مرکز مجازی مهدویت

امام حسین و یارانش امام مهدی و منتظرانش

1. اهمیت دادن به نماز

الف) امام حسين‏ علیه السلام و يارانش

ــ امام حسين‏ ع  و يارانش سرگرم نبرد بودند که ابوثمامه، «عمرو بن عبدالله صائدي» خطاب به آن حضرت فرمود: وقت نماز ظهر است، گرچه من دست از تو نمي‏کشم تا کشته شوم، امّا دوست دارم دورکعت نماز با تو بخوانم. امام سربرداشت و در حق او اينگونه دعا کرد.
قال الامام الحسين‏ ع : ذَکَّرْتَ الصَّلاةَ، جَعَلَکَ اللهُ مِنَ الْمُصَلِّينَ الذَّاکِرينَ! نَعَمْ، هذا أَوَّلُ وَقْتِها
آنگاه به ياران فرمود: سَلُوهُمْ أَنْ يَکُفُّوا عَنَّا حَتَّي نُصَلّي.[1]
کوفيان مخالفت کردند. حضرت اباعبدالله‏ ع  خود اذان گفت، وقتي اذان تمام شد خطاب به عمر سعد فرمود: يابْنَ سَعْدٍ اَنَسيتَ شَرايِعَ الْاِسْلامِ، اَلاتَقِفُ عَنِ الْحَرْبِ حَتَّي نُصَلّي وتُصَلُّونَ وَنَعُودَ إلي الْحَرْبِ.
عمر سعد جواب نداد. امام‏ ع  فرمود، شيطان بر او چيره شد.آنگاه به زهير بن قين و سعيد بن عبدالله فرمود: تَقَدَمَّا اَمامي حَتَّي اُصَلِّيَ الظُّهْرَ 
ــ در روز نهم محرّم، عمر سعد و ديگر سران نظامي تصميم گرفتند که با يک حمله عمومي کار را يکسره کنند، حرکت لشگرها و بالارفتن گرد و غبارها همه را متوجّه خود ساخت، امام حسين‏ ع  برادرش حضرت عبّاس‏ ع  را فرستاد تا علّت حرکت سپاه دشمن را بداند.
حضرت عبّاس رفت و بازگشت و فرمود: مي‏گويند يا با يزيد بيعت کن و يا آماده نبرد باش.
حضرت اباعبدالله7به برادر فرمود:
اِرْجَعْ اِلَيْهِمْ فَاِن اِسْتَطَعْتَ أَنْ تُؤَخِّرَهُمْ إِلي غَدْوَةٍ وَتَدْفَعَهُمْ عَنَّا الْعَشِيَّةَ، لَعَلَّنا نُصَلّي لِرَبِّنا اللَّيْلَةَ وَنَدْعُوهُ وَنَسْتَغْفِرُهُ، فَهُوَ يَعْلَمُ أَنّي کُنْتُ اُحِبُّ الصَّلاةَ لَهُ وَتِلاوَةَ کِتابِهِ وَکَثْرَةَ الدُّعاءِ وَالْاِسْتِغْفارِ.[2]
فَقَامَ اللَّيْلَ كُلَّهُ يُصَلِّي وَ يَسْتَغْفِرُ وَ يَدْعُو وَ يَتَضَرَّعُ وَ قَامَ أَصْحَابُهُ كَذَلِكَ يُصَلُّونَ وَ يَدْعُونَ وَ يَسْتَغْفِرُونَ[3]
بَاتَ الْحُسَيْنُ وَ أَصْحَابُهُ تِلْكَ اللَّيْلَةَ وَ لَهُمْ دَوِيٌّ كَدَوِيِّ النَّحْلِ مَا بَيْنَ رَاكِعٍ وَ سَاجِدٍ وَ قَائِمٍ وَ قَاعِدٍ...[4]

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ أَخَّرَ الْغَدَاةَ إِلَى أَنْ تَنْقَضَّ النُّجُومُ[5]؛ از رحمت خدا دور است، از رحمت خدا دور است کسی که نماز صبح را تا ناپدید شدن ستارگان به تأخیر بیندازد.

