سینما در گرداب (1)

رسانه يكي از ابزارهايي است كه دنياي غرب به وسيله آن در کشورهاي جهان سومي، به خصوص در كشورهاي اسلامي نفوذ مي كند. در بين رسانه ها تلويزيون، به ويژه سينما نقش بسيار مهمي در ترويج و نهادينه سازي اهداف غرب، ايفا مي كند.
نکته مهمي که بايد توجه کرد آن است که سينماي امروز يعني هاليوود كه مركز توليد بزرگ سينماي غرب است، به وضوح با سي سال قبل متفاوت است. يعني آنچه كه هاليوود در دهه هاي 70 ميلادي يا 60 ميلادي يا 50 ميلادي بود، با آنچه كه امروز هست كاملاً متفاوت است. ما بايد اين موضوع را از منظر خودمان تحليل كنيم و اين خيلي مهم است. اين تفاوت بايد بيان، درك و تحليل بشود.
به طور مثال كارگردان مشهوري را مثال مي زنم و اين تغيير زمان را به وسيله آثار و افكار او به طور خلاصه بررسي مي كنم. يكي از كارگردان هاي يهودي آمريكا كه در دهه 70 بسيار موفق بود و ركورد فروش را شكسته بود استيون اسپيلبرگ[1] بود، فيلم هاي او در دهه 70 يعني دهه انقلاب اسلامي و چند سال بعد از آن ـ كه هنوز انقلاب اسلامي خودش را در سطح جهان نشان نداده بود و به عنوان يك پديده و يك قدرت، به عنوان يك موج ظاهر نشده بود ـ مطرح شده؛ آثار اين فيلم ساز قبل و بعد از انقلاب اسلامي كاملاً تغيير كرده است.
در دهه 70 فيلم هاي معروف او ـ كه به اصطلاح خيلي فروش داشت و مطرح بود ـ يكي آرواره ها بود كه خيلي مشهور بود. بعد از آن در سال 1977 فيلمي ساخت به اسم برخورد نزديک از نوع سوم . و البته اين كار با تهاجم و به زمين نشستن يك سفينه فضايي و در عالم اطلاعاتي كه در آن زمان در مورد پديده UFO بود ساخته شده بود، چيزي شبيه قصه كودكان.
كارهاي جنجالي اسپيلبرگ در دهه 80 شروع مي شود. اولين فيلم مطرحي كه سر و صدا کرد و در واقع مظلوميت يهود را مطرح مي كند فيلم فهرست شيندلر است. اين فيلم ده سال بعد از انقلاب اسلامي ساخته شده است و جايزه اسکار بهترين فيلم و بهترين کارگرداني را گرفته است. اين فيلم ماجراي يک آلماني کارخانه دار و عضو حزب نازي آلمان، به نام اسکار شيندلر است که جان صدها يهودي عازم به اردوگاه هاي مرگ را نجات مي دهد.
وي بعد از اين اثر، فيلم ديگري را مي سازد درست در زماني كه جنگ هشت ساله ما تمام شده و ايران مي خواهد قدرت بگيرد و در مقابل غرب ، محكم بايستد، آمريكا متوجه مي شود اين انقلاب از بين رفتني نيست، از سال 1982 نيمي از لبنان به وسيله اسرائيل اشغال شده، جنوب لبنان در اشغال است، مقاومت اسلامي لبنان متولد مي شود، حملات مكرر حزب الله به نيروهاي اسرائيل به واسطه تأثير پذيري و تربيت پذيري از انقلاب اسلامي صورت مي گيرد، اين فرهنگ تقابل بين امپرياليسم و صهيونيزم با جهان اسلام كه در رأسش ايران هست به يك ماجراي جديد در تاريخ كه اثرش را در سينما دارد تبديل مي شود.
