام يار مي‌خواهد و منتظر علاوه بر دينداري، يار دين است.

گام سوم: آمادگي اجتماعي

امام عصر عجل الله تعالي فرجه در دعاي افتتاح به سه ويژگي براي جامعه منتظر اشاره مي‌كنند.


1. رغبت اجتماعي

«اللهم انا نرغب اليك في دولة كريمه»

توجه به دوران ظهور و آن‌چه در حكومت حضرت رخ مي دهد، امنيت و رفاه و عدالت و عبوديت و تمام زيبايي‌هايي كه در تصور نمي‌آيد.

2. شكايت اجتماعي

«اللهم انا نشكو اليك فقد نبينا و غيبة ولينا»، بايد توجه داشت كه 1170 سال از غيبت مي‌گذرد، تا كي، زندانيان زندان غيبتيم و مأنوس به غيبت.

3. استعانت اجتماعي[4]

فاعنا علي ذلك بفتح منك تعجله و نصر تعزه و سلطان حق تظهره؛ خدايا مددمان كن به ياري او. از خدا بايد خواست، جدي هم بايد.

 


[1] . غيبت طوسي، ح207، ص239، ترجمعه عباس جلالي، ج1، ص332.

[2] . نايب دوم امام عصر عجل الله تعالي فرجه.

[3] . الغيبة، شيخ طوسي، ح222، ص251، مؤسسه المعارف الاسلامية.

[4] . موعود مشرق. شماره2، مهندسي بلوغ اجتماعي و زمنيه‌سازي ظهور، فرامرز سهرابي، پژوهشكده مهدويت

 

محمد صادق کفیل

]]>
حجت الاسلام صدوقی : حب محمد و آل محمد برترین محبوب هاست. http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1796 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1796

استاد صدوقی با استناد به  روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): « من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»؛ حب پیامبر (صلی علیه و آله و سلم) و اهل بیت محترمشان را برترین محبوب ها معرفی کردند.

]]>
Thu, 01 Jan 1970 03:30:00

استاد صدوقی با استناد به  روایت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم): « من مات علی حب آل محمد مات شهیدا»؛ حب پیامبر (صلی علیه و آله و سلم) و اهل بیت محترمشان را برترین محبوب ها معرفی کردند.
وی با اشاره به این مطلب که حرف جرّ «عَلی» در این جمله در معنای واقعی خودش مبتنی بر محبت اهل بیت  (علیهم السلام) است، تصریح کرد: محبوب اصلی و برتر مراکز فرهنگی باید فقط و فقط،  پیامبر و اهل بیت طاهرینش باشد، و فعالیت هایشان را براساس این حب و دوست داشتن نظام دهند؛  تا این حب به جامعه نیز منتقل شده و جایگزین دیگر محبوب ها شود.
این مسئول آگاه به مسائل مهدویت صبح امروز در جلسه هماهنگی بین اعضای مجموعه فضای مجازی مرکز تخصصی  مهدویت، با تأکید بر مطالعه و دانش افزایی اظهار داشت:  با مطالعه به عنوان یک امر ضروری و اساسی در رأس فعالیت ها، می توان بر بحران های فرهنگی فائق آمد.

]]>
پاورپوینت امام مهدی (علیه السلام) در قرآن http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1793 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1793 ]]> Thu, 01 Jan 1970 03:53:16  

برای دریافت فایل پاورپوینت بر روی لینک زیر کلیک نمایید .

 

پاورپوینت امام مهدی در قرآن

]]>
پاورپوینت غیبت امام مهدی (علیه السلام) http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1792 http://mahdi313.com/index.html?pg=articles&id=1792 ]]> Thu, 01 Jan 1970 03:30:00  

 

برای دانلود پاورپوینت غیبت امام مهدی (علیه السلام)

  اینجا

کلیک کنید.

]]>