2. وفای به عهد

الف) امام حسین (علیه السلام) و یارانش
ـــ وفاداري نسبت به قرارداد صلح
پس از آنکه با امضاء قرار دادنامه صلح تحميلي معاويه بر عراق و شام حاکم شد از آن پس ديگر امام حسين‏ ع  نيز که به صلح وفادار بود. هرگاه اشخاصي يا گروه‏هايي با امام حسين‏ ع  تماس مي‏گرفتند و تلاش مي‏کردند آن حضرت را بر ضدّ معاويه بشورانند پاسخ مي‏داد:
قال الامام الحسين‏ ع : اِنَّ بَيْنيِ وَ بَيْنَ الْقَوْمِ مَوْعِداً أَکْرَهُ أَنْ أُخَلِفَهُمْ، فَاِنْ يَدْفَعِ اللهُ عَنَّا فَقَديماً ما أَنْعَمَ عَلَيْنا وَ کَفي، وَاِنْ يَکُنْ ما لابُدَّ مِنْهُ فَفَوْزٌ وَشَهادَةٌ اِنْ شاءَ اللهُ. امام حسين‏ ع  فرمود: ميان ما و اين قوم وعده و قراري است که نمي‏خواهم از آن بازگردم، پس اگر خداوند شرّ آنها را از ما دفع کند، که همواره در گذشته نيز چنين مي‏کرد و ما را کفايت مي‏فرمود. و اگر ناچار با آنان درگير شويم پس رستگار شده و شهادت در انتظار ماست، اگر خدا بخواهد.[6]
ـــ وفاي به پيمان صلح
به معاويه خبر داده بودند که حسين‏ ع  قصد قيام و مبارزه بر ضدّ تو را دارد و با شيعيان خود در رفت و آمد است. معاويه نامه‏اي به امام حسين‏ ع  نوشت و خبرهاي رسيده را طرح کرد و هشدار داد که از کوفيان پروا کنيد، آنها نسبت به پدر و برادر تو وفادار نبودند. امام‏ ع  در جواب او نوشت:
قال الامام الحسين‏ ع : أَتاني کِتابُکَ، وَ أَنَا بِغَيْرِ الَّذي بَلَغَکَ عَنّي جَديرٌ، وَالْحَسَناتُ لايَهْدي لَها إِلاَّ اللهُ، وَما أَرَدْتُ لَکَ مُحارَبَةً وَلا عَلَيْکَ خِلافاً، وَما أَظُنُّ أَنَّ لي عِنْدَاللهِ عُذْراً في تَرْکِ جِهادِکَ!! وَما أَعْلَمُ فِتْنَةً أَعْظَمَ مِنْ وِلايَتِکَ أَمْرَ هذِهِ الأُمَّةِ![7]
امام حسين‏ ع  فرمود: نامه تو بدست من رسيد، من به آن گزارشاتي که بتو دادند سزاوار نيستم، و نيکوکاري‏ها را جز خدا هدايت نمي‏کند، من هم اکنون قصد جنگ يا مخالفت بر ضد تو را ندارم، گرچه فکر مي‏کنم عذري در ترک مبارزه با تو را نزد خداوند نخواهم داشت، زيرا من فتنه و فسادي بزرگتر از حکومت تو بر اين امّت سراغ ندارم.
ـــ اصحاب حضرت
حضرت راجع به اصحابشان نیز می فرمایند: فَإِنِّي لَا أَعْلَمُ أَصْحَاباً أَوْفَى وَ لَا خَيْراً مِنْ أَصْحَابِي...[8]
يارانى وفادارتر و پرمهرتر و بهتر از ياران خويش نمى‏شناسم...

ب)  امام مهدی (علیه اسلام) و منتظرانش

وَ لَوْ أَنَّ أَشْيَاعَنَا وَفَّقَهُمْ اللَّهُ لِطَاعَتِهِ عَلَى اجْتِمَاعٍ مِنَ الْقُلُوبِ فِي الْوَفَاءِ بِالْعَهْدِ عَلَيْهِمْ لَمَا تَأَخَّرَ عَنْهُمُ الْيُمْنُ بِلِقَائِنَا وَ لَتَعَجَّلَتْ لَهُمُ السَّعَادَةُ بِمُشَاهَدَتِنَا عَلَى حَقِّ الْمَعْرِفَةِ وَ صِدْقِهَا مِنْهُمْ... [9]
اگر شيعيان ما - که خداوند بر اطاعتش موفقشان بدارد - با دلهاي متّحد و يکپارچه بر وفاي به عهد و پيمان اجتماع مي‏کردند، ملاقات ما از آنها به تأخير نمي‏افتاد، و سعادت ديدار و مشاهده با معرفت و راستي بر آنها به زودي حاصل مي‏شد...