بعد از فيلم فهرست شيندلر، آنچه كه مهم است نيروي رزمنده است، آنها متوجه مي شوند كه چه كسي بايد در مقابل اين نيرو بجنگد. قطعاً ارتش اسرائيل آن قدر جمعيت ندارد و يك ارتش بزرگ تر مي خواهد، مثلاً بايد لشكري ميليوني باشد و در مقابل اين اسلام خواهي از ايران به لبنان و فلسطين و کشورهاي ديگر رفته و اين زنگ خطر را با تمام وجود، غرب و به خصوص آمريکا احساس كرده است.
فيلم نجات سربازان رايان [2] فيلم بعدي اسپيلبرگ است که دربارة جنگ جهاني دوم، در دهه 50 و يا شايد اوايل دهه 60 است كه آمريكا درگير جنگ با ويتنام بود، ديگر فيلم خوبي در رابطه با جنگ ويتنام و جنگ جهاني دوم و يك فيلم ارتشي آمريكا نساخته بود. در اين جا با بازي "تام هنگس" بازيگر محبوب روز آمريكا، فيلمي در رابطه با اُبُهت و ايثارگري ارتش آمريكا مي سازد، ارتشي كه بعدها بايد به اهداف صهيونيست ها خدمت بكند، ارتشي كه بايد براي اسرائيل سربازي بكند، اين فيلم يكي از پيچيده ترين و زيباترين فيلم هاي جنگي است. اين جاست كه اسپيلبرگ يك فيلمساز كاملاً سياسي مي شود.
فيلم بعدي اش كه جنجال برانگيز بود و مشهور شده، جنگ دنياها است که آن را در سال 2005 ميلادي براساس كتاب علمي ـ تخيلي جنگ دنياها که در صد سال پيش نوشته شد ساخته است. اينجا هم دوباره موضوع مهاجمين فضايي هست، ولي اين بار اين مهاجمين خيلي خشن هستند.
ماجراي آن فيلم اين است که موجوداتي از زير زمين، زمين را مي شكافتند و بيرون مي آمدند، مثل سه پايه هاي بزرگ فلزي و همه جا تسلط دارند، مثلاً به اندازه برج ايفل، به طور ناگهاني از زير زمين مي آيند آمريكا و همه كشورهاي دنيا را تسخير مي كنند. ديالوگ ها اين است مي گويد كه اين موجودات هميشه اين جا با ما بودند، زير خاك بودند و ما نمي دانستيم. امروز با قدرت كامل در صحنه آمدند.
در يك صحنه فيلم وقتي همه از دست اين هيولاهاي فلزي فرار مي كنند، يک بچه از پدرش مي پرسد: آيا اينها تروريست ها هستند؟ پدر كه دارد فرار مي كند و در حال رانندگي است جواب نمي دهد، و باز دوباره بچه سؤال مي كند كه آيا اينها تروريست ها هستند؟ ولي باز پدر جواب نمي دهد. با اسپيلبرگ در هفته نامه نيوزويك مصاحبه شد، به او گفته شد كه آيا آن جمله عمدي بود؟ پاسخ داد: بله عمدي بود. سؤال شد: منظوري داشتيد؟ گفت بله منظور داشتم و بيشتر توضيح نمي دهد. اما بقيه اش را ما بايد با تحقيق بفهميم.
متأسفانه اين فيلم آمريكايي با اين زيرکي ساخته مي شود، ولي هنوز تحليل نشده و كسي دقت نمي كند، فقط فيلم را مي بينند. خودش مي گويد: عمد داشتم که گفتم: تروريست ها! با توجه و تبليغ رسانه اي امروز، اين عبارت يعني چه؟ يعني مسلمين، آنها هميشه در كنار ما بوده اند اما امروز از زير خاك بيرون آمده اند و با تمام اُبهت در صحنه ظاهر شده و قصد نابودي ما را دارند. تا آخر فيلم، ارتش آمريكا مشغول نبرد با اين موجودات عجيب است.
فيلم ديگري كه در همين اواخر دهه 90 و قبل از سال 2000 توليد شده، متعلق است به يك كارگردان ديگر يهودي به اسم رولند امريك[3] به نام روز استقلال [4]، اين فيلم نيز در مورد موجودات فضايي صحبت مي كند که آمده اند تا استقلال و آزادي زمين را بگيرند، اين فيلمي است كه مي ارزد به صورت دقيق تحقيق شود.
