مرکز مجازی مهدویت

شجاعت حسينى و مهدوى، آينه شجاعت حيدرى

مقدمه:

1. يكى از صفات حميده انسانى، همان صفت « شجاعت» است.

2. صفت شجاعت، حدّ وسط، « جُبن و تهوّر» است كه شجاعت صفتى ممدوح است و طرفين آن (جبن و ترس يا تهور و بى باكى) صفت هايى مذموم اند؛ چون در حد تفريط و افراط قرار دارند.

3. همه انبيا و اوصيا ـ بالاخص خاتم الانبياء حضرت محمدبن عبدالله و امامان معصوم (عليهم السلام) ـ داراى صفت « شجاعت» بوده اند.

4. از گذشتگان بعد از پيامبر (صلى الله عليه وآله)، اميرالمؤمنين(عليه السلام) و امام حسين (عليه السلام)، به اين صفت زبانزد خاص و عام اند. امام حسين (عليه السلام) شجاعت را از جدش رسول خدا (صلى الله عليه وآله) و پدر بزرگوارش اميرالمؤمنين (عليه السلام)به ارث برده‌است. و حضرت مهدى (عليه السلام) نيز شجاعت واقعى را به منصه ظهور مى‌رساند. در نوشتار پیش رو به این موضوع پرداخته شدهاست.

الف) شجاعت امام حسين (عليه السلام)

مردم بعد از واقعه كربلا، جنگ‌هاى اميرالمؤمنين (عليه السلام) و شجاعت آن حضرت را فراموش كردند و شجاعت و چابكى امام حسين (عليه السلام) را يادآور مى‌شدند و شجاعت آن حضرت ذكر مجالس بود.

على بن عيسى اربلى در كتاب شريف كشف الغمه گويد: « شُجاعَةُ الحُسَينِ (عليه السلام)يُضرَبُ بِهَا المَثَل»؛ « شجاعت امام حسين(عليه السلام) ضرب المثل شده بود».

خواجه نصير طوسى « ره» در صلوات نامه مى‌گويد:

« اللّهم صلّ و سلّم و زد و بارك عَلى صاحب الدعوة النبوية، والصولة الحيدرية والعصمة الفاطمية والحلم الحسنية، والشجاعة الحُسينية»؛ « خدايا! درود و سلام فراوان و پر بركت بفرست بر صاحب دعوت نبوى و صلابت حيدرى و عصمت و پاكى فاطمى و بردبارى و صبر حسنى و شجاعت حسينى».

عقّاد درباره شجاعت امام حسين(عليه السلام) مى‌گويد: « مَلِكَ جَأشه و كلُّ شَىء مِنْ حَولِهِ يوهِن الجَأش»؛ « او (حسين(عليه السلام)) مالك قلبش بود و حال آنكه همه اشياء اطراف او موجب ضعف قلب بودند».

شجاعت از دو طريق به منصه ظهور مى‌‎رسد: 1. بدن، 2. روح.

يك. شجاعت امام حسين از ديدگاه نويسندگان:

1. ابن ابى الحديد معتزلى:

كيست در شجاعت مانند حسين بن على (عليه السلام) كه در ميدان كربلا گفتند: ما كسى را كه انبوه مردم بر او حمله ور شده باشند و از برادران و اهل و ياران جدا شده باشد، شجاع تر از او نديديم. مانند شير رزمنده، سواران را در هم مى‌شكست و چه گمان مى‌برى به مردى كه راضى به پستى نشد و دست در دست آن‌ها نگذاشت تا كشته شد.[1]

2. عقّاد (نويسنده معروف مصرى):

« وشُجاعة الحسين صِفَةٌ لاتُستَغرَبُ منه لاَِنَّها الشىءُ مِنْ مَعدِنِه كما قيلَ و هِىَ فضيلةٌ وَرِثَها عَنِ الآباء و اَورثَها الابناءَ بَعدَهُ...»؛[2] يعنى، شجاعت حسين صفتى است كه ظهور آن از او غريب نيست. براى اينكه ظهور شجاعت از او مثل ظهور طلا از معدن طلاست، شجاعت فضيلتى است كه آن را از پدران و نياكان به ارث برد و به فرزندانش آن را به ارث داد.