3. صله رحم

الف) امام حسين‏ علیه السلام و يارانش
اگر زندگي بايد بگونه‏اي اجتماعي و در سايه وحدت و همکاري تداوم يابد تا به تکامل و رستگاري برسيم، چه بهتر که در زندگي اجتماعي به خويشاوندان و فاميلان خود توجّه داشته و با آنان ارتباط داشته باشيم که ره‏آوردهاي فراواني خواهد داشت.
قال الامام الحسين‏ ع : مَنْ سَرَّهُ أَنْ يُنْسَأَ في‏ أَجَلِهِ وَ يُزادَ في‏ رِزْقِهِ‏ فَلْيَصِلْ رَحِمَهُ.[10]
امام حسين‏ ع  فرمود: کسي که دوست دارد و خوشحال است تا عمر او طولاني گردد، و روزي او فراوان شود، پس با خويشاوندان خود ارتباط داشته باشد.
بزرگواری حسین ع  را ببینید:
شمر خود را به خيام امام حسين ع  و يارانش نزديك كرد و صدا زد: خواهرزاده‏هايم عبد اللَّه، جعفر، عبّاس، و عثمان كجايند؟ امام حسين ع  به عباس ع  و برادرانش فرمود: جواب شمر را بدهيد گر چه فاسق است، چه آنكه او يكى از دايى‏هاى شما است. عباس ع  و برادرانش گفتند: به ما چه كار دارى؟ شمر گفت: اى خواهرزاده‏هايم شما در امان هستيد، خود را همراه برادرتان حسين ع  به كشتن ندهيد، و به اطاعت امير مؤمنان يزيد بن معاويه درآييد. حضرت عباس ع  به او چنين پاسخ داد: دو دستهايت بريده باد! و بر آنچه از امان را آورده‏اى لعنت باد اى دشمن خدا، آيا به ما امر مى‏كنى برادرمان و آقايمان حسين ع  پسر فاطمه3 را رها كنيم، و پيرو ملعونان و ملعون ملعون‏زادگان شويم؟ شمر در حالى كه خشمگين و سرافكنده بود، به سوى لشكرش بازگشت.[11]
با وجود اینکه دشمن است و برای قتل فرزند رسول الله آمده  ولی باز حضرت قرابت را محترم می شمارد...

ب)  امام مهدی (علیه اسلام) و منتظرانش
علي بن ابراهيم وارد خيمه‏ حضرت ولی عصر ارواحنا فداه شد و به محضر مولي عرض سلام کرد، سخناني بين آن حضرت و او گذشت که قسمتي از آن، چنين است: فقال: يا ابا الحسن قد کنا نتوقعک ليلا و نهارا، فما الذي بطأبک علينا؟‌اي ابوالحسن، ما شب و روز توقع آمدن تو را داشتيم، چه چيز آمدنت را نزد ما به تاخير انداخت؟
قلت: يا سيدي، لم اجد من يدلني الي الآن. عرض کردم:‌اي سرورم، تا الان کسي را نيافته بودم که مرا راهنمائي کند. قال لي: لم تجد احدا يدلک؟ به من فرمودند: هيچکس را نيافتي که تو را راهنمايي کند؟
ثم نکث باصبعه في الارض. آنگاه با انگشتان روي زمين کشيدند،
ثم قال: لا، ولکنکم کثرتم الاموال و تحيرتم علي ضعفاء المومنين و قطعتم الرحم الذي بينکم، فاي عذرلکم الان؟[12] سپس فرمودند: نه، ولکن شما اموالتان را زياد کرديد و اختلاف و حيرتي به زيان مومنان ضعيف، پديد آورديد و بين خود قطع رحم نموديد، پس الان براي شما چه عذري مانده است؟...
حضرت علت تأخير در توفيق ديدار را ناشايستهاي زير دانسته‏اند:
1 - مال اندوزي ثروتمندان و در نتيجه درماندگي ضعفاي شيعه.
2 - قطع رحم (بريدن از خويشاوندان)

