مرکز مجازی مهدویت

چهار استراتژی انقلاب اسلامی در حرکت به سوی ظهور

مقدمه:

بنابر آن‌چه از آموزه‌های دینی و احادیث معصومین(علیهم السلام) به دست می‌آید؛ حکومت موعود منجی که در اسلام از آن به نام دولت مهدی موعود (علیه السلام) یاد شده است، والاترین حکومت روی زمین خواهد بود که در آن همه عناصر بایسته به خوبی در جایگاه خود قرار می‌گیرند. حکومتی که تجلّی بخش آرمان‌های بلند انبیاء الهی و شایستگان زمین خواهد بود. در این حکومت دولتمردان از جایگاه والایی برخوردارند. در این راستا؛ شیعيان حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) در عصر غيبت امامشان وظايفي دارند كه در سلسله مباحثی با عنوان پیام‌های حضرت مهدی(علیه السلام) به دولت مردان بدان پرداخته‌ شده‌است. در نوشتار حاضر به قسمت اول از این مباحث اشاره شده‌است.

1 ـ ايجاد وفاق بين امّت

دولت مردان وظيفه دارند با الگو گرفتن از حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) درصدد ايجاد وفاق ملّي و اتحاد اسلامي باشند همان گونه كه روش حكومت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) اين چنين است.

از امام صادق (عليه السلام) درباره حضرت مهدي (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: « ... يظهر الله عزّوجلّ الحقّ و العدل في البلاد و يحسن حال عامة العباد و يجمع الله الكلمة و يولّف بين قلوب مختلفة»؛[1] « خداوند عزّوجلّ به واسطه او حق را ظاهر و عدل را در شهرها گسترش مي‌دهد و حال عموم مردم را بهبود مي‌بخشد و وحدت كلمه پديد آورده و بين قلب‌هاي گوناگون اُلفت ايجاد مي‌كند».

در دعاي ندبه نيز آمده‌است: « اين جامع الكلمة علي التقوي»؛[2] « كجاست آن كسي كه سخن‌ها را بر تقوا جمع مي‌كند».

و نيز از امام صادق (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: « فوالله يا مفضل ليرفع عن الملل و الاديان الاختلاف و يكون الدين كلّه واحداً»؛[3] « به خدا سوگند! اي مفضل به طور حتم از ملت‌ها و دين‌ها اختلاف را برمي‌دارد و تمام دين يكي خواهد شد».

2 ـ احياي سنتّ‌هاي فراموش شده

عموم مسلمانان، و علي الخصوص حاكمان اسلامي وظيفه دارند تا با تأسي به امام زمان (عليه السلام) سنت‌هايي كه عمل نشده و بر زمين مانده را احيا كنند، همان گونه كه حضرت مهدي (عليه السلام) در سطح گسترده چنين خواهد كرد.

از امام علي (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: « فيريكم كيف عدل السيرة، و يحيي ميّت الكتاب و السنّة»؛[4]؛ « او روش عادلانه را در حكومت داري به شما مي‌نماياند و ـ احكام ـ كتاب خدا و سنّت رسول را احيا مي‌كند».

3 ـ عمل به سيره رسول خدا (صلی الله عليه و آله) و حضرت علي (عليه السلام)

دولت مردان و مسئولان نظام اسلامي وظيفه دارند تا در حكومت داري به سيره رسول خدا (صلی الله عليه و آله) و حضرت علي (عليه السلام) عمل كنند همان گونه كه روش حكومت حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) چنين خواهد بود.

از رسول خدا (صلی الله عليه و آله) نقل شده كه فرمود:« يخرج رجل من اهل بيتي و يعمل بسنّتي و ينزل الله البركة من السماء»؛[5] « مردي از اهل بيتم خروج مي‌كند او به سنّت من عمل مي‌كند و لذا خداوند بركاتش را به واسطه او از آسمان نازل مي‌نمايد».

و نيز نقل شده: « ... انّ قائمنا اهل البيت(عليهم السلام) اذا قام لبس ثياب علي (عليه السلام) و سار بسيرة علي (عليه السلام)»؛[6] « ... چون قائم ما اهل بيت(عليهم السلام) قيام كند لباس علي را بر تن كرده و به روش او عمل خواهد نمود».

4 ـ نهضت فراگيري قرآن

حاكمان اسلامي فراگيري قرآن را بايد تبديل به يك نهضت كنند و تمام امكانات را بسيج كرده و در راه رسيدن به اين هدف به كار گيرند. و اين، همان كاري است كه حضرت مهدي (عليه السلام) در عصر ظهور انجام مي‌دهد و حتي در صورت كمبود جا از خيمه‌ها استفاده مي‌كند.

از اميرمومنان (عليه السلام) نقل شده كه فرمود: « كانّي انظر الي شيعتنا بمسجد الكوفة و قد ضربوا الفساطيط يعلّمون الناس القرآن كما انزل ...»؛[7] « گويا به شيعيان خود در مسجد كوفه نظر مي‌كنم كه چگونه خيمه‌ها را بر پا كرده و آن گونه كه قرآن نازل شده به مردم تعليم مي‌دهند».

5 ـ پرورش افراد مستعد

بايد افرادي را كه قابل هدايت بوده و داراي استعداد كمال هستند پرورش داده و به كمال رسانيد.

از امام باقر (عليه السلام) نقل شده كه درباره حضرت مهدي (عجل الله تعالي فرجه) فرمود: « اذا قام قائمنا وضع يده علي رؤوس العباد فجمع به عقولهم و كمل به احلامهم»؛[8] « چون قائم ما قيام كند دستش را بر سر بندگان مي‌گذارد و عقول آن‌ها را متمركز ساخته و فكرهايشان را به كمال مي‌رساند».

نكته ديگري كه از اين حديث استفاده مي‌شود، اين است كه مردم بايد خود اقدام كرده و شروع به تحصيل كمال كنند و دولت مردان وظيفه دارند تا نواقص را جبران نمايند.

ادامه دارد ...

پی‌نوشت‌ها:

[1]. كمال الدين، ص 647، ح 7 ; بحارالانوار ج 52، ص 128، ح 20 .

[2]. اقبال الاعمال، ج 1، ص 509 .

[3]. بحارالأنوار، ج 53، ص 4.

[4]. نهج البلاغه، خطبه 138، بحارالانوار، ج 51، ص 130، ح 25 .

[5]. بحارالأنوار، ج 51، ص 82.

[6]. كافى، ج 1، ص 411، ح 4، بحارالانوار، ج 47، ص 55، ح 92 .

[7]. الغيبة، نعمانى، ص 318، ح 3، بحارالأنوار، ج 52، ص 364، ح 139.

[8]. كافى، ج 1، ص 25، ح 21، كمال الدين، ص 675، ح 30، بحارالأنوار، ج 52، ص 336، ح 71.

پدید آورنده : علی اصغر رضوانی

کلمات کلیدی :

نظر شما :