مرکز مجازی مهدویت

چند نشانه باقي مانده؟


مقدمه:

چندي پيش جناب آقاي دکتر اسماعيل شفيعي سروستاني، مطالبي را در دانشگاه بين المللي امام خميني (رحمه الله) ايراد نمود که با توجه به نکات بيان شده در اين جلسه، نقد و ارزيابي آن را خالي از فايده نمي بينيم. به طور خلاصه سخنان ايشان را مي‌توان به دو بخش تقسيم نمود: اول؛ دغدغه‌هاي ايشان پيرامون موضوع مهدويت و دوم؛ ديدگاه ايشان در مورد علايم ظهور و آخرالزمان. در بخش اول، اين كه فردي از اصحاب فرهنگ در پي آن است كه اهميت موضوع مهدويت را گوشزد كرده و تلاش غرب را در اين زمينه يادآور شود و بدين وسيله از جامعه علمي، غفلت را بزدايد، امري مبارك مي‌باشد. اما در بخش دوم سخنان ايشان، برخي مطالب قابل تأمل وجود دارد. ابتدا مناسب است اهم مطالب ايشان در چند نکته ذكر شود:

اهم مطالب آقاي دکتر شفيعي سروستاني

  1. هيچ سؤالي جدي‌تر از اين نيست كه آيا آخرالزماني كه همه ملل در هر گروه و مذهبي از آن سخن مي‌گويند، مصداقش امروز است؟
  2. آخرالزمان به معناي بحران، جنگ و آفت نيست. آخرالزمان قسمت واپسين از دوراني است كه به قيامت بپيوندد و از نظر ما آخرالزمان از زمان مبعوث شدن پيامبر آغاز و به ظهور موعود و سپس قيامت مي‌انجامد.
  3. تعداد هفت هزار روايت راجع به اين موضوع (آخرالزمان و نشانه هاي ظهور) وجود دارد که حتي در خصوص نماز و روزه اين تعداد روايت نداريم.
  4. بخش عمده‌اي از روايات آخرالزمان توسط پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله) و در نخستين روزهاي بعثت بيان شده‌است.
  5. اين نشانه‌ها و علايم، موقعيت بشر را در تاريخ معيّن مي كند تا مردم بدانند که در چه فاصله‌اي از ظهور قيامت قرار گرفته‌اند.
  6. پيامبر فرموده اند: به ناگزير فتنه‌اي پديد خواهد آمد كه هرگاه در نقطه اي آرامش پيدا كند، در نقطه اي ديگر ناآرامي شروع مي‌شود.
  7. بيش از 1200 نشانه آخرالزمان كه در روايات از آن سخن گفته شده، طبق گفته اکثر محققان تمام نشانه‌ها رخ داده و فقط 5 نشانه باقي مانده كه اولين آن فتنه سفياني است.
  8. سفياني با حمايت صهيونيست‌ها و غربي‌ها در سوريه كودتا مي كند، سپس يك گروه در سوريه به نام بني كلب از او حمايت مي نمايند. امروزه بني كلب جماعتي هستند كه بخشي از آن‌ها در ارتش اسرائيل، بخشي در سوريه و بخشي در لبنان زندگي مي‌كنند.
  9. زماني كه درگيري شام به كوفه مي‌رسد، از كنار قزوين لشکر سيد خراساني حركت مي‌كند و از منطقه مركزي ايران عبور كرده و به كوفه مي‌رود. در روايات آمده كه اگر لشکر خراساني را يافتيد با او همراه شويد. از يمن نيز سيد يماني به سوي كوفه مي‌آيد.
  10. فرمانده اصلي سپاه خراساني شعيب بن صالح است و امروز در طالقان قبري به اين نام است كه مردم براي زيارت او مي‌روند. وزيران، مشاوران و سرداران اصلي امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) همه ايراني هستند و در روز اول يك ميليون ايراني به امام مي‌پيوندد.
  11. طبق آنچه که به ما رسيده، ظهور در سال‌هاي پر از جنگ رخ مي‌دهد و در قرن بيستم، صد ميليون نفر در جنگ هاي مختلف كشته شدند.
  12. موساد و سيا اعلام كردند: به دنبال امام زمان هستند و نيز اعلام كرده بودند: شايد سيد خراساني آيت الله خامنه‌اي باشد، زيرا ايشان در جواني در خراسان بوده‌است و نيز احتمالاً سيد يماني سيد حسن نصرالله باشد، زيرا در كودكي در يمن بوده است.
  13. ما بايد براي رهايي از فتنه‌ها معرفت خود را افزايش داده و هوشيار باشيم تا امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) حكومت خود را در زمين برپا دارد و در آن زمان امام حسين(عليه السلام)، اصحاب كهف و سلمان فارسي به اين امام خواهند پيوست. فقط امام حسين سيصد سال بر روي زمين خلافت خواهد كرد.
  14. با تشكيل حكومت مهدوي، سلمان فارسي در ايران حاكم خواهد شد.[1]