4. حیاء و عفت و غیرت ناموسی

الف) امام حسین (علیه السلام) و یارانش
ـــ غیرت ناموسی حسین ع  تا آخرین نفس
وَ لَمْ يَزَلْ ع  يُقَاتِلُهُمْ حَتَّى حَالُوا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ رَحْلِهِ- فَصَاحَ وَيْلَكُمْ يَا شِيعَةَ آلِ أَبِي سُفْيَانَ إِنْ لَمْ يَكُنْ لَكُمْ دِينٌ وَ كُنْتُمْ لَا تَخَافُونَ الْمَعَادَ فَكُونُوا أَحْرَاراً فِي دُنْيَاكُمْ هَذِهِ وَ ارْجِعُوا إِلَى أَحْسَابِكُمْ إِنْ كُنْتُمْ عَرَباً كَمَا تَزْعُمُونَ قَالَ: فَنَادَاهُ شِمْرٌ لَعَنَهُ اللَّهُ مَا تَقُولُ يَا ابْنَ فَاطِمَةَ فَقَالَ إِنِّي أَقُولُ أُقَاتِلُكُمْ وَ تُقَاتِلُونَنِي وَ النِّسَاءُ لَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ فَامْنَعُوا عُتَاتَكُمْ وَ جُهَّالَكُمْ وَ طُغَاتَكُمْ مِنَ التَّعَرُّضِ لِحَرَمِي مَا دُمْتُ حَيّاً.[13]
امام دلاورانه مي‏جنگيد و ابن‏سعد، همگان را بر کشتن حضرت ترغيب مي‏کرد و مي‏گفت: از هر سو بر او حمله بريد. شمر با گروهي از جنگ جويان مقابله خيمه‏ي حسين آمد و بين امام و خيمه‏اش حايل شد. حسين ع  فرمود: واي بر شما‌اي پيروان خاندان ابي‏سفيان، اگر دين نداريد و از روز قيامت هم پروايي نداريد، در دنياي خود آزاده باشيد و به حسب و نسب خود برگرديد؛ اگر چنان که گمان داريد، عرب هستيد. شمر صدا زد:‌اي پسر فاطمه چه ميگوئي؟ حضرت فرمودند: ميگويم من با شما ميجنگم و شما با من ميجنگيد زنان را که گناهي نيست سرکشان و نادانان خود را از تعرض بحرم من بازداريد.
ـــ جايگاه زنان در عاشورا
نهضت عاشورا براي احياي ارزش‌هاي ديني بود. در سايه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نيز جايگاه خود را دريافت و امام حسين‌ ع  و زينب کبرا و دودمان رسالت‌، چه با سخنانشان و چه با نحوه عمل خويش‌، يادآور اين گوهر ناب گشتند. زينب کبرا وخاندان امام حسين‌ ع  الگوي حجاب و عفاف هستند. زنان در عاشورا در عين مشارکت در حماسه عظيم و ادامه رسالت حسّاس و بزرگ اجتماعي‌، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند.
سيد بن طاووس نقل کرده است‌: «در شب عاشورا امام حسين‌ ع  در گفتگو با خانواده‌اش آنان را به حجاب و عفاف و خويشتن داري توصيه کرد. روز عاشورا وقتي که زينب کبري بي‌طاقت صبر شد و به صورت خود زد امام‌ ع  به او فرمود آرام باش زبان شماتت اين گروه را به ما دراز مکن‌.» دختران و خواهران امام‌ ع  (در همه صحنه‌ها)مواظب بودند تا حريم عفاف و حجاب اهل بيت پيامبر تا آن جا که مي‌شود حفظ و رعايت شود. از اعتراض‌هاي شديد حضرت زينب نيز به يزيد اين بود که «اي يزيد آيا از عدالت است که کنيزان خود را در حرم سرا پوشيده نگاه داشته‌اي و دختران پيامبر را به صورت اسير شهر به شهر مي‌گرداني و حجات آنان را هتک کرده‌، چهره هايشان را در معرض ديد همگان قرار داده‌اي که دور و نزديک به صورت آنان نگاه کنند.» ولي با آن حال وظيفه بزرگي هم در عاشورا به عهده زنان گذاشته شده بود و آن هم پيام رساني واشاعه فرهنگ عاشورا بود.
اين است مقام زن و اين است جايگاه زني که عاشورا به بعد از خودش به جاي گذاشت‌.[14]

