مرکز مجازی مهدویت

پیامک های فاطمیه

آقا سلام، روضه مادر شروع شد
باران اشک های مکرر شروع شد
آقا اجازه هست بخوانم برایتان
این اتفاق از دم یک در شروع شد
تا ریشه های چادر خاکی مادرت
آتش گرفت،روضه معجر شروع شد
فریادهای مادر پهلو شکسته ات
تا شد فشار در دو برابر شروع شد
این ماجرا رسید به آنجا که نیمه شب
بی اختیار گریه حیدر شروع شد
وقتی رسید قصه به اینجای شعر من
ایام خانه داری دختر شروع شد .....
دختر رسید تا خود آن لحظه ای که ظهر
یک ماجرا به قافیه سر شروع شد
در روضه های آل عبا قد کشیده ام
این خانواده را ز ازل برگزیده ام
همچون کبوتری که به دنبال دانه است
هرجا که روضه ای شده بر پا پریده ام
این جا گدا شدن به خدا اوج عزت است
این را من از کلام سلیمان شنیده ام
من اهل روضه ام به دعاهای مادرم
گفته تو را برای همین پروریده ام
دست خودم نبوده که اینجا نشسته ام
ممنون لطف بانوی قامت خمیده ام
لبخند من به عرش خدا میرسد اگر
زهرا بگویدم که تو را من خریده ام
یا فاطمه به چادر تو میدهم قسم
با گریه بر شماست به جایی رسیده ام
از برکت همین دههٔ فاطمیه است
عمری به زیر بیرقتان آرمیده ام

********************************
نشنیده کسے حرفے از این جالب تر
زهرا به علے است از علے طالب تر
هرچند علے کسے به جز فاطمه نیست
#زهراست علے ابن ابے طالب تر ...
********************************
هرچہ غریب اسٺ از نواده زهراسٺ
هرچہ شهید اسٺ از تبار حسین اسٺ
فاطمہ قبرش نهان شده ڪه بگوید
وعده ے دیدارمان مزار حسین اسٺ
********************************
فاطمہ اے ڪہ غم از داغ تـو سر مے شڪنـد
زیر بار غـم تـو، ڪوه ڪمر مےشڪند
مرغ حقّ بودے ورفتے سوے باغ ملڪوٺ
جبـرئیـل اسٺ ڪہ از داغ تو، پر مے شڪنـد
یافاطِرُ بِحَقِّ فاطمة عجّل لولیکــ الفرج
********************************
بہ ناله هاے پشٺ در، میان شعلہ هابیا
بہ‌دستهاے بستہ در، میان ڪوچہ هابیا
بیاڪہ تابناڪنی ، حرم براے مادرٺ
بہ غربٺ بقیع وگریہ هاے بی صدابیا
********************************

شعلہ مےریخٺ ز دیوار و در بیٺ الله
پشٺ در پیرهن شعلہ ورے گفـٺ علـے
بال پروانہ ڪہ مےسوخٺ و مےریخٺ زمین
نالہ‌ے خستہ‌تراز #خستہ‌ترے گفٺ علـے
********************************
با دردِ دنده هاےِ شڪسته جدال ڪن
تقصير دستِ بستہ من شد حلال ڪن
دلگـرمی علـی! بہ نظر زود میروے!؟
نہ سال شد فقط،چقدر زود میروے!
********************************
با مهر تو هر دلے شرف مےگیرد
عشق تو دل مرا هدف مےگیرد
هر ڪس ڪہ بہ ذڪر یا علے دل گرم اسٺ
از فاطمہ ایوان نجف مےگیرد...
********************************
فاطمہ اے ڪہ غم از داغ تـو سر مے شڪنـد
زیر بار غـم تـو، ڪوه ڪمر مےشڪند
مرغ حقّ بودے ورفتے سوے #باغ_ملڪوٺ
جبـرئیـل اسٺ ڪہ از داغ تو، پر مے شڪنـد
********************************
همہ مدیون تو هستند الهے مـادر
سایہ‌اٺ ڪم نشود ازسر این نوڪرها

من از این سوختنٺ پاے علے فهمیدم
فاطمہ هسٺ فقط یاور بےیاورها
********************************
 شعرے بہ نام نامے ما"در"شروع شد
اشڪے بہ حال غربت حے"در"شروع شد
این"در"ڪہ قافیہ ست مگوهاسٺ در دلش
اصلاًتمام فاجعہ از"در"شروع شد.
********************************
ی بی جان...
چادرت وقتی یهودی رامسلمان میکند...
یک نگاهت عالمی رامثل سلمان میکند..
نوکرانت جای خود آنها که صاحب مَنْصَب اند..
بلکه مور خانه ات ، کارسلیمان میکند..
********************************
در حریم فاطمیه مرغ دل پر میزند
ناله از مظلومی زهرای اطهر میزند
السلام علیک یا فاطمة الزهرا . . .
********************************
جاهلان خیال بافتند / فرق شیعه را شکافتند
زخم شیعه را نمک زدند / قفل بر در فدک زدند
تاب دیدنت نداشتند / داغ بر دلت گذاشتند
تیر و قلب عاشق آه آه / سیلی و شقایق آه آه
********************************
مرو مادر دلم طاقت نداره / دلم بعد از تو خیلی بی قراره
مگه بابام علی شب های بی تو / سرم رو روی زانوهاش بذاره