مرکز مجازی مهدویت
گلزار زندگى
دل را زبي خودى سر از خود رميدن استجان را هواى از قفس تن پريدن است...
نگاه تو
از نو شکفت نرگس چشم انتظاري‌امگل کرد خار خار شب بي‌قراري‌ام...
نوای فراق
من از تبار تشنه غروب هاى انتظار  كه سبز مى‏تپد دلم به شوق دیدن بهار...
نور كمال
ای حضور عشق، ای نور کمال معنی گلواژه‌های بی‌زوال...
هدیه خدایى
طاووس كبریایى! اى هدیه خدایى!  تو دیدنى‏ترینى، اى دیدنى، كجایى؟...
همین‌ امروز یا فردا…
آری‌ همین‌ امروز و فرداها کسی‌ از نسل‌ آدم‌...
هنوز غايب
مست می‌وصالم آقا بده جوابی جانم فدای نامت دیگر نمانده تابی...
یاابن الحسن
سرخوشم، این ناگهان مستی ز بوی جام کیست؟ شعله می‌ریزد زبانم، بر زبانم نام کیست؟...
يار ما
گر يار به ما رخ ننمايد چه توان كرد؟ زان روي نقاب ار نگشايد، چه توان كرد؟...
RSS