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
در دعای اَللَّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطَّاعَةِ حضرت نسبت به زنان اینگونه دعا فرموده و خواسته خود از ایشان را اینچنین بیان می فرمایند: وَعَلَي‏ النِّسآءِ بِالْحَيآءِ وَالْعِفَّةِ و به زنان حيا و عفت عنايت کن.
فرد منتظر در مسير لطف و تأييد رهبر قرار مي‏گيرد؛ به گونه‏اي که در طول مسير فعاليت، بر اميدش افزوده مي‏گردد. حجاب زن مسلمان، لباسي است که نشان از فاطمه زهرا (عليها سلام) دارد و اتصال عملي زن را به روش و سيره محکم الگوي زنان عالم نشان مي‏دهد؛ لذا در صورت ارائه کامل اين شعائر الهي، زن محجبه به سبب شباهت ظاهري به مادر عترت، مورد عنايت خاص منجي موعود قرار گرفته و زمينه کسب فيض را در او قويتر مي‏سازد؛ زيرا اين نماد، نمود فاطمي بودن اين امت مي‏باشد که خداي سبحان، رسالت پرچمداريش را بر عهده زن نهاده است.[15]

5. خوش اخلاقی

الف) امام حسین (علیه السلام) و یارانش
قال الامام الحسين‏ ع : الْخُلْقُ الْحَسَنُ عِبادَةٌ.[16]
اخلاق نيکو عبادت است.

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
امام صادق ع   فرمودند: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ وَ مَحَاسِنِ الْأَخْلَاقِ.[17]
هرکس دوست مي‌دارد از ياران حضرت قائم، ع ، باشد بايد که منتظر باشد و در اين حال به پرهيزکاري و اخلاق نيکو رفتار نمايد.
خود حضرت نیز در دعای اَللَّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفيقَ الطَّاعَةِ برای مردم خورفتاری را طلب نی نمایند: وَعَلَي الرَّعِيَّةِ بِالْإِنْصافِ وَ حُسْنِ‏ السّيرَةِ و برمردم انصاف و خوشرفتاري ارزاني فرما.

6. تقوا و پرهیزکاری

امام حسین (علیه السلام) و یارانش

ابی عبدالله ع   می فرمایند: أُوصِيكُمْ بِتَقْوَى اللَّهِ فَإِنَّ اللَّهَ قَدْ ضَمِنَ لِمَنِ اتَّقَاهُ أَنْ يُحَوِّلَهُ عَمَّا يَكْرَهُ إِلَى مَا يُحِبُّ وَ يَرْزُقْهُ مِنْ حَيْثُ لا يَحْتَسِبُ.[18]
شما را به تقواي الهي سفارش مي‏کنم زيرا خداوند براي کسي که تقواي الهي داشته باشد ضمانت کرده که حالش را از آنچه ناخوش دارد به آنچه که دوست مي‏دارد دگرگون سازد و از آنجا که گمان ندارد روزيش دهد.

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
امام صادق ع   فرمودند: مَنْ سَرَّهُ أَنْ يَكُونَ مِنْ أَصْحَابِ الْقَائِمِ فَلْيَنْتَظِرْ وَ لْيَعْمَلْ بِالْوَرَعِ...[19]
هرکس دوست مي‌دارد از ياران حضرت قائم، ع ، باشد بايد که منتظر باشد و در اين حال به پرهيزکاري و... رفتار نمايد.
حضرت خطاب به شیخ مفید می فرماید: أَنَّهُ مَنِ اتَّقَى رَبَّهُ مِنْ إِخْوَانِكَ فِي الدِّينِ وَ أَخْرَجَ مِمَّا عَلَيْهِ إِلَى مُسْتَحِقِّيهِ كَانَ آمِناً مِنَ الْفِتْنَةِ الْمُبْطِلَةِ وَ مِحَنِهَا الْمُظْلِمَةِ الْمُضِلَّةِ...[20]
ما به تو اطمينان مي‏دهيم که هر کس از برادران دينيت، تقوای الهی را رعایت کند و آنچه را به گردن دارد به صاحبان حق برساند، در فتنه‏ نابود کننده و گرفتاريهاي تيره و تار و گمراهگرانه، در امان خواهد بود.             