چند توضيح کوتاه:

اگر به اين سخنان دقت شود، ايرادهاي فراواني، از جمله تناقض و بي سند بودن برخي از مطالب به راحتي قابل فهم است. قبل از طرح ايرادات، ذكر چند مطلب لازم است:

الف) دوران آخرالزمان و ويژگي‌هاي آن امري است، و ظهور و نشانه‌هاي آن حقيقتي ديگر. اين كه ظهور در بستر آخرالزمان رخ مي‌دهد، به اين معنا نيست كه نشانه‌هاي آخرالزمان، نشانه‌هاي ظهور هم باشد.

ب) علايم به دو دسته تقسيم مي‌شوند: حتمي و غير حتمي. علايم غير حتمي، علايمي هستند كه ممكن است رخ ندهند و حتي برخي از صاحب نظران، مانند سيد جعفر مرتضي عاملي در كتاب جزيره خضرا در ترازوي نقد قائل به بداء و امكان محقق نشدن علايم حتمي نيز هستند؛ برخي مانند علامه (مجلسي رحمه الله) بدا و تغيير در جزئيات را قبول دارند.

ج) تعيين وقت براي ظهور، هرچند به صورت تخمين، طبق روايات معصومين، امري غير قابل قبول و مردود است و چيزي جز ايجاد جو التهاب و توقع نا به‌جا در بين مردم و حالت سرخوردگي به همراه ندارد. بزرگان و علما بر اساس روايات، به ما تذكر مي‌دهند كه به گونه اي بحث مهدويت را براي مردم بگوييد و عقايد آن‌ها را محكم كنيد كه حتي اگر ظهور تا هزاران سال ديگر اتفاق نيفتاد در باور مردم و حركت انتظار گونه آنان خللي واقع نشود.

د) آخرالزمان يك واژه ديني بوده و در كتب مقدس و روايات پيشوايان دين از آن سخن به ميان آمده است. بنابر براي تعريف آن لازم است روايات و متون ديني ملاحظه شود. با مراجعه به روايات مي‌توان دريافت که براي آخرالزمان سه دوره قابل طرح است: اول. دوره پيامبر آخرالزمان كه از بعثت پيامبر اسلام (صلي الله عليه و آله) تا آخر عمر دنيا را شامل مي شود. دوم. دوره غيبت كه از غيبت امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) تا ظهور را در برمي‌گيرد. سوم. دوران ظهور كه دوران تشكيل آخرين دولت در جامعه انساني بوده و از عصر ظهور تا آخر عمر دنيا را شامل مي‌شود.

ه‍) رجعت هر چند امري مسلّم بوده و شيعه بر اساس قرآن و روايات، آن را باور دارد، ولي بسياري از جزئيات آن، مانند كيفيت رجعت ائمه، حكومت بعد از امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و ... براي ما روشن نيست. لذا بر اساس برخي روايات كه از نظر سند و متن محل بررسي است، نمي توان در مورد جزئيات آن سخن گفت. به علاوه كه رجعت هنگام ظهور است نه قبل از آن.

و) تطبيق علايم ظهور بر حوادث خارجي و ادعاي تحقق علايم به صورت قطعي، امري غير قابل پذيرش است، مگر با قرائن قطعي و يقيني. در اين زمينه لازم به تذكر است: اولاً. تعدادي از روايات كه در باب علايم آمده ضعيف هستند. مرحوم علامه مجلسي (رحمه الله) در جلد52، کتاب بحارالانوار، صفحه290، ذيل حديث نودم، پس از ذكر روايتي از علايم ظهور، تصريح به عدم اعتبار مي‌كند، اين در حالي است كه همين روايت منبع برخي از علايم شده و در كتب از آن‌ها سخن به ميان آمده‌است. ثانياً. علم ما محدود است شايد اين حادثه ربطي به علامت ظهور نداشته باشد. ثالثاً. در برخي از روايات سخن از يك گشايش در امر مسلمين است و ربطي به ظهور امام ندارد. رابعاً. برخي علايم بسيار مبهم و گنگ است و قابل تطبيق بر مصداق معيّن خارجي نمي‌باشد. خامساً. برخي روايات از حوادث دوران غيبت سخن مي‌گويد، نه علامت ظهور. با توجه به اين احتمالات و احتمالات ديگر، چگونه مي‌توان سخن از تطبيق قطعي و تحقق علايم گفت؟