او در جنگ‌هاى متعدد از آفريقاى شمالى و طبرستان و قسطنطنيه حاضر بود و نيز با پدرش (على(عليه السلام)) در تمام وقايع و جنگ‌هايى كه با مخالفان داشت ـ از واقعه جمل تا جنگ صفين ـ شركت كرد. سپس گويد: « ولَيس فى بنى الانسان مَن هُوَ اَشجعُ قلباً مِمَّن اَقدَم على ما اقدَمَ عليه الحسينُ فى يوم كربلاء و قد ترَبّى لِلشجاعةِ كما تَلَقّاها فى الدَّمِ بالوراثَةِ»؛[3]  يعنى، در افراد انسان كسى در شجاعت قلبى و قوت روحى شجاع تر نيست از كسى كه اقدام كند و وارد شود بر آنچه حسين در كربلا بر آن اقدام كرد. و او براى شجاعت تربيت يافت و رشد نمود؛ همان گونه كه شجاعت را در خون و عروق خود به وراثت گرفت.

3. شبراوى (شيخ اسبق جامع ازهر مصر):

او از يكى از بزرگان نقل كرده كه گفته است:

اهل بيت تمام فضايل را جامع بودند: علم، حلم، فصاحت، ذكاء، جود و شجاعت. دانش‌هاى آنان تحصيلى و از آموختن نبود؛ بلكه بخشش و موهبت الهى بود.

هر كس بخواهد فضايلشان را بپوشاند، مثل كسى است كه بخواهد آفتاب را بپوشاند. هيچ كس از آن‌ها سؤالى نكرد كه آن‌ها در جواب عاجز شوند.

هيچ كس با آن‌ها در مقام معارضه و هم طرازى بر نيامد؛ مگر آنكه مغلوب شد. چه بسيار سختى‌ها و مصايب كه در هنگام جهاد و قتال به آنان رسيد و با صبر جميل آن را تحمل كردند و سستى و ناتوانى در آن‌ها پيدا نشد. وقتى صدايشان به سخن بلند شود، همه صداها خاموش مى‌گردد و همه گوش‌ها براى شنيدن سخنانشان آماده مى‌شود. فضايل و خصايلى است كه خداى، ايشان را به آن مخصوص گردانيده است.

شبراوى مى‌گويد:

امام حسين (عليه السلام) در اوج صفات عاليه قرار گرفت و علو مرتبه او، به حدّى است كه ثريا از رسيدن به معناى آن، فرو مايه و حقير است و در آن بازارى كه غنيمت‌هاى مَجد و بزرگى را قسمت كردند، سهم وافرتر و نصيب بيشتر مخصوص او گرديد. جوهره عزّت بيت رسالت و خاندان نبوت، در او و برادرش حسن(عليه السلام) انحصار يافته بود. خصال و مجد و فضيلت آنان مورد اتفاق است و چرا چنين نباشد؟ حال آنكه آن دو بزرگوار فرزندان فاطمه بتول (عليها السلام) و مقبول حضرت رسول (صلى الله عليه وآله) بودند.

سپس گويد:

حضرت حسين (عليه السلام) با قوّت قلب در نبرد با دليران اقدام كرد. صابرانه حمله مى‌نمود و فرار از جهاد را پستى و عار مى‌دانست. با نفسى مطمئن، و عزمى آرام به استقبال اهوال شديده مى‌رفت. مصافحه با شمشير و نيزه را در راه خدا غنيمت مى‌دانست و جانبازى و ريختن خون دل خود را در راه عزت، بهايى كم مى‌شمرد و از پستى و دنائت ابا مى‌كرد؛ اگر چه متضمّن قتل و شهادت باشد.[4]

4. محمدعلى جناح (مؤسس پاكستان):

هيچ نمونه‌اى از شجاعت، بهتر از آنكه امام حسين (عليه السلام) از لحاظ فداكارى و تهوّر (شجاعت) نشان داد، در عالم پيدا نمى‌شود به عقيده من تمام مسلمين بايد از سرمشق اين شهيدى كه خود را در سرزمين عراق قربانى كرد، پيروى كنند.[5]

5. گاندى (مصلح بزرگ هند):

من براى هند، چيز تازه‌اى نياوردم. فقط نتيجه‌اى كه از مطالعات و تحقيقاتم درباره تاريخ زندگى قهرمانان كربلا به دست آورده بودم، ارمغان ملت هند كردم. اگر بخواهيم هند را نجات بدهيم، واجب است همان راهى را بپيماييم كه حسين بن على پيمود.[6]

6.

کلمات کلیدی :
امام علیامام حسینعاشورا و انتظارشجاعت