7. روزی حلال

امام حسین (علیه السلام) و یارانش

ـــ طلب روزی حلال
اللَّهُمَّ أَوْسِعْ عَلَيَّ مِنْ رِزْقِكَ الْحَلَال.[21]
بار الها! روزى حلالت را بر من بگستران.
ـــ بازتاب و نتيجه لقمه حرام‌
ابی عبدالله ع   روز عاشورا خطاب به دشمن می فرماید: كُلُّكُمْ عَاصٍ لِأَمْرِي غَيْرُ مُسْتَمِعٍ قَوْلِي فَقَدْ مُلِئَتْ بُطُونُكُمْ مِنَ الْحَرَامِ وَ طُبِعَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيْلَكُمْ أَ لَا تُنْصِتُونَ أَ لَا تَسْمَعُونَ.[22]
همه‏ي در نافرماني امر من مصريد و سخن مرا نخواهيد پذيرفت زيرا که شکمهاي شما همه‏ي از مال حرام پر است و کار قلب شما و قفل آن آن‏سان سرسري نيست، قفلي که خدا زده نمي‏توان شکست‌اي واي به شما! آيا اين اندازه بي‏انصافيد؛ آيا انصاف نمي‏دهيد؟ آيا گوش فرانمي‏دهيد؟

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
ـــ طلب روزی حلال
ونحن نسئلك من الرزق ما يكون صلاحا للدنيا وبلاغا للاخرة.[23]
و ما از تو روزی می خواهیم که در آن صلاح دنیا و رسیدن به آخرت است.
وَ أَكْثِرْ مِنَ الْحَلَالِ مَالِي...[24]
و از راه حلال مالم را زیاد کن.
ـــ لزوم پرهیز از مال حرام و شبهه ناک
و طهر بطوننا من الحرام و الشبهة.[25]
و شکمهای ما را از غذای حرام و شبهه ناک پاک پردان.

8. دل از دنیا بریدن

امام حسین (علیه السلام) و یارانش

ـــ نکوهش از دنيا پرستي
شخصي از سرمايه‏داران مدينه خانه بسيار مجلّلي ساخت و از امام حسين‏ ع  دعوت کرد تا ازنزديک خانه او را تماشا کرده و براي او دعا کند، وقتي امام‏ ع  وارد آن خانه بسيار وسيع و اشرافي شد اظهار داشت:
قال الامام الحسين‏ ع : أَخْرَبْتَ دارَکَ، وَ عَمَّرْتَ دارَ غَيْرِکَ، غَرَّکَ مَنْ فِي الأرْضِ، وَ مَقَتَکَ مَنْ فِي السَّماءِ.[26]
امام حسين‏ ع   فرمود: خانه خويش «آخرت» را ويران کردي، و خانه ديگران «دنيا» را آباد ساختي، اهل روي زمين تو را گرامي خواهند داشت، امّا اهل آسمان دشمنت خواهند بود.
قیام حضرت نیز برای دنیا و پادشاهی آن نبود: أَنِّي لَمْ أَخْرُجْ أَشِراً وَ لَا بَطِراً وَ لَا مُفْسِداً وَ لَا ظَالِماً وَ إِنَّمَا خَرَجْتُ لِطَلَبِ الْإِصْلَاحِ فِي أُمَّةِ جَدِّي أُرِيدُ أَنْ آمُرَ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَنْهَى عَنِ الْمُنْكَرِ وَ أَسِيرَ بِسِيرَةِ جَدِّي وَ أَبِي عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ ع  [27]  
من از شهر و ديار خويش نه براى راحت‏ طلبى و وانهادن مسئوليت به راه افتاده‏ام و نه براى خوشگذرانى و بيهودگى؛ نه انگيزه‏ام ستم كارى و بيدادگرى است و نه تبهكارى؛ بلكه براى اصلاح اوضاع امّت جدّم قيام كردم، و مى‏خواهم «امر به معروف» و «نهى از منكر» كنم، و به روش جدّم و پدرم على بن ابى طالب عمل كنم...

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
ـــ دنیازدگی از آفات آخرالزمان
قَالَ رَسُولُ اللَّهِ6سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ تَخْبُثُ فِيهِ سَرَائِرُهُمْ وَ تَحْسُنُ فِيهِ عَلَانِيَتُهُمْ طَمَعاً فِي الدُّنْيَا لَا يُرِيدُونَ بِهِ مَا عِنْدَ رَبِّهِمْ يَكُونُ دِينُهُمْ رِيَاءً لَا يُخَالِطُهُمْ خَوْفٌ يَعُمُّهُمُ اللَّهُ بِعِقَابٍ فَيَدْعُونَهُ دُعَاءَ الْغَرِيقِ فَلَا يَسْتَجِيبُ لَهُم.[28]
پيامبر خدا 6فرمود: بر مردم زمانى خواهد آمد كه در اثر طمع در دنيا، باطن آنان ناپاك و ظاهرشان نيكو خواهد بود. آنان چيزى را كه نزد پروردگارشان است نمى‏خواهند و دينشان ريائى است و هيچ ترسى از خدا با وجودشان آميخته نشده است. خداوند همه آنان را دچار كيفر مى‏كند، در نتيجه آنان مانند كسى كه در حال غرق شدن است خدا را مى‏خوانند ولى خدا به آنان پاسخ نمى‏دهد.
ـــ مال اندوزی مانع وصال
حضرت در داستان علی بن مهزیار یکی از علتهای محرومبت مردم از فیض حضورشان را مال اندوزی و رسیدگی نکردن به فقرل و ضعفا بیان فرمودند:، ولکنکم کثرتم الاموال و تحيرتم علي ضعفاء المومنين.[29]
ولکن شما اموالتان را زياد کرديد و اختلاف و حيرتي به زيان مومنان ضعيف، پديد آورديد.