چند اشكال مهم

  1. در كجا سخن از 1200 علامت آمده تا بخواهيم از تحقق آن صحبت كنيم. مراد از اكثر محققان و يا تمام محققان كه قائل به تحقق علايم هستند چه کساني مي‌باشند؟
  2. آيا دوره آخرالزمان همه دوران غيبت است نه فقط امروز؟
  3. نکته شماره 2 با شماره 6 و 11 ايشان را اگر كنار هم بگذاريد، متناقض بودن آن‌ها را روشن مي‌کند.
  4. اصولاً روايات مربوط به امام زمان بر اساس تحقيقات صاحب نظران كه در مجموعه نفيسي به نام معجم احاديث امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) جمع آوري شده، حدود دو هزار حديث است. آن وقت چگونه فقط موضوع ظهور و علايم آن هفت هزار روايت دارد؟
  5. بر چه اساسي عمده روايات مهدويت را از پيامبر (صلي الله عليه و آله)، آن هم مربوط به اول بعثت مي‌گوييد؟
  6. آيا به راستي علايم ظهور بيانگر فاصله زماني تا ظهورند؟ در كدام علايم غير از علايم پنجگانه سخن از زمان آمده است (بر فرض كه زمان هاي مطرح شده در مورد اين علايم خاص، قابل اثبات بوده و روايات مربوط به زمان علايم معتبر باشد)؟
  7. بر اساس كدام مستندات معتبر، خروج سفياني با حمايت غرب و صهيونيست ها قابل تبيين است و اين جماعت بني كلب از كجا بدين گونه به تصوير درآمده است؟
  8. اصولاً چرا حركت سيد خراساني از قزوين اعلام شده و چه ربطي به منطقه مركزي ايران دارد؟
  9. آيا بنا هست شعيب بن صالح همين شخص مدفون باشد و قبل از ظهور رجعت كند؟ بر چه اساسي؟ در كجا آمده همه وزيران و مشاوران آن حضرت ايراني هستند و اين که در روز اول ظهور، يك ميليون نفر ايراني به امام مي پيوندند؟ اين‌ها اهل كجايند و چه موقع به عربستان مي‌روند؟ در مقابل آن، رواياتي كه سيصدو سيزده نفر را از نقاط مختلف جهان مي داند چيست؟ (به روايت امام جواد (عليه السلام) ، در كتاب كمال الدين، باب 37 مراجعه شود.)
  10. رجعت امام حسين (عليه السلام) چه زماني است و به استناد كدام روايت معتبر، آن حضرت سيصد سال حکومت مي کنند؟ و نيز طبق چه ملاكي در آن زمان سلمان فارسي حاكم ايران معرفي شده است؟[2]

يکي ديگر از اشکالات اساسي اين است که چرا بايد با ارائه اين سخنان بدون سند معتبر، فكر مخاطبان را مشوّش كرد؟ آيا منظور از معرفت امام كه سخنران محترم در آخر به صورت كوتاه اشاره نموده همين است؟ آيا ندانستن چنين مطالبي به معناي عدم معرفت امام است؟ با توجه به اين که ائمه معصومين (عليهم السلام) به شدت توقيت و اعلام زمان ظهور را نهي نموده‌اند. تنظيم مطالبي که شنونده و خواننده از آن، به گونه اي توقيت را برداشت مي‌کند؛ اين سفارش معصومين (عليهم السلام) سازگار است؟

در پايان از آن برادر بزرگوار تقاضا مي‌شود که در تبيين مباحث مهدويت به گونه اي سخن نگوييم كه به جاي تقويت قلوب مردم نسبت به امام زمان (عجل الله تعالي فرجه الشريف) باورهاي ديني مردم را متزلزل نماييم.

نتیجه:

ايرادهاي فراواني از جمله، متناقض و بي سند بودن برخي از مطالب، نا ساز گاری برخی دیگر از مطالب با سفارش معصومین(علیهم السلام) مبنی بر نهی از تعیین وقت ظهور، وذکر عدد روایات در مورد امام زمان بیش از آنچه در کتب معتبر آمده است، بر این سخنان وارد شده و پاسخ آن  به روشنی ارائه گردید.

پی‌نوشت‌ها:

[1]. نقد واشاره به مطالب انتشار یافته در سایت (.(mahdi.etudfrance.com

[2]. نقد واشاره به مطالب انتشار یافته در سایت (http://www.tabnak.ir/).