جالب اين است كه هم در اين فيلم که قبل از ماجراي 11 سپتامبر ساخته شده و هم در فيلم مستند نوسترادآموس تقريباً 15 سال قبل به برج هاي آسمان خراش منهتن حمله مي شود.
به هر صورت اين جا ما از جنسي فيلم داريم كه در دهه 70ميلادي كه انقلاب اسلامي در سال 1979بود هيچ سابقه اي از اين جنس نبود، هيچ وقت و كاملاً يك آماده باش به وسيله هاليوود در رسانه براي مردم خودشان مهيا كرده اند، فيلم هايي كه بسيار پرخرج است، بسيار قدرتمند ساخته شده و بسيار عاطفي است و يك قصه بسيار قوي دارد، روح و عواطف شما را درگير مي كند كه اين يك بخش از هاليوود پرخرج است كه دارد كار مي كند. من فرزند دو زمان هستم، قبل از انقلاب در آمريكا بودم تا وقتي انقلاب اسلامي داشت واقع مي شد آمدم ايران و چون دانشجوي رسانه بودم و در سه دانشگاه مختلف درس خوانده ام و آدم هاي مشهوري را هم ديدم که استاد بودند، تحليل گر بودند، اين مطلب را كاملاً درك كردم. عرض مي كنم يك استراتژي رسانه اي صورت گرفته است.
حق آن است که هوشمندترين حرف را خود مقام معظم رهبري زده و فرموده اکنون يك جنگ رسانه اي اتفاق افتاده. در مقابل اين جنگ رسانه اي كه اصطلاحاً به آن جنگ نرم مي گويند، بايد چه بكنيم؟ چيزي كه ما سال ها در كلاس هايمان براي مخاطبان کم تعداد و بعضي وقت ها در تلويزيون تحليل مي كرديم، حالا بسيار جدي شده است، چون دشمنان ما امروز با توپ و تفنگ نمي توانند بجنگند ولي مي توانند عواطف را درگير بكنند، شك و شبهه راه بياندازند و براي ملت خودشان هيجان و رشادت و وطن پرستي را تبليغ كنند. شما شمار فيلم هايي را كه آمريكا در اين 20 سال گذشته ساخته و وطن پرستي را تبليغ مي كند، با دوره هاي ديگر آمريکا مقايسه كنيد. واقعاً غير قابل مقايسه است، حتي در دوران جنگ ويتنام فيلمي با اين قوّت ساخته نشده است.
اين مهم است كه ما در نظر بگيريم موجي را که انقلاب اسلامي آغاز كرده، پژواك و اثرش تا به كجا رفته است. و با موج تديّن، حقيقت پرستي و حقيقت دوستي از يك طرف و انسان هايي كه در غرب به دنبال حقيقت و تشنه حقايق هستند، از اين انقلاب شروع شده است.
امروز اسلام و فرهنگ اسلامي در همه شهرهاي آمريکا حضور دارد. كاهنان يهود به اين توفيق اسلام کاملاً آگاه اند و در مقابلش با تمام قدرت مي ايستند. البته كار ما رصد رسانه هاي آنها است تا مصاديق اين آگاهي و نقشه هايي كه در مقابله با ما مي كشند را فهميده و خنثي کنيم.

ادامه دارد... (اینجا)

______________________________________
[1] . استيون آلن اسپيلبرگ (steven allen spielberg) متولد 18 دسامبر 1946 ميلادي، کارگردان معروف آمريکايي و برنده 3 جايزه اسکار. او با فيلم سازي بزرگ شده است و اولين فيلم کوتاهش را براي نمايش در سينما ها در 21 سالگي و در سال 1968 ميلادي ساخت. اسپيلبرگ فيلمساز مورد علاقه يهوديان صهيونيسم است.
[2].
Saving private Ryan.
[3]. roland emmerich.
[4] . Independence Day.

پدید آونده : سخنرانی جناب آقای دکتر نادر طالب زاده
در مرکز تخصصی مهدویت