9. پايداري در راه عقيده

الف) امام حسین (علیه السلام) و یارانش
نافع مي‏گويد: در شب عاشورا هنگامي که امام وارد خيمه خواهرش زينب شد، من خود شنيدم زينب عليهاالسلام به امام عرض کرد: آيا شما نيات يارانتان را آزموده‏ايد؟ مي‏ترسم در هنگام درگيري اينها شما را تسليم دشمن کنند. امام در پاسخ فرمود: وَاللهِ لَقد بَلوتُهُم فما وَجَدْتُ فيهم إلاّ الأشْوَسَ الأقعَسَ يَسْتأنِسُونَ بِالمَنِيّةِ دوُني إسْتيناسَ الطِفلِ إلي مَحالِبِ اُمِّه.[30]
به خدا قسم آنها را امتحان كردم و در آنها چيزي جز دلاوري و استواري نديدم و علاقه آنها به مرگ در راه من مثل علاقه طفل به شير مادر است.
شب عاشورا نیز وقتی که حضرت بیعت از یاران خویش برداشت و فرمود که با اهل بیت من از اینجا بروید، گفتند: يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ فَمَا يَقُولُ النَّاسُ لَنَا وَ مَا ذَا نَقُولُ لَهُمْ نَقُولُ إِنَّا تَرَكْنَا شَيْخَنَا وَ كَبِيرَنَا وَ ابْنَ بِنْتِ نَبِيِّنَا لَمْ نَرْمِ مَعَهُ بِسَهْمٍ وَ لَمْ نَطْعَنْ مَعَهُ بِرُمْحٍ وَ لَمْ نَضْرِبْ بِسَيْفٍ لَا وَ اللَّهِ يَا ابْنَ رَسُولِ اللَّهِ لَا نُفَارِقُكَ أَبَداً وَ لَكِنَّا نَقِيكَ بِأَنْفُسِنَا حَتَّى نُقْتَلَ بَيْنَ يَدَيْكَ وَ نَرِدَ مَوْرِدَكَ فَقَبَّحَ اللَّهُ الْعَيْشَ بَعْدَکَ.[31]
اى فرزند رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله در باره ما مردم چه خواهند گفت، و ما به مردم چه بگوييم، (بگوييم) كه ما شيخ و كبير و سيّد و امام و فرزند دخت پيامبر را رها كرديم، در ركابش تيرى از كمان ما نجسته، نيزه در كف ما بكار گرفته نشده، شمشير ما بر دشمن فرود نيامده، نه به خدا اى فرزند رسول اللَّه، هرگز از تو جدا نشده، بلكه جانهاى ما پاسبان جان شريفت بوده تا در پيش رويت در خون خود غلتيده، آنچه بر تو وارد آيد بر ما نيز وارد گردد، وه چه زشت است زندگى بعد از تو.

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
امام سجاد ع  فرمودند: إِذَا قَامَ قَائِمُنَا أَذْهَبَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ شِيعَتِنَا الْعَاهَةَ وَ جَعَلَ قُلُوبَهُمْ كَزُبَرِ الْحَدِيدِ.[32]
هنگامى كه قائم ما قيام كند، خداوند بيمارى را از شيعيان ما برطرف ميسازد، و دلهاى آنان را همچون پاره‏هاى آهن ميكند.

10. رعایت حق الناس

الف) امام حسین (علیه السلام) و یارانش
ـــ شب عاشورا و سخن از حق الناس
امام حسين ع  با صداي بلند اعلام فرمود که: لا يقتل معي رجل عليه دين[33] هر کس به مردم بدهکار است، براي جنگ با من همراه نشود.
ـــ مسلم بن عقیل و وصیت به ادای دین
سفیر مظلوم امام در واپسین لحطات عمر به فکر ادای دین خویش است، او در آن لحطات سه وصیت می کند:
إِنَّ عَلَيَّ دَيْناً بِالْكُوفَةِ اسْتَدَنْتُهُ مُنْذُ قَدِمْتُ الْكُوفَةَ سَبْعَمِائَةِ دِرْهَمٍ فَاقْضِهَا عَنِّي فَإِذَا قُتِلْتُ فَاسْتَوْهِبْ جُثَّتِي مِنِ ابْنِ زِيَادٍ فَوَارِهَا وَ ابْعَثْ إِلَى الْحُسَيْنِ ع  مَنْ يَرُدُّهُ فَإِنِّي قَدْ كَتَبْتُ إِلَيْهِ أُعْلِمُهُ أَنَّ النَّاسَ مَعَهُ وَ لَا أَرَاهُ إِلَّا مُقْبِلًا.[34]
همانا در شهر كوفه من قرضى دارم كه از هنگامى كه وارد اين شهر شدم آن را بقرض گرفته‏ام و آن هفتصد درهم است، پس زره و شمشير مرا بفروش و بدهى مزبور را بپرداز، و چون كشته شدم بدن مرا از ابن زياد بگير و دفن كن، و كسى بنزد حسين ع  بفرست كه او را (از اين سفر) باز گرداند، زيرا من باو نوشته و آگاهش ساخته‏ام كه مردم با او هستند، و چنين پندارم كه او در راه است.

ب) امام مهدی (علیه السلام) و منتظرانش
َلَا يَحِلُّ لِأَحَدٍ أَنْ يَتَصَرَّفَ فِي مَالِ غَيْرِهِ بِغَيْرِ إِذْنِهِ[35]  تصرف در مال احدي بدون اذن او جائز نيست.

________________________________________
[1] . تاريخ طبري ج3 ص326 وج7 ص347، أعيان الشيعة ج1 ص606، واقعه طف ص229، کامل ابن أثير ج3 ص29
[2] . تاريخ طبري آملي ج3 ص314 و ج7 ص319، ارشاد شيخ مفيد ص230، انساب الاشراف ج3 ص185.
[3] . الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 94
[4] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 394
[5] . الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 479
[6] . تاريخ طبري ج3 ص308، کامل ابن أثير ج2 ص554، بداية و نهاية ج8 ص188، اعيان الشيعة ج1 ص597.
[7] . تاريخ ابن عساکر «شرح حال امام حسين‏7» ص197 حديث 254.
[8] . الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 91
[9] . الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 499
[10] . عيون أخبار الرضا ج2 ص48 حديث 157، بحار الأنوار ج74 ص91 حديث 15.
[11] . اللهوف على قتلى الطفوف، ص: 88
[12] . دلائل‏الإمامة ص : 297
[13]. اللهوف على قتلى الطفوف، ص: 119
[14] . آموزه‌ها و پيام‌هاي قيام عاشورا، محمد حسين باقري
[15] . نقش حجاب در توسعه: حجاب لباس انتظار، سيمين دخت بهزادپور
[16] .  تاريخ يعقوبي ج2 ص246.
[17] . الغيبة للنعماني، ص: 200
[18] . تحف العقول عن آل الرسول ص، ص: 240
[19] . الغيبة للنعماني، ص: 200
[20]. الإحتجاج على أهل اللجاج، ج‏2، ص: 499
[21] . دعای عرفه
[22] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏45، ص:8
[23] . مزار کبیر، ص165
[24] . مهج الدعوات و منهج العبادات، ص: 289
[25] .المصباح‏للكفعمي ص : 280
[26] . تنبيه الخواطر ج1 ص70، مستدرک الوسائل ج3 ص467 حديث 4013.
[27] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏44، ص: 330
[28] . الكافي، ج‏2، ص: 296
[29] . دلائل‏الإمامة ص : 297
[30] . مقتل الحسين مقرم، ص 265.
[31] . اللهوف على قتلى الطفوف، ص: 91
[32] . بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج‏52، ص: 317
[33] . كلمات الإمام الحسين7- الشيخ الشريفي
[34] . الإرشاد في معرفة حجج الله على العباد، ج‏2، ص: 61
[35] .كمال الدين و تمام النعمة، ج‏2، ص: 521    

پدیدآونده:حسین حیدریان اردکانی